ابوبکر بن ابی قحافه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اَبوبَکْر، عبداللـه بن عثمان بن عامر بن عمرو کعب بن سعد بن تَیْم بن مُرّه (د ۲۲ جمادی الآخر ۱۳ق/۲۳ اوت ۶۳۴م)، در صدر اسلام از همراهان پیامبر اسلام بوده است.

فهرست مندرجات

۱ - معرفی
       ۱.۱ - پدر و مادر
       ۱.۲ - ولادت
       ۱.۳ - کنیه
       ۱.۴ - نام
       ۱.۵ - القاب
۲ - پیش از اسلام
۳ - زمان اسلام آوردن
       ۳.۱ - رتبه اسلام آوردن
       ۳.۲ - اسلام آورندگان پس از ابوبکر
۴ - دوران حضور در مکه
۵ - ماجرای غار ثور
       ۵.۱ - اقوال در چگونگی همراهی
       ۵.۲ - اقوال در تفسیر آیات
       ۵.۳ - تحلیل اهل سنت از مصاحبت
       ۵.۴ - خروج از غار
۶ - دوران حضور در مدینه
       ۶.۱ - برادری با عمر
       ۶.۲ - شرکت در غزوات
       ۶.۳ - ماجرای غزوه بدر
       ۶.۴ - ابلاغ سوره برائت
       ۶.۵ - عدم شرکت در سپاه اسامه
       ۶.۶ - ماجرای امامت جماعت
              ۶.۶.۱ - اخبار
              ۶.۶.۲ - مناقشه شیعه
              ۶.۶.۳ - قراین مؤید نظر شیعه
              ۶.۶.۴ - نتیجه‌گیری شیعه
۷ - شخصیت و شیوۀ زندگی
       ۷.۱ - سیما
       ۷.۲ - اخلاق و رفتار
              ۷.۲.۱ - موافقان خوش‌اخلاقی
              ۷.۲.۲ - مخالفان خوش‌اخلاقی
       ۷.۳ - نقد فضائل ادعا شده
۸ - زندگی
       ۸.۱ - محل زندگی
       ۸.۲ - مقدار حقوق
۹ - همسران
       ۹.۱ - ام رومان بنت عامر
       ۹.۲ - قُتیله بنت عبدالعزی
       ۹.۳ - اسماء بنت عمیس
       ۹.۴ - حبیبه خزرجی
       ۹.۵ - علل دو ازدواج اخیر
۱۰ - مرگ
       ۱۰.۱ - علت مرگ
       ۱۰.۲ - محل دفن
۱۱ - وصایا
۱۲ - مقالات مرتبط
۱۳ - فهرست منابع
۱۴ - پانویس
۱۵ - منبع

معرفی

[ویرایش]


← پدر و مادر


پدر ابوبکر ابوقحافه عثمان (د ۱۴ق/۶۳۵م) و مادرش امّ الخیر سَلْمی بنت صخر بن عمرو بن کعب، هر دو از بنی تیم بودند و از طریق مرّه، نیای پنجمشان، با پیامبر (ص) نسبت داشتند.
[۱] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۶۹، بیروت، دار صادر.
[۲] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.

اخباری در دست است
[۳] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۳۴۹، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۴] حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۳، ص۲۴۳-۲۴۵، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
[۵] ابن حجر، احمد بن علی، ج۴، ص۱۱۶-۱۱۷، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
که حکایت از مسلمان شدن ابوقحافه در روز فتح مکه دارد، ولی راویان این اخبار ــ که غالباً بیان‌گر جایگاه بلند ابوبکر نزد پیامبر نیز هست ــ از سوی محدثان اهل سنت مورد نقد قرار گرفته‌اند.
[۶] ذهبی، محمد بن احمد، ج۱، ص۲۲۸، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۷] ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۱۸، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۸] ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۵۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۹] ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۸۶، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۱۰] ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۵۸، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۱۱] ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۱۲۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۱۲] ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۲۱۴، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۱۳] ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۳۴۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۱۴] ابن حجر، احمد بن علی، ج۹، ص۲۲۰، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۱ق.
[۱۵] ابن حجر، احمد بن علی، ج۱۲، ص۴۶، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۱ق.

در باب اسلام آوردن ام الخیر هم اخباری از همان دست روایت شده است که اطمینان‌آور نیست.
[۱۷] محب طبری، احمد بن عبداللـه، ج۱، ص۷۵-۷۶، الریاض النضره، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
[۱۸] هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۵۹، قاهره، مکتبه‌القدسی.
[۱۹] ذهبی، محمد بن احمد، ج۱، ص۳۱۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۲۰] ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۱۸۰، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۲۱] ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۲۶۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
[۲۲] ابن حجر، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۴، ص۱۱۲.
[۲۳] ابن حجر، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۶، ص۲۰۹.


← ولادت


ابوبکر بنابر برخی از روایات
[۲۵] حارثی، سالم بن احمد، ج۱، ص۹، العقود الفضیه، عمان، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
و قرائن (مدت عمر و تاریخ وفات وی) دو سال و چند ماه پس از عام الفیل (احتمالاً در ۵۷۳م) در مکه زاده شد.

← کنیه


بول دربارۀ کنیۀ «ابوبکر» نوشته است که نمی‌توان چیزی راجع به وجه انتساب این کنیه بدو در منابع یافت.
البته در منابع از زبان برخی از مرتدان ابیاتی در قدح ابوبکر نقل شده که در یک بیت از آن‌ها «بکر» به عنوان نام پسر ابوبکر آمده است، ولی از آن‌جا که در هیچ‌یک از منابعی که به معرفی فرزندان ابوبکر پرداخته‌اند، نام یکی از پسران ابوبکر بوده، به هر حال، وجه انتساب هر چه باشد، مخالفان او، مثلاً ابوسفیان، ابوبکر (بکر = شتر جوان) را از باب استهزا به ابوفصیل (فصیل = بچه شتر باز گرفته از شیر مادر) بدل کرده‌اند.
[۲۸] بلاذری، احمد بن یحیی، ج۱، ص۵۸۹، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیداللـه، قاهره، ۱۹۵۹م.


← نام


نامش در جاهلیت عبدالکعبه بود و پس از اسلام، پیامبر وی را عبداللـه خواند،
[۳۲] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۳۳] سقا، مصطفی، ج۱، ص۲۶۶، تعلیقات بر السیره النبویه.
ولی بنابر روایتی ضعیف در اسدالغابه، خاندانش وی را عبداللـه نامیده‌اند.

← القاب


در برخی از روایات نام او عتیق نیز آمده،
[۳۵] ابن سعد، ج۳، ص۱۷۰، به نقل از ابن سیرین، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر.
اما بیش‌تر روایات، عتیق را از القاب وی دانسته و نوشته‌اند که پیامبر او را به سبب زیبایی چهره‌اش ملقب به عتیق ساخت
[۳۷] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۳۸] یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۲۷، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
و بنابر روایتی از عایشه، پیامبر او را «عتیق اللـه من النار» خواند.
[۴۰] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.

وجوه دیگری نیز در تسمیۀ وی به عقیق نقل شده است.
[۴۲] نویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۱۹، ص۸-۹، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
[۴۳] سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۲۸-۲۹، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.

دیگر لقب مشهور وی صدّیق است که بر پایۀ منابع اهل سنت در پی تصدیق بی‌چون و چرای خبر إسراء (معراج) بدو داده شده است
[۴۴] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
و در روایتی غلوآمیز از مولای او هریره سخن از این است که جبرئیل در لیلة الاسراء، وی را صدّیق خوانده است.
[۴۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۰، بیروت، دار صادر.

برخی نیز گفته‌اند که وی از دورۀ جاهلی بدین لقب شهرت داشته، تا آن‌جا که لقب عتیق نیز در سایۀ آن قرار گرفته است.
[۴۷] دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۶، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.

هم‌چنین لقب «اَوّاه» به سبب رأفت و غم‌خوارگی او و نیز لقب «صاحب رسول اللـه» به مناسبت مصاحبتش با پیامبر به وی داده شده است.
[۴۸] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۱، بیروت، دار صادر.

علمای شیعه نه تنها تعلق لقب صدّیق را به ابوبکر مردود می‌شمارند، بلکه با استناد بر منابع اهل سنت
[۵۰] بلاذری، احمد بن یحیی، ج۲، ص۱۴۶، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴.
[۵۱] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۹، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۵۲] طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۰.
[۵۳] ابن ماجه، محمد بن یزید، ج۱، ص۴۴، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
[۵۴] نسائی، احمد بن شعیب، ج۱، ص۲۱-۲۲، تهذیب خصائص الامام علی، به کوشش ابواسحاق جوینی، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
[۵۵] جوینی، ابراهیم بن محمد، ج۱، ص۱۴۰، فرائد المسطین، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
[۵۶] جوینی، ابراهیم بن محمد، ج۱، ص۲۴۸، فرائد المسطین، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
[۵۹] سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۰، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
این لقب و حتی لقب «فاروق» را از القاب علی (ع) می‌دانند و عقیده دارند که این القاب بایست در همان روزگار نخستین تاریخ اسلام به ابوبکر نسبت داده شده باشد، زیرا علی (ع) در هنگام خلافت و بر منبر بصره آن‌ها را از آن خویش دانسته است.
[۶۰] عاملی، جعفر مرتضی، ج۲، ص۲۶۳-۲۷۰، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.


پیش از اسلام

[ویرایش]

دربارۀ زندگانی و احوال ابوبکر، پیش از اسلام ، اطلاعاتی در منابع آمده است که نمی‌توان همه را با اطمینان پذیرفت: وی از بزرگان و خردمندان قریش به شمار می‌آمده و در نسب‌دانی سرآمد دیگران بوده است.
[۶۲] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.

ابن عبدربه نیز داستانی در باب نسب‌دانی او آورده است.
[۶۴] ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۳، ص۳۲۶-۳۲۷، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.

ابوبکر مردی نرم‌خوی و خوش معرفی شده که قریش او را دوست داشتند و در خرید و فروش و دیگر کارها با وی رایزنی می‌کردند.
بنابر برخی از روایات امور اَشناق، یعنی دیات، نیز بر عهدۀ او بوده است.
وی در این سمت می‌بایست دعاوی مربوط به خون را میان خاندان‌های قریش و میان قریش و دیگر قبایل با صلح، یا پرداخت دیه حل و فصل کند.
او دیات کشته شدگان را تعیین می‌کرد و قریش طبق نظر وی آن را می‌پرداخت.
بعید به نظر نمی‌رسد که انتساب این سمت از نوع افتخاراتی باشد که بعدها در پرتو قدرت و مقام بلندی که یافته، به وی نسبت داده‌اند.
وی از جوانی به بازرگانی (بزازی) اشتغال داشته
[۶۶] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۷، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۶۸] ابن رسته، احمد بن عمر، ج۷، ص۲۱۵، الاعلاق النفیسه، لیدن، ۱۸۹۱م.
و مردی توانگر با ۰۰۰‘۴۰ درهم اندوختۀ نقد بوده است.
[۶۹] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۲، بیروت، دار صادر.
[۷۰] دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۶، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.

