استطاعت‌ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



استطاعت در دو معنای قدرت بر انجام تکلیف و قدرت شرعی بر انجام مناسک حج به کار رفته است.
اِسْتِطاعَت‌، اصطلاحی‌ کلامی‌ به‌ معنای توانایی‌ قدرت‌ انجام‌ دادن‌ کار یا فعل‌ از سوی انسان‌ که‌ متکلمان‌ درباره ماهیت‌ آن‌، و همچنین‌ نسبتش‌ با فعل‌ اختلاف‌نظر دارند.استطاعت‌ مصدر باب‌استفعال‌ از ریشه طوع‌ است‌.

فهرست مندرجات

۱ - دیدگاه راغب‌اصفهانی
۲ - نظر ابن‌سینا و فخرالدین‌ رازی و صدرالدین‌ شیرازی
۳ - دلیل بحث‌ و تأمل‌ متکلمان‌ درباره استطاعت‌
۴ - نظر جبر گرایان
۵ - استطاعت‌ِ همراه‌ با فعل‌
۶ - دیدگاه مرجئه
۷ - نظر ابوحنیفه
۸ - دیدگاه اشعری
۹ - استطاعت‌ پیش‌ از فعل‌
۱۰ - نظر ابورشید نیشابوری
۱۱ - استطاعت‌ پیش‌ از فعل‌ و همراه‌ با آن‌
۱۲ - دیدگاه طحاوی
۱۳ - نقد کردن ابن‌سینا نظر پاره‌ای از حکیمان‌ یونان‌ را
۱۴ - فخرالدین‌ رازی در مقام‌ دفاع‌ از نظریه استطاعت‌ همراه‌ با فعل‌
۱۵ - صدرالدین‌ شیرازی در مقام دفاع از ابن‌سینا
۱۶ - استطاعت به دو معنا در فقه
۱۷ - استطاعت در قرآن
۱۸ - اقسام استطاعت
۱۹ - استطاعت عقلی
۲۰ - استطاعت شرعی
۲۱ - ابعاد استطاعت شرعی
       ۲۱.۱ - استطاعت مالی
              ۲۱.۱.۱ - توشۀ سفر (زاد)
              ۲۱.۱.۲ - وسیلۀ سواری (راحله)
              ۲۱.۱.۳ - نفقۀ خانواده
              ۲۱.۱.۴ - رجوع به کفایت
۲۲ - استطاعت سربی
۲۳ - استطاعت بدنی
۲۴ - استطاعت زمانی
۲۵ - تحصیل استطاعت
۲۶ - استلزام حج بر انجام حرام یا ترک واجب
۲۷ - فهرست منابع
۲۸ - پانویس
۲۹ - منبع

دیدگاه راغب‌اصفهانی

[ویرایش]

راغب‌اصفهانی‌ می‌گوید: «استطاعت‌ به‌ معنای وجود چیزی است‌ که‌ فعل‌ به‌ سبب‌ آن‌ امکان‌پذیر می‌شود و انسان‌ به‌وسیله امر استطاعت‌ می‌یابد که‌ خواسته‌هایش‌ را به‌ عنوان‌ فعل‌ پدید آورد: نیرو یا قدرت‌ ویژه‌ای که‌ از آن‌ِ فاعل‌ است‌، تصور کردن‌ فعل‌، ماده‌ای که‌ پذیرای تأثیر فعل‌ است‌، ابزار انجام‌ دادن‌ فعل‌ اگر فعل‌ به‌ ابزار نیازمند باشد. عجز ضد استطاعت‌ است‌ و عاجز کسی‌ است‌ که‌ فاقد یک‌ یا چند امر از امور یاد شده‌ باشد. بدین‌ قرار، هرگاه‌ فردی همه این‌ امور را دارا باشد، مطلقاً مستطیع‌ ، و هرگاه‌ فاقد همه آن‌ها باشد مطلقاً عاجز است‌ و زمانی‌ که‌ دارای برخی‌، و فاقد برخی‌ دیگر باشد، از جهتی‌ مستطیع‌، و از جهتی‌ دیگر عاجز است‌ و بهتر آن‌ است‌ که‌ او را عاجز بخوانند. استطاعت‌ اخص‌ از قدرت‌ است‌. [۱]

نظر ابن‌سینا و فخرالدین‌ رازی و صدرالدین‌ شیرازی

[ویرایش]

ابن‌سینا در الهیات‌ شفا به‌ دقت‌ به‌ شرح‌ معانی‌ گوناگون‌ «قوّه‌» پرداخته‌، و در ضمن‌ آنها به‌ قدرت‌ اشاره‌ کرده‌ است‌. [۲] فخرالدین‌ رازی در المباحث‌ المشرقیه‌ سخنان‌ ابن‌سینا را در این‌ باب‌ تکمیل‌ کرده‌ [۳] و صدرالدین‌ شیرازی در اسفار مطالب‌ فخرالدین‌ را باز گفته‌ است‌.خلاصه سخن‌ این‌ حکیمان‌ آن‌ است‌ که‌ قدرت‌ یا استطاعت‌ یعنی‌ اینکه‌ «فاعل‌ چون‌ بخواهد، انجام‌ دهد و چون‌ نخواهد، نکند». [۴] [۵] بدین‌صورت‌، استطاعت‌ یا قدرت‌ مبدأ صدور افعال‌ انسان‌ است‌.

