ابویعلی حمزة بن عبدالعزیز سلار دیلمی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فقیه فرزانه و عالم گران قدر، ابویعلی حمزه بن عبدالعزیز، مشهور به (سلار دیلمی) از فقیهان و اندیشمندان نامدار و برجسته قرن پنجم قمری است كه هر چند در دانشهای رایج زمان خویش سرآمد و خبره بود، ولی مقام و منزلت او در فقه، تمام ابعاد و جوانب علمی اش را تحت شعاع قرار داده است و وی را می توان به عنوان فقیهی بزرگ در دنیای علم، معرفت و آگاهی معرفی كرد.


ولادت و زادگاه

[ویرایش]
متاسفانه از تاریخ ولادت، زمان هجرت از زادگاه، مدت اقامت در حلب، مسافرتها، ازدواج و فرزندان این عالم بزرگوار، در هیچ كتابی سخن به میان نیامده است. ولی وجود پاره ای شواهد و مستندات، مانند مطالعه زندگی استادان، معاصران و شاگردان وی و این كه او گاهی به نیابت از شیخ مفید
[۱] قصص العلماء, میرزا محمد تنكابنی, با تحقیق و ویرایش محمد رضا حاج شریفی خوانساری, ص۴۱۵.
و سید مرتضی علم الهدی
[۲] روضات الجنات, خوانساری, ج۲, ص۳۷۱.
[۳] اعیان الشیعه, ج۷, ص۱۷۱.
بر كرسی تدریس می نشست و شاگردان برجسته آن بزرگواران را از دانش بیكران خویش بهره مند می ساخت، می توان حدس زد كه در نیمه دوم قرن چهارم، كلبه ساده و با صفای عبدالعزیز دیلمی را با قدوم مباركش، روشن و منور ساخته است، اما بدون تردید، زادگاه این فقیه والامقام دیلمان است.

كنیه و لقب

[ویرایش]

ابویعلی، حمزه بن عبدالعزیز دیلمی، معروف به سالار و سلار، یكی از فقها ی نامدار تاریخ اسلام است كه تذكره نویسان درباره كنیه و لقب او چنین نگاشته اند:
ابویعلی را كنیه او ذكر كرده اند و می گویند:
یعلی اسمی است منقول از فعل معلوم علا یعلوا علوا، مثل سما یسمو و گفته شده است علی یعلی مثل یرضی است. و علا به معنای برتری در شرف است.
نویسنده اعیان الشیعه و مولف ریاض العلما نوشته اند:
سلار اسمی است كه در لغت فارسی و عربی اصلا وجود ندارد و مترجمین آن را به جای لفظ سالار استعمال كرده اند، ولی در رجال بحرالعلوم آمده است كه سلار معرب سالار است.
[۴] اعیان الشیعه, ج۷, ص۱۷۰.
[۵] ریاض العلماء, ج۲, ص۴۴۰.
[۶] رجال سید بحر العلوم, ج۳، ص۶.

مترجمین، سالار را در فارسی به معنای رییس و امیر و در عربی به معنای شریف معنا می كنند.

استادان

[ویرایش]

۱. محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید (م۴۱۳ق.).
۲. علی بن حسین، معروف به سید مرتضی علم الهدی (۳۴۳۶ ق).

مشایخ امامیه

[ویرایش]

سلار دیلمی بعد از عصر غیبت حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ، یكی از مشایخ و از مهم ترین عالمان و پیشوایان امامیه بوده است. مشایخ و قدمای امامیه، ده نفر بودند كه عبارتند از:
۱و۲. صدوقان (علی بن بابویه قمی و فرزندش صدوق).
۳و۴. شیخان (شیخ مفید و شیخ طوسی).
۵و۶. سیدان (سید مرتضی علم الهدی و برادر ارجمندش، سید رضی، گردآورنده نهج البلاغه).
۷. ابن ابی عقیل.
۸. ابوالصلاح حلبی.
۹. ابن ادریس حلی.
۱۰. ابویعلی، سلار حمزه بن عبد العزیز دیلمی.