محققان اهل سنت نوشته‌اند که ابوبکر از جوانی از دوستان نزدیک پیامبر بوده و در یکی از سفرهای شام نیز آن حضرت را همراهی کرده است،
[۷۱] سیوطی، الخصائص الکبری، ج۱، ص۸۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
[۷۲] کازرونی، محمد ابن مسعود، ج۱، ص۲۱۵، نهایه المسؤول، ترجمۀ عبدالسلام بن علی ابرقوهی، به کوشش جعفر یاحقی، تهران، ۱۳۶۶ش.
اما بول روایت ابن حجر
[۷۳] ابن حجر، احمد بن علی، ج۲، ص۳۴۱، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
را در باب دوستی ابوبکر و پیامبر قابل اعتماد نمی‌داند.

زمان اسلام آوردن

[ویرایش]


← رتبه اسلام آوردن


پس از بعثت رسول اکرم (ص)؛ ظاهراً در این‌که ابوبکر از نخستین کسانی بوده که دعوت پیامبر را پذیرفته‌اند، اختلافی میان مسلمانان نباشد، اما در باب نخستین کس که پس از خدیجه (ع) اسلام آورده، گفت‌و‌گو بسیار است.
طبیعی‌تر و معقول‌تر این است که هم‌چنان‌که خدیجه (ع) به محض آگاهی از بعثت پیامبر (ص)، دعوت او را پذیرفته است، دیگر نزدیکان هم‌دم او، یعنی علی (ع) و زید بن حارثه، نیز که در آن ایام با پیامبر می‌زیسته‌اند،
[۷۴] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۴، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
در همان روزهای نخستین به اسلام گرویده باشند.
روایات بسیاری هم که در منابع اهل سنت آمده است، این نظر را تأیید می‌کند.
بنابر روایتی که سند آن به جابر می‌رسد، پیامبر (ص) روز دوشنبه مبعوث شد و علی (ع) روز سه‌شنبه با او نماز گزارد.
[۷۶] حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۳، ص۱۱۲، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
[۷۷] ابن عبدالبر، یوسف بن عبداللـه، ج۳، ص۳۲، «الاستیعاب»، همراه الاصابه.
[۷۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۷۹] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۶۸، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۸۰] ابن حبان، محمد، ج۱، ص۵۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۸۱] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۸، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۸۲] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۰۹، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.

هم‌چنین از علی (ع) روایت شده است که بر منبر بصره گفت: من صدّیق اکبرم، پیش از آن‌که ابوبکر ایمان آورد، ایمان آوردم و پیش از آن‌که ابوبکر مسلمان شود، مسلمان شدم.
[۸۴] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۹، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۸۵] طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۰.
[۸۶] نسائی، احمد بن شعیب، ج۱، ص۲۱-۲۲، تهذیب خصائص الامام علی، به کوشش ابواسحاق جوینی، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
[۸۷] حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۳، ص۱۱۲‌، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
[۸۸] ابن ماجه، محمد بن یزید، ج۱، ص۴۴، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.

در برابر این روایات، روایاتی نیز در همین منابع آمده است که ابوبکر نخستین مرد مسلمان دانسته شده، از آن جمله روایتی است که در آن به قصیدۀ حسان بن ثابت استناد می‌شود.
[۸۹] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۱-۱۷۴، بیروت، دار صادر.
[۹۱] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۸، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۹۲] ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۳، ص۲۸۴، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.

به روایاتی غلوآمیز نیز بر می‌خوریم که حکایت از این دارند که ابوبکر پیش از بعثت یا مقارن آن در سفری به یمن از پیری اَزْدی که به کتب گذشتگان دسترسی داشته، این مژده را شنیده بوده است که او با خود نشانه‌های کسی را دارد که پیامبری را که در حرم مبعوث می‌شود، یاری خواهد داد و این مژده انگیزه و راهبر او به پذیرفتن سریع دعوت پیامبر شده است.
برخی از محققان نیز دوستی وی با پیامبر را سبب اسلام آوردن سریع وی دانسته‌اند.
[۹۵] دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۷، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.

بول در این زمینه می‌گوید: ابوبکر از نخستین کسانی است که دعوت پیامبر را پذیرفته، ولی این‌که وی نخستین مرد مسلمان بوده باشد، جای تردید است.
وات نیز احتمال می‌دهد که این روایات بعدها در پرتو مقام مهمی که وی بدان دست یافته، بر ساخته شده باشد.
از روزگاران گذشته دانشمندان در پی آن بوده‌اند که به نحوی این روایات گوناگون را باهم آشتی دهند.
ابن حبان خبری روایت می‌کند تا سبب این اختلاف روایات را آشکار سازد.
بر پایۀ این خبر، نخستین کس که به پیامبر (ص) ایمان آورد، همسرش خدیجه بود، سپس علی بن ابی طالب (ع) که ده ساله بود و آن‌گاه ابوبکر صدیق.
اما علی (ع) اسلامش را از ابوطالب پنهان می‌کرد (؟) و ابوبکر هنگامی که مسلمان شد، اسلام خویش آشکار ساخت و این سبب شد که مردم در نخستین مرد مسلمان دست‌خوش اشتباه و اختلاف گردند.
[۹۶] ابن حبان، محمد، ج۱، ص۵۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۹۷] ابن اسحاق، محمد، ج۱، ص۱۱۸، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.

اما برخی در صحت این خبر با عنایت بر قراین و روایات بسیاری که حاکی از ایمان ابوطالب است، تردید کرده‌اند.
[۹۹] سیوطی، بغیه الطالب لایمان ابی‌طالب و حسن خاتمته، جم.
[۱۰۰] آقابزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۲، ص۵۱۰-۵۱۴.
[۱۰۲] زریاب، عباس، ج۱، ص۱۷۸-۱۷۹، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.

از سوی دیگر روایاتی در باب نماز گزاردن علنی علی (ع) و خدیجه (ع) با پیامبر (ص) از همان آغاز بعثت در منابع اهل سنّت آمده است.
[۱۰۳] ابن اسحاق، محمد، ج۱، ص۱۱۹، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.

برخی از علما نیز گفته‌اند: نخستین مسلمان از زنان خدیجه، از کودکان علی (ع)، از جوانان زید و از مردان ابوبکر بوده است.
[۱۰۷] ترمذی، محمد بن عیسی، ج۵، ص۶۴۲، جامع الصحیح، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
[۱۰۸] حلبی، علی، ج۱، ص۲۶۷ به بعد، السیره الحلبیه، بیروت، المکتبه الاسلامیه.
[۱۰۹] کازرونی، محمد ابن مسعود، ج۱، ص۲۳۸، نهایه المسؤول، ترجمۀ عبدالسلام بن علی ابرقوهی، به کوشش جعفر یاحقی، تهران، ۱۳۶۶ش.
[۱۱۰] دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۷، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
[۱۱۱] دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۴۶، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
[۱۱۲] نیشابوری، محمد بن فتال، روضه الواعظین، ج۱، ص۸۲-۸۵، قم، ۱۳۸۶ش.

نیز گفته‌اند: ابوبکر نخستین کسی است که بیرون از خانوادۀ پیامبر، اسلام آورده است.
[۱۱۳] زریاب، عباس، ج۱، ص۱۱۵، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.
[۱۱۴] فیاض، علی‌اکبر، ج۱، ص۶۸، تاریخ اسلام، تهران، ۱۳۳۵ش.

با امعان نظر بیش‌تر در روایات آشکار می‌گردد که قول صحیح‌تر و مشهورتر آن است که نخستین مسلمان از ذکور علی بن ابی طالب (ع) بوده، سپس زید بن حارثه و آن‌گاه چند تن دیگر که مسلماً ابوبکر در زمرۀ آنان بوده است.
[۱۱۶] یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۲۳، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۱۱۷] مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، بیروت، ص۱۹۸، دارصعب.


← اسلام آورندگان پس از ابوبکر


به گفتۀ برخی از محققان با ورود ابوبکر به زمرۀ مسلمانان، اسلام از خانۀ پیامبر به بیرون راه یافت
[۱۱۹] فیاض، علی‌اکبر، ج۱، ص۶۸، تاریخ اسلام، تهران، ۱۳۳۵ش.
و بر پایۀ روایات موجود، به سبب مقام اجتماعیش در میان قریش، تنی چند از بزرگان قوم به اسلام درآمدند: عثمان بن عفّان، زبیر بن عوّام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقّاص، طلحة بن عبیدالله،
[۱۲۰] ابن اسحاق، محمد، ج۱، ص۱۲۱، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۱۲۱] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۷-۲۶۸، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۲۲] ابن حبان، محمد، ج۱، ص۵۲-۵۳، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
اما در این روایت و در اسلام آوردن این گروه به دعوت ابوبکر تردید شده است، زیرا اختلاف سنی برخی از اینان ( زبیر، سعد و طلحه) با ابوبکر نزدیک به ۲۰ سال بوده و نمی‌توانسته‌اند از معاشران وی بوده باشند، دیگر آن‌که از مقایسۀ روایات ابن سعد
[۱۲۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۴، بیروت، دار صادر.
[۱۲۵] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۰، بیروت، دار صادر.
بر می‌آید که عبدالرحمن بن عوف جزو کسانی بوده است که با عثمان بن مظعون اسلام آورده‌اند، نه در گروه ابوبکر.
پس می‌توان احتمال داد که عضویت اینان در شورای ۶ نفرۀ عمر و برخی ملاحظات دیگر، راویان بعدی را بر آن داشته است که اسلام آوردن ایشان را به ارشاد ابوبکر و مقدم بر کسان دیگر بدانند. آن‌چه این ظن را تقویت می‌کند، روایاتی است
[۱۲۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۳۹، بیروت، دار صادر.
که افراد دیگری را بر اینان مقدم می‌دارند.
[۱۲۷] زریاب، عباس، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۶، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.


دوران حضور در مکه

[ویرایش]

با آغاز درگیری با مشرکان و آزار و شکنجۀ مسلمانان، ابوبکر نیز متحمل آزارها شد. منابع اهل سنت از مجروح شدن وی به دست مشرکان سخن گفته‌اند.
[۱۲۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۳۱۰، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۲۹] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۰۴، قاهره، ۱۳۱۳ق.

وی هنگامی که این آزارها با طرد بنی هاشم از مکه شدت یافت، ناگزیر شد تا با اذن پیامبر، مکه را به قصد مهاجرت به حبشه ترک کند، ولی با پیشنهاد جِوار و حمایت ابن الدُّغُنّه (از منتفذان قریش) از او، به مکه بازگشت و چون بار دیگر آشکارا به تبلیغ پرداخت، آزارها نیز از نو آغاز گشت.
[۱۳۰] ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۱-۱۳، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۳۱] ابن حبان، محمد، ج۱، ص۶۷-۶۹، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.