دلیل بحث‌ و تأمل‌ متکلمان‌ درباره استطاعت‌

[ویرایش]

آنچه‌ متکلمان‌ را از همان‌ نخستین‌ مراحل‌ پیدایش‌ علم‌ کلام‌ ، واداشته‌ تا درباره استطاعت‌ بحث‌ و تأمل‌ کنند، اهتمام‌ ایشان‌ به‌ بحث‌ جبر و اختیار بوده‌ است‌. تلقی‌ هر متکلم‌ در باب‌ جبر یا اختیار مستقیماً با ارائه نظری خاص‌ درباره استطاعت‌ فاعل‌ پیوند دارد. به‌ عبارت‌ دیگر، متکلمان‌ در اینکه‌ استطاعت‌ انسان‌ خدادادی است‌، حرفی‌ ندارند، اما سخن‌ اینجاست‌ که‌ خداوند چگونه‌، و از این‌ مهم‌تر در چه‌ زمانی‌ این‌ نیرو را ارزانی‌ می‌دارد؟ بنابر نگرش‌ اختیار گرایان‌، خدا به‌ انسان‌ از زمان‌ به‌ دنیا آمدن‌ این‌ استطاعت‌ را بخشیده‌ است‌ و انسان‌ تا پایان‌ عمر همه کارهایش‌ را به‌ تصمیم‌ خود، و با این‌ نیرو انجام‌ می‌دهد یعنی‌ استطاعت‌ پیش‌ از فعل‌ حاصل‌ است‌ و از این‌رو مسئول‌ است‌. اما آنانکه‌ نگرش‌ جبری دارند با صرف‌نظر از جبرگرایان‌ِ افراطی‌ که‌ هیچ‌ استطاعتی‌ برای انسان‌ قائل‌ نیستند، ضمن‌ بیان‌ آنکه‌ به‌ انسان‌ از زمان‌ ولادت‌، قدرت‌ عمل‌ کردن‌ بخشیده‌ شده‌ است‌، بر این‌ نکته‌ تأکید می‌کنند که‌ خدا برای هر فعل‌ در زمان‌ خود در آدمی‌ قدرتی‌ می‌آفریند که‌ او را شایسته انجام‌ دادن‌ آن‌ کار خاص‌ می‌سازد.به‌ هر روی، مبحث‌ استطاعت‌ از نخستین‌ مباحث‌ کلامی‌ به‌شمار می‌رود.

نظر جبر گرایان

[ویرایش]

جهم‌ بن‌ صفوان‌ د ۲۸ق‌ متکلم‌ بلندآوازه جبرگرا بر آن‌ بود که‌ هیچ‌ کس‌ جز خداوند در حقیقت‌ فعلی‌ انجام‌ نمی‌دهد و انسان‌ اساساً در انجام‌ کارهایش‌ هیچ‌ استطاعتی‌ ندارد. [۶] [۷] [۸] [۹] پس‌ از جهم‌، ضرار بن‌ عمرو د ۹۰ق‌ که‌ پیرو آراء وی بود، با ارائه تحلیلی‌ خاص‌ از رابطه فاعل‌ و کاسب‌، استطاعت‌ را پیش‌ از فعل‌ و همراه‌ با آن‌ می‌دانست‌. [۱۰] [۱۱] [۱۲] همچنین‌ آورده‌اند که‌ یوسف‌ بن‌ خالد سمتی‌ د ۸۹ق‌ نخستین‌ کسی‌ بود که‌ مسأله استطاعت‌ِ همراه‌ با فعل‌ - نه‌ پیش‌ از آن‌ - را اظهار کرد [۱۳] و پس‌ از او ابوعبدالله‌ حسین‌ بن‌ محمد نجار رازی د ح‌ ۲۰ق‌ به‌ این‌ باور گرایید و در این‌ باب‌ چند کتاب‌ نوشت‌. [۱۴] [۱۵] از دیگر متقدمانی‌ که‌ رساله مستقلی‌ درباره استطاعت‌ پرداختند، می‌توان‌ از ابوالهذیل‌ علاف‌، معمر بن‌ عباد سلمی‌، ابوسعید حضرمی‌ صوفی‌، ابن‌راوندی ، هشام‌ بن‌ حکم‌ ، حفص‌ الفرد، عبدالله‌ بن‌ یزید اباضی‌، بشر بن‌ معتمر و جاحظ یاد کرد. [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹]

استطاعت‌ِ همراه‌ با فعل‌

[ویرایش]

نجار از نخستین‌ کسانی‌ است‌ که‌ با تحلیل‌ خاص‌ خود از استطاعت‌ِ همراه‌ با فعل‌ کوشید تا نظریه کسب‌ را تقویت‌ کند. وی آشکارا اظهار می‌کرد که‌ کارهای بندگان‌، مخلوق‌ِ خداوند است‌.او همچنین‌ بر این‌ باور بود که‌ اراده پروردگار از ازل‌ بر این‌ قرار گرفته‌ است‌ که‌ در زمانی‌ که‌ می‌داند چیزی به‌ وجود می‌آید، آن‌ را در همان‌ زمان‌ به‌ وجود می‌آورد. بدین‌سان‌ نجار استطاعت‌ِ پیش‌ از فعل‌ را نمی‌پذیرفت‌ و معتقد بود که‌ یاری خداوند، در زمان‌ انجام‌ دادن‌ فعل‌ و به‌ همراه‌ آن‌ می‌رسد و این‌ یاری همان‌ استطاعت‌ است‌. با استطاعت‌ِ واحد دو فعل‌ انجام‌ نمی‌گیرد و هر فعلی‌ را استطاعتی‌ است‌ که‌ به‌ همراه‌ آن‌ حادث‌ می‌شود و استطاعت‌ باقی‌ نیست‌. وقتی‌ استطاعت‌ باشد، فعل‌ هم‌ هست‌ و چون‌ نباشد، فعل‌ هم‌ نیست‌. [۲۰] تفکر استطاعت‌ِ همراه‌ فعل‌ - نه‌ پیش‌ از آن‌ - بعدها توسط همگی‌ جبرگرایان‌ پی‌گیری شد.

