ابوبکر شبلی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شِبلی، کنیه‌اش ابوبکر، ملقب به تاج‌الصوفیه، عارف و فقیه و شاعر قرن سوم و چهارم است.


نام و نام پدرش

[ویرایش]

دربارۀ نام او و پدرش اختلاف هست؛ او را دُلَف ‌بن جَحْدَر، دلف‌ بن جعفر و جعفر بن یونس خوانده‌اند،
[۱] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۳۷، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۲] خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۴ـ۵۶۵.
ولی بر سنگ قبرش جعفر بن یونس نوشته شده است.
[۳] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۸، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
[۴] ابن‌جوزی، صفه‌الصفوه، ج۲، ص۴۵۶، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۵] ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱، ص۱۴، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.
[۶] ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱، ص۵۰ـ۵۱، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.
[۷] سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۹۶.


تولد

[ویرایش]

شبلی در ۲۴۷ در سامرا یا بغداد به دنیا آمد و تا پایان عمر در بغداد زیست.
[۸] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷ـ۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۹] ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ج۱، ص۴۱۹، چاپ معروف زریو و علی عبدالحمید بلطه‌جی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.

وی اصالتآ خراسانی و از مردمان روستای شبلیه در اُسروشَنه/ اُشروسنه (منطقه‌ای در ماوراءالنهر، بین سیحون و سمرقند) بود
[۱۰] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۱۱] خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۴.
[۱۲] یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۱، ص۲۴۵.
[۱۳] یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۱، ص۲۷۸.
[۱۴] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۸، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
ازاین‌رو او را شبلی خوانده‌اند.
[۱۵] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷ـ۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۱۶] ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۶.

اما به نوشتۀ سمعانی ،
[۱۷] سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۹۶.
شبلی برگرفته از ندای شَبَّ لی (در من بسوز) است.

مذهب

[ویرایش]

برخی
[۱۸] ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ج۱، ص۴۱۹، چاپ معروف زریو و علی عبدالحمید بلطه‌جی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
[۱۹] ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۳.
شبلی را سنّی مالکی دانسته‌اند
[۲۰] سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۹۶.
[۲۱] خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۸.
[۲۲] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۸، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
اما برخی،
[۲۳] قاضی نوراللّه شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳۲، تهران ۱۳۵۴ش.
[۲۴] محمدباقر موسوی خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج۲، ص۲۳۱، تهران، ۱۳۹۰.
[۲۵] میرزامحمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه‌الادب، ج۳، ص۱۸۱ـ۱۸۲، تهران ۱۳۷۴.
به دلیل این‌که در روز غدیر به شیعیان تبریک گفته است، وی را شیعۀ امامی دانسته‌اند.
[۲۶] ابوبکر شبلی، دیوان ابی‌بکر شبلی، ج۱، ص۵۸، جعفر بن یونس المشهور بدلف‌ بن چحدر، به اهتمام کامل مصطفی الشیبی، بغداد ۱۳۸۶/ ۱۹۶۷.


پدر

[ویرایش]

پدر شبلی حاجب‌الحجاب (رئیس پرده‌داران) معتصم عباسی بود.
[۲۷] خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۴.
[۲۸] ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۳۶ـ۲۳۷، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.

شبلی نیز نخست حاجب موفق عباسی بود و سپس والی دُنْباوَند یا واسط شد.
[۲۹] مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ص۲۳۴.
[۳۰] ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۳.
[۳۱] عبداللّه انصاری، رسائل انصاری، ج۱، ص۱۱۵، چاپ محمد سرور مولایی، تهران ۱۳۷۲.
[۳۲] ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱۴، ص۵۱، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.

زرین‌کوب
[۳۳] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۲ـ۱۵۳، تهران ۱۳۵۷.
احتمال داده که او در واقع حاکم ولایت دماوند بوده و عنوان حاجب برای وی موروثی بوده است.

مجالست با فقها

[ویرایش]

به گزارش تذکره‌ها،
[۳۴] خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۹ـ۵۷۰.
[۳۵] ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۵، ص۳۶۸.
شبلی بیست سال به فراگیری حدیث اشتغال داشت و به همین مدت، با فقها مجالست داشت.
[۳۶] ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۴، لیدن ۱۹۱۴.