شاگردان

[ویرایش]

۱. شیخ ابو علی طوسی.
۲. منتجب الدین ابن بابویه.
۳. حسن بن حسین بن بابویه.
۴. ابوالكرم مبارك بن فاخر نحوی.
۵. ابوالفتح عثمان بن جنی نحوی.
۶. ابوالصلاح تقی الدین.
۷. محمد بن علی بن عثمان.
۸. عبدالجبار بن عبدالله المقری الرازی.
۹. محمد بن عبدالرحمن بن احمد بن الحسین نیشابوری خزاعی.
۱۰. عبدالله بن حسن بن حسین بن بابویه.

معاصران

[ویرایش]

برخی از دانشمندان معاصر این فقیه و متکلم نامدار عبارتند از:
۱. شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) ظاهرا سلار، بعد از رحلت شیخ طوسی، به مقام مرجعی رسیده است.
۲. سید مرتضی علم الهدی.
۳. سید رضی.
۴. شیخ مفید.
۵. ابوالعباس نجاشی.
۶. ابوالفتوح رازی.
۷. شیخ جعفر دوریستی.

سلاّر دیلمی در مسند قضاوت

[ویرایش]

بی شك، سید مرتضی را باید احیاگر علوم اسلامی در قرن چهارم دانست. آن بزرگوار از اوضاع سیاسی و اجتماعی عصری كه مقارن با اوج قدرت دولت شیعی آل بویه بود، به خوبی بهره برداری نمود. سید مرتضی، شاگردان فقیه و دانشمندش را به اقصی نقاط كشور اسلامی، برای قضاوت گسیل می داشت. یكی از شخصیتهای برجسته شیعه كه از سوی سید مرتضی برای منصب قضا به مناطق حلب (از توابع سوریه) اعزام شد، سلار دیلمی بود. وی در این مناطق، زعامت دینی مردم را به عهده گرفت و به عنوان حاکم شرع اسلامی، به حل و فصل نزاع ها و اختلافات دینی ـ اجتماعی پرداخت و به ارشاد و هدایت مردم، اقامه جماعت و رفع مشكلات و پاسخ گویی به مسائل دینی شیعیان نیز اشتغال داشت.
از زمان مسافرت وی به حلب و مدت اقامت او در آنجا اطلاع دقیقی در دست نیست، اما شواهد نشان می دهد كه وی سالیان متمادی در آن دیار حضور داشته است، به گونه ای كه برخی وی را از فقها ی حلب به شمار آورده اند.
[۷] روضات الجنات, ج۲, ص۳۷۰.


تالیفات

[ویرایش]

۱. المراسم العلویه فی الاحكام النبویه.
۲. المقنع فی المذهب.
[۸] الذریعه, ج۱, ص۷۳.
[۹] الذریعه،ج۴, ص۲۵
[۱۰] الذریعه،ج۴، ص۳۶۵.
[۱۱] الذریعه،ج۱۰،ص۱۷۶.
[۱۲] الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.

۳. التقریب (التهذیب) در اصول فقه.
[۱۳] الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.

۴. التذكره فی حقیقه الجوهر و العرض.
[۱۴] الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.

۵. الابواب و الفصول فی الفقه.
[۱۵] الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.

۶. المسائل السلاریه.
[۱۶] الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.

۷. الرد علی ابی الحسن البصری فی نقض الشافی.
[۱۷] الذریعه،ج۱۰،ص۱۷۹.


جایگاه سلار

[ویرایش]

دانشمندان و زندگی نامه نویسان، هر یك درباره مقام علمی سلار مطالبی نوشته اند: سیوطی در طبقات النحویین النحاه سلار را از دانشوران علم نحو دانسته است.
علامه حلی در خلاصه نوشته است: سلار بن عبدالعزیز دیلمی از فقها ی مورد وثوق شیعه است كه در فقه و ادبیات، سرآمد و ممتاز بود.
پژوهش گر معاصر، آیه الله سید ابوالقاسم خویی ضمن تایید وثاقت سلار، وی را از بزرگان فقها ی شیعه دانسته و نوشته است:
«سلار بن عبدالعزیز الدیلمی فقیه، جلیل، معظم، ثقه»؛ سلار بن عبدالعزیز دیلمی، فقیهی مورد اعتماد و بزرگوار و گران قدر است.

