اتحادیه تنوخ وث

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تَنوُخ، اتحادیه قبایل مختلف عرب پیش از اسلام که سلسله نسب مشترکی را پذیرفته بودند. علی‌رغم پاره‌ای گزارش‌های ناهمخوان در خصوص تاریخ اولیه این پیمان در شبه جزیره عربستان، کتیبه‌هایی به زبان‌های سبئی، یونانی، آرامی و سریانی و نیز نوشته‌های بطلمیوس، گزارش مورخان دوره اسلامی در خصوص این پیمان را، با جزئیاتی که تاکنون امکان تحقیق و بررسی آن‌ها فراهم نشده است، تأیید می‌کند.

فهرست مندرجات

۱ - پیشینه تاریخی
       ۱.۱ - تنوخ در عربستان
       ۱.۲ - بحرین
       ۱.۳ - بین‌النهرین
              ۱.۳.۱ - حیره
              ۱.۳.۲ - شمال بین‌النهرین
       ۱.۴ - ایران
       ۱.۵ - شام
              ۱.۵.۱ - دوران پیش از اسلام
                     ۱.۵.۱.۱ - روم شرقی
              ۱.۵.۲ - دوران اسلامی
                     ۱.۵.۲.۱ - امویان
                     ۱.۵.۲.۲ - مروان دوم
                     ۱.۵.۲.۳ - مهدی عباسی
                     ۱.۵.۲.۴ - مأمون
                     ۱.۵.۲.۵ - مستعین‌بالله
                     ۱.۵.۲.۶ - اسماعیلیان
       ۱.۶ - لبنان
۲ - فهرست منابع
۳ - پانویس
۴ - منبع

پیشینه تاریخی

[ویرایش]

تَنوخ، عنوان اتحادیه‌ای کهن متشکل از چندین قبیلۀ بزرگ عرب قحطانی و عدنانی. این قبایل به روزگار کهن هم‌پیمان شدند که در بحرین اقامت گزینند و از مصالح و منافع هم دفاع کنند. این پیمان به سبب نقشی که در تأمین مصالح سیاسی-اجتماعی این قبایل ایفاء کرد، با گذشت زمان به عنوان نسب مشترکی برای این قبایل درآمد. هرچند دربارۀ این پیمان و قبایل تشکیل‌دهنده و نیز زمان آن گزارش‌های متفاوت، با پردازش داستانی وجود دارد، اما با تحلیل این آگاهی‌ها برپایۀ دانسته‌های جنبی از منابع تاریخی و یافته‌های باستان‌شناختی جدید می‌توان سیر حوادث تاریخی تنوخ را در بحرین، بین‌النهرین و شام دنبال کرد.

← تنوخ در عربستان


تنوخ متعلق به «دوره مهاجرت» در تاریخ شبه جزیره عربستان است؛ دوره ای که قبایل عرب، بویژه از جنوب، به سوی مرکز و از آن‌جا به شمال شبه جزیره عربستان و سرانجام به سوی هلالِ خَصیب مهاجرت کردند. تا جایی که به تنوخ بر می‌گردد، روایات تاریخی گوناگونی از مهاجرت از تِهامه به بحرین در عربستان شرقی وجود دارد،
[۱] طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۰۹ـ ۶۱۰.
[۲] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۸۰ ـ۸۱، قاهره، ۱۹۹۲م.
[۳] عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج۱، ص۲۱- ۲۳، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
اما پذیرش جزئیات این روایات، بدون در اختیار داشتن مآخذ کتیبه‌ای و غیرعربی دشوار است. با وجود این، ورود آنان به بحرین در کتیبه‌ای سَبَئی آمده است.

← بحرین


واژۀ تنوخ به معنای «اقامت» و «ماندگاری»، ظاهراً در پی تصمیم این قبایل بر اقامت در بحرین، به این اتحادیه اطلاق شد.
[۴] هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۴۶، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
[۵] محمود زمخشری، الفایق، ج۱، ص۷۳، حیدرآباددکن، ۱۳۲۴ق.
[۶] عبدالکریم سمعانی، الانساب، ج۱، ص۴۸۴، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
[۷] ابن اثیر، اللباب، ج۱، ص۲۲۵، بیروت، دارصادر.
[۸] ذیل تنخ، ابن منظور، لسان.
بحرین به ویژه در حدود سدۀ ۱ق/۷م، شاهد مهاجرت قبایل مختلف از غرب و جنوب جزیرة‌العرب بود. رشد جمعیت عرب‌های عدنانی و بسنده نبودن سرزمین‌های حجاز و تهامه در تأمین آزوقۀ آنان، و نیز وقوع جنگ‌های شدید میان قبایل ساکن در این ناحیه، بی‌شک از عوامل مهم مهاجرت اینان از جنوب شبه جزیرۀ عربستان به شمال، به‌ویژه بحرین بوده است.
[۹] طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۰۹-۶۱۰.
[۱۰] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۸۰-۸۱، قاهره، ۱۹۹۲م.
[۱۱] حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۳، برلین، ۱۳۴۰ق.
[۱۲] ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۴۰.
[۱۳] عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۴، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
[۱۴] «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، ص۷۵-۷۶، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.

هرچنـد در منابع، جـزئیات این مهاجـرت که بیش‌تر آن برگـرفته از روایات کلبـی است، بـه افسانه می‌ماند، اما با صرف‌نظر از تقدم و تأخر ورود این قبایل به بحرین و نیز پیوستن آنان به این اتحادیه، این اندازه آشکار است که شاخه‌هایی از قبایلی همچون ازد، قضاعه، ایاد، تغلب، تمیم، بکر بن وائل، عبدالقیس، لخم و جز آن‌ها که به بحرین کوچیده بودند، این اتحادیه را به وجود آوردند.
[۱۵] طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۰.
[۱۶] عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج۱، ص۲۲، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
[۱۷] عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۴، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
در برخی از منابع به قبیله‌های قضاعه و ازد تنوخ اطلاق شده است، برخی دیگر هم ضُجاعمه و دوس را که ساکن بحرین بودند، تنوخ نامیده‌اند.
[۱۸] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۹۹، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
[۱۹] احمد قلقشندی، نهایة الارب، ج۱، ص۱۷۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
[۲۰] محمدامین سویدی، سبائک الذهب، ج۱، ص۴۲۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
[۲۱] جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۳۱، بیروت، ۱۹۶۶م.

منابع کهن زمان این پیمان را عصر ملوک‌الطوایف (اشکانیان
[۲۲] طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۰.
[۲۳] ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۴۱.
[۲۴] علی ابن سعید مغربی، نشوة الطرب، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.
و پژوهشگران جدید، زمان آن را در حدود سال ۱۹۰م تخمین زده‌اند.
[۲۵] «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، ص۷۹، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.
جوادعلی تنوخ را همان قوم تانویت (Tanueitae) مذکور در آثار بطلمیوس، جغرافی‌دان یونانی سدۀ ۲م، دانسته است که در زمان او می‌زیستند.
[۲۶] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۱۶۹، بیروت، دارالعلم للملایین.
[۲۷] «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، ص۷۹، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.
[۲۸] Blau, O,» Die Wanderung der sabäischen Völkerstämme im ۲ Jahrhundert n Chr «, ZDMG, ۱۸۶۸, vol XXII، ج۱، ص۶۶۰.


← بین‌النهرین


مقارن با برپایی دولت ساسانی (۲۲۶م)، ۳ گروه تنوخ، عباد و احلاف ساکنان اصلی حیره بودند، و چون تنوخ نخواستند در حیره زیر فرمان اردشیر بابکان زندگی کنند، راه بادیه را در پیش گرفتند،
[۲۹] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۰۰-۲۰۱، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
اما گویا عباد هم مسیحیانی مرکب از قبایل مختلف، از جمله تنوخ بودند.
[۳۰] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۱۸، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
[۳۱] عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۲۶، اسکندریه، موسسة الشباب الجامعه.
[۳۲] خدامراد مرادیان، کشور حیره در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان، ج۱، ص۹، تهران، ۱۳۵۵ش.
البته برخی منابع هم، احلاف را به همراه نزار و فهم ۳ بطن از تنوخ دانسته‌اند.
[۳۳] یاقوت، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ج۱، ص۳۲۹، بیروت، ۱۹۸۷م.
[۳۴] احمد قلقشندی، نهایة الارب، ج۱، ص۱۷۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.