وات دربارۀ سبب ماندن ابوبکر در مکه و همراه نشدن با دیگر مهاجران به حبشه، احتمال داده است که افراد طایفۀ تیم (طایفۀ ابوبکر)، مانند دیگر اعضای گروه معروف به «حلف الفضول» از تعقیب و شکنجه برکنار بوده‌اند، ولی هنگامی که بنی تیم نخواسته، یا نتوانسته است از افراد مسلمان خود دفاع کند و ابوبکر عملاً در معرض شکنجه قرار گرفته است، ناگزیر گشته به قصد مهاجرت از مکه خارج شود.
نیز نوشته‌اند که وی با صرف بخشی از دارایی خویش، ۷ تن از بردگان مسلمان شده را از بردگی شکنجۀ اربابان مشرک آزاد ساخت، تا آن‌جا که آماج سرزنش پدرش، ابوقحافه قرار گرفت.
[۱۳۲] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۳۴۰-۳۴۱، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۳۳] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۰، بیروت، دار صادر.
[۱۳۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۲، بیروت، دار صادر.


ماجرای غار ثور

[ویرایش]

برجسته‌ترین حادثۀ زندگی ابوبکر در مکه همراهی وی با پیامبر (ص) در هجرت به مدینه شب پنجشنبه اول ربیع الاول ۱ق (سال ۱۴ بعد از بعثت / ۱۳ سپتامبر ۶۲۲) و پنهان شدن در غار ثور است.
[۱۳۵] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۸، بیروت، دار صادر.
[۱۳۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۲، بیروت، دار صادر.


← اقوال در چگونگی همراهی


قول مشهور آن است که چون پیامبر (ص) از طریق وحی از توطئۀ قتل خویش آگاه شد، با ابوبکر که از پیش آمادۀ مهاجرت بود، از مکه خارج گشت و از بیراهه آهنگ یثرب کردند، تا به غار رسیدند.
از قصد هجرت جز خاندان پیامبر (ص)، ابوبکر و خانواده‌اش کسی آگاه نبود. هجرت پیامبر نیز از خانۀ ابوبکر آغاز شد و مقدمات سفر را هم او فراهم ساخت.
[۱۳۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۲۶-۱۲۹، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۳۹] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۹، بیروت، دار صادر.

میبدی نیز خبری بدین مضمون روایت کرده است که چون پیامبر به وحی الهی از مکه بیرون شد، تا غار تنها بود و گفته‌اند که ابوبکر پس از آگاه شدن از خروج پیامبر در پی او برفت و در راه پیش از رسیدن به غار او را یافت و با او همراه شد.
[۱۴۰] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۶-۱۳۷، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۴۱] سیوطی، الدر المنثور، ج۴، ص۱۹۶، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.

اخباری هم در منابع اهل سنت
[۱۴۲] خوارزمی حنفی، موفق بن احمد، المناقب، به کوشش مالک محمودی، قم، ۱۴۱۱ق.
[۱۴۳] حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۱، ص۱۳۳، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
[۱۴۴] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۱، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۱۴۵] طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۴.
[۱۴۶] عاملی، جعفر مرتضی، ج۲، ص۲۳۹، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
آمده است، مبنی بر آن‌که ابوبکر نیز از خروج پیامبر (ص) از مکه آگاه نبوده و از زبان علی (ع) که در آن شب به جای رسول خدا (ص) در بستر وی خفته بوده، آگاه گشته است.
این اخبار سخنان ستایش‌آمیز برخی از منابع اهل سنت را که به روایت از عایشه دربارۀ ابوبکر آورده‌اند، دست‌خوش تردید می‌سازد.
[۱۴۷] ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۲۸-۱۲۹، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.

مدت اقامت در غار را سه روز
[۱۴۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۳۰، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۴۹] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۹، بیروت، دار صادر.
نوشته‌اند.
در این روزها عبدالله بن ابی بکر، اسماء ذات النطاقین و عامر بن فهیره (به ترتیب، پسر، دختر و مولای ابوبکر) برای رساندن آب و خوراک و اخبار مکه نزد آنان آمد و شد داشتند.
[۱۵۱] ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۳۰-۱۳۱، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.


← اقوال در تفسیر آیات


اهل سنت برای همراهی ابوبکر با پیامبر در هجرت به مدینه و به ویژه اقامت چند روزۀ وی در غار اهمیت بسیار قائل شده و تعبیرات «ثانِیَ اثْنَیْنِ»، «لاتَحْزَنْ» و «فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ» از آیۀ ۴۰ سورۀ توبه را از فضایل وی شمرده‌اند
[۱۵۲] بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۵، ص۲۰۴، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
[۱۵۳] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۴، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۵۴] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۸، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۵۵] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۹، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۵۶] نویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۱۹، ص۱۴-۱۵، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
[۱۵۷] ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۳، قم، ۱۴۰۴ق.
و به «ثانِیَ اثْنَیْنِ اِذْ هُما فِی الْغارِ» به عنوان دلیلی بر صلاحیت وی در احراز خلافت استناد کرده‌اند.
[۱۵۸] ابن سلام اباضی، بدءالاسلام و شرائع‌الدین، ج۱، ص۷۰، به کوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.

برخی از اینان تعبیر «لاتحزن» را که خداوند از زبان پیامبر خطاب به ابوبکر نازل فرموده، از نوع حزن پیامبر در کار قوم خویش دانسته و با استشهاد به آیات «وَ لاتَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنینَ»، «وَ لا یَحْزُنُکَ قَوْلُهُمْ» و «لایَحْزُنُکَ الَّذینَ یُسارِعونَ فِی الْکُفْرِ»، این نهی از حزن را نه دلیل بر معصیت که طاعت از پروردگار پنداشته‌اند.
[۱۶۲] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۱، ص۱۳۹، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۶۳] ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۳، قم، ۱۴۰۴ق.

هم‌چنین، ضمیر «ه» در «علیه» را راجع به ابوبکر پنداشته و «فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ: خدای، آرامِ ایمان بر او فرو فرستاد» را عنایت و التفاتی از سوی حق نسبت به وی شمرده‌اند.
[۱۶۴] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۴، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۶۵] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۸، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
[۱۶۶] نویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۱۹، ص۱۴، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
[۱۶۷] ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۳، قم، ۱۴۰۴ق.
[۱۶۸] طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۰، ص۹۶.

اما مفسران شیعه و برخی از اهل سنت خطاب «لاتَحْزَنْ» را صریحاً «لاتَخَفْ» (= بیمناک مباش) معنی کرده و در توضیح و تفسیر آن آورده‌اند که چون قریش پس از آگاهی از خروج پیامبر، به یاری ردیابی زبردست (کرز بن علقمه بن هلال خزاعی) مسیر وی را پی گرفتند، تا به غار رسیدند و بر در غار در پی یافتن آنان به گفت‌و‌گو پرداختند، ابوبکر دچار بیم شد و گفت: اگر به پشت پای خویش بنگرند، ما را خواهند دید.
پیامبر بدو فرمود: چه گمان بری در بارۀ دو تن که سه دیگر آنان خداست؟
[۱۶۹] طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، ج۵، ص۴۸-۴۹، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
[۱۷۱] آیتی، محمد ابراهیم، ج۱، ص۲۱۸، تاریخ پیامبر اسلام، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران، ۱۳۶۲ش.
[۱۷۲] میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۷-۱۳۸، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
و طبری در این‌جا به خوف و جزع ابوبکر تصریح می‌کند.
[۱۷۳] طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۰، ص۹۵.

اینان دربارۀ مرجع ضمیرِ «علیه» در «فَاَنْزِلَ اللّهَ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ» نیز عقیده دارند که مرجع ضمایر قبل و بعد این بخش از آیه، در «تَنْصُروهُ»، «نَصَرَهُ»، «اَخْرَجَهُ»، «یَقولُ»، «لِصاحِبِهِ» و «أَیَّدَهُ»، همه را راجع به پیامبر است.
بنابراین چگونه ممکن است بی‌هیچ دلیل و جهت و قرینۀ صریحی، ضمیر «علیه» در میان آن‌ها به کسی دیگر، یعنی ابوبکر، بازگردد؟ و در تأیید نظر خویش، به آیاتی از قرآن استشهاد می‌کنند و در این باب به بحث می‌پردازند.
[۱۷۶] طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، ج۵، ص۴۹، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
[۱۷۷] طباطبائی، محمدحسین، ج۹، ص۲۷۹-۲۸۲، المیزان، بیروت، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
[۱۷۸] عاملی، جعفر مرتضی، ج۲، ص۲۴۹-۲۵۵، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.


← تحلیل اهل سنت از مصاحبت


با این‌همه، این مصاحبت در غار و هم‌سفری به یثرب، افتخاری برای ابوبکر به شمار می‌آید و برخی علمای شیعی نیز آن را پذیرفته‌اند.
این مصاحبت چند روزۀ ابوبکر با پیامبر (ص) در غار، بر اثر کوشش بسیاری که نویسندگان اهل سنت برای برجسته‌تر ساختن شخصیت دینی ـ سیاسی ابوبکر در آثارشان به کار برده‌اند، بازتابی گسترده در ادبیات فارسی یافته و تعبیر «یارِ غار» در نثر و نظم فارسی فراوان به کار رفته و حتی امروز در گفتار بر جای مانده است.
[۱۸۰] دهخدا، علی‌اکبر، ج۴، ص۲۰۲۹، امثال و حکم، تهران، ۱۳۳۸-۱۳۳۹ش.


← خروج از غار


در شب چهارم ربیع الاول پیامبر (ص) همراه با ابوبکر و عامر بن فُهیره و راهنمای مشرکشان (عبدالله بن ارقط دیلی) از غار آهنگ یثرب کردند و روز دوشنبه ۱۲ ربیع الاول، نزدیک ظهر وارد محلۀ قبا شدند.
ابوبکر در سُنْخ، محله‌ای از اطراف مدینه و یک میلی آن، در خانۀ خیبیب بن اِساف (حبیب بن یساف) یا خارجة بن زید بن ابی زهیر (از بنی الحارث بن الخزرج) سکنی گزید.
[۱۸۱] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴، بیروت، دار صادر.
[۱۸۲] ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۳۶-۱۳۸، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
[۱۸۳] یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۳.


دوران حضور در مدینه

[ویرایش]


← برادری با عمر


در مدینه ابوبکر در هر جا و هر کار در کنار پیامبر (ص) بود و ۸ ماه بعد که رسول خدا، میان مسلمانان از مهاجر و انصار پیمان برادری نهاد، وی را با عمر برادر خواند،
[۱۸۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۴، بیروت، دار صادر.
اما در ترجمۀ فارسی رفیع‌الدین همدانی از سیرۀ ابن اسحاق آمده است که «ابوبکر... با خارجة بن (زید بن ابی) زهیر که از انصار بود، برادری گرفت».
[۱۸۵] رفیع‌الدین همدانی، ترجمه سیره ابن اسحاق، ج۱، ص۴۸۵.


