احمد بن علی نجاشیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوالحسن احمد بن علی نجاشی از اساتید و بنیان‌گذاران «علم رجال» است كه در اواخر قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم می‌زیست. متأسفانه از جزئیات زندگی‌اش همچون زادگاه، سفرها و ... اطلاع دقیقی كه نگاشته خود وی یا معاصرانش باشد در دست نیست. از این رو با استفاده از شواهد و قراین و با توجه به آثاری كه از او به یادگار مانده است، سعی گردیده از میان اقوال و نظرات مختلف، نظر و قولی كه به حقیقت نزدیك‌تر است برگزیده و به پیشگاه دوست‌داران علم و عالمان راستین تقدیم گردد.


زندگی‌نامه

[ویرایش]


← ولادت و نام


وی در سال ۳۷۲ ق در بغداد متولد شد. پدرش به سبب علاقه زیادی كه به پیامبر بزرگوار اسلام صلّی الله علیه و آله - داشت نام «احمد» را ـ كه نام آسمانی پیامبر است و نیز برای زنده نگه داشتن نام و یاد پدرش ـ بر فرزند خویش نهاد.
احمد در دامن مادر بزرگوار و تحت سرپرستی و نظارت پدر ارجمندش دوران كودكی را سپری و كم‌كم خود را برای تحصیل دانش و كسب معارف آماده می‌كرد.

← وجه تسمیه نجاشی


چون یكی از نیاكان احمد به نام «عبدالله» بر اهواز حكومت می‌كرد و به نجاشی شهرت داشت، بدین سبب او نیز به لقب «نجاشی» مشهور گشت.

← کنیه


احمد نجاشی به دو کنیه «ابوالحسین» و «ابوالعباس» نیز معروف شد. شاید فرزندانی به نام‌های حسین و عباس داشته و در كوچكی از دنیا رفته باشند. [۱]

← محل ولادت


پدر و خاندان وی همه اهل کوفه بوده اند؛ ولی از آنجا كه پدرش پس از ورود شیخ صدوق در سال ۳۵۵ ق به بغداد از محضر او استفاده كرده و جدش هم در بغداد منزل داشته و خود نیز دوران كودكی و كسب معارف و علوم را در آنجا گذرانده است صحیح‌تر آن است كه بگوییم او در همان شهر بغداد به دنیا آمده است. چنانكه علامه محقق شوشتری می‌نویسد: نجاشی بغدادی است نظیر شیخ مفید، سید مرتضی و سید رضی و شیخ طوسی در كتاب رجالش فرموده است: منزل جد نجاشی در كنار نهر است و نهر هم از شهر بغداد به شمار می‌آید. [۲]

تحصیلات

[ویرایش]

وی با راهنمایی پدر دلسوز و اندیشمندش فراگیری دانش و معارف دین را در مسجد محله آغاز كرد او در مدتی كوتاه با حضور پیوسته در مسجد «نفطویه نحوی» [۳] (معروف به مسجد لؤلؤی) نزد امام جماعت مسجد روخوانی قرآن را فرا گرفت. [۴] [۵]

← مدرسه اهل بیت


در محیط فرهنگی بغداد مدارس زیادی وجود داشت. خانه هر دانشمند و فقیهی كلاس درس و آموزشگاهی بود كه شیفتگان علم و ادب را به خود جذب می‌كرد. اما بیش از هر مدرسه‌ای، مدرسه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در محله شیعه‌نشین كرخ بغداد آوازه جهانی داشت. وجود دانشمندان بزرگ و چهره‌های سرشناس در این پایگاه فرهنگی شیعی موجب گشته بود تا عمیق‌ترین و دقیق‌ترین مباحث علمی و دینی در آن مورد بحث و نظر قرار گیرد. آنان با نبوغ فكری و ابتكارات خود شیوه‌های نوی را در تدریس و استدلال علمی گشوده بودند كه همین ویژگیهای برجسته باعث جذب طلاب به مدرسه اهل بیت علیهم‌السلام شد. محققان و دانش‌پژوهان دوست‌داران اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ پروانه وار به گرد آن جمع شدند و از جویبار زلال اخبار و سخنان خاندان رسالت سیراب می‌شدند. [۶]