این قبایل پس از چندی اقامت در بحرین، به عراق رفتند و با استفاده از درگیری‌های بنی ارم (ارمانیون = از عاد ارم) با اردوانیون (از ملوک الطوایف)، آنان را از سواد عراق بیرون راندند.
[۳۵] طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۰-۶۱۱.
[۳۶] ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۴۱.
[۳۷] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۸۵، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
[۳۸] عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۵، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
و خود در منطقه‌ای واقع در غرب فرات، میان حیره و انبار ساکن شدند.
[۳۹] عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۵، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
[۴۰] ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ج۱، ص۶۲۴، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.

به تنوخیان این منطقه، به سبب آن‌که به شهرها داخل نمی‌شدند و با مردم آمیزش نداشتند، «عرب ضاحیه» می‌گفتند.
[۴۱] طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۲.
[۴۲] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۸۵، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
در بین النهرین . تاریخ تنوخ چه در جنوبِ بین‌النهرین ، در حیره، و چه در شمال آن ، اطراف الحَضْر (هَتْره )، شفافتر از تاریخ آن در شبه جزیرة عربستان است.

←← حیره


تنوخ در جنوب بین‌النهرین با مهمترین مرکز مدنیت عرب در ادوار پیش از اسلام ، یعنی حیره، مرتبط است. مالک بن فَهْم، ( شخصیتِ ) افسانه‌ای را گاه اَزْدی و گاه تنوخی دانسته‌اند.
[۴۳] علی مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۱۳ـ ۲۱۴، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
[۴۴] علی مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص۲۳۱، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
او کسی است که با تأسیس حیره شهرت و اعتبار یافت.
به هر حال تنوخیان در عراق به رهبری مالک بن زهیر (مالک بن فهم) حکومتی تشکیل دادند. پس از مالک برادرش عمرو و سپس برادرزاده‌اش جذیمۀ اَبرش (از ازد یا قضاعه) در رأس آن حکومت قرار گرفتند.
[۴۵] علی ابن سعید مغربی، نشوة الطرب، ج۱، ص۲۱۹، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.
[۴۶] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۸۵، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
در کتیبه‌ای نبطی، جذیمه با عنوان «شاه تنوخ» وصف شده است.
[۴۷] Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III، ج۱، ص۵۹۷.


به حکومتِ جذیمة الاَبرش بر تنوخ در قرن سوم میلادی در کتیبه‌ای دو زبانه (یونانی و آرامی)، که در «اُمَّالجِمال» در شمال غربی عربستان کشف شده، تصریح شده است. نسب خانوادگی جذیمه مسئله چگونگی ارتباط ازد، تنوخ و لخم را با یکدیگر حل می‌کند. بر اساس یک خبر، جذیمه با لَمیس، خواهر مالک بن زُهیر تنوخی، ازدواج کرد و بدین‌سان ازد به تنوخ پیوست.از سوی دیگر، رَقاش ، خواهر جذیمه ، با عَدی از قبیلة لخم ازدواج کرد و موجب پیوستگی لخم با تنوخ شد.
[۴۸] طبری، تاریخ، ج ۱، ص۶۱۰-۶۱۵


جذیمه چهره تاریخی برجسته ای در تاریخ عرب پیش از اسلام بود. بنا بر گزارشی عربی
[۴۹] طبری، تاریخ، ج ۱، ص۶۱۰-۶۱۵
او با زِنوبیا (زَبّاء)ی تدمُری جنگید و به دست او به قتل رسید.
[۵۰] عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۵، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
بیشتر تاریخ‌نگاران وی را نخستین پادشاه حیره از آل نصر یا آل لخم و نیز مؤسس دولت مناذره در حیره شمرده‌اند.
[۵۱] حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۵، برلین، ۱۳۴۰ق.
[۵۲] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۳۱۴، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
[۵۳] جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۶۶م.
[۵۴] عباس عزاوی، عشائر العراق، ج۱، ص۱۰۳، بغداد، ۱۳۶۵ق/۱۹۳۷م.
[۵۵] محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۵۸۱، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
[۵۶] تئودُر نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۵۱، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.


پس از مرگ جذیمه، حیره شهری کاملاً لخمی گردید که بنونَصْر آن را اداره می‌کردند و نخستین امیر آنها عمرو بن عدی، پسر خواهر جذیمه، بود.
[۵۷] علی مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۱۳ـ۲۱۷، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
با این حال، تنوخ همچون واقعیتی در تاریخ خویشاوندان خود، یعنی نصریانِ حیره ، باقی ماند. آنان همراه با عِباد و اَحْلاف (قبایل هم‌پیمان یا حمایت شده)، سه گروهی بودند که جمعیت حیره را تشکیل می‌دادند. این دو گروه اخیر، علاوه بر حیره ، در نواحی غربی فرات ، حدفاصل حیره و انبار هم زندگی می کردند و «عرب الضاحیه » (عربهای حاشیة شهر) خوانده می شدند.
[۵۸] طبری، تاریخ، ج ۱، ص۶۱۲.

گفته‌اند یکی از بخش‌های سپاه لخمیان، که دَوْسَر نام داشت و زیرفرمان نعمان بود، واحدی تنوخی بود. ظاهراً تنوخیان در قرن ششم با لخمیان در افتادند و سرانجام در نبرد قُحاد، قابوس بن منذر، امیر لخمی ، آنان را مغلوب کرد.
[۵۹] طبری، تاریخ، ج ۲، ص۱۹۴ـ ۱۹۵.
[۶۰] عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج ۳، ص ۱۴۹، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.


←← شمال بین‌النهرین


منابع عربی از مقابله تنوخیان با شاپور ذوالاکتاف، پادشاه ساسانی ، سخن می گویند، که در شبکه آن تنوخیان تحت فرمان ضَیْزَن بن معاویه وارد قلمرو الحَضْر یا هَتْرَه ، در بین النهرین شمالی ، شدند.
[۶۱] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج ۱۳، ص ۸۰ ـ ۸۱، قاهره، ۱۹۹۲م.
[۶۲] عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج ۱، ص۲۴، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
پذیرفتن جزئیات این واقعه، آنگونه که منابع بیان کرده اند، دشوار است.
اینکه تنوخیان با هتره روابط یا همکاری‌هایی داشته‌اند، واقعیتی تاریخی است ، زیرا یک منبع موثق سوری با نام تاریخ اَحُدِمّه، کوچ آنان را به سوی شمال بین‌النهرین در نزدیکی هتره تأیید کرده است. اسقف مونوفیزیتی کلیساهای شرق، تنوخیان را به آیین مسیحیت در آورد و آنان نیز به این دین وفادار ماندند. اینکه آنان در آن زمان، هنوز در جنوب بین‌النهرین بودند و در جهاد مسیحی خود فریاد می‌زدند «یا لَعِبادِاللّه »همان شعاری که در جنگ‌های خود با پادشاه ساسانی در قرن سوم سر می دادند؛
[۶۳] عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج ۱، ص۲۴، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
در دعای مسیحیت آنان تردید به وجود می‌آورد. احتمالاً تنها برخی از آنان در جنوب بین‌النهرین مسیحی شده بودند، ولی کسانی که به بین‌النهرین شمالی کوچیدند به این دین نگرویدند.