دیدگاه مرجئه

[ویرایش]

مرجئه‌ معتقد بودند که‌ استطاعت‌ همراه‌ با فعل‌ است‌، چرا که‌ انسان‌ها به‌ استطاعت‌ برای انجام‌ دادن‌ فعل‌ نیازمندند، پس‌ وجهی‌ ندارد که‌ وجودش‌ جدا از فعل‌ باشد، همچنین‌ روا نیست‌ که‌ فعل‌ انسان‌ها غیر از آفرینش‌ الهی‌ باشد، زیرا در این‌صورت‌ نسبت‌ ناتوانی‌ به‌ خدا لازم‌ می‌آید، چه‌، در عالم‌ او چیزی روی داده‌ که‌ آفریده او نیست‌. [۲۱] [۲۲]

نظر ابوحنیفه

[ویرایش]

نوشته‌های منسوب‌ به‌ ابوحنیفه‌ نیز نشان‌ می‌دهد که‌ وی همین‌ باور را داشته‌ است‌. او تصریح‌ کرده‌ که‌ هر جزء از استطاعت‌ منطبق‌ بر جزئی‌ از فعل‌ است‌. [۲۳]

دیدگاه اشعری

[ویرایش]

به‌گفته اشعری اصحاب‌ حدیث‌ نیز بر آن‌ بودند که‌ افعال‌ را خالقی‌ جز خدا نیست‌ و حتی‌ گناهان‌ و بدی‌های بندگان‌ را او خلق‌ می‌کند و از همین‌ رو استطاعت‌ همراه‌ فعل‌ است‌. [۲۴] همو این‌ عقیده‌ را به‌ برخی‌ از متکلمان‌ زیدیه‌ و امامیه‌ نسبت‌ داده‌ است‌. [۲۵] [۲۶] ابوالحسن‌ اشعری د ۲۴ق‌ که‌ عقیده نجار را پرورانده‌، [۲۷] خود از بزرگ‌ترین‌ و نامورترین‌ پیروان‌ این‌ عقیده‌ بوده‌ است‌. وی در اللمع‌ می‌کوشد تا اندیشه استطاعت‌ِ همراه‌ با فعل‌ را ثابت‌ کند و به‌ تفصیل‌ به‌ اشکال‌های اعتزالیان‌ و دیگران‌ پاسخ‌ دهد، [۲۸] [۲۹] که‌ به‌ نقد استدلال‌های او پرداخته‌ است‌. از این‌ گذشته‌، نظر اشعری این‌ است‌ که‌ استطاعتی‌ که‌ بنده‌ فعل‌ را با آن‌ انجام‌ می‌دهد، در همان‌ لحظه انجام‌ دادن‌ فعل‌، مستقیماً توسط خدا آفریده‌ می‌شود و بنده‌ آن‌ را کسب‌ می‌کند و او در حقیقت‌ کاسب‌ فعل‌ است‌، نه‌ فاعل‌ آن‌. [۳۰] گفتنی‌ است‌ که‌ همین‌ عقیده‌ بعدها توسط باقلانی‌ ه م‌ پرداخته‌تر گردید. [۳۱]

استطاعت‌ پیش‌ از فعل‌

[ویرایش]

در برابر جبرگرایان‌ِ معتقد به‌ استطاعت‌ِ همراه‌ فعل‌، عدل‌ گرایان‌ قرار داشتند که‌ به‌سبب‌ مختار دانستن‌ انسان‌ در کارهایش‌، به‌ استطاعت‌ِ پیش‌ از فعل‌ معتقد بودند. [۳۲] [۳۳]استدلال‌ اساسی‌ اعتزالیان‌ برای اثبات‌ این‌ تلقی‌ از استطاعت‌ این‌ بود که‌ حالت‌ کافر از دو صورت‌ بیرون‌ نیست‌: یا او را به‌ ایمان‌ آوردن‌ مأمور کرده‌اند، یا نه‌. اگر او را مأمور ندانیم‌، چنین‌ باوری کفر محض‌ و برخلاف‌ قرآن‌ و اجماع‌ است‌ و اگر مأمور باشد، باز از دو حال‌ بیرون‌ نیست‌: یا در حالی‌ به‌ او امر کرده‌اند که‌ توانایی‌ تحقق‌ بخشیدن‌ به‌ آن‌ خواسته‌ را دارد، یا مأمور شدن‌ او به‌ ایمان‌ در حال‌ ناتوانی‌ است‌ که‌ در این‌صورت‌ باید بگوییم‌: خداوند به‌ کسی‌ که‌ توانایی‌ انجام‌ دادن‌ کاری را ندارد، دستور داده‌ است‌ تا آن‌ کار را انجام‌ دهد تکلیف‌ مالایُطاق‌ ، مانند آنکه‌ کور را به‌ دیدن‌ و زمین‌گیر را به‌ راه‌ رفتن‌ مکلّف‌ کنند و این‌ کار جفا و ستم‌ است‌ و متصف‌ کردن‌ خداوند به‌ این‌ وصف‌ها درست‌ نیست‌. اینک‌ چون‌ انسان‌ کاری انجام‌ نمی‌دهد، مگر با استطاعتی‌ که‌ خدا به‌ او ارزانی‌ داشته‌، پس‌ از دو حال‌ بیرون‌ نیست‌: یا خدا این‌ استطاعت‌ را هنگامی‌ می‌دهد که‌ فعل‌ پدید آمده‌ است‌، یا هنگامی‌ که‌ فعل‌ هنوز موجود نیست‌. اگر استطاعت‌ را در حالی‌ ببخشد که‌ فعل‌ موجود است‌، پس‌ دیگر نیازی به‌ استطاعت‌ نیست‌، زیرا فعلی‌ که‌ برای پدید آمدن‌ به‌ آن‌ استطاعت‌ نیاز داشت‌، به‌وجود آمده‌ است‌. اگر استطاعت‌ را هنگامی‌ بدهد که‌ فعل‌ هنوز به‌وجود نیامده‌ باشد، پس‌ همین‌ مطلوب‌ بوده‌، یعنی‌ استطاعت‌ پیش‌ از فعل‌ است‌. [۳۴]برخی‌ از متکلمان‌ با اینکه‌ استطاعت‌ را پیش‌ از فعل‌ می‌انگاشتند، آن‌ را چیزی افزون‌ بر تندرستی‌ شخص‌ نمی‌دانستند.در نظر آنان‌ مستطیع‌ کسی‌ است‌ که‌ بیمار نباشد.از میان‌ متکلمان‌ متقدم‌ شیعه‌ ، کسانی‌ چون‌ زراره‌ بن‌ اعین‌ ، عبید بن‌ زراره‌، محمد بن‌ حکیم‌، عبدالله‌ بن‌ بکیر، هشام‌ بن‌ سالم‌ جوالیقی‌ و مؤمن‌ الطاق‌، [۳۵] و از عدل‌ گرایان‌، [۳۶] بشر بن‌ معتمر، ثمامة بن‌ اشرس‌ و غیلان‌، [۳۷] [۳۸] بر این‌ عقیده‌ بودند.