← ورود به مدرسه اهل بیت


نجاشی از كودكی به این محیط فرهنگی و مدرسه غنی و پرآوازه وارد شد و به دنبال گمشده خویش، فضایل و كرامت‌های انسانی و علم حدیث می‌گشت. او برای رسیدن به این هدف با مردان و فرزانگان آشنا شد كه خویشتن را به علم، تقوا و شب زنده‌داری آراسته بودند و از ابرار و محدثان بزرگ به شمار می‌آمدند.

← ارتباط با خانواده هارون بن موسی


وی در خردسالی با فرزندان علمای بنام دوست می‌شد و همراه آنان به محضر بزرگان می‌رفت و از نزدیك مطالب زیادی می‌شنید و گفتار آنها در ذهن پاك او نقش می‌بست. او در پی ارتباط با خانواده هارون بن موسی تلعكبری كه از بنی‌شیبان و از شخصیت‌های درخشان شیعی و محدثان بود، با فرزندان این استاد بزرگ رفاقت پیدا كرد. [۷] [۸]
هنوز سیزده بهار از طلوع زندگی‌اش نگذشته بود كه هارون بن موسی در سال ۳۸۵ ق از دنیا رفت و غبار این حادثه غم‌انگیز را در ذهن نجاشی تا آخر عمر باقی گذارد.

اساتید و راویان

[ویرایش]

از آنجا كه شناخت راویان و به دست آوردن تخصص لازم در این رشته مبتنی بر شنیدنی‌های زیاد و مراجعه به اساتید بزرگ این فن است، نجاشی برای كسب مهارت در این رشته، از دریای دانش اساتید بسیاری بهره برد و از دست مبارك آنان به دریافت اجازه نقل روایت مفتخر گشت و در دانش رجال تخصص افزون یافت. حال به اختصار از آن بزرگان نام می‌بریم:
۱. علی بن احمد بن عباس نجاشی (پدر نجاشی): نجاشی بعضی از كتاب‌های شیخ صدوق را نزد پدرش خواند و از دست او اجازه نقل روایت كتاب‌های شیخ صدوق نایل آمد. [۹] [۱۰] [۱۱]
۲. احمد بن محمد بن عمران معروف به «ابن جندی» (۳۰۵ـ۳۹۶). [۱۲] [۱۳]
۳. احمد بن محمد بن موسی معروف به «ابن صلت اهوازی» (۳۲۴ـ۴۰۹) ق. [۱۴]
۴. احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز معروف به «ابن عبدون» یا «ابن حاشر» (۳۳۰ـ۴۲۳) ق.
۵. احمد بن علی بن عباس سیرافی معروف به ابن نوح سیرافی. [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]
۶. ابواسحاق ابراهیم بن مخلد (۳۲۵ ـ ۴۱۰).
۷. ابوالحسن اسد بن ابراهیم بن كلیب (متوفی ۴۰۰) ق.
۸. القاضی ابوعبدالله جعفی.
۹. ابوالحسین بن محمد بن ابی سعید.
۱۰. حسن بن احمد بن ابراهیم (۳۳۹ـ۴۲۶) ق.
۱۱. حسن بن احمد بن محمد معروف به «ابن هیثم عجلی».
۱۲. حسن بن محمد بن یحیی فحام (متوفی ۴۰۸) ق.
۱۳. ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری (متوفی ۴۱۱) ق. نجاشی از این استادش كه شنیدنی‌های زیاد داشت و آگاه به زندگی راویان حدیث بود، به دریافت اجازه نقل حدیث نایل آمد. [۱۹] [۲۰] [۲۱]
۱۴. حسین بن احمد بن موسی.
۱۵. حسین بن جعفر بن محمد مخزومی معروف به «ابن خمری».
۱۶. سلامه بن ذكاء ابوالخیر موصلی.
۱۷. عباس بن عمر بن عباس معروف به «ابن ابی مروان». [۲۲]
۱۸. عبدالواحد بن مهری (۳۱۸ـ۴۱۰) ق. نجاشی كتاب «مسند عمار بن یاسر» را نزد این استاد خوانده است. [۲۳]
۱۹. عبدالسلام بن حسین ادیب (۳۲۹ـ۴۰۵) ق. كتاب «المهدی (عج) » را نزد این استادش خوانده است. [۲۴]
۲۰. عبدالله بن محمد بن عبدالله معروف به «ابو محمد حذاء الدعلجی». [۲۵] [۲۶]
۲۱. عثمان بن حاتم منتاب تغلبی.
۲۲. عثمان بن احمد واسطی.
۲۳. علی بن احمد بن محمد قمی معروف به «ابن ابی جید» (متوفی ۴۰۸) ق.
۲۴. ابوالقاسم علی بن شبل بن اسد. [۲۷] [۲۸]
۲۵. ابوالحسن محمد بن احمد قمی.
۲۶. محمد بن جعفر ادیب معروف به «ابوالحسن تمیمی» (۳۰۳ـ۴۰۲) ق.
۲۷. محمد بن عثمان بن حسن معروف به «نصیبی معدل». نجاشی كتاب «مارووا من الحدیث» ابوشجاع ارجانی و نوشته‌ای از عبدالله بن علی كه تمام آن نوشته را از امام رضا علیه‌السلام روایت كرده است، نزد این استاد خوانده است. [۲۹]
۲۸. محمد بن علی بن شاذان قزوینی.
۲۹. محمد بن علی بن یعقوب معروف به «ابوالفرج قنائی كاتب». [۳۰] [۳۱] [۳۲]