اما بعد‌ها از علم ظاهری روی‌گردان شد و آن را تحقیر کرد.
[۳۷] ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۴، لیدن ۱۹۱۴.
[۳۸] عبدالرئوف مناوی، الکواکب الدریه فی تراجم السادة الصوفیه، ج۲، ص۸۳، چاپ عبدالحمید صالح، بیروت ۱۹۹۹.
[۳۹] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۷، تهران ۱۳۵۷.

شبلی در مجلس خیر نَسّاج (متوفی ۳۲۲) توبه کرد.
سپس نسّاج وی را نزد جنید بغدادی (متوفی ۲۹۷) برد تا به وی دست ارادت بدهد.
[۴۰] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷ـ۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۴۱] ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۲۱، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.
[۴۲] فخرالدین علی‌ بن حسین واعظ کاشفی، رشحات عین‌الحیاه، ج۲، ص۴۵۰، تحقیق علی‌اصغر معینیان، تهران، ۱۳۵۶ش.

شبلی بیش از شش سال شاگرد جنید بود.
[۴۳] مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ص۲۳۴.
[۴۴] فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۱۵ـ۶۱۶، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
[۴۵] فخرالدین علی‌ بن حسین واعظ کاشفی، رشحات عین‌الحیاه، ج۲، ص۴۵۰، تحقیق علی‌اصغر معینیان، تهران، ۱۳۵۶ش.


اساتید

[ویرایش]

جنید در آغاز شبلی را به کسب و پس از مدتی به گدایی ، حلالیت‌طلبی از مردمان دماوند و به خدمت مریدان توصیه کرد.
شبلی پس از مدت‌ها شاگردی نزد جنید به مقامی رسید که جنید او را تاج صوفیان نامید.
[۴۶] عبداللّه انصاری، رسائل انصاری، ج۱، ص۱۱۵، چاپ محمد سرور مولایی، تهران ۱۳۷۲.
[۴۷] فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۱۵ـ۶۱۶، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.

روزبهان
[۴۸] روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ج۱، ص۴۰، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.
ابوالحسین نوری را نیز دیگر استاد او دانسته است.
شوشتری
[۴۹] قاضی نوراللّه شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳۲، تهران ۱۳۵۴ش.
او را شاگرد حلاج نیز دانسته و به نوشتۀ زرین‌کوب،
[۵۰] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۱ـ۱۵۲، تهران ۱۳۵۷.
شبلی با شطحیات خود بخشی از سخنان و آموزه‌های حلاج را نشر داده است.
افزون بر آن شبلی خود به وحدت عقیدۀ خویش با حلاج اشاره کرده و جنون خویش را مایه نجات خود و عقل حلاج را سبب هلاک او تلقی کرده است.
[۵۱] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۸۱، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.

اما بنابر گزارشی دیگر،
[۵۲] زرین‌کوب، ج۱، ص۱۵۱، جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۵۷.
[۵۳] فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۵۹۲، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
[۵۴] زرین‌کوب، ج۱، ص۱۵۶، جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۵۷.
شبلی، حلاج را انکار کرد و او را مستوجب زجر خواند و گویا همین انکار بعد‌ها به شوریدگی شبلی افزود.

شاگردان

[ویرایش]

شبلی شاگردان بسیاری تربیت کرد اما برخی، ابوالحسن علی‌ بن ابراهیم حُصری را تنها شاگرد واقعی شبلی دانسته‌اند، شاید به این دلیل که شبلی، وی را همانند خود دیوانه می‌نامید و بر آن بود که میان او و حصری الفت ازلی وجود داشته است.
[۵۵] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۵۲۹، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
[۵۶] عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، ج۱، ص۲۳۶ـ۲۳۷، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.

ابوالقاسم نصرآبادی و ابوالحسین بندار بن حسین‌ بن محمد شیرازی از دیگر شاگردان شبلی به شمار می‌روند.
[۵۷] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۸۴، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۵۸] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ص۵۰۱، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
[۵۹] ابن‌جوزی، صفه‌الصفوه، ج۲، ص۴۵۹، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۶۰] سراج‌الیدن عمر بن علی ابن‌ملقن، طبقات الاولیاء، ج۱، ص۲۱۳ـ۲۱۶، تحقیق نورالدین سریبه، دارالمعرفه، بیروت، ۱۴۰۶ه /۱۹۸۶.