نظر ابورشید نیشابوری

[ویرایش]

به‌ هر روی، برخی‌ دیگر مانند ابورشید نیشابوری این‌ نظر را نقد کرده‌اند. ابورشید می‌گوید: اگر مراد از تندرستی‌، چیزی جز اعتدال‌ مزاج‌ و زوال‌ بیماری‌ها نباشد، معقول‌ نیست‌. اعتدال‌ مزاج‌ یعنی‌ تساوی حرارت‌، برودت‌، یبوست‌ و رطوبت‌ . روا نیست‌ که‌ منظور از قدرت‌ ، این‌ معانی‌ باشد، زیرا جمادات‌ نیز همین‌ وصف‌ها را دارند، ولی‌ قدرت‌ ندارند.همچنین‌ این‌ معانی‌ به‌ غیرمتعلق‌ نیستند، درصورتی‌ که‌ قدرت‌، به‌ غیر تعلق‌ می‌گیرد. دلیل‌ دیگر اینکه‌ قادر با وصف‌ قادر بودنش‌، حالتی‌ دارد که‌ به‌ جملگی‌ وی برمی‌گردد و جایگاه‌ خاصی‌ در شخص‌ ندارد، در حالی‌ که‌ احکام‌ این‌ معانی‌، فقط به‌ محل‌های آن‌ منحصر است‌. از این‌ها گذشته‌، این‌ معانی‌ متضاد است‌ و محال‌ است‌ که‌ امور متضاد، صفتی‌ واحد داشته‌ باشند. افزون‌ بر این‌ها، اگر منظور از تندرستی‌، دور بودن‌ از بیماری‌هاست‌، این‌ یک‌ وصف‌ عدمی‌ است‌؛ درصورتی‌ که‌ قادر به‌ واسطه معنایی‌ وجودی قادر است‌. [۳۹]

استطاعت‌ پیش‌ از فعل‌ و همراه‌ با آن‌

[ویرایش]

در این‌ میان‌ بعضی‌ قائل‌ به‌ تفصیل‌ شدند و استطاعت‌ را به‌گونه‌ای دانستند که‌ هر دو بخش‌ پیش‌ از فعل‌ و همراه‌ آن‌ را شامل‌ می‌گردد. هشام‌ بن‌ حکم‌، متکلم‌ امامی‌، نظرش‌ این‌ است‌ که‌ استطاعت‌ عبارت‌ است‌ از گرد آمدن‌ امر در کنار هم‌: تندرستی‌، رهایی‌ از شرایط محیط، زمان‌ ، ابزاری که‌ فعل‌ با آن‌ انجام‌ می‌گیرد، سبب‌ وارد که‌ انگیزه رخ‌ دادن‌ فعل‌ می‌شود. به‌نظر وی برخی‌ از این‌ها پیش‌ از فعل‌ وجود دارند و تنها سبب‌ در زمان‌ فعل‌ به‌ وجود می‌آید. وقتی‌ خدا سبب‌ را پدید آورد، فعل‌ ضرورتاً وجود می‌یابد. [۴۰] ظاهراً این‌ عقیده هشام‌ تفسیری از گفتارهای منسوب‌ به‌ امامان‌ شیعه‌ (ع‌) است‌. [۴۱] [۴۲]

دیدگاه طحاوی

[ویرایش]

سخنی‌ نزدیک‌ به‌ همین‌ باور در نوشته‌های طحاوی عالم‌ حنفی‌ دیده‌ می‌شود: استطاعت‌ دو جنبه‌ دارد، یک‌ جنبه آن‌، توفیقی‌ است‌ که‌ کار مخلوق‌ نیست‌ و این‌ جنبه‌ همراه‌ با فعل‌ است‌، اما جنبه دیگر آن‌، استطاعتی‌ است‌ که‌ از جهت‌ تندرستی‌، وسع‌، توانایی‌ و سلامت‌ اعضاست‌.این‌ جنبه‌، پیش‌ از فعل‌ است‌ و خطاب‌ تکلیف‌ کننده‌ نیز به‌ آن‌ تعلق‌ می‌گیرد، [۴۳] ماتریدی نیز عیناً به‌ همین‌ عقیده‌ گراییده‌ است‌. [۴۴]