← شرکت در غزوات


ابوبکر در مدینه یک روز در میان با پیامبر دیدار می‌کرد و بنابر برخی از روایات در همۀ غزوات در کنار وی بود.
[۱۸۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵، بیروت، دار صادر.
[۱۸۷] ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۱۲، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.

واقدی به شرکت وی در غزوات بدر،
[۱۸۸] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۲۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۱۸۹] واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۵۵، جم، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
احد،
[۱۹۰] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۲۴۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
حمراء الاسد،
[۱۹۱] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۳۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
بنی النضیر،
[۱۹۲] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۶۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
بدر الموعد،
[۱۹۳] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۸۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
مریسیع،
[۱۹۴] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۴۰۵، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
خندق،
[۱۹۵] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۴۴۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۱۹۶] واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۴۹، جم، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
بنی قریظه،
[۱۹۷] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۴۹۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
بنی لحیان،
[۱۹۸] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۳۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
حدیبیه،
[۱۹۹] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۸۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
خیبر،
[۲۰۰] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۶۴۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
فتح مکه،
[۲۰۱] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۸۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۰۲] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۸۱۳، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
حنین،
[۲۰۳] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۰۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
طائف ،
[۲۰۴] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۳۰-۹۳۱، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
تبوک،
[۲۰۵] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۹۱-۹۹۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
هم‌چنین در سرایای نجد
[۲۰۶] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۲۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
و ذات السلاسل
[۲۰۷] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۷۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
تصریح کرده است.

← ماجرای غزوه بدر


بنابر مشهور، وی در غزوۀ بدر، در عریشِ (= خیمه، سایبان) فرماندهی، مأمور نگهبانی از پیامبر بود.
با آن‌که تفویض چنین مأموریتی در غزوات دیگر و به کسانی دیگر چون محمد بن مسلمه در روز اُحد، زبیر بن عوام در غزوۀ خندق، مغیرة بن شعبه و... امری عادی بوده است،
[۲۰۹] عاملی، جعفر مرتضی، ج۳، ص۲۸۰-۲۸۷، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
برخی از منابع این مأموریت را دلیل بر شجاعت و یکی از فضایل ابوبکر شمرده‌اند،
[۲۱۰] سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۳۶-۳۷، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
هر چند خبرهایی نیز به روایت از محدثان اهل سنت در دست است که مأموریت وی را در نگهبانی از عریش نفی می‌کند.
[۲۱۱] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۱۲] ابن کثیر، البدایه، ج۳، ص۲۷۵.

جز این مأموریت چند بار نیز از امارت وی در سرایا
[۲۱۳] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۷۱، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۱۴] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۲۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۱۵] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۹۵، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۱۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵، بیروت، دار صادر.
[۲۱۷] حلبی، علی، ج۳، ص۱۹۰، السیره الحلبیه، بیروت، المکتبه الاسلامیه.
و هم‌چنین برخی مأموریت‌های او سخن رفته است،
[۲۱۸] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۶۱۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۱۹] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۰۷۶-۱۰۷۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۲۰] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۷، بیروت، دار صادر.
ولی خبری که حاکی از جنگاوری او در این سرایا باشد، در دست نیست.
[۲۲۱] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۲۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۲۲] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵، بیروت، دار صادر.


← ابلاغ سوره برائت


یکی از مأموریت‌های بحث‌انگیز ابوبکر، امارت حج در سال نهم هجرت و ابلاغ سورۀ برائت است.
به روایت ابن اسحاق ، پیامبر پس از غزوۀ تبوک در ذیحجۀ سال نهم ابوبکر را به عنوان امیرالحاج رهسپار مکه ساخت.
چون وی از مدینه بیرون شد، سورۀ برائت نازل گردید و پیامبر (ص) با بیان این سخن که «فقط مردی از خاندان من این پیام را از سوی من می‌رساند»، علی (ع) را با شتر خویش برای ابلاغ آن به مکه فرستاد.
[۲۲۳] ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۸۸-۱۹۱، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.

میان مفسران و مورخان در مورد شمار آیات خوانده شده در موسم حج ، محل خواندن آن‌ها، زمان نزول آن‌ها (پیش از حرکت ابوبکر یا پس از آن) و عزل ابوبکر از امارت حج و نصب علی (ع) به جای وی، اختلاف نظر بسیار وجود دارد.
[۲۲۴] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۰۷۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۲۵] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶۸-۱۶۹، بیروت، دار صادر.
[۲۲۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۷، بیروت، دار صادر.
[۲۲۷] ترمذی، محمد بن عیسی، ج۵، ص۲۷۲-۲۷۶، جامع الصحیح، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
[۲۲۸] طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۰، ص۴۱-۴۷.
[۲۳۰] ابن حزم، علی بن احمد، ج۱، ص۲۰۶، جوامع السیره، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
[۲۳۱] طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، ج۵، ص۶، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.

ابن اثیر به روایت از اهل سیر آورده که ابوبکر از هیچ‌یک از میدان‌های نبرد که پیامبر در آن حضور داشته، روی نگردانده و یکی از چند تنی است که در احد و حنین ثبات قدم ورزیدند و نگریختند، اما روایاتی نیز در نقض این سخن در دست است.
[۲۳۳] هندی، علی، ج۱۰، ص۴۲۴-۴۲۵، کنزالعمال، به کوشش صفوه سقا، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
[۲۳۴] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۴۵، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
[۲۳۵] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۷۴، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
[۲۳۶] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۸۷، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.


← عدم شرکت در سپاه اسامه


آخرین مأموریت ابوبکر، عمر، ابوعبیدۀ جرّاح و جمعی دیگر از بزرگان صحابه در زمان حیات پیامبر (ص)، شرکت در سپاه اسامه به قصد مؤتۀشام بود.
[۲۳۷] ابن حجر، احمد بن علی، فتح الباری، ج۸، ص۱۲۴.

به روایت واقدی
[۲۳۸] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۱۱۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
و ابن سعد
[۲۳۹] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰، بیروت، دار صادر.
پیامبر (ص) دوشنبه ۴ شب مانده از صفر پس از حجة الوداع و چند روز پیش از وفات، فرمان داد که برای غزوه با روم آماده شوند و فردای آن روز اسامه را فرا خواند و فرماندهی سپاه را بدو سپرد،
[۲۴۱] ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۵۳، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
اما حرکت این سپاه، به رغم تأکید فراوان رسول خدا، نخست به سبب اعتراض برخی از صحابه نسبت به جوانی اسامه، سپس به بهانۀ تهیۀ ساز و برگ سفر و سرانجام به سبب رسیدن خبر شدت یافتن بیماری پیامبر به اسامه و بازگشت او، ابوبکر، عمر و برخی دیگر از اردوگاه جُرف به مدینه سر نگرفت.
دانشمندان شیعه بر آنند که اینان در واقع از فرمان صریح و مؤکّد پیامبر مبنی بر شرکت در جیش اسامه و حرکت به سوی شام سرباز زده و مرتکب معصیت شده‌اند.
[۲۴۴] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۶-۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
[۲۴۵] امین، محسن، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳، اعیان الشیعه، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.

با امعان نظر بر اخبار مربوط به روزهای بیماری پیامبر که حکایت از آن دارد که زنان و دیگر کسان حاضر در پیرامون بستر رسول خدا، به فرمان‌های آن حضرت چندان عنایتی نداشتند و گاه فرمان‌های وی را بنابر منافع و اهداف خویش تفسیر و تحریف می‌کردند (برای مثال به این منابع رجوع کنید
[۲۴۷] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۵۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۲۵۰] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۷، بیروت، دار صادر.
[۲۵۱] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۴۲-۲۴۵، بیروت، دار صادر.
) می‌توان احتمال داد که فرا خواندن اسامه از اردوگاه و جلوگیری از حرکت سپاه وی، توسط برخی از همین حاضران پیرامون بستر و به قصد اعمال برخی اغراض انجام گرفته باشد که در این صورت، شاید بتوان سخن ابن ابی الحدید را در صحت نظر شیعیان در این باب پذیرفت.
[۲۵۳] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۶-۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.


← ماجرای امامت جماعت


مقارن همین روزها که پیامبر می‌کوشید تا جیش اسامه را روانۀ شام سازد، بیماری وی چنان شدت یافت که هنگامی که بلال بانگ نماز در داد، توانایی برخاستن و حضور در مسجد و برگزاری نماز نداشت، پس بر آن شد تا کسی را برای اقامۀ نماز به جای خویش گسیل دارد.

←← اخبار


در اخبار مربوط به چگونگی برگزاری این نماز، کسی که به امامت تعیین شد، شمار نمازهایی که بی‌حضور پیامبر برگزار گردید و این‌که حتی یک نماز‌ به طور کامل به امامت ابوبکر برگزار شد یا نه، اختلاف وجود دارد.
[۲۵۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۵-۲۲۴، بیروت، دار صادر.
[۲۵۵] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۸-۱۸۱، بیروت، دار صادر.
[۲۵۷] ابن سلام اباضی، بدءالاسلام و شرائع‌الدین، ج۱، ص۷۰، به کوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
[۲۵۸] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۰-۱۳۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.

شمار بیشتری از این اخبار که سند غالب آن‌ها به عایشه می‌رسد، دلالت بر این دارند که پیامبر فرمود: کسی با مردم نماز بگزارد
[۲۵۹] ابوداوود، سلیمان بن اشعث، ج۴، ص۲۱۵، سنن، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استانبول، المکتبه الاسلامیه.
[۲۶۰] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۶-۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
و در روایتی نیز که سند آن به ابن عباس می‌رسد، چنین آمده است که پیامبر در روزی که بیماریش شدت یافت، فرمود: «کسی پیش علی فرستید و او را فرا خوانید»، عایشه پیشنهاد کرد که کسی را پیش ابوبکر فرستند و حفصه گفت که کسی را پیش عمر فرستند و همگی پیش پیامبر گرد آمدند.
پس پیامبر فرمود: بروید، اگر نیازی به شما داشتم، شما را فرا می‌خوانم.
[۲۶۲] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۵۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۲۶۳] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۹، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.

دنبالۀ همۀ این روایات با همۀ اختلافات موجود میان آن‌ها به این می‌انجامد که ابوبکر در مسجد به جای پیامبر به نماز ایستاد.
اما واکنش پیامبر در قبال این نماز نیز با اختلاف بسیار روایت شده است: در خبری که سند آن از طرق مختلف به انس بن مالک می‌رسد، آمده است که روز دوشنبه، هنگامی که ابوبکر با مردم نماز می‌گزارد، پیامبر پردۀ حجرۀ خویش به سویی زد و در حالی که در میانِ در ایستاده، لبخندی بر لب داشت، به صفوف نمازگزاران می‌نگریست.
ابوبکر به گمان آن‌که پیامبر آهنگ نمازگزاردن دارد خود را واپس کشید، اما پیامبر با دست اشاره کرد که نماز خویش به پایان برید.
[۲۶۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۶-۲۱۷، بیروت، دار صادر.