این امر می‌تواند ناسازگاری ظاهری منابع را فیصله دهد. مسیحیت تنوخیان جنوبی با صومعه‌ای معروف به دیرحنَّه، که تیره‌ای تنوخی به نام بنوسطیع در حیره بنا کرد، تأیید شده است. مورخان این سلسله را «آل لخم»، «آل نصر» و «آل تنوخ» هم نامیده‌اند و در نقل اخبار و نیز منشأ و شمار پادشاهان و مدت حکومت آنان با هم اختلاف‌نظر دارند.

← ایران


پس از این، دولت‌های بنی‌لخم یا آل منذر به عنوان کارگزاران دولت ساسانی نه تنها همچون سدی، حایل میان ایران و عرب بادیه بودند، بلکه به نفع دولت ایران با روم و دولت دست‌نشاندۀ آن، غسانیان، در سوریه وارد جنگ می‌شدند.
[۶۴] حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، ج۱، ص۱۳۲، تهران، ۱۳۴۹ش.
[۶۵] محمد محمدی، تاریخ و فرهنگ ایران، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۲، تهران، انتشارات یزدان.
[۶۶] Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III، ج۱، ص۶۰۰.
[۶۷] حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، ج۱، ص۱۲۲، تهران، ۱۳۴۹ش.
امرؤالقیس بن عمرو و پسرش نعمان از نامدارترین پادشاهان این سلسله‌اند.
[۶۸] توفیق برو، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۱۲۷، دمشق، دارالفکر.
[۶۹] محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۵۸۴، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
[۷۰] حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳، تهران، ۱۳۴۹ش.

البته قبایل ساکن در عراق و حیره، از جمله تنوخ با استفاده از احوال پریشان اوایل حکومت شاپور ذوالاکتاف به مرزهای ایران تاختند؛ اما شاپور به زودی آن‌ها را سرکوب کرد و شماری از اعراب این نواحی به قلمرو روم گریختند. چون شاپور بر اوضاع مسلط شد، با آل‌منذر ائتلافی برضد دولت روم پدید آورد. پس از آن دولت حیره قوت یافت و قلمروش از فرات تا شام و نجد گسترده شد.
[۷۱] حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۶-۶۷، برلین، ۱۳۴۰ق.
[۷۲] جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۴، بیروت، ۱۹۶۶م.
[۷۳] توفیق برو، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۱۲۳، دمشق، دارالفکر.
[۷۴] محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۵۸۱-۵۹۵، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
[۷۵] عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲، اسکندریه، موسسة الشباب الجامعه.
سرانجام خسروپرویز آن دولت را منقرض کرد.

← شام


در شام ، قسطنطنیه شرقی. تاریخ تنوخ در این منطقه، بویژه در دوره پیش از اسلام و نیز در دوره اسلامی واضح و آشکار است.

←← دوران پیش از اسلام


چون اردشیر بابکان، ملوک‌الطوایف را از میان برداشت و بر اعراب حیره سخت گرفت، بیشتر تنوخیان به شام کوچیدند و به قبایل قضاعه پیوستند.
[۷۶] حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۵-۶۶، برلین، ۱۳۴۰ق.
[۷۷] ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۸۴.
[۷۸] عباس عزاوی، عشائر العراق، ج۱، ص۱۰۳، بغداد، ۱۳۶۵ق/۱۹۳۷م.
[۷۹] تئودُر نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۵۰، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
[۸۰] Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III، ج۱، ص۵۹۷.


←←← روم شرقی


ظاهراً بعضی از تنوخیان به دنبال شکست از سپاه ساسانیان، به قلمرو روم شرقی مهاجرت کردند و آنان نخستین گروه عرب بودند که برای خدمت به دولت روم شرقی هم‌پیمان شدند و متحدان اصلی رومیان در قرن چهارم میلادی به شمار می آمدند.
[۸۱] علی مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۳۱، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
از سه حاکم آنان به نام‌های نعمان، عمرو و حَواری یاد کرده که نام آنان در منابع غیرعربی نیامده است.

اتحادیه عرب روم شرقی در قرن چهارم، در شرق دو چهره بزرگ داشت : امرؤالقیس ، سلطان تمامی اعراب (متوفی ۳۲۸م ) که وجودش با کتیبه نَمارَه تأیید شده است، و ملکه مَوِیَه (۳۷۰ م ) که مورخان کلیسایی یونانی هویت تاریخی او را تأیید کرده اند. امرؤالقیس از لخمیانی بود که کمی خون تنوخی در رگ‌هایش جریان داشت، اما وابستگی قبیله‌ای مویه به تنوخیان نامعلوم و فقط یک احتمال است. بعدها پس از کشته شدن نعمان بن منذر هم گروهی دیگر از تنوخیان که به احتمال بسیار مسیحی بودند یا سپس مسیحی شدند و به شام کوچیدند.
[۸۲] ابراهیم اصطخری، المسالک و الممالک، ج۱، ص۲۰، به کوشش محمدجابر عبدالعال حسینی و محمدشفیق غربال، قاهره، ۱۳۸۱ق/۱۹۸۱م.
[۸۳] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۱۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
[۸۴] ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ج۱، ص۶۲۴، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
[۸۵] النصرانیة و آدابها بین عرب الجاهلیة، بیروت، ج۱، ص۳۱، ۱۹۸۶م.


متحدان تنوخی، مسیحیان راست دین (ارتدوکس ) و غیرتمند و متعصبی بودند و نبردهای مویه با والنس آریانی فقط اهداف اعتقادی و دینی داشت. اگر ملکه به تنوخیان وابستگی قبیله‌ای داشت، باید در منابع اولیه و اشعار حماسی که هنگام پیروزی او بر والنس سروده شده بود و نیز در سوزومن، یک منبع یونانی، به این وابستگی اشاره می شد. این امر بعدها تنها در یک دیوان تنوخی در دوره اسلامی، که در بر دارنده اشعار سروده شده در پیش از اسلام است، آمده است.

ارتباط تنوخیان با دولت مرکزی پرفراز و نشیب بود. آنان ظاهراً حدود ۳۸۰ میلادی، بر دولت مرکزی شوریدند، اما سه سال بعد، فرانک ریکومر، فرمانده نظامی تئودوسیوس اول ، این شورش را سرکوب کرد. این شکست مقدمه زوال نهایی تنوخیان به عنوان اتحادیه‌ای برجسته در روم شرقی در قرن چهارم میلادی شد. اما در سه قرن پیش از اسلام، تنوخیان هم‌پیمان روم شرقی باقی ماندند و در زمان فتح بلاد شام، در دومَةُالْجَندَل و در نبرد یَرموک، با مسلمانان جنگیدند.
[۸۶] طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۸.


و در جنگ بی‌حاصل روم شرقی با حِمْص، در سال هفده، نیز شرکت داشتند. بعد از نبرد یرموک، وقتی که ابوعُبَیْدة جَرّاح در اطراف خلکیس (قِنَّسرین ) و برویا (حلب )، با تنوخیان درگیر شد، اتحاد آنان از بین رفت. بعضی از آنان اسلام آوردند،
[۸۷] احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ص ۱۴۶ـ۱۴۷، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
[۸۸] طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۸۹.
[۸۹] عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ص۱۶-۱۷، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
در حالی‌که گروهی دیگر قاطعانه به آیین مسیحی وفادار ماندند.

آورده‌اند که پادشاه روم آنان را بر اعراب شام حکومت داد،
[۹۰] احمد یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۶، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
تا این‌که بنوسلیح داخل شام شدند و بر تنوخ غلبه یافتند.
[۹۱] احمد یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۳۱، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۹۲] علی مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۱۲، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
[۹۳] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۹۸، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
این تنوخیان مسیحی پس از اسلام هم باقی بودند؛ زیرا در آثار سریانی، از اسقف‌هایی از قبیلۀ تنوخ یاد شده است.
[۹۴] النصرانیة و آدابها بین عرب الجاهلیة، بیروت، ج۱، ص۹۹، ۱۹۸۶م.
[۹۵] ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ج۱، ص۶۲۵، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
[۹۶] Baumstark, A, Geschichte der syrischen Literatur, Bonn, ۱۹۲۲، ج۱، ص۲۵۷.


