ازدواج پیامبر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ازدواج پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) از مباحث مهم تاریخ صدر اسلام محسوب می‌شود؛ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سن ۲۵ سالگی اقدام به ازدواج با حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) که ۴۰ ساله بود، نمود.


خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر

[ویرایش]

خدیجه دختر "خویلد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب" بود و مادرش "فاطمه" دختر "زائر بن الاصم"،
[۱] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۱.
[۲] دخیل، علی محمد علی، خدیجه بنت خویلد، ص۱۱.
خدیجه از طرف پدر با رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عموزاده است؛ چون نسب هر دو پس از سه واسطه به "قصی بن کلاب" می‌رسد.
[۳] صادقی اردستانی، احمد، حضرت محمد و خدیجه (سلام‌الله‌علیهم)، ص۳۹.
ایشان پانزده سال قبل از «عام‌الفیل» مطابق با سال ۵۵۵ میلادی در مکه چشم به جهان گشود.
[۴] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۰.
به خاطر صداقت، پاکدامنی، دانش و عالم بودن وی به تاریخ و کتاب‌های مقدس و معنویت و فضایل انسانی که دارا بود، خدیجه را «سیدۀ قریش» نامیده‌اند.
[۵] قیدی، حمید، حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و خدیجه (سلام‌الله‌علیها)، ص۴۰.
خدیجه نخست با "نباش بن زاره" معروف به "ابوهاله تمیمی" از قبیله «بنی اسید بن عمرو بن تمیم» که از شخصیت‌های معروف قریش بود، ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام «هند» شد که در جنگ جمل در صف سپاهیان حضرت علی (علیه‌السّلام) شرکت کرد و به شهادت رسید..
[۷] آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، ص۷۱.
همسر دوم خدیجه، "عتیق بن عائذ بن عبدالله مخزومی" بوده که از او نیز صاحب دختری گردید که نامش را هند گذاشتند و این همسر نیز عمر زیادی نداشت و با مرگ وی خدیجه به تنهایی به زندگی ادامه داد.
[۸] آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، ص۷۱.


چگونگی آشنایی پیامبر با خدیجه

[ویرایش]

خدیجه از لحاظ نسب و شرف و ثروت، بهترین زن قریش بود و مردان زیادی از تجار آرزوی ازدواج با وی را داشتند، حتی حاضر بودن مهریه سنگینی بابت این ازدواج تقبل کنند..
[۹] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۰.
[۱۰] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۱.
وی سرمایه و ثروت خویش را در اختیار بازرگانان تجار قرار می‌داد، تا با آن به داد و ستد تجاری بپردازند و سود حاصل از آن را نزدش بیاورند. در این حین به پیشنهاد "ابوطالب" که در آن هنگام دارایی چندانی نداشت و به سختی روزگار خود را سپری می‌کرد.
[۱۱] قرشی، باقر شریف، زندگانی پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ترجمه سید ابوالحسن‌هاشمی تابر – محمد تقدمی صابری، ص۷۵.
[۱۲] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۱۸.
یا به تقاضای خود خدیجه، محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سرپرستی کاروان تجاری خدیجه را که راهی شام بود به عهده گرفت و مسیره غلام خدیجه نیز، حضرت را همراهی می‌کرد.
[۱۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۲.

در واقع راستگویی، امانت‌داری و خوش خلقی رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که زبانزد خاص و عام بود، موجب شد که خدیجه، کسی را از طرف خود نزد آن حضرت بفرستد و به او پیشنهاد دهد که برای تجارت به شام برود و در مقابل این زحمات، مزدی چند برابر دیگران به وی بپردازد.
[۱۶] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۰.
[۱۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۲.
[۱۸] ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۶.


معجزات سفر تجارتی پیامبر

[ویرایش]

هنگامی که کاروان تجارتی محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به بصره رسید، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نزد صومعه راهبی به نام "سنطورا"، زیر سایه درختی نشست، راهب به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نگاهی کرد و هراسان، به میسره که وی را می‌شناخت، گفت: آن مرد کیست؟ او گفت: مردی از قریش است. راهب گفت: «زیر این درخت پس از عیسی (علیه‌السّلام)، کسی ننشسته مگر اینکه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) باشد. راهب شتابان نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و سر و پاهای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را بوسید و به حضرت گفت: «من به تو ایمان آوردم و گواهی می‌دهم که تو همان پیامبری هستی که خدای متعال در تورات نام تو را ذکر کرده است». میسره از این قضیه آگاه و شگفت زده شد.
[۲۰] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲.
[۲۱] ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۶.
[۲۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
هم‌چنین ابری را دید که تنها بر سر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سایه می‌افکند، تا وی را از تابش گرمای خورشید نگاه دارد.البته "طبری" و "ابن‌اثیر" و "ابن‌هشام" به جای تکه ابر، دو فرشته را ذکر کرده‌اند.
[۲۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
[۲۵] ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۶.
[۲۶] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۱.