سلار و نماز جمعه

[ویرایش]

سلار در كتاب فقهی مراسم، درباره برگزاری نماز جمعه این گونه نوشته است:
«صلاه الجمعه فرض مع حضور امام الاصل او من یقوم مقامه و اجتماع خمسه نفر فصاعدا احدهم الامام»؛
خواندن نماز جمعه در زمان حضور امام معصوم ـ علیه السلام ـ یا كسی كه از طرف او منصوب می شود (نائب خاص)، واجب است و حداقل نفرات برای برگزاری و انعقاد نماز جمعه با امام یا نائبش، پنج نفر است
[۱۸] المراسم, ص۶۳۵.
»
سلار مانند برخی فقها ی شیعی، نماز جمعه و نیز نماز عیدین (عید فطر و عید قربان) را در زمان غیبت امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ جایز نمی داند، زیرا آن را از مختصات امام معصوم ـ علیه السلام ـ می داند و در حقیقت به حرمت نماز جمعه و نماز عیدین در زمان غیبت امام ـ علیه السلام ـ فتوی داده است.

← راز تحریم


برخی از دانشمندان، این فقیه والامقام را جزء اولین عالمان شیعی میدانند كه به تحریم نماز جمعه فتوی داده است.
این فقیه هوشمند و زیرك، با درك موقعیت اجتماعی و سیاسی زمان خویش كه زعامت دینی شیعیان را بعد از شیخ طوسی به عهده داشت، اقدام به صدور شجاعانه فتوا ی تحریم نماز جمعه نموده است، زیرا سلار زمانی زعامت و رهبری مردم را به عهده گرفت كه حكومت آل بویه كه دولتمردانی شیعی بودند به سلجوقیان كه سنی مذهب بودند، انتقال یافته بود و فتنه و آشوب و جنگهای خونین مذهبی علیه شیعیان آرامش بغداد را به مخاطره انداخت و باعث فروپاشی حوزه علمیه بغداد شد و فقیهان و عالمان دین، دست به اقدامات اساسی زدند و حتی ناگزیر به هجرت از بغداد شدند. روشن است كه برگزاری نماز جمعه و خواندن خطبه در آن فضای سیاسی حاكم بر جامعه، چیزی جز فریب، خدعه، مدح و ستایش حاكمان جور نبود و اصولا حاكمان جور انتظار دارند كه از محافل عبادی ـ سیاسی نماز جمعه به نفع خویش بهره برداری كنند
[۱۹] علمای شیعه از كلینی تا خمینی, ص۲۸.
و در راه رسیدن به این مقصود، از شیوه های مختلف زر، زور، نیرنگ و استخدام عالمان درباری و فریب خورده استفاده می كنند. تحریم نماز جمعه از سوی زعیم بزرگ شیعیان در حقیقت اعلان برائت از حاكمان جور و تنفر از اقدامات ظالمانه و ستم گرانه آنهاست. این اقدام سلار، حكایت گر تفكر عدم جدایی دین از سیاست است كه از سوی فقها ی بزرگوار شیعه در تمام اعصار در عمل به اثبات رسیده است.
پذیرش منصب قضاوت در دوره ای و تحریم نماز جمعه و عیدین در دوره ای دیگر، نشان می دهد كه وی فقیهی سیاستمدار و ژرف اندیش در عصر خویش به شمار می آمده است.

وفات و مدفن

[ویرایش]