شیوۀ سلوکی شبلی چنین بود که شاگردان را پس از توبه، به رفتن به حج بدون توشه سفارش می‌کرد.
[۶۱] مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ص۱۶۱ـ۱۶۲.
[۶۲] فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۲۰ـ۶۲۱، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.


وفات

[ویرایش]

شبلی در ۸۷ سالگی درگذشت و در آرامگاه خیزران در بغداد به خاک سپرده شد.
سال وفات وی را ۳۳۴ یا ۳۳۵
[۶۳] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۶۴] خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۷۲.
[۶۵] ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۶.
و ۳۴۲
[۶۶] میرزامحمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه‌الادب، ج۳، ص۱۸۲، تهران ۱۳۷۴.
دانسته‌اند.

آثار

[ویرایش]

از شبلی تألیفی برجای نمانده است ولی سخنان، اشارات، مناجات ، اشعار و حکایات ژرفی از او در تذکره‌ها آمده است.
[۶۷] ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، ص۳۰، ليدن ۱۹۱۴.
[۶۸] ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، ص۶۶، ليدن ۱۹۱۴.
[۶۹] ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، ص۱۶۶، ليدن ۱۹۱۴.
[۷۰] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۷۱] ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۱۰، ص۳۶۷، بیروت، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
[۷۲] ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۱۰، ص۳۷۰ـ۳۷۴، بیروت، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
[۷۳] فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۱۵ـ۶۳۸، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
[۷۴] عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، ج۱، ص۱۴۸، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.
[۷۵] عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، ج۱، ص۱۷۰، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.
[۷۶] عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، ج۱، ص۳۴۹، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.

عطار در منطق‌الطیر
[۷۷] فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، ج۱، ص۲۳۲ـ۲۳۴، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
[۷۸] فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، ج۱، ص۴۰۱ـ۴۰۲، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
[۷۹] فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، ج۱، ص۵۴۲ـ۵۴۴، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
و الهی‌نامه
[۸۰] فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۸۸ـ۸۹، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
[۸۱] فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۱۳۷، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
[۸۲] فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ص۱۷۳، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
[۸۳] فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۱۸۷، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
[۸۴] فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۱۹۵ـ۱۹۶، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
برخی حکایات دربارۀ شبلی را به نظم درآورده است.
ابن‌عربی نیز در التجلیات الالهیه
[۸۵] ابن‌عربی، محمد بن علی، ج۱، ص۳۸۰ـ۳۸۱، التجلیات الالهیه، همراه با تعلیقات ابن‌سودکین و کشف‌الغایات فی شرح ما اکتنفت علیه التجلیات، تحقیق عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۴۰۸ /۱۹۸۸.
[۸۶] ابن‌عربی، محمد بن علی، ج۱، ص۴۹۴، التجلیات الالهیه، همراه با تعلیقات ابن‌سودکین و کشف‌الغایات فی شرح ما اکتنفت علیه التجلیات، تحقیق عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۴۰۸ /۱۹۸۸.
نوشته است که در دو مرتبه از مراتب تجلی با شبلی دیدار کرده است.
وی در فتوحات مکیه نیز از شبلی حکایات و سخنانی نقل کرده است.
[۸۷] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۰۲، بیروت.
[۸۸] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۲۵۰، بیروت.
[۸۹] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۱۲، بیروت.
[۹۰] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۲۹۳، بیروت.
[۹۱] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۵۴۶، بیروت.
[۹۲] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۶۸۴، بیروت.


چهار جایگاه برجسته

[ویرایش]

شبلی در تاریخ عرفان ، چهار جایگاه برجسته دارد که عبارت‌اند از:
۱) عارفی اهل عشق و سکر، مانند بایزید بسطامی ، که بر عشق تأکید می‌ورزد و از رؤسای عشاق محسوب می‌گردد، بر خلاف صحوی مسلکانی مانند جنید بغدادی که بر علم و معرفت تأکید می‌ورزیدند.
[۹۳] روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ج۱، ص۴۰، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.