معرة النعمان، زیستگاه اصلی تنوخ، به ویژه تنوخ مسیحی بود،
[۹۷] احمد قلقشندی، نهایة الارب، ج۱، ص۱۷۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
[۹۸] محمدامین سویدی، سبائک الذهب، ج۱، ص۴۲۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
و یاقوت این ناحیه را منسوب به نعمان بن غطفان تنوخی دانسته است.
[۹۹] یاقوت، بلدان، ج۵، ص۱۵۶.
در شام، قبایل دیگری هم به تنوخ پیوستند و از این‌رو ست که برخی، شام را محل پدید آمدن پیمان اتحاد تنوخی دانسته‌اند.
[۱۰۰] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۰، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.


در سال هفده ، گروهی از تنوخیان در ترجمه انجیل به عربی شرکت کردند. اشاره منابع عربی-اسلامی، به دو گروه «حاضر» (مقیم/ساکن) از تنوخیان در نزدیکی حلب و قنّسرین، دالّ بر درستی گزارش‌های منابعی است که در خصوص قلمرو اصلی سکونت تنوخیان در نواحی شرق روم شرقی، که در دوره اسلامی نیز همواره تحت اشغال آنان بود، سخن گفته‌اند. این امر مورد تأیید منابع غیرعربی سریانی، شامل مکتوب و غیرمکتوب، است.

←← دوران اسلامی


پیشنه تاریخی تنوخ در دوران اسلامی بدین شرح هست:

←←← امویان


تنوخ در زمان امویان نیز نقش مهمی ایفا کردند با ایجاد نظم جدید در بلاد شام توسط خلفای اسلامی، آن گروه از تنوخیان که به آناطولی نرفته بودند، بخشی از سپاه شام را تشکیل داده ، به خدمت بنی امیه در آمدند. آنان در صفّین (۳۷ق/۶۴۸م)، به سرکردگی نعمان بن جبلۀ تنوخی، در کنار معاویه با علی (علیه‌السلام) جنگیدند.
[۱۰۱] عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۳، ص۱۴۹۶، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
[۱۰۲] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۴، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
در همین روزگاران تنوخ شام همچون سدی در مقابل حملات روم عمل می‌کردند.
[۱۰۳] محمدکامل حسین، طائفة الدروز، ج۱، ص۱۰، تاریخها و عقائدها، قاهره، ۱۹۶۲م.
[۱۰۴] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۴-۳۵، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
[۱۰۵] Lammens, PH, Etudes sur le règne du calife omaiyade moªâwia ler, Leipzig, ۱۹۰۸، ج۱، ص۴۲۷.

اما چون مروان دوم بر اینان سخت گرفت، تنوخیان نیز شکست او را از عباسیان در ۱۲۷ق/۷۴۵م مغتنم شمردند و در قنسرین به لشکر او تاختند و ساز و برگ آنان را به غارت بردند.
[۱۰۶] علی مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص ۲۵-۱۳۲، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
در مَرج راهِط نیز همراه مروان بن حکم بودند.
[۱۰۷] طبری، تاریخ، ج ۵، ص۵۳۸-۵۴۲.
احساس همدلی با اعراب جنوبی، آنان را به مقابله با مروان دوم برانگیخت که سپاهیانش از اعراب شمالی بنوقیس بودند.
[۱۰۸] عمر ابن عدیم، زبدة الحلب، ج۱، ص۵۳، به کوشش سامی دهان، دمشق، ۱۳۷۰ق/ ۱۹۵۱م.
[۱۰۹] Wellhausen, J, The Arab Kingdom and its Fall, tr M G Weir, Beirut, ۱۹۶۳ ص۱۸۱.
[۱۱۰] Muir, W, The Caliphate its Rise, Decline, and Fall, New York, ۱۹۷۵، ج۱، ص۳۱۹.


←←← مروان دوم


تنوخیان در ۱۲۷، هنگامی که مروان دوم از قنّسرین و خُناصِره می‌گذشت، به او حمله بردند.
[۱۱۱] طبری، تاریخ، ج ۴، ص ۹۲.
[۱۱۲] عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ص۱۶، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
و معابدشان ویران گشت. در اینجا نیز داده های منابع عربی ـ اسلامی که مقرّ آنان را قنّسرین و حلب معرفی کرده، مورد تأیید منابع سریانی غیرعربی است . ابن عبری و میخاییل سریانی هنگام گزارش ماجرای برخورد آنان با مهدی، از تنوخیان به عنوان ساکنان منطقه سخن گفته‌اند. این نکته در یک کتیبه معاصر سریانی نیز آمده است.
[۱۱۳] عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ص۱۶، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.

از این زمان به بعد، تنوخیان در شرایط بحرانی و سخت، همچون یک عرب مسلمان عمل می‌کردند. گویا تنوخیان شام در حلب و قنسرین می‌زیستند.
[۱۱۴] احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۵، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
در این زمان تنوخ با قبایل مسیحی دیگری همچون بهراء، کلب، سلیح و غسان هم‌پیمان بود.
[۱۱۵] احمد یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۷، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۱۱۶] ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵.
[۱۱۷] ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۶، ص۲۶۳، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.

چون خالد بن ولید در ۱۲ق/۶۲۳م، دومة الجندل را گشود، شماری از تنوخ و گروهی از عشایر قبایل مذکور، به نبرد با او برخاستند. (دربارۀ جنگ‌های تنوخ با فاتحان مسلمان)
[۱۱۸] ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵-۳۹۶.
[۱۱۹] ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۶، ص۲۶۳، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
[۱۲۰] احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۵، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
[۱۲۱] احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۶۴، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
[۱۲۲] ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۷، ص۴، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
[۱۲۳] یاقوت، بلدان، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۶.
[۱۲۴] عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۱، ص۱۵۲، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
[۱۲۵] عمر ابن عدیم، زبدة الحلب، ج۱، ص۲۶-۲۹، به کوشش سامی دهان، دمشق، ۱۳۷۰ق/ ۱۹۵۱م.
[۱۲۶] ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۵۴۲-۵۴۳، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.

به نقلِ برخی منابع متأخر گروهی از تنوخ عراق برای شرکت در فتوح شام، پیش ابوعبیده آمدند و او پس از فتح شام، آنان را در شهرهای شمالی همچون معرة النعمان، قنسرین، حماه و دیگر جایها اسکان داد.
[۱۲۷] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
در صورت صحت این گزارش، باید گفت که اسکان تنوخ عراق در میان خویشاوندان مسیحی خود در شام و عامل قرابت قومی میان آنها، نقش مهمی در تسهیل رشد اسلام در آن منطقه داشته است.
[۱۲۸] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۲، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.


←←← مهدی عباسی


پس از آن تا زمان خلافت مهدی عباسی (۱۵۸-۱۶۹ق) تنوخیان مسیحی در قنسرین می‌زیستند. مهدی در ۱۶۵ق/۷۸۱م آنان را واداشت تا اسلام آورند.
[۱۲۹] احمد یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۹۸-۳۹۹، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۱۳۰] عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۱، ص۵۶۲، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
[۱۳۱] فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۳۶۰، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.

برخورد آنان با مهدی، تنوخیان را به عنوان جامعه مستقل مسیحی در بلاد شام مطرح کرد. اندکی پس از درگذشت هارون‌الرشید (۱۹۳ق/۸۰۹م)، تنوخ و دیگر ساکنان حاشیۀ حلب به این شهر حمله کردند، اما توفیق نیافتند و اهل حلب آن‌ها را راندند.
[۱۳۲] احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.


