ادات تفسیر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



" تفسیر " مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "فسر" و در لغت به معنای توضیح و شرح دادن است. (فَسَرالشیءَ یفسِرُه و یَفسُرُه فَسراً: أبانه و التّفسیرُ مثله.)
[۱] ابن منظور، محمد بن مکرم، ج۱۰، ص۲۶۱، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ هـ ق، چاپ اول.



تعریف

[ویرایش]

«ادات تفسیر» یا « مفسره » اداتی است که جمله ماقبل خود را تفسیر می‌کند؛ مانند: «ان»؛ در صورتی که قبل و بعد از آن، جمله باشد، و در جمله قبل، معنای قول وجود داشته باشد.

در اصطلاح نحو

[ویرایش]

در اصطلاح نحو "تفسیر" عبارت است از تبیین و توضیح ابهام موجود در کلام با ادات مخصوص؛
[۳] الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۷.، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
این ادات که در وسط کلام واقع می‌شوند "ادات تفسیر" نام داشته و عبارتند از: "أیْ"، "أنْ" و "إذا". (اذا" بر طبق نظر بعضی از ادیبان از "ادات تفسیر" است
[۴] الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، ج۴، ص۳۹۱،قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم.
[۵] جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، مغنی‌ الأدیب،ج۱،ص۵۷، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
[۶] جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، مغنی‌ الأدیب،ج۱،ص۷۵، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
به عنوان مثال "أیْ" در مثال «هذا عسجُدٌ أیْ ذَهَبٌ» حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح کلمه‌ی "عسجُد" به کمک کلمه‌ی "ذهبٌ" دلالت دارد.

وجه نامگذاری

[ویرایش]

معنای لغوی تفسیر (توضیح و شرح دادن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم، ابهام موجود در کلام را با ادات مخصوص، تبیین و توضیح می‌دهد. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل شرح و توضیح دادن به غیر ادات مخصوص (همچون جمله فعلیه "فسّرت") نیز می‌شود

جایگاه

[ویرایش]

در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "ادات تفسیر" دو رویکرد مشاهده می‌شود؛ بعضی (همچون ابن حاجب در "الکافیة") ادات تفسیر را در باب "حرف" در کنار مباحث " حروف زائده " آورده‌اند و در مقابل بعضی (همچون صاحب بداءة النحو )
[۸] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
ادات تفسیر را در ضمن عنوان کلی "ادات" درکنار سایر ادات، مورد بررسی قرار داده‌اند.
ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در " مغنی اللبیب " در ضمن بررسی مفردات، هر یک از حروف تفسیر را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آن‌ها در تفسیر اشاره می‌کند.

ارکان

[ویرایش]

"تفسیر" از سه رکن تشکیل شده است:
[۹] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.


← مفسَّر (تفسیر شده)


"مفسَّر"، لفظ مبهمی است که قبل از ادات تفسیر واقع شده و عبارت بعد از ادات تفسیر، آن را توضیح می‌دهد.

← ادات تفسیر


"ادات تفسیر" حروفی هستند که بین مفسَّر و مفسِّر واقع می‌شوند.

← مفسِّر (تفسیر کننده)


"مفسِّر"، لفظی است که بعد از أدات تفسیر واقع شده و عبارت قبل از أدات تفسیر را توضیح می‌دهد.

اقسام

[ویرایش]

"تفسیر" به اعتبار نوع مفسَّر و مفسِّر (مفرد یا جمله) بر دو قسم است:

← تفسیر مفرد به مفرد


۱. تفسیر مفرد به مفرد؛ مانند: «هذا عسجُدٌ أی ذَهَبٌ»؛ در این مثال "أی" حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح کلمه‌ی "عسجُد" به کمک کلمه‌ی "ذهبٌ" دلالت دارد.
[۱۰] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
[۱۱] الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱


← تفسیر جمله به جمله


۲. تفسیر جمله به جمله؛ مانند: «اُریق رَفده أی مات»؛ در این مثال "أی" حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح جمله‌ی "اُریق رَفده" به کمک جمله‌ی "مات" دلالت دارد.
[۱۲] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.


نحوه‌ی کاربرد و جایگاه "ادات تفسیر" در کلام

[ویرایش]

در این بخش با توجه به نوع "ادات تفسیر"، به بررسی نحوه‌ی کاربرد و جایگاه آن‌ها در کلام اشاره می‌شود:

← أی


"أی" برای توضیح و تفسیر هر مبهمی (مفرد یا جمله) به کار می‌رود به خلاف تفسیر به "أن" که با وجود شرائطی در تفسیر جمله به جمله به کار می‌رود.
[۱۳] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.