در محضر شیخ مفید

[ویرایش]

محمد بن محمد بن نعمان معروف به «شیخ مفید» یا «ابن معلم» پیشوا و استاد علمای شیعه است كه زمانی زعامت شیعیان به او منتهی گردید. تمام كسانی كه بعد از او آمدند از محضرش و از آثار ماندگارش بهره‌ها بردند. حدود دویست کتاب و اثر ماندنی در موضوعات مختلف اسلامی، از این فقیه و محقق ژرف‌نگر به جای مانده است كه به منزله دائره المعارف بزرگ اسلامی و شیعی محسوب می‌شود.
نجاشی در محضر چنین اندیشمند و عالمی سالیان متمادی زانو زد و از اندوخته‌های علمی‌اش خوشه‌ها برچید. بیشتر كتاب‌های جعفر بن محمد قولویه ـ استاد شیخ مفید ـ و شماری دیگر را نزد او خوانده است. [۳۳] [۳۴]
وی سرانجام در شب جمعه آخر ماه مبارك رمضان سال ۴۱۳ ق. استادش را از دست داد و ارتحال استاد بزرگی چون شیخ مفید برای او بسیار سنگین بود.

در محضر سید مرتضی

[ویرایش]

پس از درگذشت شیخ مفید ـ رحمه الله علیه ـ زعامت و پیشوایی شیعیان به سید مرتضی رحمه‌الله‌علیه منتقل شد؛ شخصیتی كه در دانش‌های مختلف یگانه عصر خود و در فضل و كرم زبانزد بود.
نجاشی سالیان دراز در درس سید مرتضی حاضر شد و از دانش‌ها و روح بلند این استاد بزرگ كه تجسم تقوا و پاك‌دامنی بود، بهره‌ها برد، او گرچه از سید مرتضی در كتاب ارزشمندش روایتی نقل نمی‌كند، ولی به فرموده محقق خوانساری، در نزد سید مرتضی بیشترین درس را خوانده است. [۳۵]
سید مرتضی پس از عمری پربار و خدمات ارزنده علمی و اجتماعی در ربیع الاول سال ۴۳۶ ق در شهر بغداد ستاره عمرش افول كرد و به جوار حق شتافت. مصیبت فراق و از دست دادن استاد وارسته و مجتهد سختكوش چون سید مرتضی نیز برای نجاشی كه زمان طولانی با او مأنوس بود بسیار سنگین آمد ولی او چاره‌ای جز صبر و بردباری نداشت. وی بدن مطهر استادش را با كمك ابوالعلی محمد بن حسن جعفری و سلار بن عبدالعزیز، غسل داد و پس از اینكه فرزند سید مرتضی بر بدن پدرش نماز گزارد او را دفن كردند. [۳۶] [۳۷] [۳۸]

آثار ماندگار

[ویرایش]