در برابر این خبر، خبری از عایشه روایت شده است: هنگامی که ابوبکر در نماز بود، پیامبر بهبودی در خویش یافت و برخاست و در حالی که بر دو تن تکیه کرده بود و پاهایش بر زمین کشیده می‌شد، به مسجد درآمد.
همین‌که ابوبکر به حضور پیامبر پی برد، خود را واپس کشید، اما پیامبر به وی اشاره کرد که همان‌جا که هستی باش. پس پیامبر پیش آمد و در سمت چپ ابوبکر بنشست. آن‌گاه پیامبر نشسته نماز گزارد و ابوبکر ایستاده. ابوبکر به نماز پیامبر اقتدا کرد و مردم به نماز ابوبکر.
[۲۶۵] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۹، بیروت، دار صادر.
[۲۶۶] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۰-۱۳۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۲۶۷] بلعمی، ابوعلی، ج۱، ص۳۳۶، تاریخ‌نامۀ طبری، به کوشش محمد روشن، تهران، ۱۳۶۶ش.

با این حال، برخی از علمای اهل سنت در برجسته‌تر کردن امامت نماز ابوبکر به جای پیامبر، به عنوان یکی از ادلۀ مهم اولویت ابوبکر در امامت عامه، یعنی خلافت، تا آن‌جا پیش رفته‌اند که گفته‌اند پیامبر نیز در این نماز به ابوبکر اقتدا کرده است.
[۲۶۸] ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، ج۱، ص۴۹-۵۰، آفه اصحاب الحدیث، به کوشش علی حسینی میلانی، قم، ۱۳۹۸ق.
[۲۶۹] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.

این سخن مبالغه‌آمیز حتی در برخی از بزرگان اهل سنت گران آمده و دانشمندی چون ابوالفرج عبدالرحمن ابن جوزی، مفسر و فقیه بزرگ حنبلی (۵۱۱-۵۹۷ق/۱۱۱۷-۱۲۰۱م) را بر آن داشته تا کتابی به نام آفة اصحاب الحدیث، در رد آنان تألیف کند.
[۲۷۰] بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۱، ص۱۷۴، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
[۲۷۱] بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۱، ص۱۷۵، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
[۲۷۲] بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۱، ص۱۸۳، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
[۲۷۳] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۲۳۴، قاهره، ۱۳۱۳ق.


←← مناقشه شیعه


علمای شیعه داستان نماز ابوبکر را در روزهای بیماری پیامبر از چند جهت به مناقشه کشیده‌اند:
۱. با آن‌که احادیث منقول از عایشه تقریباً بر این موضوع اتفاق دارند، ولی به هر حال این خبر به تواتر نمی‌رسد و نمی‌توان در هیچ مورد بدان احتجاج کرد.
از سوی دیگر، احتمال دارد که عایشه در این روایت ــ به تعبیر عمر، خلیفۀ دوم، در رد شهادت علی (ع) در قضیۀ فدک ــ به سود خویش سخن گفته باشد؛
۲. به اجماع صاحبان سیر و مورخان (برای مثال به این منابع رجوع کنید
[۲۷۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰، بیروت، دار صادر.
[۲۷۹] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
) ابوبکر بایستی به فرمان پیامبر در این ایام در اردوگاه جرف و در جیش اسامه باشد، نه در مدینه.
از این روی، اگر نمازی با مردم در مدینه گزارده باشد، به فرمان پیامبر نبوده است.

←← قراین مؤید نظر شیعه


قراینی چند این مطلب را تأیید می‌کند:
الف ـ خبری که در آن پیامبر فرمان فرا خواندن علی (ع) را می‌دهد، ولی مسموع نمی‌افتد و به جای وی ابوبکر، عمر و عباس احضار می‌شوند.
[۲۸۰] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۵۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.

ب ـ نقل خبری در منابع با این مضمون که پیامبر پس از آگاه شدن از وقت نماز فرمود: «کسی با مردم نماز گزارد» و ایستادن عمر به نماز.
[۲۸۲] ابوداوود، سلیمان بن اشعث، ج۴، ص۲۱۵، سنن، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استانبول، المکتبه الاسلامیه.
[۲۸۳] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۷، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.

ج ـ حضور پیامبر یا ناتوانی و به یاری دو تن ــ علی (ع) و فضل بن عباس ــ در مسجد و گزاردن نماز به تن خویش.
[۲۸۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۹، بیروت، دار صادر.
[۲۸۵] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۱، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۲۸۶] مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.


←← نتیجه‌گیری شیعه


با این‌همه، به نظر علمای شیعه به فرض پذیرفتن صحت روایات مربوط به نماز ابوبکر در روزهای بیماری پیامبر، این امر دلیل بر تقدم ابوبکر در خلافت نخواهد بود، زیرا پیش از این روزها، پیامبر بارها، دیگر صحابه چون ابوعبیدۀ جراح، عمروعاص، خالد بن ولید، اسامة بن زید، علی (ع) و حتی یک بار دیگر ابوبکر را مأمور کرده بود که با مردم نماز گزارند.
[۲۸۷] میلانی، علی، ج۱، ص۲۸، مقدمه بر آفه اصحاب الحدیث.


شخصیت و شیوۀ زندگی

[ویرایش]


← سیما


ابوبکر مردی بلند قامت، لاغر، سپید چهره، با پیشانی برجسته، چشمان گود و فرونشسته، گونه‌های کم‌گوشت و ریشی اندک بود که آن را با حنا و کَتَم رنگ می‌کرد و گاه از بسیاری رنگ به سرخی می‌زد.
در برخی از روایات نیز آمده است که وی کوژپشت بود و آزار بر تهی‌گاهش استوار نمی‌ماند.
[۲۸۸] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۸-۱۹۱، بیروت، دار صادر.
[۲۸۹] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۰، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.


← اخلاق و رفتار



←← موافقان خوش‌اخلاقی


ابوبکر را مردی نرم‌خوی، دوست داشتنی و خوش‌برخورد وصف کرده‌اند
[۲۹۱] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۱۰۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۹۲] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۱۰۹، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۲۹۴] ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۳، ص۲۸۴، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
و بنابر آن‌چه در روایات آمده، بسیار رقیق القلب و اشک در آستین بوده است.
[۲۹۵] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۹، بیروت، دار صادر.
[۲۹۶] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۰، بیروت، دار صادر.
[۲۹۷] الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، ج۱، ص۱۳-۱۵، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.

بول نیز نوشته است که جز در چند مورد، رفتاری خشونت‌آمیز از وی دیده نشده است و همو رفتار مسالمت‌آمیز وی را با مرتدان سبب اعادۀ آرامش به جزیرة العرب می‌داند.

←← مخالفان خوش‌اخلاقی


در برابر این دیدگاه، لامنس به استناد منابع اهل سنت نظری بسیار متفاوت دربارۀ ابوبکر دارد.
وی می‌نویسد: ابوبکر در روایات مؤمنی ساده و انسانی خوب و حساس معرفی شده است که زود اشکش جاری می‌شد، اما در حقیقت، وی مردی نیرومند، جدی و چندان خشن، یا خشمگین بود که حتی مردی سرسخت چون عمر را گاه به عقب‌نشینی وا می‌داشت.
همو به استناد روایتی از بلاذری
[۲۹۸] بلاذری، احمد بن یحیی، ج۱، ص۴۱۵، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیداللـه، قاهره، ۱۹۵۹م.
می‌نویسد که پیامبر (ص) نیز چنین نظری دربارۀ ابوبکر داشته، زیرا عایشه را در خشونت دختر واقعی پدرش خوانده است.
لامنس عقیده دارد که ابوبکر نه تنها به سبب برتری سنّی، بلکه به برکت ظاهری آرام‌تر و نرم‌تر و دوراندیشی و خویشتن‌داری، بر عمر تسلط داشت (رجوع کنید به یعقوبی،
[۲۹۹] یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۳۸، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
که نظری کاملاً مخالف دارد) و او را در روز سقیفه چون شاگردی دست‌آموز رهبری کرد.
در سرکوبی سرکشان مرتد، با تصمیم استوار خویش به رغم نظر بزرگان صحابه اقدام کرد و بیمی از هجوم شورشیان به مدینه به دل راه نداد.
تندخویی ابوبکر را، خبری که واقدی از اسماء دختر او و از آل نَضْاء روایت کرده است، تأیید می‌کند.
بنابر این خبر، ابوبکر در حضور پیامبر و در حال احرام غلامش را به جرم گم کردن شتر و زاد و برگ سفر به باد کتک گرفته است.
[۳۰۰] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۰۹۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.

به گفتۀ لامنس تصویری که از شخصیت نخستین جانشین پیامبر (ص) در روایات اسلامی ارائه گردیده، بر اثر عوامل گوناگون پدید آمده و از وسایل مختلف دینی، سیاسی، خانوادگی و قبیله‌ای برای گسترش وسیع و سریع آن استفاده شده است.
این تصویر که از طریق همین منابع بر تاریخ‌نگاری اسلامی و نیز بر پژوهش‌های خاورشناسان تحمیل شده، به هیچ روی نمایان‌گر شخصیت واقعی ابوبکر نیست.
وی می‌نویسد: از لحاظ اصول اعتقادی، ابوبکر بایست بهترین و کامل‌ترین مسلمان باشد، از این روی، مکتب نیرومند مدینه و نویسندگانی مؤثر از خانوادۀ زبیریان (از بستگان ابوبکر) در راه پرداختن چنین چهره‌ای از او گام نهادند و سرانجام توفیق یافتند تا نام ابوبکر با «فضایل» و «خصایص» همراه گردد.

← نقد فضائل ادعا شده


در منابع اهل سنت، اعم از کتاب تاریخ و تراجم و سیر، فصول و بخش‌هایی به فضایل و مناقب ابوبکر اختصاص یافته و در این جهت به آیاتی از قرآن که به زعم آنان در شأن ابوبکر نازل شده و احادیثی که به اعتقاد آنان پیامبر (ص) در فضیلت وی بر زبان آورده، استشهاد شده است.
از این قبیل است این آیات: اِنَّ اللّهَ اشْتَری مِنَ المُؤْمِنینَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُمْ بِاَنَّ الْجَنَّهَ فَاَمّا مَنْ اَعْطی وَ اتَّقی ثانیَ اثْنَیْنِ... فَاَنْزِلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ و...
[۳۰۴] عظم، رفیق بن محمود، ج۱، ص۱۴-۱۵، اشهر مشاهیر الاسلام، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
[۳۰۵] ابن حجر هیثمی، احمد، ج۱، ص۹۸-۱۰۲، الصواعق المحرفه، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
و این احادیث: لو کنت متخذاً من امتی خلیلاً لاتخذت ابابکر و لکن اخی و صاحبی
[۳۰۶] بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۴، ص۱۹۱، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
مَثَل ابوبکر کمثل میکائیل بنزل برضاء اللّه...
[۳۰۷] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۱۰۹، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
و بسیاری حدیث‌های دیگر (برای مثال به این منابع رجوع کنید
[۳۰۸] ابن ماجه، محمد بن یزید، ج۱، ص۳۶-۳۸، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
[۳۰۹] بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۴، ص۱۸۹-۱۹۸، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
[۳۱۰] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵-۱۷۸، بیروت، دار صادر.
[۳۱۱] سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۳۸-۶۸، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
).
امینی، یکی از علمای شیعه، بخش عمدۀ مجلد هفتم کتاب الغدیر را به نقد روایات مربوط به این فضایل اختصاص داده است.
[۳۱۲] امینی، عبدالحسین، ج۷، ص۸۷-۳۱۲، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.