از گفتگوهای او با جنید می‌توان دریافت که وی کشش حق (جذبه) را مقدّم بر طلب و کوشش بنده می‌دانسته است، اما جنید و یارانش کوشش بنده را سبب کشش حق می‌دانستند.
[۹۴] فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۲۳، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.

۲) عارف مجذوبی که افعال غیرمتعارفش او را در ردیف عقلای مجانین قرارداده است، چنان که نوشته‌اند
[۹۵] عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۹، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
[۹۶] معصوم عليشاه، طرايق الحقايق، ج۲، ص۴۴۹، چاپ محمدجعفر محجوب.
وی‌گاه به علت جذبه‌های شدید دچار دیوانگی می‌شد و او را به بیمارستان (دیوانه‌خانه) می‌بردند.
ابن‌عربی نیز در فتوحات مکیه،
[۹۷] ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۲۵۰، بیروت.
حالات او را با بهالیل قابل مقایسه دانسته است.
[۹۸] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۶، تهران ۱۳۵۷.

۳) عارف شطح‌گویی که بر اثر سکرِ برآمده از عشق، در بیان مضامین معرفتی و سلوکی زبانی پیچیده دارد.
[۹۹] مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۴، ص۱۷۳۰ـ۱۷۳۱.

شطحیات وی را ابونصر سراج در اللمع
[۱۰۰] ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۲ـ۴۰۶، لیدن ۱۹۱۴.
و روزبهان بقلی در شرح شطحیات
[۱۰۱] روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ج۱، ص۲۳۴ـ۲۷۹، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.
گردآورده و شرح و تأویل کرده‌اند.
شبلی را، به سبب شطح و اشاراتش، از شگفتیهای سه‌گانۀ عراق دانسته‌اند.
[۱۰۲] ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۳۶، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.
[۱۰۳] عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، ج۱، ص۲۲۸، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.

اما در پاره‌ای موارد، جنید این‌گونه سخنان شبلی و برخی کارهای مبتنی بر مقام غلبه و حاکی از عدم تمکین او را نقد و انکار نموده است.
[۱۰۴] مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۳، ص۱۳۱۰ـ۱۳۱۱.
[۱۰۵] مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۴، ص۱۷۳۰ـ۱۷۳۱.
[۱۰۶] عبدالرئوف مناوی، الکواکب الدریه فی تراجم السادة الصوفیه، ج۳، ص۳۹۹، چاپ عبدالحمید صالح، بیروت ۱۹۹۹.

شطحیات شبلی‌گاه گستاخانه‌تر از شطحیات بایزید و حلاج است، اما طرز بیان شاعرانه، حالت بی‌قیدی و جنون‌آمیز او از یک سو و بی‌ارتباطی او با عناصر شیعی و عوامل مخالف دستگاه، سبب شد که از صدمۀ مخالفان در امان ماند و به سرنوشت حلاج دچار نشود.
[۱۰۷] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۱ـ۱۵۲، تهران ۱۳۵۷.
[۱۰۸] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۴ـ۱۵۵، تهران ۱۳۵۷.
[۱۰۹] زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۷، تهران ۱۳۵۷.

۴) عارفی که، در کنار رابعۀ عَدْویه و ذوالنون مصری ، از زمینه‌سازان ظهور و گسترش ادبیات منظوم و عرفانی محسوب می‌گردد.
[۱۱۰] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۲، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۱۱۱] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۴ـ۳۴۵، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۱۱۲] ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۷، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۱۱۳] ابوعبدالرحمن سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمی، ج۲، ص۱۶۳، گردآوری نصراللّه پورجوادی، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲ش.
[۱۱۴] ابوعبدالرحمن سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمی، ج۲، ص۴۷۰ـ۴۷۱، گردآوری نصراللّه پورجوادی، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲ش.
[۱۱۵] عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، ج۱، ص۱۸۴ـ۱۸۵، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.