نقد کردن ابن‌سینا نظر پاره‌ای از حکیمان‌ یونان‌ را

[ویرایش]

ابن‌سینا در الهیات‌ شفا نظر پاره‌ای از حکیمان‌ یونان‌ که‌ استطاعت‌ یا قوت‌ را همراه‌ با فعل‌ می‌دانستند نقد کرده‌، و گفته‌ است‌: گویی‌ اینان‌ معتقدند فردی که‌ نشسته‌ است‌، توانایی‌ برخاستن‌ ندارد، یعنی‌ تا زمانی‌ که‌ برنخاسته‌ است‌، اصلاً در ذاتش‌ امکان‌ برخاستن‌ نیست‌. پرسش‌ اینجاست‌ که‌ پس‌ چگونه‌ برمی‌خیزد؟! اموری که‌ موجود نیستند و در عین‌ حال‌ قوه‌ و امکانی‌ برای‌ به‌وجود آمدن‌ ندارند، محال‌ است‌ که‌ به‌وجود آیند. [۴۵]

فخرالدین‌ رازی در مقام‌ دفاع‌ از نظریه استطاعت‌ همراه‌ با فعل‌

[ویرایش]

فخرالدین‌ رازی در مقام‌ دفاع‌ از نظریه استطاعت‌ همراه‌ با فعل‌ به‌ خرده‌گیری از ابن‌سینا پرداخته‌، می‌گوید: شگفتی‌ ابن‌سینا در این‌باره‌ نابجاست‌، زیرا قوت‌ را مبدأ تغییر دانستیم‌ و مبدأ تغییر یا همه جنبه‌های مبدأ بودنش‌ کامل‌ شده‌، یا کامل‌ نشده‌، و هنوز یکسره‌ به‌ فعل‌ در نیامده‌ است‌، اگر همه جنبه‌های مبدأ بودن‌ و مؤثر بودن‌ِ آن‌ به‌ کمال‌ رسیده‌، بالضروره‌ واجب‌ است‌ که‌ اثر با آن‌ به‌وجود آید. به‌ عبارت‌ دیگر، محال‌ است‌ که‌ پیش‌ از اثر باشد - که‌ در این‌ صورت‌ نظر ما که‌ قوت‌ را همراه‌ با فعل‌ می‌دانیم‌، راست‌ می‌آید - و اگر حالت‌ مبدأ تغییر به‌ گونه‌ای باشد که‌ همه اموری که‌ در مؤثر بودن‌ آن‌ دخیل‌اند، هنوز پیدا نشده‌اند، در این‌صورت‌ آنچه‌ اکنون‌ موجود است‌، به‌طور تمام‌ و کمال‌ مؤثر نیست‌، بلکه‌ پاره‌ای از جنبه‌های آن‌ موجود است‌؛ بدین‌ترتیب‌ آنچه‌ موجود است‌، نه‌ قوت‌ بر فعل‌، بلکه‌ پاره‌ای از آن‌ قوت‌ است‌. به‌هرحال‌، فخرالدین‌ رازی این‌ را می‌پذیرد که‌ کیفیتی‌ که‌ قدرت‌ نام‌ دارد، هم‌ پیش‌ از فعل‌ و هم‌ پس‌ از آن‌ حاصل‌ است‌، ولی‌ می‌گوید: این‌ قدرت‌ در حقیقت‌ همه آن‌ قوتی‌ که‌ فعل‌ با آن‌ صورت‌ می‌پذیرد، نیست‌، بلکه‌ یکی‌ از اجزای آن‌ قوت‌ است‌. [۴۶]

صدرالدین‌ شیرازی در مقام دفاع از ابن‌سینا

[ویرایش]

صدرالدین‌ شیرازی به‌ انتقاد فخرالدین‌ رازی از ابن‌سینا می‌تازد و می‌گوید: ظاهراً او قوه‌ای را که‌ در برابر فعل‌، و ملازم‌ با امکان‌ است‌، از قوت‌ ایجابی‌ فاعل‌ تام‌ تمیز نداده‌، و این‌ دو را درآمیخته‌ است‌، در حالی‌ که‌ او خود به‌ معنای نخست‌ که‌ ملازم‌ امکان‌ است‌، اعتراف‌ کرده‌، نیز از این‌ نکته‌ غافل‌ شده‌ که‌ این‌ امکان‌، از آن‌رو که‌ استعداد صرف‌ است‌، هیچ‌گاه‌ با فعلیت‌ جمع‌ نمی‌گردد.

استطاعت به دو معنا در فقه

[ویرایش]

استطاعت به مفهوم نخست از شرایط‌ عمومی تکلیف است که در کتب کلامی در شرایط تکلیف مطرح است و در فقه به جای آن، بیشتر، واژۀ قدرت به کار می‌رود، و به مفهوم دوم- به تبعیّت از قران کریم [۴۷]-، در باب حج به کار رفته است.

استطاعت در قرآن

[ویرایش]

استطاعت، قدرت و قوت و وسع و طاقت در لغت دارای معانی نزدیکی می‌باشند. فقهای امامیه استطاعت را به زاد (توشه) و راحله (مرکب، وسیلۀ سفر)، تفسیر نموده‌اند. [۴۸]
استطاعت یکی از شرائط وجوب حج است،چنان‌که فرمود:
« وَلِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً» [۴۹]
«و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند».