روایاتی چند حکایت دارد که ابوبکر در تعبیر خواب دست داشته است و خواب کسانی و از آن میان، خواب پیامبر (ص) را تعبیر کرده است.
[۳۱۳] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۰۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۳۱۴] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۴۳-۵۴۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۳۱۵] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۴۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۳۱۶] واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۳۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۳۱۷] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۷، بیروت، دار صادر.

واقدی در خبری به شعرشناسی وی نیز اشاره‌ای کرده است.
[۳۱۸] واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۸۰۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.

ابن اثیر چند تن از صحابه چون عمر، عثمان، علی (ع)، عبدالرحمن بن عوف، ابن مسعود و... را از راویان ابوبکر شمرده است.
[۳۱۹] ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.

اما با این‌که وی جزء معدود کسانی است که بیش از دیگران با پیامبر (ص) مصاحبت داشته، فقط ۱۴۲ حدیث از او روایت شده است.

زندگی

[ویرایش]


← محل زندگی


ابوبکر در سنح با همسرش حبیبه دختر خارجه در اتاقی از شاخۀ خشک درخت خرما زندگی می‌کرد و تا ۶ یا ۷ ماه پس از بیعت که به مدینه آمد، چیزی بر آن نیفزود.
روزها گاه پیاده و گاه با اسب به مدینه می‌آمد و پس از نماز عشا پیش خانواده‌اش باز می‌گشت.
در سنح برای همسایگان شیر می‌دوشید و گوسفندانش را به چرا می‌برد و تا مدت‌ها پس از بیعت نیز بدین کار ادامه می‌داد.
[۳۲۲] به نقل از ابن عساکر، عظم، ج۱، ص۸۹، رفیق بن محمود، اشهر مشاهیر الاسلام، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.

هم‌چنین از همین روایات بر می‌آید که وی تا چندی پس از خلافت، بامدادان در حالی که جامه‌هایی بر دوش افکنده بود، برای کسب و کار به بازار می‌رفت. این وضع تا آن‌گاه که ابوعبیده متولی بیت المال، حقوقی برای وی تعیین کرد، ادامه داشت.
[۳۲۳] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۴-۱۸۵، بیروت، دار صادر.


← مقدار حقوق


در باب مقدار حقوق ابوبکر اختلاف است: گفته‌اند که برای وی چیزی در حد یکی از مهاجران تعیین شده بود: یعنی نیمی، یا به روایتی، پاره‌ای از یک گوسفند برای خوراک روزانه و جامۀ تابستانی و زمستانی.
هم‌چنین سخن از ۵۰۰‘۲، ۰۰۰‘۶ درهم در سال نیز به میان آمده است.
[۳۲۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۴-۱۸۵، بیروت، دار صادر.

نوشته‌اند که در هنگام مرگ گفت: آن‌چه از اموال مسلمانان نزد ماست، بازگردانید... و زمینی را که در فلان مکان دارم، به جای آن‌چه از مال مسلمانان هزینه کرده‌ام، به بیت المال دهید. پس آن زمین، شتری باردار، یک برده و قطیفه‌ای که ۵ درهم می‌ارزید به عمر تحویل داده شد.
بنابر روایتی دیگر گفت: «بنگرید از وقتی که به خلافت رسیده‌ام، چه‌قدر از بیت المال برداشته‌ام، آن را از جانب من بپردازید».
همۀ برداشت‌های وی در مدت خلافت او ۰۰۰‘۸ درهم بود که به جانشین او دادند.
[۳۲۷] الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، ج۱، ص۱۹، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.


همسران

[ویرایش]

ابوبکر در طول حیات ۴ همسر گزید: یکی امّ رومان دختر عامر بن عویمر (با عمیر بن عامر) از بنی کنانه و دیگر قُتیله دختر عبدالعزّی بن اسعد از بنی عامر بن لؤی که با این دو در مکه ازدواج کرده و از آنان دارای فرزندانی بود.

← ام رومان بنت عامر


ام رومان، عبدالرحمن و عایشه را زاد و در همان اوایل بعثت، اسلام آورد و بیعت نمود و همراه با خاندان پیامبر و خانوادۀ ابوبکر به مدینه مهاجرت کرد.

← قُتیله بنت عبدالعزی


قتیله مادر عبداللـه و اسماء ذات النطاقین (مادر عبدالله بن زبیر) است و دربارۀ مهاجرت او به مدینه خبری در منابع نیامده است.
[۳۲۸] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۹، بیروت، دار صادر.
[۳۲۹] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۶، بیروت، دار صادر.
[۳۳۰] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.


← اسماء بنت عمیس


دو همسر دیگر وی یکی اسماء دختر عمیس بن معد بن تیم از قریش و دیگر حبیبه دختر خارجه بن زید بن ابی زهیر از خزرج است که با این دو در مدینه ازدواج کرد و از آنان نیز دارای فرزندانی شد.
اسماء پیش از ورود پیامبر به خانۀ ارقم در مکه اسلام آورد و بیعت کرد و با همسرش جعفر بن ابی طالب به حبشه مهاجرت نمود.
در ایام فتح خیبر، از حبشه به مدینه بازگشت و پس از شهادت همسرش جعفر در نبرد مؤته (۸ق/۶۲۹م)، با ابوبکر ازدواج کرد که از او محمد بن ابی بکر (مق‌ ۳۸ق/۶۵۸م) را زاد که از زهّاد قریش و عامل علی (ع)، بر مصر شد.
پس از مرگ ابوبکر، اسماء به همسری علی (ع) درآمد و از او نیز دارای پسرانی به نام یحیی و عون شد.

← حبیبه خزرجی


دیگر همسر ابوبکر، حبیبۀ خزرجی در مدینه اسلام آورد و با پیامبر بیعت کرد و پس از مرگ ابوبکر، دختری از او به نام ام کلثوم زاد.
[۳۳۱] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰-۲۸۵، بیروت، دار صادر.
[۳۳۲] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶۰، بیروت، دار صادر.
[۳۳۳] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۳۳۴] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۱، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.


← علل دو ازدواج اخیر


وات دو ازدواج اخیر ابوبکر را که در اواخر عمرش صورت گرفته است، بی‌تردید دارای جنبۀ سیاسی می‌داند.

مرگ

[ویرایش]

ابوبکر در دوشنبه ۷ جمادی الآخر که روزی سرد بود، غسل کرد و در پی آن تب کرد و بستری شد و از نماز گزاردن با مردم باز ماند.
در این بیماری که ۱۵ روز ادامه یافت، عمر به جای وی با مردم نماز می‌گزارد و مردم در منزلش از او عیادت می‌کردند. تا سرانجام در شام‌گاه سه‌شنبه ۲۲ همان ماه، پس از ۶۲ سال عمر و ۲ سال و ۳ ماه و ۲۲ روز خلافت درگذشت.
[۳۳۵] یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۳۶-۱۳۸، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۳۳۷] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۱، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۳۳۸] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۴، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.


← علت مرگ


دربارۀ علّت مرگ وی روایات دیگری نیز در دست است.
طبری در روایتی از ابوزید آورده است که ابوبکر در دوشنبه ۲۲ جمادی الآخر، در ۶۳ سالگی، بر اثر سمّی که یهودیان یک سال پیش بدو خورانده بودند.
درگذشت.
[۳۳۹] ابن حبان، محمد، ج۳، ص۴۱۹، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۳۴۱] ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۱، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.

بول از روایت مربوط به مسمومیت وی با تعبیر «قصّه» یاد می‌کند، هم‌چنین روایت مربوط به غسل وی در روزی سرد را نیز تأیید نمی‌کند، چه به نظر او، این روایت با فصلی که ابوبکر در آن درگذشته است، هماهنگی ندارد.

← محل دفن


بنابر وصیّت ابوبکر، همسرش اسماء جنازه‌اش را غسل داد و عمر همان شب در مسجد پیامبر بر وی نماز گزارد و هم طبق وصیّت او به عایشه، به یاری عثمان، طلحه و... در کنار پیامبر (ص) به خاکش سپردند.
[۳۴۲] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۳، بیروت، دار صادر.
[۳۴۳] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۸، بیروت، دار صادر.
[۳۴۴] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۹، بیروت، دار صادر.
[۳۴۶] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۳، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
[۳۴۷] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۵، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.


وصایا

[ویرایش]

از ابوبکر در بستر بیماری سخنانی به عنوان وصایای وی نقل شده که برخی از آن‌ها مربوط به جانشینی عمر و اعتراضاتی است که در این زمینه به وی می‌شد و برخی دیگر مربوط به مسائل شخصی و ما ترک و تسویه حساب با بیت المال است.
[۳۴۸] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۲-۲۰۰، بیروت، دار صادر.
[۳۵۰] ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۴، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.

در کنار این سخنان، سخنی ممتاز از آن‌ها و با اختلاف کمی در لفظ و معنی در منابع از وی نقل شده که از جهت شناخت نهان وی در پایان زندگی و تبیین برخی از حوادث تاریخ اسلام دارای ارزشی خاص است.
این سخنان را وی در پاسخ آخرین جملات عبدالرحمن به او گفته بود: «... تو پیوسته‌ صالح و مصلح بوده‌ای، بر چیزی از دنیا اندوه مخور» و ابوبکر پاسخ داده است: «آری، بر چیزی از دنیا افسوس نمی‌خورم، مگر برای سه کار که کرده‌ام و کاش نکرده بودم و سه کار که نکرده‌ام و کاش کرده بودم و سه چیز که کاش خود پاسخ آن‌ها را از پیامبر (ص) پرسیده بودم.
اما آن‌چه دوست دارم که نمی‌کردم یکی آن است که کاش خانۀ فاطمه (ع) را حتی اگر به قصد جنگ بر ضد من بسته بودند، نگشوده بودم و دیگر آن‌که کاش فجائۀ سلمی را نسوزانده بودم، کشته بودم یا ازاد کرده بودم، سه دیگر آن‌که کاش در روز سقیفۀ بنی ساعده کار خلافت را به گردن یکی از این دو مرد ــ عمر و ابوعبیده ــ افکنده بودم که یکی از آن دو امیر می‌شد و من وزیر؛ اما آن سه کار که نکردم و کاش کرده بودم، یکی این‌که اشعث بن قیس را که به اسارت پیش من آوردند، کاش گردنش را زده بودم، زیرا به گمان من، وی هر جا شرّی می‌بیند به یاریش می‌شتابد و دیگر آن‌که کاش هنگامی که خالد بن ولید را به نبرد مرتدان فرستادم، خود در ذوالقصه مانده بودم و آمادۀ نبرد و یاری بودم، و سه دیگر آن‌که کاش وقتی که خالد را به شام (یعقوبی: ابوعبیده را به مغرب) گسیل داشتم، عمر را نیز به عراق (یعقوبی: به مشرق) فرستاده بودم تا بدین‌سان دو دست خویش را در راه خدا گشوده بودم».
سپس دست‌های خویش گشوده و افزوده است: «کاش از پیامبر خدا (ص) پرسیده بودم که خلافت از آن کیست تا هیچ‌کس بر سر آن به ستیزه بر نخیزد بهره‌ای هست؟ و کاش پرسیده بودم که آیا دختر برادر و عمه (یعقوبی: عمه و خاله) ارث می‌برند یا نه؟ زیرا در این‌باره مطمئن نیستم».
[۳۵۲] یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۳۷، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
[۳۵۳] الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، ج۱، ص۱۸-۱۹، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
[۳۵۴] مسعودی، علی بن حسین، ج۲، ص۳۰۸-۳۰۹، مروج الذهب، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۳۶۷م.
[۳۵۵] مبرد، محمد بن یزید، ج۱، ص۱۱، الکامل، به کوشش محمد احمد دالی، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
[۳۵۶] ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۴، ص۲۶۸- ۲۶۹، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.