در تاریخ وفات این فقیه فرزانه نیز اختلاف است، اما بنا به قول مشهور، رحلت سلار دیلمی در ششم رمضان سال ۴۶۳ قمری
[۲۰] الكنی و الالقاب, ج۲, ص۲۳۸.
در قریه خسروشاه .خسروشاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی, به خسرو شهر تغییر یافته است. تبریز اتفاق افتاده است و قبر شریف این رادمرد شیعی، در همان مكان می باشد. این كه این فقیه بزرگ، چرا و چگونه در این مكان رحلت كرده اند، به درستی معلوم نیست، ولی احتمالا سلار مانند بسیاری از فقیهان و عالمان، به دنبال آشوبها و جنگهای داخلی در آن سالهای آشفته و نابسامان آخر حیاتش، بغداد را ترك و در حال رجعت به زادگاهش بوده است كه مرغ روحش در دیار آذربایجان، به ملكوت اعلی پر كشیده است و پیكر پاكش توسط دوستان و ارادتمندان وی در قریه خسروشاه تبریز به خاك سپرده شده است. مراقد المعارف با تحقیق و تعلیقه محمد حسین حرزالدین درباره زیارت قبر سلار چنین می نویسد:
«در سال ۱۳۸۸ قمری جهت پژوهش پیرامون قبور عالمان به تبریز و اطراف آن سفر كردم، در ۲۲ جمادی الاولی بر مرقد شریف سلار حمزه بن عبدالعزیز دیلمی حاضر شدم.
من میهمان عالم جلیل، سید محمد علی قاضی طباطبایی (شهید بزرگوار محراب) بودم. قبر او در منطقه شمالی «مقبره الشعراء» قرار داشت. بر حسن تصادف، در آن روز معماران مشغول تعویض سنگ قبر مزار سلار بودند. نوشته های سنگ قبلی خوانا نبود و ما دستور دادیم آن را تمیز كنند تا بتوانیم مطلب را بخوانیم. بر سنگ قبر وی، نوشته شده بود: «الله الباقی، كل من علیها فان، هذا قبر العالم العارف الشیخ سلار... فی تاریخ ذی الحجه سنه ثلاثه عشر و سبعمائه».
سال ۷۱۳ تاریخ نصب سنگ بر قبر سلار بوده است و نه تاریخ رحلت آن بزرگوار.
بر روی سنگ قبر جدیدی كه در سال ۱۳۸۸ هـ . ق. بر قبر شریف وی نصب شده چنین نوشته است:
«مرقد بزرگوار عالم عظیم الشان، حمزه بن عبدالعزیز دیلمی معروف به سلار، از اهالی دیلم گیلان و از اعاظم مجتهدین و دانشمندان شیعه است كه علمای رجال نویس شیعه به شرح زندگانی اش پرداخته، او را ستوده اند. از شاگردان جناب شیخ مفید و سید مرتضی علم الهدی بوده، به قول صحیح در تاریخ ماه صفر سال ۴۴۸ ه. ق. درگذشته و در قبرستان خسروشاه مدفون شده است. ۱۳۸۸ قمری
[۲۱] مراقد المعارف, ج۱, ص۳۵۹.
[۲۲] مشاهیر گیلان, ج۲, ص۲۶۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. قصص العلماء, میرزا محمد تنكابنی, با تحقیق و ویرایش محمد رضا حاج شریفی خوانساری, ص۴۱۵.
۲. روضات الجنات, خوانساری, ج۲, ص۳۷۱.
۳. اعیان الشیعه, ج۷, ص۱۷۱.
۴. اعیان الشیعه, ج۷, ص۱۷۰.
۵. ریاض العلماء, ج۲, ص۴۴۰.
۶. رجال سید بحر العلوم, ج۳، ص۶.
۷. روضات الجنات, ج۲, ص۳۷۰.
۸. الذریعه, ج۱, ص۷۳.
۹. الذریعه،ج۴, ص۲۵
۱۰. الذریعه،ج۴، ص۳۶۵.
۱۱. الذریعه،ج۱۰،ص۱۷۶.
۱۲. الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.
۱۳. الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.
۱۴. الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.
۱۵. الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.
۱۶. الذریعه،ج۱۰، ص۱۸۰.
۱۷. الذریعه،ج۱۰،ص۱۷۹.
۱۸. المراسم, ص۶۳۵.
۱۹. علمای شیعه از كلینی تا خمینی, ص۲۸.
۲۰. الكنی و الالقاب, ج۲, ص۲۳۸.
۲۱. مراقد المعارف, ج۱, ص۳۵۹.
۲۲. مشاهیر گیلان, ج۲, ص۲۶۶.


منبع

[ویرایش]
محمد تقي ادهم نژاد - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج ۶، ص ۹.
سایت اندیشه قم    






جعبه ابزار