اقسام استطاعت

[ویرایش]

استطاعت بر دو گونه است:

استطاعت عقلی

[ویرایش]

قدرت عقلی بر انجام مناسک حج را- اعم از پیاده و سواره، به آسانی و دشواری، با عزّت و ذلّت- استطاعت عقلی گویند. [۵۰]

استطاعت شرعی

[ویرایش]

قدرت ویژه‌ای که شارع مقدس، آن را در وجوب حج معتبر دانسته است و بدون حصول آن- هر چند قدرت عقلی محقّق باشد- حج واجب نمی‌گردد؛ و چنانچه انجام گیرد، از حجة الاسلام کفایت نمی‌کند.

ابعاد استطاعت شرعی

[ویرایش]

استطاعت شرعی چهار رکن اساسی دارد که بدون حصول هر یک از آن‌ها، استطاعت محقّق نمی‌شود:

← استطاعت مالی


استطاعت مالی شامل چهار چیز است:

←← توشۀ سفر (زاد)


آنچه حاجی مطابق شأن خود- اعم از خوردنی، نوشیدنی، پوشیدنی و دیگر وسائل لازم در سفر حج- بدان نیاز دارد. [۵۱]

←← وسیلۀ سواری (راحله)


مشهور فقها در صورت عدم نیاز نیز وجود راحله را شرط وجوب حج می‌دانند. [۵۲]

←← نفقۀ خانواده


حج‌گزار باید مخارج خانواده‌اش را تا زمان بازگشت از حج داشته باشد. [۵۳]
چنانچه کسی از نظر مالی- در هر سه بعد یاد شده- هزینۀ حج را برای فردی تأمین کند، با وجود استطاعت سربی، بدنی و زمانی، حج بر او واجب می‌شود که به آن، استطاعت بذلی می‌گویند. [۵۴]

←← رجوع به کفایت


حج‌گزار باید توانایی ادارۀ زندگی خود و خانواده‌اش را پس از بازگشت از حج داشته باشد؛ به گونه‌ای که به سبب هزینه کردن مال خود در حج، از ابتلا به تنگدستی پس از‌ مراجعت، بیم نداشته باشد. در شرط بودن رجوع به کفایت، اختلاف است.
بیشتر فقها آن را شرط می‌دانند. [۵۵] [۵۶]

استطاعت سربی

[ویرایش]

برخوردار بودن راه و مقصد از امنیّت لازم و عدم احساس خطر بر جان، مال یا آبروی خود در طول سفر و هنگام انجام مناسک که از آن به «تخلیة السّرب» تعبیر می‌شود. [۵۷]

استطاعت بدنی

[ویرایش]

توانایی و سلامت جسمانی لازم برای رفتن به مکّه و انجام مناسک. [۵۸]

استطاعت زمانی

[ویرایش]

در اختیار داشتن زمان کافی برای انجام سفر و مناسک حج. [۵۹]

تحصیل استطاعت

[ویرایش]

تحصیل استطاعت برای حج، واجب نیست. [۶۰]

استلزام حج بر انجام حرام یا ترک واجب

[ویرایش]

در صورتی که انجام حج مستلزم ترک واجبی مانند نجات دادن جان مؤمنی یا ارتکاب حرامی مانند سوار شدن بر وسیلۀ سواری غصبی گردد که انجام یا ترک آن مهم‌تر از حج باشد، حج، واجب نمی‌شود. [۶۱]