افزون بر این وصایا، سخنان، خطبه‌ها، فرمان‌ها و نامه‌هایی از وی در منابعی چون الکامل مبرد و العقد الفرید نقل شده است.
این آثار حاوی عبارات و نکاتی است که اهل سنت آن‌ها را نشانۀ ادب، تواضع و فی الجمله از فضایل وی به شمار آورده‌اند و حال آن‌که شیعه آن‌ها را دلیل بر ناشایستگی او در تصدی امر خلافت و پیشوایی مسلمانان دانسته و از همین باب او را نکوهیده‌اند.

مقالات مرتبط

[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر به این مقالات مراجعه فرمایید:
خلافت ابوبکر
اقدامات ابوبکر

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) آقابزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه.
(۲) آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران، ۱۳۶۲ش.
(۴) ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌اللـه، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.
(۵) ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.
(۶) ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ.
(۷) ابن اسحاق، محمد، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
(۸) رفیع‌الدین همدانی، ترجمه سیره ابن اسحاق.
(۱۰) ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
(۱۱) ابن حجر، احمد بن علی، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
(۱۲) ابن حجر، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۱ق.
(۱۲) ابن حجر، احمد بن علی، لسان المیزان.
(۱۲) ابن حجر، احمد بن علی؛ فتح الباری؛
(۱۳) ابن حجر هیثمی، احمد، الصواعق المحرفه، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۱۶) ابن سلام اباضی، بدءالاسلام و شرائع‌الدین، به کوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
(۱۷) ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر.
(۱۹) ابن عبدالبر، یوسف بن عبداللـه، «الاستیعاب»، همراه الاصابه.
(۲۰) ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
(۲۱) ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
(۲۲) ابن کثیر، البدایه.
(۲۳) ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
(۲۴) ابن هشام، السیره النبویه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
(۲۵) ابوداوود، سلیمان بن اشعث، سنن، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استانبول، المکتبه الاسلامیه.
(۲۸) ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، قم، ۱۴۰۴ق.
(۳۲) احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، قاهره، ۱۳۱۳ق.
(۳۳) الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
(۳۵) امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۳۷) بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
(۳۸) بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، به کوشش محمد حمیداللـه، قاهره، ۱۹۵۹م.
(۳۹) بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴.
(۴۶) حارثی، سالم بن احمد، العقود الفضیه، عمان، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۴۷) حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
(۵۱) حلبی، علی، السیره الحلبیه، بیروت، المکتبه الاسلامیه.
(۵۴) دروزه، محمد عزه، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
(۵۵) دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، ۱۳۳۸-۱۳۳۹ش.
(۵۶) ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
(۵۸) زریاب، عباس، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.
(۶۰) سقا، مصطفی، تعلیقات بر السیره النبویه.
(۶۲) سیوطی، بغیه الطالب لایمان ابی‌طالب و حسن خاتمته.
(۶۳) سیوطی، تاریخ الخلفاء، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
(۶۴) سیوطی، الجامع الصغیر، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
(۶۵) سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۶۶) سیوطی، الدر المنثور، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۶۷) شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، به کوشش محمد بن فتح‌اللـه بدران، ۱۳۷۵ق/۱۹۵۶م.
(۷۰) طباطبائی، محمدحسین، المیزان، بیروت، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
(۷۲) طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
(۷۳) طبری، تاریخ طبری.
(۷۴) طبری، تفسیر جامع البیان.
(۷۷) عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
(۸۱) عظم، رفیق بن محمود، اشهر مشاهیر الاسلام، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۸۵) کازرونی، محمد ابن مسعود، نهایه المسؤول، ترجمۀ عبدالسلام بن علی ابرقوهی، به کوشش جعفر یاحقی، تهران، ۱۳۶۶ش.
(۹۰) مبرد، محمد بن یزید، الکامل، به کوشش محمد احمد دالی، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
(۹۱) محب طبری، احمد بن عبداللـه، ذخائر العقبی، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
(۹۲) محب طبری، احمد بن عبداللـه، الریاض النضره، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۹۴) مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، بیروت، دارصعب.
(۹۵) مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۳۶۷م.
(۹۶) مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، استانبول، ۱۴۰۱ق.
(۹۸) مفید، محمد بن محمد، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
(۱۰۰) مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۱۶م.
(۱۰۱) میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
(۱۰۶) میلانی، علی، مقدمه بر آفه اصحاب الحدیث.
(۱۰۷) نسائی، احمد بن شعیب، تهذیب خصائص الامام علی، به کوشش ابواسحاق جوینی، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
(۱۰۹) نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
(۱۱۱) نیشابوری، محمد بن فتال، روضه الواعظین، قم، ۱۳۸۶ش.
(۱۱۲) واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
(۱۱۳) هندی، علی، کنزالعمال، به کوشش صفوه سقا، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۱۱۴) هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، قاهره، مکتبه‌القدسی.
(۱۱۵) یاقوت، معجم البلدان.
(۱۱۶) یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۶۹، بیروت، دار صادر.
۲. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۳. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۳۴۹، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۴. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۳، ص۲۴۳-۲۴۵، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
۵. ابن حجر، احمد بن علی، ج۴، ص۱۱۶-۱۱۷، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
۶. ذهبی، محمد بن احمد، ج۱، ص۲۲۸، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۷. ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۱۸، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۸. ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۵۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۹. ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۸۶، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۱۰. ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۵۸، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۱۱. ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۱۲۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۱۲. ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۲۱۴، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۱۳. ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۳۴۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۱۴. ابن حجر، احمد بن علی، ج۹، ص۲۲۰، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۱ق.
۱۵. ابن حجر، احمد بن علی، ج۱۲، ص۴۶، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۱ق.
۱۶. ابن کثیر، البدایه، ج۳، ص۳۰-۳۱.    
۱۷. محب طبری، احمد بن عبداللـه، ج۱، ص۷۵-۷۶، الریاض النضره، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
۱۸. هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۵۹، قاهره، مکتبه‌القدسی.
۱۹. ذهبی، محمد بن احمد، ج۱، ص۳۱۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۲۰. ذهبی، محمد بن احمد، ج۲، ص۱۸۰، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۲۱. ذهبی، محمد بن احمد، ج۳، ص۲۶۵، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
۲۲. ابن حجر، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۴، ص۱۱۲.
۲۳. ابن حجر، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۶، ص۲۰۹.
۲۴. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۲۳، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۲۵. حارثی، سالم بن احمد، ج۱، ص۹، العقود الفضیه، عمان، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۲۶. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۴۶.    
۲۷. ابن کثیر، البدایه، ج۶، ص۳۱۳.    
۲۸. بلاذری، احمد بن یحیی، ج۱، ص۵۸۹، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیداللـه، قاهره، ۱۹۵۹م.
۲۹. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۵۳.    
۳۰. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۵۵.    
۳۱. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۱۹۰، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.    
۳۲. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۳۳. سقا، مصطفی، ج۱، ص۲۶۶، تعلیقات بر السیره النبویه.
۳۴. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۳۵. ابن سعد، ج۳، ص۱۷۰، به نقل از ابن سیرین، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر.
۳۶. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۳۷. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۳۸. یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۲۷، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۳۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۰، بیروت، دار صادر.    
۴۰. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۴۱. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۴۲. نویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۱۹، ص۸-۹، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
۴۳. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۲۸-۲۹، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
۴۴. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۷، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۴۵. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۶، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۴۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۰، بیروت، دار صادر.
۴۷. دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۶، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
۴۸. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۱، بیروت، دار صادر.
۴۹. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۵۰. بلاذری، احمد بن یحیی، ج۲، ص۱۴۶، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴.
۵۱. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۹، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۵۲. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۰.
۵۳. ابن ماجه، محمد بن یزید، ج۱، ص۴۴، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
۵۴. نسائی، احمد بن شعیب، ج۱، ص۲۱-۲۲، تهذیب خصائص الامام علی، به کوشش ابواسحاق جوینی، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۵۵. جوینی، ابراهیم بن محمد، ج۱، ص۱۴۰، فرائد المسطین، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
۵۶. جوینی، ابراهیم بن محمد، ج۱، ص۲۴۸، فرائد المسطین، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
۵۷. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۱۳، ص۲۲۸، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۵۸. ابن کثیر، البدایه، ج۳، ص۲۶.    
۵۹. سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۰، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
۶۰. عاملی، جعفر مرتضی، ج۲، ص۲۶۳-۲۷۰، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
۶۱. امینی، عبدالحسین، ج۲، ص۳۱۲-۳۱۴، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۶۲. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۶۳. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۷.    
۶۴. ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۳، ص۳۲۶-۳۲۷، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۶۵. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۶، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۶۶. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۷، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۶۷. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۷.    
۶۸. ابن رسته، احمد بن عمر، ج۷، ص۲۱۵، الاعلاق النفیسه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۶۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۲، بیروت، دار صادر.
۷۰. دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۶، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
۷۱. سیوطی، الخصائص الکبری، ج۱، ص۸۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۷۲. کازرونی، محمد ابن مسعود، ج۱، ص۲۱۵، نهایه المسؤول، ترجمۀ عبدالسلام بن علی ابرقوهی، به کوشش جعفر یاحقی، تهران، ۱۳۶۶ش.
۷۳. ابن حجر، احمد بن علی، ج۲، ص۳۴۱، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
۷۴. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۴، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۷۵. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۰.    
۷۶. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۳، ص۱۱۲، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
۷۷. ابن عبدالبر، یوسف بن عبداللـه، ج۳، ص۳۲، «الاستیعاب»، همراه الاصابه.
۷۸. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۷۹. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۶۸، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۸۰. ابن حبان، محمد، ج۱، ص۵۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۸۱. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۸، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۸۲. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۰۹، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۸۳. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۷-۵۹.    
۸۴. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۹، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۸۵. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۰.
۸۶. نسائی، احمد بن شعیب، ج۱، ص۲۱-۲۲، تهذیب خصائص الامام علی، به کوشش ابواسحاق جوینی، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۸۷. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۳، ص۱۱۲‌، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
۸۸. ابن ماجه، محمد بن یزید، ج۱، ص۴۴، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
۸۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۱-۱۷۴، بیروت، دار صادر.
۹۰. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۴.    
۹۱. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۶۸، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۹۲. ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۳، ص۲۸۴، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۹۳. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۷، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۹۴. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۸، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۹۵. دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۷، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
۹۶. ابن حبان، محمد، ج۱، ص۵۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۹۷. ابن اسحاق، محمد، ج۱، ص۱۱۸، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
۹۸. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۱۴، ص۶۵-۸۴، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۹۹. سیوطی، بغیه الطالب لایمان ابی‌طالب و حسن خاتمته، جم.