← أن


"أن" در تفسیر جمله به جمله به کار رفته و تفسیر به آن منوط به چهار شرط است:
الف. "أن" بین دو جمله واقع ‌شود.
[۱۴] الصفایی البوشهری، ص۳۱۰، ج۱، ص۵۵۹، مصطفی، الغلایینی، جامع الدروس العربیة، بیروت، دار احیاء التراث العربیّ، ۱۴۲۵هـ ق، چاپ اول.

ب. جمله‌ی قبل از "أن" نباید
[۱۵] الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱)
از لفظ "قول" باشد. (زیرا در صورتی که قول صریح ذکر شود احتیاج به تفسیر نداشته و جمله، مفعول آن واقع می‌شود)
[۱۶] الغلایینی، جامع الدروس العربیة، بیروت،ص۵۵۹، دار احیاء التراث العربیّ، ۱۴۲۵هـ ق، چاپ اول.
[۱۷] الخضری، محمد، ج۳، ص۴۹، حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۸هـ ق.

ج. جمله‌ی قبل از "أن" باید معنای قول داشته باشد.
[۱۸] الخضری، محمد، ج۳، ص۴۹، حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۸هـ ق.
[۱۹] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۱۰، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.

د. بر أدات تفسیر حرف " جر " وارد نشود.
[۲۰] الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۵۸، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.

در مثال «کَتَبْتُ الیه أنْ ائتِ»، شرایط مذکور در تفسیر به "أن" رعایت شده است. در این مثال "أن" از ادات تفسیر بوده و جمله‌ی "ائت"، مفعول مقدر فعل "کتبت" را تفسیر می‌کند. تقدیر عبارت "کتبت الیه شیئاً أن ائت" است.
[۲۱] الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۸، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.

در تفسیر به "أن"، نکات ذیل قابل توجه است:
الف. مفسَّر در تفسیر به "أن"، مفعول‌ و در اکثر موارد، مقدر است. اما گاهی مفعول‌به مذکور، مفسَّر واقع می‌شود؛ مانند: «إذ أوحَینا إلی أمِّکَ ما یُوحَی أنِ اقْذِ فیهِ فی التّابوتِ»؛ «آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم که او را در صندوقی بیفکن» در این آیه "ما" مفعول‌ واقع شده که توسط "أن" و جمله‌ی بعد آن تفسیر می‌شود.
[۲۴] الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۹، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.

ب. گاهی در جمله‌ی قبل از "أن" تفسیری، از لفظ قول استفاده می‌شود که در تاویل غیر قول است؛ مانند: «مَا قُلتُ لَهُم إلّا مَا أَمَرتَنی بِهِ أَنِ اعبُدُوا اللّهَ رَبِّی و رَبَّکُم»؛ «من جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آن‌ها نگفتم؛ خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست». در این آیه "ما قلت لهم" به تاویل "ما أمرتهم" بوده و تقدیر آیه "ما امرتهم الّا ما امرتنی به أن اعبدوا الله" است.
[۲۶] الجامی، ج۲، ج۱، ص۳۱۰، ص ۴۲۸، پ ۵، الصفایی البوشهری، غلامعلی، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.


← إذا


عدّه‌ای حرف "إذا" را از "ادات تفسیر" به شمار آورده‌اند؛
[۲۷] الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱؛
[۲۸] جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۷۵، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
مانند: «نهلتُ الماءَ إذا شربتَهُ»؛ در این مثال "إذا" از ادات تفسیر بوده که بر تفسیر و توضیح جمله‌ی "نهلتُ الماء" به کمک جمله‌ی "شربته" دلالت دارد. (باید دقت داشت که ضمیر فاعلی (ت) در مفسِّر (شربتَ) مفتوح بوده و بر مخاطب دلالت دارد.)
[۲۹] الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱)


اقتران "أن" و فعل مضارع

[ویرایش]

در صورتی که قبل از فعل مضارع حرف "أن" که صلاحیت تفسیر را دارد، واقع شود همچون عبارت «اشرتُ الیه أنْ لا تَفْعَلْ»، اعراب فعل مضارع و نوع حرف "أن" در دو بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد:
الف. مضارع به همراه "لا"
در این صورت سه احتمال وجود دارد:
[۳۰] الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۲؛
[۳۱] جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۵۰، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.

۱. "أن" تفسیری، "لا" نافیه و مضارع مرفوع باشد.
۲. "أن" مصدری، "لا" نافیه و مضارع منصوب باشد.
۳. "أن" تفسیری، "لا" ناهیه و مضارع مجزوم باشد.
ب. مضارع بدون "لا"
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
[۳۲] جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۵۰، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.