ابوالعباس نجاشی در شناخت راویان حدیث‌گوی سبقت را از دیگر دانشمندان این فن ربود و بر آنان برتری كامل یافت. گرچه پیش از عصر نجاشی و شیخ طوسی محققان و علمای زیادی در رشته رجال قلم بر صفحه كاغذ گذارده، آثار ارزشمندی به یادگار گذاشتند؛ ولی دانش شناسایی حدیث در زمان این دو ابرمرد كه شایسته عنوان «پدر علم حدیث»اند، تحول چشم‌گیری یافت [۳۹] و آثاری كه این دو خورشید فروزان شیعه در این زمینه از خویش به یادگار گذاردند، به عنوان كتاب‌های اصول علم رجال معروف گشت و از آن تاریخ تاكنون عالمانی كه متخصص در این رشته اند مطابق دیدگاه‌های آن دو تحقیق كرده و بر محور آثار آن دو بزرگوار، كتابها نوشته‌اند.

← رجال نجاشی


«رجال نجاشی» از گران‌بهاترین آثار شیعی در فن علم رجال است كه در بین چهار كتاب اصلی علم رجال درخشندگی خاصی دارد؛ نظیر درخشش كتاب « کافی» در بین چهار كتاب حدیثی.
نجاشی این گنجینه و اثر ماندگارش را در زمان حیات استادش سید مرتضی ـ رحمه الله علیه ـ و پس از تألیف كتابهای شیخ طوسی در این زمینه، نوشته است. گویا سید مرتضی در یكی از جلسات درس، از سخن آن دسته از مخالفان كه شیعه را به نداشتن آثار و سابقه علمی سرزنش می‌كردند و مورد استفاده قرار می‌دادند، اظهار ناراحتی می‌كند و همین مسأله سبب می‌شود كه نجاشی با تصمیم و اراده جدی دست به تحقیق زند و دانشوران شیعی و آثار ارزشمند آنان را معرفی كند.
بنابراین کتاب وی حاوی نام ۱۲۷۰ فرزانه از محدثان و علمای شیعی است كه در بیشتر موارد، سلسله سند از نجاشی تا راوی و شخصیتی كه به معرفی و آثار او پرداخته، ذکر شده است. آن‌طور كه از سخن خود نجاشی برمی‌آید، نام این كتاب «فهرس اسماء مصنفی الشیعه» است كه در آن به شناساندن آثار، كنیه، القاب، نیاكان و محل سكونت و زندگی علمای بزرگ پرداخته است. از این رو نام این مجموعه گران‌سنگ «فهرست» معروف به «رجال النجاشی» است كه بر روی جلدهای چاپ شده آن مزین است.
نجاشی این كتاب را در دو جزء تهیه و تنظیم كرده و به همان ترتیبی كه خود صورت داده است بارها منتشر شده است. [۴۰]

آثار دیگر

[ویرایش]