کامل مصطفی شیبی اشعار پراکنده او را در مجموعه‌ای به نام دیوان ابی‌بکر شبلی گردآورده است.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌جوزی، صفه‌الصفوه، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۲) ابن‌جوزی، المنتظم، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.
(۳) ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان.
(۴) ابن‌عربی، محمد بن علی، التجلیات الالهیه، همراه با تعلیقات ابن‌سودکین و کشف‌الغایات فی شرح ما اکتنفت علیه التجلیات، تحقیق عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۴۰۸ /۱۹۸۸.
(۵) ابن‌عربی، فتوحات مکیه، بیروت.
(۶) سراج‌الیدن عمر بن علی ابن‌ملقن، طبقات الاولیاء، تحقیق نورالدین سریبه، دارالمعرفه، بیروت، ۱۴۰۶ه /۱۹۸۶.
(۷) ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، لیدن ۱۹۱۴.
(۸) ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، بیروت، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۹) عبداللّه انصاری، رسائل انصاری، چاپ محمد سرور مولایی، تهران ۱۳۷۲.
(۱۰)عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
(۱۱) عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.
(۱۲) خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی.
(۱۳) محمدباقر موسوی خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، تهران، ۱۳۹۰.
(۱۴) ذهبی، تاریخ الاسلام.
(۱۵) روزبهان بقلی، شرح شطحیات، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.
(۱۶) زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۵۷.
(۱۷) ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
(۱۸) ابوعبدالرحمن سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمی، ج۲، گردآوری نصراللّه پورجوادی، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲ش.
(۱۹) سمعانی، الانساب.
(۲۰) ابوبکر شبلی، دیوان ابی‌بکر شبلی، جعفر بن یونس المشهور بدلف‌ بن چحدر، به اهتمام کامل مصطفی الشیبی، بغداد ۱۳۸۶/ ۱۹۶۷.
(۲۱) قاضی نوراللّه شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران ۱۳۵۴ش.
(۲۲) فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
(۲۳) فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
(۲۴) فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
(۲۵) ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، چاپ معروف زریو و علی عبدالحمید بلطه‌جی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۲۶) فخرالدین علی‌ بن حسین واعظ کاشفی، رشحات عین‌الحیاه، تحقیق علی‌اصغر معینیان، تهران، ۱۳۵۶ش.
(۲۷) میرزامحمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه‌الادب، تهران ۱۳۷۴.
(۲۸) مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ۳، ۴.
(۲۹) چاپ محمد روشن، تهران، ۱۳۶۳، ۱۳۶۵، ۱۳۶۶ش.
(۳۰) معصومعلیشاه، طرایق الحقایق، چاپ محمدجعفر محجوب.
(۳۱) عبدالرئوف مناوی، الکواکب الدریه فی تراجم السادة الصوفیه، چاپ عبدالحمید صالح، بیروت ۱۹۹۹.
(۳۲) ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.
(۳۳) عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.
(۳۴) یاقوت حموی،معجم الادباء.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۳۷، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۲. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۴ـ۵۶۵.
۳. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۸، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۴. ابن‌جوزی، صفه‌الصفوه، ج۲، ص۴۵۶، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۵. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱، ص۱۴، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.
۶. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱، ص۵۰ـ۵۱، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.
۷. سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۹۶.
۸. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷ـ۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۹. ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ج۱، ص۴۱۹، چاپ معروف زریو و علی عبدالحمید بلطه‌جی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۱۰. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۱۱. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۴.
۱۲. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۱، ص۲۴۵.
۱۳. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۱، ص۲۷۸.
۱۴. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۸، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۱۵. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷ـ۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۱۶. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۶.
۱۷. سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۹۶.
۱۸. ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ج۱، ص۴۱۹، چاپ معروف زریو و علی عبدالحمید بلطه‌جی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۱۹. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۳.
۲۰. سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۹۶.
۲۱. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۸.