←←← مأمون


در اواخر خلافت امین و آغاز خلافت مأمون در ۱۹۸ق/۸۱۴م، مقارن با بروز انقلاب‌هایی در شام، تنوخیان حلب به رهبری منیع تنوخی برضد عباسیان قیام کردند. یعقوب بن صالح هاشمی، امیر شام، پس از سرکوب قیام، آنان را از حلب تبعید کرد.
[۱۳۳] احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۶، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
[۱۳۴] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۶، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

به احتمال بسیار، پس از این شکست تنوخیان حلب در جبال غربی شام، در شمال از سواحل لاذقیه و در جنوب تا صیدا، پراکنده شدند.
[۱۳۵] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۷، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
برخی از منابع بر آن‌اند که ابوجعفر منصور عباسی (۱۳۶-۱۵۸ق)، تنوخیان معرة النعمان را برای مقابله با هجوم رومیان، به سواحل شام و جبال غربی کوچاند. عده‌ای از آنان نیز در لاذقیه ساکن شدند و برخی دیگر راه لبنان را در پیش گرفتند.
[۱۳۶] محمدعزت دروزه، العرب و العروبة، ج۱، ص۵، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۱۳۷] عباس ابوصالح، تاریخ الموحدین الدروز السیاسی فی المشرق العربی، ج۱، ص۲۶-۲۷، دمشق، ۱۹۸۱م.
[۱۳۸] نجلا ابوعزالدین، الدروز فی التاریخ، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵، بیروت، دارالعلم للملایین.
[۱۳۹] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.


←←← مستعین‌بالله


در خلافت المستعین‌بالله (۲۴۸-۲۵۲ق/۸۶۲-۸۶۶م) یوسف بن ابراهیم تنوخی معروف به قصیص در معره قیام کرد و با جمعیت انبوهی از تنوخ به قنسرین رفت؛ خلیفه پس از سرکوب این شورش، امارت لاذقیه و اطراف آن را به وی واگذار کرد.
[۱۴۰] احمد یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۹۷، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۱۴۱] محمد کردعلی، خطط الشام، ج۱، ص۱۶۷، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
[۱۴۲] حسن همدانی، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۴۶، به کوشش محمد بن علی اکوع، صنعا، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
که فضیض گفته است.
در این روزگار، تنوخیان در غرب شام اماراتی داشتند. برخی از امرای آنان مثل امیرمسعود در ۲۱۶ق/۸۳۱م، مأمون را در دفع قیام قبطی‌ها در مصر یاری داد و پس از آن، مأمون امارت او را به رسمیت شناخت.
[۱۴۳] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۴۴] محمدعزت دروزه، العرب و العروبة، ج۲، ص۲۶، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۱۴۵] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۷، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
در ۲۵۶ق/۸۷۰م، المعتمد عباسی، امارت جبل بیروت و ولایت صیدا را به نعمان بن عامر تنوخی، و پس از او به فرزندش واگذار کرد. نعمان که خلیفه را در دفع شورشی در فلسطین یاری کرده بود،
[۱۴۶] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۳، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۴۷] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۸، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

در دوران امارت طولانی خود (۲۵۷-۳۲۵ق/۸۷۶-۹۳۷م) درگیری‌های بسیاری با روم داشت.
[۱۴۸] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۳، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۴۹] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۸، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
احمد بن طولون پس از بنیاد دولتی در مصر (حک‌ ۲۵۴-۲۷۰ق/۸۶۸-۸۸۴م)، امارت نعمان را بر بیروت و صیدا به رسمیت شناخت.
[۱۵۰] عصام محمد شبارو، تاریخ بیروت، ج۱، ص۵۴، بیروت، ۱۹۸۷م.
[۱۵۱] عباس ابوصالح، تاریخ الموحدین الدروز السیاسی فی المشرق العربی، ج۱، ص۳۰-۳۱، دمشق، ۱۹۸۱م.
در زمان اخشیدیان هم تنوخیان بر صیدا امارت داشتند.
[۱۵۲] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۰، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.


←←← اسماعیلیان


در سدۀ ۳ق، با اوج‌گیری فعالیت اسماعیلیان در بلاد شام،
[۱۵۳] محمد کردعلی، خطط الشام، ج۱، ص۱۸۰، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
[۱۵۴] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
قرامطه به رهبری حسین بن زکرویه (ه‌ م)، مکنی به صاحب الخال، به برخی شهرهای شمالی شام از جمله حماه و معرة النعمان نفوذ کردند، در این هنگام امیر جهیر بن محمد تنوخی بر معرة النعمان امارت داشت.
[۱۵۵] ثابت بن سنان، «تاریخ اخبار القرامطة»، ج۱، ص۲۰، اخبار القرامطة، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
[۱۵۶] محمدسلیم جندی، تاریخ معرة النعمان، ج۱، ص۱۰۷، به کوشش عمررضا کحاله، دمشق، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
هرچند در طول نزاع فاطمیان و قرامطه میان تنوخ دودستگی پیش آمد، اما پس از شکست قرامطه، همه به فاطمیان پیوستند.
[۱۵۷] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۶-۲۸۸، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۵۸] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۶، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

پس از فتح شام هم از سوی فاطمیان، در ۳۶۰ق/۹۷۱م (یا ۳۵۷ق/۹۶۸م) جعفر بن فلاح کتامی، از سرداران سپاه فاطمی، امیر سیف‌الدوله منذر بن نعمان تنوخی را پس از اعلام بیعت با فاطمیان، به حکومت غرب شام که شامل بیروت هم می‌شد، منصوب کرد.
[۱۵۹] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۶، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۶۰] عمر عبدالسلام تدمری، لبنان من قیام الدولة العباسیة، ج۱، ص۱۴۰، طرابلس، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.


← لبنان


تنوخ لبنان شمالی با پیوستن به دعوت نوپای دروزی در اوایل سدۀ ۵ ق، نقش مهمی در گسترش این دعوت در منطقه ایفا کردند.
[۱۶۱] فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۸۱، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
گویا در این هنگام امیر ابوالفوارس معضاد از سوی داعی دروزی، المقتنی به ادارۀ امور دعوت دروزی، در جایی که اکنون به «جبل لبنان» موسوم است، منصوب شد.
[۱۶۲] رسائل الحکمة، بیروت، ج۱، ص۳۵۷، ۱۹۸۶م.
[۱۶۳] سلیم حسن هشی، دروز بیروت، ج۱، ص۳۸-۳۹، بیروت، ۱۹۸۵م.
[۱۶۴] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

در زمان تعقیب دروزیان توسط الظاهر فاطمی، قلمرو تنوخ پناهگاه بسیاری از دروزیان تحت تعقیب بود.
[۱۶۵] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۷۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
البته گفتنی است که همۀ تنوخیان به دعوت دروزی نپیوسته بودند.
در خلال جنگ‌های صلیبی، به رغم پیشروی‌های مسیحیان در طرابلس و بیروت، تنوخیان امارت خود را در غرب یا جبل الغرب حفظ کردند،
[۱۶۶] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۹۴-۲۹۶، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۶۷] صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، ج۱، ص۴۸-۴۹، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
[۱۶۸] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۸۱-۸۷، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
و گویا درگیری‌هایی هم با نیروهای صلیبی در بیروت داشتند.
[۱۶۹] صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، ج۱، ص۴۸-۴۹، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
[۱۷۰] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۹۰، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

پس از آن‌که امارت تنوخ در غرب به امیر بحتر بن شرف‌الدوله علی منتقل شد، این سلسله به آل بحتر (بنی بحتر) مشهور شد.
[۱۷۱] حمزه ابن سباط، تاریخ، ج۱، ص۸۳، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، جروس پرس.
[۱۷۲] صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، ج۱، ص۴۳، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
[۱۷۳] سلیم حسن هشی، دروز بیروت، ج۱، ص۳۷، بیروت، ۱۹۸۵م.
[۱۷۴] فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۳۸۳، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
[۱۷۵] فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۴۰۴، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
[۱۷۶] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۸۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

برخی از حاکمان بحتری، آل زنگی را در جنگ با صلیبیان یاری کردند.
[۱۷۷] ج۱، ۲۶۸، طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۷۸] حمزه ابن سباط، تاریخ، ج۱، ص۸۷، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، جروس پرس.
[۱۷۹] سلیم حسن هشی، دروز بیروت، ج۱، ص۴۴، بیروت، ۱۹۸۵م.
[۱۸۰] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۹۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
آل بحتر در دوران حکومت بر منطقۀ غرب، با ایجاد روابط بازرگانی با تاجران اروپایی باعث شکوفایی اقتصاد این ناحیه شدند و جمعیت این منطقه به نحو چشمگیری افزایش یافت.
[۱۸۱] فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۴۰۶، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.