نجاشی غیر از اثر مشهورش كتابهای دیگری به رشته تحریر درآورد؛ ولی متأسفانه نشر نگردیده و در دسترس نیست؛ حتی به نسخه‌های خطی آنها نیز تا به حال آگاهی نیافته‌اند. نجاشی آنجا كه شرح حالش را یادآور شده، آثار زیر را از نوشته‌های خویش شمرده است:
۱. «الجمعه»: این كتاب درباره وظایف و اعمال عبادی در روز جمعه است. [۴۱]
۲. «الكوفه»: در معرفی آثار و اماكن تاریخی شهر کوفه و نیز فضیلت آنها است. [۴۲]
۳. «انساب بنی نضر بن قُعین»: در این كتاب خاندان بنی نضر بن قعین را معرفی می‌كند. [۴۳]
۴. «مختصر الانوار و مواضع النجوم». [۴۴]

روایتگران

[ویرایش]

گرچه نجاشی شاگردان زیادی را تربیت نكرد، چند نفر از دانشمندان، از روح بلند، تعهد، تقوا و اخلاص نجاشی بهره‌ها برده و به مقام نقل روایت از كتاب‌های او نایل آمدند و از جمله:
۱. ابوصمصام ذوالفقار بن معبد حسینی. وی از سادات بزرگواری است كه از سید مرتضی، نجاشی و شیخ طوسی روایت می‌كند. نیز فقها و دانشمندانی چون قطب راوندی (متوفی ۵۷۳ ق) و ابن شهر آشوب (متوفی ۵۸۸ ق) از ابوصمصام حدیث نقل می‌كنند. [۴۵] [۴۶]
۲. ابوالحسن سلیمان بن حسن صهرشتی. وی از فقها و شخصیتهای برجسته شیعی و از شاگردان ممتاز سید مرتضی و شیخ طوسی است. او از این دو بزرگوار و نیز از شیخ مفید و نجاشی و دیگر فرزانگان روایت نقل می‌كند. از جمله كتاب‌های او «قبس المصباح» در زمینه دعاست.
۳. ابوالحسن علی بن احمد نجاشی. وی فرزند نجاشی است كه در شمار اساتید بزرگ و دانشمندان جای دارد. [۴۷]

جلوه‌هایی از زندگی

[ویرایش]


← عشق به اهل بیت


عشق به اهل بیت و خاندان عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ چنان در روح و روان نجاشی در آمیخته بود كه آرامش را از وی گرفته و پیوسته در خروش و جوشش بود. گاهی غدیر او را به ساحل امن ولایت و حرم مولا علی علیه‌السلام‌ می‌كشاند و زمانی نیز عاشورا او را به مكتب سرخ ولایت و مسلخ عاشقان به کربلا می‌برد.
هر سال عید غدیر كه از راه می‌رسید شادمانی در چهره نجاشی ظاهر می‌گشت و شوق زیارت مولایش وی را از بغداد به نجف می‌كشاند و شتابان به وادی نور حركت می‌كرد. به سرزمین ولایت كه می‌رسید گویا در جوار بارگاه ملكوتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام رحل اقامت می‌افكند و با بهره‌جویی معنوی از روح بلند آن حضرت، از فرصت به دست آمده سود جسته، از اساتید بزرگ استفاده می‌كرد و از دریای دانش آنان سیراب می‌گشت و از دست مبارك آنان به دریافت اجازه نقل روایت نایل می‌آمد؛ به طوری كه با كوله‌باری از معنویات و معارف، از نجف اشرف به دیار خود مراجعت می‌كرد. [۴۸]