ازدواج پیامبر و خدیجه

[ویرایش]

سرانجام پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با کاروان به مکه بازگشت و در حالیکه میسره از آن معجزات و سودهای فراوانی که از این تجارت عاید آنها شده بود، شگفت زده شده بود.هنگامی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد مکه شد، خدیجه به استقبال ایشان آمد و به ایشان خوش آمد گفت، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز با بیان رسا و فصیح خود درباره سودهایی که نصیب آنها شده بود، با خدیجه سخن می‌گفت که در پی آن بر علاقه و بزرگداشت، او نسبت به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) افزوده شد و یقین پیدا کرد که وی بزرگترین مصلح اجتماعی است.
[۲۷] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۸۲.
[۲۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.

مدتی بعد خدیجه، خواهش خود را برای ازدواج با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بوسیله دوست صمیمی خود (نفیسه دختر صفیه) آشکار کرد، وی نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رفت و به ایشان گفت: «چه چیز مانع ازدواج تو شده؟» پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «سرمایه‌ای در دست ندارم که بتوانم، ازدواج کنم.» "نفیسه" گفت: «اگر بی‌نیاز گردی، و بانویی زیبا، ثروتمند و پاکدامن حاضر به ازدواج با تو باشد، می‌پذیری؟» پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «آن بانو کیست؟»، نفیسه گفت: «خدیجه بنت خویلد»، پیامبر از این پیشنهاد خوشحال شد و ابراز رضایت کرد و بعد از همانگی نفیسه با خدیجه، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) همراه عموهایش برای خواستگاری نزد "عمرو بن اسد"، عموی خدیجه رفت؛
[۳۰] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۲.
[۳۱] ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۷.
[۳۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
چرا که پدرش خویلد، پیش از جنگ فجار درگذشته بود.
[۳۳] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۰.
[۳۴] ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۷.
عمرو بن اسد نیز رضایت خود را از این وصلت اعلام داشت و بدین ترتیب بعد از اینکه یکی از عموهای خدیجه در مورد عظمت محمد و خویشاوندی با خدیجه خطبه‌ای خواند، خدیجه نیز گفت: «زوجتک یا محمد نفسی و المهر علّی فی مالی»، سپس خدیجه دستور داد، شتری را کشتند و گوشت آن را میان مردم تقسیم نمودند، عده‌ای را هم غذا دادند و زندگی مشترک پر از صفا و صمیمیت خود را آغاز کردند.

فرزندان خدیجه و پیامبر

[ویرایش]

در طبقات ابن‌سعد از قول "هشام بن محمد کلبی" از "ابن عباس" روایت شده است که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و خدیجه پیش از مبعث صاحب چندین فرزند شدند که اولین آنها پسری به نام "قاسم" بود (به همین خاطر کنیه ابوالقاسم داشت)، پس از او چهار دختر به نام‌های "زینب"، "رقیه"، "فاطمه" و "ام‌کلثوم" بودند.
[۳۶] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۲.
[۳۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
پس از بعثت نیز پسری به نام "عبدا..." به دنیا آمد که به طیب و طاهر نیز معروف بود. قاسم و عبدا...هر دو در مکه وفات یافتند و "عاص بن وائل سهمی" (پدر عمرو بن العاص) در این باره گفت که نسل او (رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)) بریده شد و او مقطوع النسل (ابتر) است و به همین مناسبت آیه ۳ سوره کوثر: («انّ شانئک هو الابتر) آنکه دشمن توست مقطوع‌النسل خواهد بود، در حق او نازل گردید.
[۴۰] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۲.
[۴۱] ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۷.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۱.
۲. دخیل، علی محمد علی، خدیجه بنت خویلد، ص۱۱.
۳. صادقی اردستانی، احمد، حضرت محمد و خدیجه (سلام‌الله‌علیهم)، ص۳۹.
۴. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۰.
۵. قیدی، حمید، حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و خدیجه (سلام‌الله‌علیها)، ص۴۰.
۶. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسد الغابة، ج۵، ص۷۲.    
۷. آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، ص۷۱.
۸. آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، ص۷۱.
۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۰.
۱۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۱.
۱۱. قرشی، باقر شریف، زندگانی پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ترجمه سید ابوالحسن‌هاشمی تابر – محمد تقدمی صابری، ص۷۵.
۱۲. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۱۸.
۱۳. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۴.    
۱۴. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۱.    
۱۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۲.
۱۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۰.
۱۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۲.
۱۸. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۶.
۱۹. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۴.    
۲۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲.
۲۱. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۶.
۲۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
۲۳. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۵.    
۲۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
۲۵. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۶.
۲۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۱.
۲۷. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۸۲.
۲۸. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۸.    
۲۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
۳۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ترجمه سید‌هاشم رسولی، ص۱۲۲.
۳۱. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۷.
۳۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
۳۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۰.
۳۴. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۷.
۳۵. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۴.    
۳۶. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۲.
۳۷. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۳.    
۳۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۳۳.
۳۹. کوثر/سوره۱۰۸، آیه۳.    
۴۰. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۱۲۲.
۴۱. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران‌، ترجمه عباس خلیلی، ج۱، ص۳۷.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «ازدواج پیامبر»، تاریخ بازیابی۹۵/۹/۶.    






جعبه ابزار