پس از استیلای سلطان سلیم اول عثمانی در ۹۲۲ق/۱۵۱۶م بر شام امارت آل بحتر به ضعف گرایید.
[۱۸۲] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۸۳] فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۴۵۰، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
در این زمان مرکز حکومت آل بحتر و تنوخ از غرب به «شوف» منتقل شد و امرایی از اینان در مناطقی از شوف تا ۱۰۴۳ق/۱۶۳۳م امارت داشتند. سرانجام آل معن به عنوان حاکمان جدید لبنان مرکزی و شمالی، جایگزین تنوخ شدند و بقایای حکام تنوخی را قتل عام کردند.
[۱۸۴] طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۰، بیروت، ۱۹۵۴م.
[۱۸۵] محمدکامل حسین، طائفة الدروز، ج۱، ص۱۲، تاریخها و عقائدها، قاهره، ۱۹۶۲م.
[۱۸۶] نجلا ابوعزالدین، الدروز فی التاریخ، ج۱، ص۲۲۷، بیروت، دارالعلم للملایین.
[۱۸۷] ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
اینک حضور تنوخیان در بیروت تنها به خیابانی به نام «شارع التنوخیون» محدود است.
[۱۸۸] EI۲


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
(۲) ابن اثیر، الکامل.
(۳) ابن اثیر، اللباب، بیروت، دارصادر.
(۴) ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
(۵) حمزه ابن سباط، تاریخ، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، جروس پرس.
(۶) علی ابن سعید مغربی، نشوة الطرب، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.
(۷) عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
(۸) عمر ابن عدیم، زبدة الحلب، به کوشش سامی دهان، دمشق، ۱۳۷۰ق/ ۱۹۵۱م.
(۹) ابن کثیر، البدایة و النهایة، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
(۱۰) ابن منظور، لسان.
(۱۱) عباس ابوصالح، تاریخ الموحدین الدروز السیاسی فی المشرق العربی، دمشق، ۱۹۸۱م.
(۱۲) عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۱۳) نجلا ابوعزالدین، الدروز فی التاریخ، بیروت، دارالعلم للملایین.
(۱۴) ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، ۱۹۹۲م.
(۱۵) ابراهیم اصطخری، المسالک و الممالک، به کوشش محمدجابر عبدالعال حسینی و محمدشفیق غربال، قاهره، ۱۳۸۱ق/۱۹۸۱م.
(۱۶) توفیق برو، تاریخ العرب القدیم، دمشق، دارالفکر.
(۱۷) احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
(۱۸) ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
(۱۹) تاج‌العروس.
(۲۰) عمر عبدالسلام تدمری، لبنان من قیام الدولة العباسیة، طرابلس، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
(۲۱) حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، تهران، ۱۳۴۹ش.
(۲۲) ثابت بن سنان، «تاریخ اخبار القرامطة»، اخبار القرامطة، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
(۲۳) محمدسلیم جندی، تاریخ معرة النعمان، به کوشش عمررضا کحاله، دمشق، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
(۲۴) فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
(۲۵) محمدکامل حسین، طائفة الدروز، تاریخها و عقائدها، قاهره، ۱۹۶۲م.
(۲۶) ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
(۲۷) حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، برلین، ۱۳۴۰ق.
(۲۸) محمدعزت دروزه، العرب و العروبة، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
(۲۹) رسائل الحکمة، بیروت، ۱۹۸۶م.
(۳۰) محمود زمخشری، الفایق، حیدرآباددکن، ۱۳۲۴ق.
(۳۱) جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، بیروت، ۱۹۶۶م.
(۳۲) عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب قبل الاسلام، اسکندریه، موسسة الشباب الجامعه.
(۳۳) عبدالکریم سمعانی، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
(۳۴) محمدامین سویدی، سبائک الذهب، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
(۳۵) عصام محمد شبارو، تاریخ بیروت، بیروت، ۱۹۸۷م.
(۳۶) طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، بیروت، ۱۹۵۴م.
(۳۷) صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
(۳۸) طبری، تاریخ.
(۳۹) عباس عزاوی، عشائر العراق، بغداد، ۱۳۶۵ق/۱۹۳۷م.
(۴۰) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دارالعلم للملایین.
(۴۱) «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.
(۴۲) احمد قلقشندی، نهایة الارب، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۴۳) محمد کردعلی، خطط الشام، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۴۴) هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
(۴۵) محمد محمدی، تاریخ و فرهنگ ایران، تهران، انتشارات یزدان.
(۴۶) خدامراد مرادیان، کشور حیره در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان، تهران، ۱۳۵۵ش.
(۴۷) علی مسعودی، مروج الذهب، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
(۴۸) محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
(۴۹) النصرانیة و آدابها بین عرب الجاهلیة، بیروت، ۱۹۸۶م.
(۵۰) تئودُر نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
(۵۱) سلیم حسن هشی، دروز بیروت، بیروت، ۱۹۸۵م.
(۵۲) حسن همدانی، صفة جزیرة العرب، به کوشش محمد بن علی اکوع، صنعا، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۵۳) یاقوت، بلدان.
(۵۴) یاقوت، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، بیروت، ۱۹۸۷م.
(۵۵) احمد یعقوبی، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
(۵۶) .Baumstark, A, Geschichte der syrischen Literatur, Bonn, ۱۹۲۲
(۵۷) .Blau, O,» Die Wanderung der sabäischen Völkerstämme im ۲ Jahrhundert n Chr «, ZDMG, ۱۸۶۸, vol XXII
(۵۸) .Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III
(۵۹) .EI۲
(۶۰) .Hitti, Ph K, History of the Arabs, London, ۱۹۵۶
(۶۱) .Lammens, PH, Etudes sur le règne du calife omaiyade moªâwia ler, Leipzig, ۱۹۰۸
(۶۲) .Muir, W, The Caliphate its Rise, Decline, and Fall, New York, ۱۹۷۵.
(۶۳) .History of Ah ¤udemmeh , in Patrologia Orientalis , vol. ۳, ۱۹۰۹, ۲۶-۲۹
(۶۴) .Ibn ـ Ibr ¦â, Chronography , tr. E. A. W. Budge, Oxford ۱۹۳۴, ۱۱۶-۱۱۷
(۶۵) .Michael the Syrian, Chronique , ed. and tr. J.B. Chabot, Paris ۱۹۰۵, vol. ۳, l
(۶۶) .Sozomen, Historia ecclesiastica , ed. J. Bidez, in Die Griechischen christlichen Schriftsteller , vol.۱, ۲۹۷-۳۰۰
کتیبه‌ها
(۶۷) .Nama ¦ra inscription, in R. Dussaud, Inscription nabataeo- arabe d'En-Nama ¦ra , in Revue archإologique , II (۱۹۰۲), ۴۰۲-۴۲۱
(۶۸) .Sabaic inscription, in J. Ryckmans, Appendice, in Le Musإon , LXXX (۱۹۶۷), ۵۰۸-۵۱۲
(۶۹) .Syriac inscription, in Chabot, Notes d'epigraphie et archإologie orientale , in JA , N.S. XVI , ۲۸۷-۲۸۸
(۷۰) .Umm al-Jima ¦l bilinguis , ed. E. Littmann, in PPUAES , division IV , Semitic inscriptions, Leiden ۱۹۱۴, ۳۸
مطالعات جدید
(۷۱) .W. Caskel and G. Strenzick, G §amharat an-Nasab des Ibn al-Kalbi , Leiden۱۹۶۶, vol.۲, ۸۰-۸۴
(۷۲) .EI ۱ , s.v. "Tanu ¦kh" by H. Kindermann
(۷۳) .P.K. Hitti, Lebanon in history , London ۱۹۶۷, ۲۶۲, ۳۳۲-۳۳۳, ۳۵۸, ۳۷۱, ۳۸۶;
(۷۴) .Theodor Nخldeke, Geschichte der Perser und Araber: zur Zeit der Sasaniden , Leiden ۱۹۷۳
(۷۵) .G. Rothstein, Die Dynastie der Lahmiden in al H ¤ ¦ra , Berlin ۱۸۹۹, ۲۸-۴۰, ۱۳۴-۱۳۶
(۷۶) .I. Shahe §d, Byzantium and the Arabs in the fourth century , Dumbarton Oaks ۱۹۸۴, passim
(۷۷) .Wellhausen, J, The Arab Kingdom and its Fall, tr M G Weir, Beirut, ۱۹۶۳