۲۲. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۸، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۲۳. قاضی نوراللّه شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳۲، تهران ۱۳۵۴ش.
۲۴. محمدباقر موسوی خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج۲، ص۲۳۱، تهران، ۱۳۹۰.
۲۵. میرزامحمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه‌الادب، ج۳، ص۱۸۱ـ۱۸۲، تهران ۱۳۷۴.
۲۶. ابوبکر شبلی، دیوان ابی‌بکر شبلی، ج۱، ص۵۸، جعفر بن یونس المشهور بدلف‌ بن چحدر، به اهتمام کامل مصطفی الشیبی، بغداد ۱۳۸۶/ ۱۹۶۷.
۲۷. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۴.
۲۸. ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۳۶ـ۲۳۷، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.
۲۹. مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ص۲۳۴.
۳۰. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۳.
۳۱. عبداللّه انصاری، رسائل انصاری، ج۱، ص۱۱۵، چاپ محمد سرور مولایی، تهران ۱۳۷۲.
۳۲. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱۴، ص۵۱، چاپ محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ /۱۹۹۲.
۳۳. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۲ـ۱۵۳، تهران ۱۳۵۷.
۳۴. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۶۹ـ۵۷۰.
۳۵. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۵، ص۳۶۸.
۳۶. ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۴، لیدن ۱۹۱۴.
۳۷. ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۴، لیدن ۱۹۱۴.
۳۸. عبدالرئوف مناوی، الکواکب الدریه فی تراجم السادة الصوفیه، ج۲، ص۸۳، چاپ عبدالحمید صالح، بیروت ۱۹۹۹.
۳۹. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۷، تهران ۱۳۵۷.
۴۰. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۳، ص۳۳۷ـ۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۴۱. ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۲۱، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.
۴۲. فخرالدین علی‌ بن حسین واعظ کاشفی، رشحات عین‌الحیاه، ج۲، ص۴۵۰، تحقیق علی‌اصغر معینیان، تهران، ۱۳۵۶ش.
۴۳. مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ص۲۳۴.
۴۴. فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۱۵ـ۶۱۶، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۴۵. فخرالدین علی‌ بن حسین واعظ کاشفی، رشحات عین‌الحیاه، ج۲، ص۴۵۰، تحقیق علی‌اصغر معینیان، تهران، ۱۳۵۶ش.
۴۶. عبداللّه انصاری، رسائل انصاری، ج۱، ص۱۱۵، چاپ محمد سرور مولایی، تهران ۱۳۷۲.
۴۷. فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۱۵ـ۶۱۶، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۴۸. روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ج۱، ص۴۰، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.
۴۹. قاضی نوراللّه شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳۲، تهران ۱۳۵۴ش.
۵۰. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۱ـ۱۵۲، تهران ۱۳۵۷.
۵۱. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۸۱، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۵۲. زرین‌کوب، ج۱، ص۱۵۱، جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۵۷.
۵۳. فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۵۹۲، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۵۴. زرین‌کوب، ج۱، ص۱۵۶، جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۵۷.
۵۵. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۵۲۹، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۵۶. عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، ج۱، ص۲۳۶ـ۲۳۷، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.
۵۷. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۸۴، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۵۸. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ص۵۰۱، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۵۹. ابن‌جوزی، صفه‌الصفوه، ج۲، ص۴۵۹، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۶۰. سراج‌الیدن عمر بن علی ابن‌ملقن، طبقات الاولیاء، ج۱، ص۲۱۳ـ۲۱۶، تحقیق نورالدین سریبه، دارالمعرفه، بیروت، ۱۴۰۶ه /۱۹۸۶.
۶۱. مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۱، ص۱۶۱ـ۱۶۲.
۶۲. فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۲۰ـ۶۲۱، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۶۳. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۳۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۶۴. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۱۶، ص۵۷۲.
۶۵. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۲۷۶.
۶۶. میرزامحمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه‌الادب، ج۳، ص۱۸۲، تهران ۱۳۷۴.
۶۷. ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، ص۳۰، ليدن ۱۹۱۴.
۶۸. ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، ص۶۶، ليدن ۱۹۱۴.
۶۹. ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، ص۱۶۶، ليدن ۱۹۱۴.