۱. "أن" تفسیری، و مضارع مرفوع باشد.
۲. "أن" مصدری، و مضارع منصوب باشد.

اعراب مفسِّر

[ویرایش]

اعراب مفسَّر بر طبق اقتضای کلام تعیین می‌شود اما آنچه در بحث تفسیر حائز اهمیت است اعراب مفسِّر است؛ اعراب مفسِّر با توجه به نوع آن (مفرد یا جمله) تعیین می‌شود:

← مفرد


وقتی مفسِّر، مفرد باشد، در این صورت عطف بیان یا بدل از مفسَّر خواهد بود؛ مانند: «هذا غَضَنْفَرٌ أی أسدٌ»؛ در این مثال "أسد" بدل یا عطف بیان از "غضنفر" است.
[۳۳] جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۷۵، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
[۳۴] سیوطی، جلال الدین، ج۲، ص۵۸۹، همع الهوامع فی شرح جمع الجوامع، مصر، المکتبة التوفیقیة، بی تا، بی چا.


← جمله


وقتی مفسِّر، جمله باشد، در این صورت محلی از اعراب نخواهد داشت؛
[۳۵] حسن، ج۳، ص۵۵۶ و ۵۵۵،پ۱، عباس، النحو الوافی، مصر، دار المعارف، چاپ سوم.
مانند: «اُریق رَفَده أی: مات»؛ در این مثال "مات" جمله‌ی تفسیری و محلی از اعراب ندارد.

در قرآن و حدیث

[ویرایش]

۱. آیه «و نادَیْناه أنْ یا إبراهیمُ»، (او را ندا دادیم که: ای ابراهیم )؛ در این آیه شریفه "أن" از ادات تفسیر بوده و جمله‌ی "یا إبراهیم"، مفعول مقدر فعل "نادیناه" را تفسیر می‌کند. تقدیر آیه "و نادیناه بشیءٍ أن یا إبراهیم" است.
[۳۸] الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۸، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
[۳۹] أبو حیّان، محمد بن یوسف، الهدایة فی النحو، قم، المجمع العلمی الاسلامی،ص۲۶۳، ۱۴۱۸هـق، چاپ بیست و دوّم.

(فاوحینا الیه ان اصنع الفلک باعیننا...)؛ "پس به او وحی کردیم که زیر نظر ما و (به) وحی ما کشتی را بساز". «اوحینا» در این آیه متضمن معنای «گفتیم» است.
۲. حدیث «إنّا معاشرَ الأنبیاءِ اُمِرنا أنْ نکلّم النّاسَ علی قَدْر عُقُولِهِمْ»،
[۴۳] الحرانی، ابی محمد حسن بن علی؛ تحف العقول عن آل الرسول، تهران، کتابچی،۱۳۷۸، چاپ هفتم، ص ۳۶.
(ما گروه پیامبران امر شدیم که با مردم به اندازه‌ی عقلشان سخن بگوییم)؛ در این حدیث شریف "أن" از ادات تفسیر بوده و جمله‌ی "نکلّم النّاس... " مفعول مقدر فعل "امرنا" را تفسیر می‌کند. تقدیر حدیث "إنّا معاشرَ الأنبیاءِ اُمِرنا بشیءٍ أن نکلّم النّاس علی قدر عقولهم" است.

نکته

[ویرایش]