پانویس

[ویرایش]
 
۱. طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۰۹ـ ۶۱۰.
۲. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۸۰ ـ۸۱، قاهره، ۱۹۹۲م.
۳. عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج۱، ص۲۱- ۲۳، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۴. هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۴۶، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
۵. محمود زمخشری، الفایق، ج۱، ص۷۳، حیدرآباددکن، ۱۳۲۴ق.
۶. عبدالکریم سمعانی، الانساب، ج۱، ص۴۸۴، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۷. ابن اثیر، اللباب، ج۱، ص۲۲۵، بیروت، دارصادر.
۸. ذیل تنخ، ابن منظور، لسان.
۹. طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۰۹-۶۱۰.
۱۰. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۸۰-۸۱، قاهره، ۱۹۹۲م.
۱۱. حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۳، برلین، ۱۳۴۰ق.
۱۲. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۴۰.
۱۳. عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۴، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۱۴. «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، ص۷۵-۷۶، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.
۱۵. طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۰.
۱۶. عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج۱، ص۲۲، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۱۷. عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۴، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۱۸. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۹۹، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۱۹. احمد قلقشندی، نهایة الارب، ج۱، ص۱۷۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
۲۰. محمدامین سویدی، سبائک الذهب، ج۱، ص۴۲۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۲۱. جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۳۱، بیروت، ۱۹۶۶م.
۲۲. طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۰.
۲۳. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۴۱.
۲۴. علی ابن سعید مغربی، نشوة الطرب، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.
۲۵. «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، ص۷۹، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.
۲۶. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۱۶۹، بیروت، دارالعلم للملایین.
۲۷. «القبائل العدنانیة و عصر الازدهار»، الواحة، ص۷۹، بیروت، ۱۴۱۶ق، شم‌۴.
۲۸. Blau, O,» Die Wanderung der sabäischen Völkerstämme im ۲ Jahrhundert n Chr «, ZDMG, ۱۸۶۸, vol XXII، ج۱، ص۶۶۰.
۲۹. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۰۰-۲۰۱، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۳۰. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۱۸، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۳۱. عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۲۶، اسکندریه، موسسة الشباب الجامعه.
۳۲. خدامراد مرادیان، کشور حیره در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان، ج۱، ص۹، تهران، ۱۳۵۵ش.
۳۳. یاقوت، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ج۱، ص۳۲۹، بیروت، ۱۹۸۷م.
۳۴. احمد قلقشندی، نهایة الارب، ج۱، ص۱۷۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
۳۵. طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۰-۶۱۱.
۳۶. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۴۱.
۳۷. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۸۵، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۳۸. عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۵، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۳۹. عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۵، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۴۰. ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ج۱، ص۶۲۴، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۴۱. طبری، تاریخ، ج۱، ص۶۱۲.
۴۲. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۸۵، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۴۳. علی مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۱۳ـ ۲۱۴، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
۴۴. علی مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص۲۳۱، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
۴۵. علی ابن سعید مغربی، نشوة الطرب، ج۱، ص۲۱۹، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.
۴۶. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۸۵، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۴۷. Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III، ج۱، ص۵۹۷.
۴۸. طبری، تاریخ، ج ۱، ص۶۱۰-۶۱۵
۴۹. طبری، تاریخ، ج ۱، ص۶۱۰-۶۱۵
۵۰. عبدالرحمان آل‌ ملا، تاریخ هجر، ج۲، ص۱۵، مطابع الجواد، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۵۱. حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۵، برلین، ۱۳۴۰ق.
۵۲. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۳۱۴، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۵۳. جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۶۶م.
۵۴. عباس عزاوی، عشائر العراق، ج۱، ص۱۰۳، بغداد، ۱۳۶۵ق/۱۹۳۷م.
۵۵. محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۵۸۱، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۵۶. تئودُر نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۵۱، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
۵۷. علی مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۱۳ـ۲۱۷، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
۵۸. طبری، تاریخ، ج ۱، ص۶۱۲.
۵۹. طبری، تاریخ، ج ۲، ص۱۹۴ـ ۱۹۵.
۶۰. عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج ۳، ص ۱۴۹، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۶۱. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج ۱۳، ص ۸۰ ـ ۸۱، قاهره، ۱۹۹۲م.
۶۲. عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج ۱، ص۲۴، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۶۳. عبـداللـه ابوعبید بکری، معجـم ما استعجـم، ج ۱، ص۲۴، به کـوشش مصطفـی سقـا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۶۴. حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، ج۱، ص۱۳۲، تهران، ۱۳۴۹ش.
۶۵. محمد محمدی، تاریخ و فرهنگ ایران، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۲، تهران، انتشارات یزدان.
۶۶. Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III، ج۱، ص۶۰۰.
۶۷. حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، ج۱، ص۱۲۲، تهران، ۱۳۴۹ش.
۶۸. توفیق برو، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۱۲۷، دمشق، دارالفکر.
۶۹. محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۵۸۴، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۷۰. حسن تقی‌زاده، از پرویز تا چنگیز، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳، تهران، ۱۳۴۹ش.
۷۱. حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۶-۶۷، برلین، ۱۳۴۰ق.
۷۲. جرجی زیدان، العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۴، بیروت، ۱۹۶۶م.
۷۳. توفیق برو، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۱۲۳، دمشق، دارالفکر.
۷۴. محمدبیومی مهران، دراسات فی تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۵۸۱-۵۹۵، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۷۵. عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲، اسکندریه، موسسة الشباب الجامعه.
۷۶. حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ج۱، ص۶۵-۶۶، برلین، ۱۳۴۰ق.
۷۷. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۳۸۴.
۷۸. عباس عزاوی، عشائر العراق، ج۱، ص۱۰۳، بغداد، ۱۳۶۵ق/۱۹۳۷م.
۷۹. تئودُر نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۵۰، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
۸۰. Bosworth, CE,» Iran and the Arabs Befor Islam «, The Cambridge History of Iran, Cambridge, ۱۹۸۳, vol III، ج۱، ص۵۹۷.
۸۱. علی مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۳۱، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
۸۲. ابراهیم اصطخری، المسالک و الممالک، ج۱، ص۲۰، به کوشش محمدجابر عبدالعال حسینی و محمدشفیق غربال، قاهره، ۱۳۸۱ق/۱۹۸۱م.
۸۳. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۱۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۸۴. ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ج۱، ص۶۲۴، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۸۵. النصرانیة و آدابها بین عرب الجاهلیة، بیروت، ج۱، ص۳۱، ۱۹۸۶م.
۸۶. طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۸.
۸۷. احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ص ۱۴۶ـ۱۴۷، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
۸۸. طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۸۹.
۸۹. عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ص۱۶-۱۷، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
۹۰. احمد یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۶، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۹۱. احمد یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۳۱، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۹۲. علی مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۱۲، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
۹۳. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۲۹۸، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۹۴. النصرانیة و آدابها بین عرب الجاهلیة، بیروت، ج۱، ص۹۹، ۱۹۸۶م.
۹۵. ن و پیگولـوسکایا، اعراب حـدود مرزهای روم شرقـی و ایـران، ج۱، ص۶۲۵، ترجمۀ عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۹۶. Baumstark, A, Geschichte der syrischen Literatur, Bonn, ۱۹۲۲، ج۱، ص۲۵۷.
۹۷. احمد قلقشندی، نهایة الارب، ج۱، ص۱۷۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
۹۸. محمدامین سویدی، سبائک الذهب، ج۱، ص۴۲۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۹۹. یاقوت، بلدان، ج۵، ص۱۵۶.