۷۰. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۸، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۷۱. ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۱۰، ص۳۶۷، بیروت، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۷۲. ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۱۰، ص۳۷۰ـ۳۷۴، بیروت، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۷۳. فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۱۵ـ۶۳۸، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۷۴. عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، ج۱، ص۱۴۸، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.
۷۵. عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، ج۱، ص۱۷۰، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.
۷۶. عبداللّه‌ بن اسعد یافعی، روض الریاحین فی حکایات الصالحین، ج۱، ص۳۴۹، مصر ۱۳۷۴/ ۱۹۵۵.
۷۷. فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، ج۱، ص۲۳۲ـ۲۳۴، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
۷۸. فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، ج۱، ص۴۰۱ـ۴۰۲، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
۷۹. فریدالدین عطار نیشابوری، منطق‌الطیر، ج۱، ص۵۴۲ـ۵۴۴، چاپ احمد رنجبر، تهران ۱۳۶۹ش.
۸۰. فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۸۸ـ۸۹، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
۸۱. فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۱۳۷، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
۸۲. فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ص۱۷۳، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
۸۳. فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۱۸۷، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
۸۴. فریدالدین عطار نیشابوری، الهی‌نامه، ج۱، ص۱۹۵ـ۱۹۶، چاپ هلموت ری‌تر، تهران ۱۳۶۸ش.
۸۵. ابن‌عربی، محمد بن علی، ج۱، ص۳۸۰ـ۳۸۱، التجلیات الالهیه، همراه با تعلیقات ابن‌سودکین و کشف‌الغایات فی شرح ما اکتنفت علیه التجلیات، تحقیق عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۴۰۸ /۱۹۸۸.
۸۶. ابن‌عربی، محمد بن علی، ج۱، ص۴۹۴، التجلیات الالهیه، همراه با تعلیقات ابن‌سودکین و کشف‌الغایات فی شرح ما اکتنفت علیه التجلیات، تحقیق عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۴۰۸ /۱۹۸۸.
۸۷. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۰۲، بیروت.
۸۸. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۲۵۰، بیروت.
۸۹. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۱۲، بیروت.
۹۰. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۲۹۳، بیروت.
۹۱. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۵۴۶، بیروت.
۹۲. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۲، ص۶۸۴، بیروت.
۹۳. روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ج۱، ص۴۰، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.
۹۴. فریدالدین عطار نیشابوری، تذکره الاولیاء، ج۱، ص۶۲۳، چاپ محمد استعلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۹۵. عبداللّه انصاری، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۴۴۹، تحقیق محمد سرور مولائی، نشر توس، تهران، ۱۳۶۲.
۹۶. معصوم عليشاه، طرايق الحقايق، ج۲، ص۴۴۹، چاپ محمدجعفر محجوب.
۹۷. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۲۵۰، بیروت.
۹۸. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۶، تهران ۱۳۵۷.
۹۹. مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۴، ص۱۷۳۰ـ۱۷۳۱.
۱۰۰. ابونصر سراج، اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۲ـ۴۰۶، لیدن ۱۹۱۴.
۱۰۱. روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ج۱، ص۲۳۴ـ۲۷۹، تصحیح هنری کوربن، تهران، ۱۳۴۴/۱۹۶۶.
۱۰۲. ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۳۶، تحقیق محمود عبادی، تهران، ۱۳۸۳ش.
۱۰۳. عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، ج۱، ص۲۲۸، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.
۱۰۴. مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۳، ص۱۳۱۰ـ۱۳۱۱.
۱۰۵. مستملی بخاری، شرح التعرف، ج۴، ص۱۷۳۰ـ۱۷۳۱.
۱۰۶. عبدالرئوف مناوی، الکواکب الدریه فی تراجم السادة الصوفیه، ج۳، ص۳۹۹، چاپ عبدالحمید صالح، بیروت ۱۹۹۹.
۱۰۷. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۱ـ۱۵۲، تهران ۱۳۵۷.
۱۰۸. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۴ـ۱۵۵، تهران ۱۳۵۷.
۱۰۹. زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۱۵۷، تهران ۱۳۵۷.
۱۱۰. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۲، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۱۱۱. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۴ـ۳۴۵، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۱۱۲. ابوعبدالرحمن سلمی، طبقات الصوفیه، ج۱، ص۳۴۷، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۱۱۳. ابوعبدالرحمن سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمی، ج۲، ص۱۶۳، گردآوری نصراللّه پورجوادی، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲ش.
۱۱۴. ابوعبدالرحمن سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمی، ج۲، ص۴۷۰ـ۴۷۱، گردآوری نصراللّه پورجوادی، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲ش.
۱۱۵. عبدالرحمن جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، ج۱، ص۱۸۴ـ۱۸۵، تحقیق محمود عابدی، تهران، ۱۳۸۶.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «ابوبکر شبلی»، شماره۵۹۲۴.    






جعبه ابزار