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که ادات مذکور ممکن است در غیر تفسیر به کار روند؛ از این رو در بخش مفردات هر یک از آن‌ها با عنوان مستقلی مطرح شده و کاربردهای دیگر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن کریم.
(۲) ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ هـ ق، چاپ اول.
(۳) رضی استرابادی، محمد بن حسن، شرح الرضی علی الکافیة، قم، دار المجتبی، ۱۴۳۱ هـ ق، چاپ اول،.
(۴) الجامی، نور الدین، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
(۵) الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم.
(۶) جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
(۷) الصفایی البوشهری، غلامعلی، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
(۸) مصطفی، الغلایینی، جامع الدروس العربیة، بیروت، دار احیاء التراث العربیّ، ۱۴۲۵هـ ق، چاپ اول.
(۹) الخضری، محمد، حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۸هـ ق.
(۱۰) سیوطی، جلال الدین، همع الهوامع فی شرح جمع الجوامع، مصر، المکتبة التوفیقیة، بی تا، بی چا.
(۱۱) حسن، عباس، النحو الوافی، مصر، دار المعارف، چاپ سوم.
(۱۲) أبو حیّان، محمد بن یوسف، الهدایة فی النحو، قم، المجمع العلمی الاسلامی، ۱۴۱۸هـق، چاپ بیست و دوّم.
(۱۳) الحرانی، ابی محمد حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، تهران، کتابچی،۱۳۷۸، چاپ هفتم.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن منظور، محمد بن مکرم، ج۱۰، ص۲۶۱، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ هـ ق، چاپ اول.
۲. رضی استرابادی، محمد بن حسن، ج۴، ص۴۳۷، شرح الرضی علی الکافیة، قم، دار المجتبی، ۱۴۳۱ ه ق، چاپ اول.    
۳. الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۷.، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
۴. الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، ج۴، ص۳۹۱،قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم.
۵. جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، مغنی‌ الأدیب،ج۱،ص۵۷، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
۶. جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، مغنی‌ الأدیب،ج۱،ص۷۵، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
۷. رضی استرابادی، محمد بن حسن، ج۴، ص۴۳۷، شرح الرضی علی الکافیة، قم، دار المجتبی، ۱۴۳۱ ه ق، چاپ اول.    
۸. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۹. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۱۰. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۱۱. الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱
۱۲. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۱۳. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۰۹، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۱۴. الصفایی البوشهری، ص۳۱۰، ج۱، ص۵۵۹، مصطفی، الغلایینی، جامع الدروس العربیة، بیروت، دار احیاء التراث العربیّ، ۱۴۲۵هـ ق، چاپ اول.
۱۵. الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱)
۱۶. الغلایینی، جامع الدروس العربیة، بیروت،ص۵۵۹، دار احیاء التراث العربیّ، ۱۴۲۵هـ ق، چاپ اول.
۱۷. الخضری، محمد، ج۳، ص۴۹، حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۸هـ ق.
۱۸. الخضری، محمد، ج۳، ص۴۹، حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۸هـ ق.
۱۹. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۳۱۰، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۲۰. الصفایی البوشهری، غلامعلی، ج۱، ص۵۸، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۲۱. الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۸، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
۲۲. طه/سوره۲۰، آیه۳۹.    
۲۳. طه/سوره۲۰، آیه۳۸.    
۲۴. الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۹، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
۲۵. انعام/سوره۶، آیه۱۱۷.    
۲۶. الجامی، ج۲، ج۱، ص۳۱۰، ص ۴۲۸، پ ۵، الصفایی البوشهری، غلامعلی، بداءَةُ النّحو، قم، مدیریة العامة للحوزة العلمیة، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ دوم.
۲۷. الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱؛
۲۸. جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۷۵، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
۲۹. الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۱)
۳۰. الشرتونی، رشید، مبادئ العربیة، قم، دار العلم، ۱۴۲۰ هـ ق، چاپ یازدهم،. ج۴، ص۳۹۲؛
۳۱. جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۵۰، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
۳۲. جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۵۰، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
۳۳. جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، ابن هشام انصاری، ج۱، ص۷۵، مغنی‌ الأدیب، برگزیده از مغنی ‌اللبیب عن کتب الاعاریب، قم، نهاوندی، ۱۳۷۹، چاپ سوّم.
۳۴. سیوطی، جلال الدین، ج۲، ص۵۸۹، همع الهوامع فی شرح جمع الجوامع، مصر، المکتبة التوفیقیة، بی تا، بی چا.
۳۵. حسن، ج۳، ص۵۵۶ و ۵۵۵،پ۱، عباس، النحو الوافی، مصر، دار المعارف، چاپ سوم.
۳۶. صافات/سوره۳۷، آیه۱۰۴.    
۳۷. رضی استرابادی، محمد بن حسن، ج۴، ص۴۳۷، شرح الرضی علی الکافیة، قم، دار المجتبی، ۱۴۳۱ ه ق، چاپ اول.    
۳۸. الجامی، نور الدین، ج۲، ص۴۲۸، شرح جامی علی متن الکافیه فی النحو، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ هـق، چاپ اوّل.
۳۹. أبو حیّان، محمد بن یوسف، الهدایة فی النحو، قم، المجمع العلمی الاسلامی،ص۲۶۳، ۱۴۱۸هـق، چاپ بیست و دوّم.
۴۰. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۷.    
۴۱. زرکشی، محمد بن بهادر، ۷۴۵ - ۷۹۴ق، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۴، ص۲۲۵.    
۴۲. سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، ۸۴۹ - ۹۱۱ق، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص (۲۰۳-۲۰۴).    
۴۳. الحرانی، ابی محمد حسن بن علی؛ تحف العقول عن آل الرسول، تهران، کتابچی،۱۳۷۸، چاپ هفتم، ص ۳۶.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهشکده باقرالعلوم.    
فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «ادات تفسیر».    


رده‌های این صفحه : ادات تفسیر | ادات قرآن | ادبیات عرب




جعبه ابزار