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌بابویه‌، محمد، التوحید، به‌کوشش‌ هاشم‌ حسینی‌ طهرانی‌، قم‌، ۳۹۸ق‌.
(۲) ابن‌حزم‌، علی‌، الفصل‌، به‌کوشش‌ محمد ابراهیم‌ نصر و عبدالرحمان‌ عمیره‌، حجاز، ۴۰۲ق‌.
(۳) ابن‌سینا، الشفاء، الهیات‌، به‌کوشش‌ قنواتی‌ و سعید زاید، قاهره‌، ۳۸۰ق‌/۹۶۰م‌.
(۴) ابن‌ندیم‌، الفهرست‌.
(۵) ابورشید نیشابوری، سعید، المسائل‌ فی‌ الخلاف‌ بین‌ البصریین‌ و البغدادیین‌، به‌کوشش‌ معن‌ زیاده‌ و رضوان‌ سید، بیروت‌، ۹۷۹م‌.
(۶) اشعری، ابوالحسن‌، اللمع‌، به‌کوشش‌ ر ج‌ مکارتی‌، بیروت‌، ۹۵۲م‌.
(۷) اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
(۸) باقلانی‌، ابوبکر، الانصاف‌، به‌کوشش‌ عمادالدین‌ احمد حیدر، بیروت‌، عالم‌ الکتب‌.
(۹) خیاط، ابوالحسین‌، الانتصار، به‌کوشش‌ نیبرگ‌، قاهره‌، ۳۴۴ق‌/۹۲۵م‌.
(۱۰) راغب‌اصفهانی‌، حسین‌، المفردات‌ فی‌ غریب‌ القرآن‌، استانبول‌، ۹۸۶م‌.
(۱۱) سیدمرتضی‌، علی‌، «انقاذ البشر من‌ الجبر و القدر»، رسائل‌، به‌کوشش‌ احمد حسینی‌ و مهدی رجایی‌، بیروت‌، مؤسسه النور.
(۱۲) «شرح‌ الفقه‌ الاکبر»، منسوب‌ به‌ ماتریدی، الرسائل‌ السبع‌ فی‌ العقائد، حیدرآباد دکن‌، ۴۰۰ق‌/ ۹۸۰م‌.
(۱۳) شهرستانی‌، محمد، الملل‌ و النحل‌، به‌کوشش‌ عبدالعزیز محمدوکیل‌، قاهره‌، ۳۸۷ق‌/۹۶۸م‌.
(۱۴) صدرالدین‌ شیرازی محمد، الاسفار، تهران‌، ۳۸۳ق‌.
(۱۵) طحاوی، احمد، اصول‌ العقیدة الاسلامیه، بیروت‌، مؤسسه الرساله‌.
(۱۶) فخرالدین‌ رازی، محمد، المباحث‌ المشرقیه، قم‌، ۴۱۱ق‌.
(۱۷) قاضی‌ عبدالجبار، شرح‌ الاصول‌ الخمسه، به‌کوشش‌ عبدالکریم‌ عثمان‌، قاهره‌، ۳۸۴ق‌.
(۱۸) قاضی‌ عبدالجبار، «فضل‌ الاعتزال‌»، فضل‌ الاعتزال‌ و طبقات‌ المعتزله، به‌کوشش‌ فؤاد سید، تونس‌، ۳۹۲ق‌.
(۱۹) کلینی‌، محمد، الکافی‌، به‌کوشش‌ علی‌اکبر غفاری، تهران‌، ۳۸۸ق‌.
(۲۰) ماتریدی، محمد، التوحید، به‌کوشش‌ فتح‌الله‌ خلیف‌، بیروت‌، دارالمشرق‌.
(۲۱) مجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت‌، ۴۰۳ق‌.
(۲۲) ناشی‌، اکبر، مسائل‌ الامامة، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، بیروت‌، ۹۷۱م‌.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. راغب‌اصفهانی‌، حسین‌، المفردات‌ فی‌ غریب‌ القرآن‌، ج۱، ص‌۶۱، استانبول‌، ۹۸۶م‌.
۲. ابن‌سینا، الشفاء، الهیات‌، ج۱، ص‌۷۰-۷۳، به‌کوشش‌ قنواتی‌ و سعید زاید، قاهره‌، ۳۸۰ق‌/۹۶۰م‌.
۳. فخرالدین‌ رازی، محمد، المباحث‌ المشرقیه، ج۱، ص۷۹-۸۰، قم‌، ۴۱۱ق‌.
۴. ابن‌سینا، الشفاء، الهیات‌، ج۱، ص‌۷۰-۷۳، به‌کوشش‌ قنواتی‌ و سعید زاید، قاهره‌، ۳۸۰ق‌/۹۶۰م‌.
۵. فخرالدین‌ رازی، محمد، المباحث‌ المشرقیه، ج۱، ص۷۹-۸۰، قم‌، ۴۱۱ق‌.
۶. ناشی‌، اکبر، مسائل‌ الامامة، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، ص۲، بیروت‌، ۹۷۱م‌.
۷. سیدمرتضی‌، علی‌، «انقاذ البشر من‌ الجبر و القدر»، رسائل‌، ج۱، ص۸۱، به‌کوشش‌ احمد حسینی‌ و مهدی رجایی‌، بیروت‌، مؤسسه النور.
۸. ابن‌حزم‌، علی‌، الفصل‌، ج۱، ص۳، به‌کوشش‌ محمد ابراهیم‌ نصر و عبدالرحمان‌ عمیره‌، حجاز، ۴۰۲ق‌.
۹. شهرستانی‌، محمد، الملل‌ و النحل‌، ج۱، ص۶ -۷، به‌کوشش‌ عبدالعزیز محمدوکیل‌، قاهره‌، ۳۸۷ق‌/۹۶۸م‌.
۱۰. اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۱۳، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
۱۱. سیدمرتضی‌، علی‌، «انقاذ البشر من‌ الجبر و القدر»، رسائل‌، ج۱، ص۸۱، به‌کوشش‌ احمد حسینی‌ و مهدی رجایی‌، بیروت‌، مؤسسه النور.
۱۲. ابن‌حزم‌، علی‌، الفصل‌، ج۱، ص۴، به‌کوشش‌ محمد ابراهیم‌ نصر و عبدالرحمان‌ عمیره‌، حجاز، ۴۰۲ق‌.
۱۳. سیدمرتضی‌، علی‌، «انقاذ البشر من‌ الجبر و القدر»، رسائل‌، ج۱، ص۸۲، به‌کوشش‌ احمد حسینی‌ و مهدی رجایی‌، بیروت‌، مؤسسه النور.
۱۴. سیدمرتضی‌، علی‌، «انقاذ البشر من‌ الجبر و القدر»، رسائل‌، ج۱، ص۸۲، به‌کوشش‌ احمد حسینی‌ و مهدی رجایی‌، بیروت‌، مؤسسه النور.
۱۵. ابن‌ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۹.
۱۶. ابن‌ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۴۰.
۱۷. ابن‌ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۵۰.
۱۸. ابن‌ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۷۰.