← زیارت مكان‌های مقدس


از جلوه‌های حیات نجاشی روح توحید و عبودیتی بود كه در جانش رسوخ كرده بود و رد پای این سبز قامت الهی را همچون نیاكان پاك‌نهادش باید در مساجد و مكان‌های زیارتی دنبال كرد.
او هر گاه به قصد کوفه ـ شهر اجدادش‌ ـ حركت می‌كرد با زاد و توشه تقوا و با روحی سرشار از اخلاص بار سفر می‌بست و در جای جای شهر با قلبی آكنده از عشق به اهل بیت علیهم السلام و زبانی گویا به ذكر خدا قدم می‌گذاشت و به زیارت مكان‌های مقدس این شهر می‌رفت. وی به عظمت و فصیلت مساجد شهر کوفه آگاه بود و در همانجا كه پیامبران و جانشینان آنها و دیگر زاهدان و با تقوایان نماز می‌گذاردند، نماز می‌خواند. [۴۹]

← دیدار با محدثان و راویان


عشق و محبت به ستارگان آسمان فقاهت و دیدار با محدثان و راویان، در سراسر وجود نجاشی موج می‌زد و احترام فرزانگان شیعی را نیك نگه می‌داشت و چه در شهر بغداد یا در مسافرت‌هایش به نجف و كوفه به دیدار صاحبان فضیلت و ابرار می‌رفت و از دریای دانش و اخلاص آنان بهره كافی می‌برد.

وفات

[ویرایش]

دست تقدیر این گونه رقم خورد كه حوزه علمیه بغداد كه تا سال ۴۴۸ ق از رونق و شهرت جهانی برخوردار بود و عالمان و پژوهشگران را از گوشه و كنار مجذوب خود ساخته بود، دیگر آن حرارت و جنب و جوش فرهنگی را نداشته باشد.
جنگ و گریزهایی كه در بغداد به وجود آمد و آشوب‌های داخلی و خارجی برای انتقال قدرت، محیط دانش و آرامش حوزه‌های درس را آشفته ساخت و در نهایت اوضاع نابسامان به جایی رسید كه حكومت از آل بویه به سلجوقیان منتقل شد و شیخ طوسی، پیشوای شیعیان، به ناچار از بغداد به نجف هجرت كرد. از آن پس فقها، محدثان و علمای بزرگ یكی پس از دیگری بغداد را رها كرده، بعضی به نجف و عده‌ای به نقاط دیگر هجرت كردند.

نجاشی، محدث و چهره سرشناس نیز با دگرگونی اوضاع سیاسی و اجتماعی شهر بغداد و از بین رفتن حوزه فرهنگ شیعی در سال ۴۴۸ ق به ناچار آنجا را رها كرد و احتمال دارد بر اثر كهولت و گرمای زیاد و نیز علاقه قلبی كه نسبت به خاندان رسالت داشت، به منطقه‌ای در شمال بغداد نزدیك سامراء هجرت كرده باشد. او در حالی كه اواخر عمر را می‌گذراند، هرچند گاه به سامراء می‌رفت و به زیارت امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السّلام می‌شتافت و در حالی كه اشك‌هایش جاری بود، زیر لب برای تعجیل ظهور امام زمان (عج) دعا می‌كرد.