۱۰۰. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۰، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۰۱. عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۳، ص۱۴۹۶، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
۱۰۲. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۴، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۰۳. محمدکامل حسین، طائفة الدروز، ج۱، ص۱۰، تاریخها و عقائدها، قاهره، ۱۹۶۲م.
۱۰۴. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۴-۳۵، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۰۵. Lammens, PH, Etudes sur le règne du calife omaiyade moªâwia ler, Leipzig, ۱۹۰۸، ج۱، ص۴۲۷.
۱۰۶. علی مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص ۲۵-۱۳۲، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
۱۰۷. طبری، تاریخ، ج ۵، ص۵۳۸-۵۴۲.
۱۰۸. عمر ابن عدیم، زبدة الحلب، ج۱، ص۵۳، به کوشش سامی دهان، دمشق، ۱۳۷۰ق/ ۱۹۵۱م.
۱۰۹. Wellhausen, J, The Arab Kingdom and its Fall, tr M G Weir, Beirut, ۱۹۶۳ ص۱۸۱.
۱۱۰. Muir, W, The Caliphate its Rise, Decline, and Fall, New York, ۱۹۷۵، ج۱، ص۳۱۹.
۱۱۱. طبری، تاریخ، ج ۴، ص ۹۲.
۱۱۲. عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ص۱۶، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
۱۱۳. عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ص۱۶، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
۱۱۴. احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۵، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
۱۱۵. احمد یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۷، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۱۱۶. ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵.
۱۱۷. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۶، ص۲۶۳، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
۱۱۸. ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵-۳۹۶.
۱۱۹. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۶، ص۲۶۳، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
۱۲۰. احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۵، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
۱۲۱. احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۶۴، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
۱۲۲. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۷، ص۴، به کوشش علی‌محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
۱۲۳. یاقوت، بلدان، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۶.
۱۲۴. عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۱، ص۱۵۲، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
۱۲۵. عمر ابن عدیم، زبدة الحلب، ج۱، ص۲۶-۲۹، به کوشش سامی دهان، دمشق، ۱۳۷۰ق/ ۱۹۵۱م.
۱۲۶. ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۵۴۲-۵۴۳، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۱۲۷. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۲۸. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۲، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۲۹. احمد یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۹۸-۳۹۹، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۱۳۰. عمر ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۱، ص۵۶۲، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۹۸۸م.
۱۳۱. فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۳۶۰، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
۱۳۲. احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
۱۳۳. احمد بلاذری، فتوح‌البلدان، ج۱، ص۱۴۶، به کوشش دخویه، لیـدن، ۱۸۶۵م.
۱۳۴. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۶، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۳۵. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۳۷، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۳۶. محمدعزت دروزه، العرب و العروبة، ج۱، ص۵، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
۱۳۷. عباس ابوصالح، تاریخ الموحدین الدروز السیاسی فی المشرق العربی، ج۱، ص۲۶-۲۷، دمشق، ۱۹۸۱م.
۱۳۸. نجلا ابوعزالدین، الدروز فی التاریخ، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵، بیروت، دارالعلم للملایین.
۱۳۹. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۴۰. احمد یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۹۷، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۱۴۱. محمد کردعلی، خطط الشام، ج۱، ص۱۶۷، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۱۴۲. حسن همدانی، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۴۶، به کوشش محمد بن علی اکوع، صنعا، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۱۴۳. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۴۴. محمدعزت دروزه، العرب و العروبة، ج۲، ص۲۶، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
۱۴۵. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۷، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۴۶. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۳، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۴۷. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۸، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۴۸. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۳، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۴۹. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۸، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۵۰. عصام محمد شبارو، تاریخ بیروت، ج۱، ص۵۴، بیروت، ۱۹۸۷م.
۱۵۱. عباس ابوصالح، تاریخ الموحدین الدروز السیاسی فی المشرق العربی، ج۱، ص۳۰-۳۱، دمشق، ۱۹۸۱م.
۱۵۲. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۰، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۵۳. محمد کردعلی، خطط الشام، ج۱، ص۱۸۰، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۱۵۴. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۵۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۵۵. ثابت بن سنان، «تاریخ اخبار القرامطة»، ج۱، ص۲۰، اخبار القرامطة، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۱۵۶. محمدسلیم جندی، تاریخ معرة النعمان، ج۱، ص۱۰۷، به کوشش عمررضا کحاله، دمشق، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
۱۵۷. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۶-۲۸۸، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۵۸. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۶، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۵۹. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۸۶، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۶۰. عمر عبدالسلام تدمری، لبنان من قیام الدولة العباسیة، ج۱، ص۱۴۰، طرابلس، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
۱۶۱. فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۸۱، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
۱۶۲. رسائل الحکمة، بیروت، ج۱، ص۳۵۷، ۱۹۸۶م.
۱۶۳. سلیم حسن هشی، دروز بیروت، ج۱، ص۳۸-۳۹، بیروت، ۱۹۸۵م.
۱۶۴. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۶۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۶۵. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۷۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۶۶. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۲، ص۲۹۴-۲۹۶، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۶۷. صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، ج۱، ص۴۸-۴۹، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
۱۶۸. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۸۱-۸۷، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۶۹. صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، ج۱، ص۴۸-۴۹، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
۱۷۰. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۹۰، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۷۱. حمزه ابن سباط، تاریخ، ج۱، ص۸۳، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، جروس پرس.
۱۷۲. صالح بن یحیی، تاریخ بیروت، ج۱، ص۴۳، به کوشش لویس شیخو، بیروت، ۱۹۲۷م.
۱۷۳. سلیم حسن هشی، دروز بیروت، ج۱، ص۳۷، بیروت، ۱۹۸۵م.
۱۷۴. فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۳۸۳، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
۱۷۵. فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۴۰۴، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
۱۷۶. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۸۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۷۷. ج۱، ۲۶۸، طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۷۸. حمزه ابن سباط، تاریخ، ج۱، ص۸۷، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، جروس پرس.
۱۷۹. سلیم حسن هشی، دروز بیروت، ج۱، ص۴۴، بیروت، ۱۹۸۵م.
۱۸۰. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۹۱، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۸۱. فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۴۰۶، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
۱۸۲. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۸۳. فیلیپ حتی، لبنان فی التاریخ، ج۱، ص۴۵۰، ترجمۀ انیس فریحه، دارالثقافه، ۱۹۵۹م.
۱۸۴. طنوس شدیاق، اخبار الاعیان فی جبل لبنان، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۰، بیروت، ۱۹۵۴م.
۱۸۵. محمدکامل حسین، طائفة الدروز، ج۱، ص۱۲، تاریخها و عقائدها، قاهره، ۱۹۶۲م.
۱۸۶. نجلا ابوعزالدین، الدروز فی التاریخ، ج۱، ص۲۲۷، بیروت، دارالعلم للملایین.
۱۸۷. ندیم نایف حمزه، التنوخیون اجداد الموحدین (الدروز) و دورهم فی جبل لبنان، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹، دارالنهار للنشر، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۱۸۸. EI۲


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «تنوخ وث»، شماره۶۱۳۰.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «اتحادیه تنوخ»، شماره ۳۹۶۶.    


رده‌های این صفحه : اتحادیه‌های عرب




جعبه ابزار