۱۹. قاضی‌ عبدالجبار، «فضل‌ الاعتزال‌»، فضل‌ الاعتزال‌ و طبقات‌ المعتزله، ج۱، ص۴۸، به‌کوشش‌ فؤاد سید، تونس‌، ۳۹۲ق‌.
۲۰. اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۱۵، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
۲۱. ناشی‌، اکبر، مسائل‌ الامامة، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، ص۲، بیروت‌، ۹۷۱م‌.
۲۲. ناشی‌، اکبر، مسائل‌ الامامة، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، ص۵، بیروت‌، ۹۷۱م‌.
۲۳. «شرح‌ الفقه‌ الاکبر»، منسوب‌ به‌ ماتریدی، الرسائل‌ السبع‌ فی‌ العقائد، ص۱_۲، حیدرآباد دکن‌، ۴۰۰ق‌/ ۹۸۰م‌.
۲۴. «شرح‌ الفقه‌ الاکبر»، منسوب‌ به‌ ماتریدی، الرسائل‌ السبع‌ فی‌ العقائد، ص۲۱، حیدرآباد دکن‌، ۴۰۰ق‌/ ۹۸۰م‌.
۲۵. «شرح‌ الفقه‌ الاکبر»، منسوب‌ به‌ ماتریدی، الرسائل‌ السبع‌ فی‌ العقائد، ص۱۲، حیدرآباد دکن‌، ۴۰۰ق‌/ ۹۸۰م‌.
۲۶. «شرح‌ الفقه‌ الاکبر»، منسوب‌ به‌ ماتریدی، الرسائل‌ السبع‌ فی‌ العقائد، ص۴۰، حیدرآباد دکن‌، ۴۰۰ق‌/ ۹۸۰م‌.
۲۷. شهرستانی‌، محمد، الملل‌ و النحل‌، ج۱، ص۹، به‌کوشش‌ عبدالعزیز محمدوکیل‌، قاهره‌، ۳۸۷ق‌/۹۶۸م‌.
۲۸. اشعری، ابوالحسن‌، اللمع‌، ص‌۴، به‌کوشش‌ ر ج‌ مکارتی‌، بیروت‌، ۹۵۲م‌.
۲۹. قاضی‌ عبدالجبار، شرح‌ الاصول‌ الخمسه، ص۹۰، به‌کوشش‌ عبدالکریم‌ عثمان‌، قاهره‌، ۳۸۴ق‌.
۳۰. اشعری، ابوالحسن‌، اللمع‌، ص۴_۶، به‌کوشش‌ ر ج‌ مکارتی‌، بیروت‌، ۹۵۲م‌.
۳۱. اشعری، ابوالحسن‌، اللمع‌، ص‌۱، به‌کوشش‌ ر ج‌ مکارتی‌، بیروت‌، ۹۵۲م‌.
۳۲. قاضی‌ عبدالجبار، شرح‌ الاصول‌ الخمسه، ص۹۶، به‌کوشش‌ عبدالکریم‌ عثمان‌، قاهره‌، ۳۸۴ق‌.
۳۳. اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۷۵، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
۳۴. ابن‌حزم‌، علی‌، الفصل‌، ج۱، ص۷- ۸، به‌کوشش‌ محمد ابراهیم‌ نصر و عبدالرحمان‌ عمیره‌، حجاز، ۴۰۲ق‌.
۳۵. اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۱۲، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
۳۶. ناشی‌، اکبر، مسائل‌ الامامة، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، ص۴، بیروت‌، ۹۷۱م‌.
۳۷. اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۷۴، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
۳۸. شهرستانی‌، محمد، الملل‌ و النحل‌، ج۱، ص۴، به‌کوشش‌ عبدالعزیز محمدوکیل‌، قاهره‌، ۳۸۷ق‌/۹۶۸م‌.
۳۹. ابورشید نیشابوری، سعید، المسائل‌ فی‌ الخلاف‌ بین‌ البصریین‌ و البغدادیین‌، ج۱، ص‌۴۱-۴۲، به‌کوشش‌ معن‌ زیاده‌ و رضوان‌ سید، بیروت‌، ۹۷۹م‌.
۴۰. اشعری، ابوالحسن‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۱۱-۱۲، به‌کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۳۷۳ق‌/۹۵۴م‌.
۴۱. کلینی‌، محمد، الکافی‌، ج۱، ص۶۰-۶۱، به‌کوشش‌ علی‌اکبر غفاری، تهران‌، ۳۸۸ق‌.
۴۲. ابن‌بابویه‌، محمد، التوحید، ج۱، ص۴۸، به‌کوشش‌ هاشم‌ حسینی‌ طهرانی‌، قم‌، ۳۹۸ق‌.
۴۳. طحاوی، احمد، اصول‌ العقیدة الاسلامیه، ج۱، ص‌ ۶۹، بیروت‌، مؤسسه الرساله‌.
۴۴. ماتریدی، محمد، التوحید، ج۱، ص‌۵۶-۵۷، به‌کوشش‌ فتح‌الله‌ خلیف‌، بیروت‌، دارالمشرق‌.
۴۵. ابن‌سینا، الشفاء، الهیات‌، ج۱، ص‌۷۶-۷۷، به‌کوشش‌ قنواتی‌ و سعید زاید، قاهره‌، ۳۸۰ق‌/۹۶۰م‌.
۴۶. فخرالدین‌ رازی، محمد، المباحث‌ المشرقیه، ج۱، ص۸۲، قم‌، ۴۱۱ق‌.
۴۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۹۷.    
۴۸. العروة الوثقی ج۲، ص۴۲۸.    
۴۹. آل‌عمران/سوره۳، آیه۹۷.    
۵۰. العروة الوثقی ج۲، ص۴۲۸.    
۵۱. العروة الوثقی ج۲، ص۴۲۱.    
۵۲. العروة الوثقی ج۲، ص۴۲۸.    
۵۳. الحدائق الناضرة ج۱۴، ص۱۲۳.    
۵۴. معتمد العروة ج۳، ص۷۳.
۵۵. مستمسک العروة ج۱۰، ص۱۳۴.    
۵۶. العروة الوثقی ج۲، ص۴۵۱.    
۵۷. العروة الوثقی ج۲، ص۴۵۳.    
۵۸. العروة الوثقی ج۲، ص۴۵۲.    
۵۹. العروة الوثقی ج۲، ص۴۵۳.    
۶۰. العروة الوثقی ج۲، ص۴۳۵.    
۶۱. العروة الوثقی ج۲، ص۴۵۳.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «اصطلاح استطاعت»، ج۸، ص۲۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۹.    
سایت پژوهه    


رده‌های این صفحه : فقه | حج | استطاعت




جعبه‌ابزار