اجتهاد مطلق (متجزی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اجتهاد مطلق به توانایی استنباط هر حکم شرعی در هر باب فقهی اطلاق می‌شود.


تعریف

[ویرایش]

اجتهاد مطلق، مقابل اجتهاد متجزی و به معنای توانایی کامل استنباط احکام شرعی در تمام ابواب فقه می‌باشد. به مجتهدی که دارای چنین خصوصیتی است، مجتهد مطلق می‌گویند.
در کتاب «کفایة الاصول» آمده است:
«ینقسم الاجتهاد الی مطلق و تجزّ، فالاجتهاد المطلق هو ما یقتدر به علی استنباط الاحکام الفعلیة من امارة معتبرة او اصل معتبر عقلا او نقلا فی الموارد التی لم یظفر فیها بها.. . ».

بررسی امکان یا استحاله اجتهاد مطلق

[ویرایش]

در مورد امکان یا استحاله اجتهاد مطلق، دو دیدگاه وجود دارد:

← قائلین به استحاله


بعضی از اصولیون ، به استحاله اجتهاد مطلق معتقد بوده و چنین استدلال نموده‌اند:
۱. اگر مراد از اجتهاد مطلق، استنباط تمام احکام شرعی باشد، امکان ندارد که بشر عادی بتواند تمام احکام مربوط به موضوعات گذشته و مستحدثه را استنباط نماید.
۲. در صورتی که مراد از آن، استنباط بیش‌تر احکام باشد نه همه آن‌ها با واقعیات خارجی سازگار نیست، زیرا در عمل مشاهده می‌شود که بعضی از اوقات، کسانی که دارای مراتب بالای علمی هستند، در مسئله‌ای تردید می‌نمایند و عباراتی از قبیل «ان المسئلة بعد محل اشکال او محل تأمل» به کار می‌برند، یا حکم به وجوب احتیاط می‌دهند.

← قائلین به امکان


بعضی دیگر از اصولیون، اجتهاد مطلق را پذیرفته‌اند؛ آنها به اشکالات مطرح شده، چنین پاسخ داده‌اند:
۱. منظور از اجتهاد مطلق، آمادگی اجتهاد در تمام ابواب فقه است، هر چند در عمل، شخص نتواند و یا عمر او کفاف ندهد که در تمام احکام شرعی اجتهاد نماید؛ همین که قادر به چنین کاری است، کفایت می‌کند.
در کتاب « الاصول العامة للفقه المقارن » آمده است:
«و قد فهموا من الاجتهاد المطلق، فیما یبدوا اعتبار فعلیة الاستنباط فیه و فعلیة الاستنباط لجمیع الاحکام ممتنعة بینما یری القائلون بامکان الاجتهاد المطلق: انه من قبیل الملکة التی توفر له القدرة علی استنباط الاحکام و هی غیر ممتنعة عادة.. . ».
۲. تردید یا احتیاط مجتهدان در مسائل، از تقوای فقهی آن‌ها حکایت می‌کند، زیرا ممکن است مسئله بسیار پیچیده باشد و بررسی آن احتیاج به وقت و تأمل بیشتری داشته باشد، یا مدارک و منابع کافی در اختیار مجتهد نباشد، و یا ادله‌ای که دلالت بر حکم آن مسئله می‌کند، دارای کمترین درجه حجیت باشد و فقیه به خاطر ورع بسیارش با این‌که می‌تواند رأی خود را بیان کند، احتیاط می‌نماید.
[۳] مختاری مازندرانی، محمد حسین، فرهنگ اصطلاحات اصولی، ص۱۴.
[۵] بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احکامه، ص۱۳۲.
[۹] حایری یزدی، عبدالکریم، درر الفوائد، ص۶۹۱.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

مجتهد مطلق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. طباطبایی حکیم، محمدتقی، الاصول العامة للفقه المقارن، ص۵۸۲.    
۲. اصفهانی، محمد حسین، الفصول الغرویة فی الاصول الفقهیة، ص۳۹۳.    
۳. مختاری مازندرانی، محمد حسین، فرهنگ اصطلاحات اصولی، ص۱۴.
۴. خمینی، روح الله، الرسائل، ج ۲، ص۱۰۷ و ۱۰۸.    
۵. بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احکامه، ص۱۳۲.
۶. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۳، ص۶۱۰.    
۷. خویی، ابوالقاسم، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، ص۲۰.    
۸. خویی، ابوالقاسم، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، ص۳۵۳.    
۹. حایری یزدی، عبدالکریم، درر الفوائد، ص۶۹۱.


منبع

[ویرایش]
فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۶. برگرفته از مقاله «اجتهاد مطلق (متجزی)».    


رده‌های این صفحه : اجتهاد(عام)




جعبه ابزار