... او كه عمری را در خدمت معارف اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ سپری كرد و در معرفی ابرار و ستاره‌های همیشه جاوید تشیع و شناساندن آثار ارزشمند آنان همت بلندی داشت، همچنان در انتظار رؤیت خورشید اهل بیت باقی ماند تا آنكه دست اجل مهلتش نداد و در جمادی الاول سال ۴۵۰ ق در مطیه آباد [۵۰] روح پاكش به ارواح مطهر ابرار و صالحان و اولیای خاص الهی پیوند خورد و در جوار رحمت ربوبی جای گرفت. [۵۱] [۵۲]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. در كتاب‌های تاریخی به این دو نام به عنوان فرزندان نجاشی دست نیافتیم.
۲. قاموس الرجال، علامه شوشتری، جامعه مدرسین قم، ج۱، ص۵۲۳.
۳. تاریخ بغداد، بغدادی، خطیب، چاپ بیروت، ج‌۶، ص‌۱۵۹.     وی ابوعبدالله ابراهیم فرزند مجد بن عرفه (۲۴۰ـ۳۲۳ ق) ملقّب به «نفطویه نحوی» است.
۴. رجال نجاشی، نجاشی، ج‌۱، ص۳۷۷.    
۵. تاریخ بغداد، بغدادی، خطیب، چاپ بیروت، ج‌۶، ص‌۱۵۹.
۶. مقدمه لمعه، محمد مهدی آصفی، چاپ ده جلدی، ج‌۱، ص‌۵۲.
۷. رجال نجاشی، نجاشی، ج‌۱، ص۴۳۹.    
۸. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۸۷.    
۹. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۳۹۲.    
۱۰. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۰۱.    
۱۱. طبقات اعلام الشیعه، علامه آقا بزرگ تهرانی، چاپ دوم، اسماعیلیان، ج۲، ص۱۹.
۱۲. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۴۲۹.    
۱۳. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۷۰.    
۱۴. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۲.    
۱۵. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۸۶.    
۱۶. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۳۶.    
۱۷. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۷۱.    
۱۸. رجال طوسی، طوسی، ص۴۱۷،    
۱۹. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۶۹.    
۲۰. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۱۱۶.    
۲۱. رجال طوسی، طوسی، ص۴۲۵،    
۲۲. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۱۰.    
۲۳. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۴۵۱.    
۲۴. جال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۹۷.    
۲۵. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۳۰.    
۲۶. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۲۰۲.    
۲۷. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۰۹.    
۲۸. جال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۹.    
۲۹. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۳۱۰.    
۳۰. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۳۹۸.    
۳۱. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج‌۳، ص‌۳۳.    
۳۲. مشیخه النجاشی، محمود دُریاب نجفی، چاپ اول ۱۴۱۳ ق، قم، ص‌۹۸.
۳۳. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۲۱.    
۳۴. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۴۴۷.    
۳۵. روضات الجنات، خوانساری، محمدباقر، اسماعیلیان، قم، ج ۱، ص ۶۳.
۳۶. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۷۱.    
۳۷. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۱۶۷.    
۳۸. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۱۷۹.    
۳۹. كتابهای اصلی علم رجال چهار كتاب اند به نام‌های: ۱. اختصار الرجال ۲. الفهرست ۳. الرجال ۴. رجال نجاشی كه كتاب تحت تألیف شیخ طوسی است.
۴۰. این اثر ماندگار تاكنون بارها چاپ شده كه جدیدترین چاپ آن با تحقیق محمدجواد نائینی، زیر نظر استاد جعفر سبحانی، در سال ۱۴۰۸ ق در بیروت به زیور طبع آراسته گردیده است.
۴۱. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۰۱.    
۴۲. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۰۱.    
۴۳. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۰۱.    
۴۴. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۱۰۱.    
۴۵. . طبقات اعلام الشیعه، ج ۲، ص ۱۸۰.
۴۶. روضات الجنات، خوانساری، محمدباقر، اسماعیلیان، قم، ج ۱، ص ۶۳.
۴۷. «طبقات اعلام الشیعه».
۴۸. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۴۴۰.    
۴۹. رجال نجاشی، نجاشی، ج۱، ص۴۴۰.    
۵۰. معجم البلدان، حموی، یاقوت، ج۵، ص۱۵۱.     همان مَطیَره است و آن منطقه سرسبزی است در اطراف سامرّا و از گردشگاه‌های عمومی بغداد و سامراء.
۵۱. خلاصة الاقوال، علامه حلی، چاپ تهران، ص۷۳.    
۵۲. الکنی و الالقاب، قمی، شیخ عباس، ج‌۳، ص ۲۳۹.    


منبع

[ویرایش]
سایت اندیشه قم.    

محمدحسن اماني، تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج‌۱، ص‌۶۹.






جعبه‌ابزار