۱۰۰. آقابزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۲، ص۵۱۰-۵۱۴.
۱۰۱. امینی، عبدالحسین، ج۷، ص۳۳۰ به بعد، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۰۲. زریاب، عباس، ج۱، ص۱۷۸-۱۷۹، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.
۱۰۳. ابن اسحاق، محمد، ج۱، ص۱۱۹، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
۱۰۴. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۱.    
۱۰۵. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۲.    
۱۰۶. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۴۱۴-۴۱۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۱۰۷. ترمذی، محمد بن عیسی، ج۵، ص۶۴۲، جامع الصحیح، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
۱۰۸. حلبی، علی، ج۱، ص۲۶۷ به بعد، السیره الحلبیه، بیروت، المکتبه الاسلامیه.
۱۰۹. کازرونی، محمد ابن مسعود، ج۱، ص۲۳۸، نهایه المسؤول، ترجمۀ عبدالسلام بن علی ابرقوهی، به کوشش جعفر یاحقی، تهران، ۱۳۶۶ش.
۱۱۰. دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۷، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
۱۱۱. دروزه، محمد عزه، ج۱، ص۲۴۶، تاریخ العرب فی الاسلام، بیروت، المکتبه المصریه.
۱۱۲. نیشابوری، محمد بن فتال، روضه الواعظین، ج۱، ص۸۲-۸۵، قم، ۱۳۸۶ش.
۱۱۳. زریاب، عباس، ج۱، ص۱۱۵، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.
۱۱۴. فیاض، علی‌اکبر، ج۱، ص۶۸، تاریخ اسلام، تهران، ۱۳۳۵ش.
۱۱۵. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۶.    
۱۱۶. یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۲۳، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۱۱۷. مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، بیروت، ص۱۹۸، دارصعب.
۱۱۸. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۴، ص۱۱۶-۱۲۵، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۱۱۹. فیاض، علی‌اکبر، ج۱، ص۶۸، تاریخ اسلام، تهران، ۱۳۳۵ش.
۱۲۰. ابن اسحاق، محمد، ج۱، ص۱۲۱، سیره، به کوشش محمد حمید اللـه، قونیه، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
۱۲۱. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۲۶۷-۲۶۸، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۲۲. ابن حبان، محمد، ج۱، ص۵۲-۵۳، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۱۲۳. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۷.    
۱۲۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۴، بیروت، دار صادر.
۱۲۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۰، بیروت، دار صادر.
۱۲۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۳۹، بیروت، دار صادر.
۱۲۷. زریاب، عباس، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۶، سیرۀ رسول‌اللـه، تهران، ۱۳۷۰ش.
۱۲۸. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۳۱۰، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۲۹. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۰۴، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۱۳۰. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۱-۱۳، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۳۱. ابن حبان، محمد، ج۱، ص۶۷-۶۹، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۱۳۲. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۳۴۰-۳۴۱، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۳۳. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۰، بیروت، دار صادر.
۱۳۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۲، بیروت، دار صادر.
۱۳۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۸، بیروت، دار صادر.
۱۳۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۲، بیروت، دار صادر.
۱۳۷. مقدسی، مطهر بن طاهر، ج۴، ص۱۷۷، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۱۶م.    
۱۳۸. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۲۶-۱۲۹، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۳۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۹، بیروت، دار صادر.
۱۴۰. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۶-۱۳۷، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۴۱. سیوطی، الدر المنثور، ج۴، ص۱۹۶، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۱۴۲. خوارزمی حنفی، موفق بن احمد، المناقب، به کوشش مالک محمودی، قم، ۱۴۱۱ق.
۱۴۳. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، ج۱، ص۱۳۳، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۲ق.
۱۴۴. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۱، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۱۴۵. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۴.
۱۴۶. عاملی، جعفر مرتضی، ج۲، ص۲۳۹، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
۱۴۷. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۲۸-۱۲۹، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۴۸. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۳۰، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۴۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۹، بیروت، دار صادر.
۱۵۰. مقدسی، مطهر بن طاهر، ج۴، ص۱۷۷، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۱۶م.    
۱۵۱. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۳۰-۱۳۱، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۵۲. بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۵، ص۲۰۴، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
۱۵۳. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۴، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۵۴. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۸، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۵۵. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۹، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۵۶. نویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۱۹، ص۱۴-۱۵، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
۱۵۷. ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۳، قم، ۱۴۰۴ق.
۱۵۸. ابن سلام اباضی، بدءالاسلام و شرائع‌الدین، ج۱، ص۷۰، به کوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۱۵۹. حجر/سوره۱۵، آیه۸۸.    
۱۶۰. یونس/سوره۱۰، آیه۶۵.    
۱۶۱. مائده/سوره۵، آیه۴۱.    
۱۶۲. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۱، ص۱۳۹، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۶۳. ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۳، قم، ۱۴۰۴ق.
۱۶۴. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۴، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۶۵. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۸، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۶۶. نویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۱۹، ص۱۴، نهایه الارب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۷۵م.
۱۶۷. ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۳، قم، ۱۴۰۴ق.
۱۶۸. طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۰، ص۹۶.
۱۶۹. طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، ج۵، ص۴۸-۴۹، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۱۷۰. طباطبائی، محمدحسین، ج۹، ص۲۷۹، المیزان، بیروت، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.    
۱۷۱. آیتی، محمد ابراهیم، ج۱، ص۲۱۸، تاریخ پیامبر اسلام، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران، ۱۳۶۲ش.
۱۷۲. میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، ج۴، ص۱۳۷-۱۳۸، کشف الاسرار و عده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
۱۷۳. طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۰، ص۹۵.
۱۷۴. توبه/سوره۹، آیه۲۶.    
۱۷۵. فتح/سوره۴۸، آیه۲۶.    
۱۷۶. طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، ج۵، ص۴۹، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۱۷۷. طباطبائی، محمدحسین، ج۹، ص۲۷۹-۲۸۲، المیزان، بیروت، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
۱۷۸. عاملی، جعفر مرتضی، ج۲، ص۲۴۹-۲۵۵، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
۱۷۹. امینی، عبدالحسین، ج۷، ص۷۴، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۸۰. دهخدا، علی‌اکبر، ج۴، ص۲۰۲۹، امثال و حکم، تهران، ۱۳۳۸-۱۳۳۹ش.
۱۸۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴، بیروت، دار صادر.
۱۸۲. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۳۶-۱۳۸، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۱۸۳. یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۳.
۱۸۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۴، بیروت، دار صادر.
۱۸۵. رفیع‌الدین همدانی، ترجمه سیره ابن اسحاق، ج۱، ص۴۸۵.
۱۸۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵، بیروت، دار صادر.
۱۸۷. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۱۲، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.
۱۸۸. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۲۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۸۹. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۵۵، جم، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۰. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۲۴۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۱. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۳۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۲. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۶۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۳. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۸۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۴. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۴۰۵، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۵. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۴۴۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۴۹، جم، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۷. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۴۹۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۸. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۳۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۱۹۹. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۸۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۰. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۶۴۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۱. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۸۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۲. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۸۱۳، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۳. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۰۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۴. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۳۰-۹۳۱، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۵. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۹۱-۹۹۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۶. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۲۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۷. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۷۰، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۰۸. امینی، عبدالحسین، ج۷، ص۲۰۲، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۲۰۹. عاملی، جعفر مرتضی، ج۳، ص۲۸۰-۲۸۷، الصحیح من سیرة النبی، قم، ۱۴۰۰ق.
۲۱۰. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۳۶-۳۷، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
۲۱۱. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۱۲. ابن کثیر، البدایه، ج۳، ص۲۷۵.
۲۱۳. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۳۷۱، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۱۴. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۲۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۱۵. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۹۵، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۱۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵، بیروت، دار صادر.
۲۱۷. حلبی، علی، ج۳، ص۱۹۰، السیره الحلبیه، بیروت، المکتبه الاسلامیه.
۲۱۸. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۶۱۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۱۹. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۰۷۶-۱۰۷۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۲۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۷، بیروت، دار صادر.
۲۲۱. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۲۲، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۲۲. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵، بیروت، دار صادر.
۲۲۳. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۸۸-۱۹۱، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۲۲۴. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۰۷۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۲۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶۸-۱۶۹، بیروت، دار صادر.
۲۲۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۷، بیروت، دار صادر.
۲۲۷. ترمذی، محمد بن عیسی، ج۵، ص۲۷۲-۲۷۶، جامع الصحیح، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
۲۲۸. طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۰، ص۴۱-۴۷.
۲۲۹. طوسی، محمد بن حسن، ج۵، ص۱۶۹، التبیان، به کوشش احمد حبیب قیصر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی.    
۲۳۰. ابن حزم، علی بن احمد، ج۱، ص۲۰۶، جوامع السیره، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۲۳۱. طبرسی، فضل‌اللـه بن حسن، ج۵، ص۶، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۲۳۲. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۱۲، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۲۳۳. هندی، علی، ج۱۰، ص۴۲۴-۴۲۵، کنزالعمال، به کوشش صفوه سقا، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۲۳۴. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۴۵، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۳۵. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۷۴، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۳۶. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۸۷، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۳۷. ابن حجر، احمد بن علی، فتح الباری، ج۸، ص۱۲۴.
۲۳۸. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۱۱۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۳۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰، بیروت، دار صادر.
۲۴۰. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۸۴.    
۲۴۱. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۵۳، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
۲۴۲. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۸۶.    
۲۴۳. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۲، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۲۴۴. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۶-۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۴۵. امین، محسن، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳، اعیان الشیعه، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۲۴۶. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۲، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۲۴۷. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۵۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۲۴۸. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۹۲-۱۹۳.    
۲۴۹. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۹۶.    
۲۵۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۷، بیروت، دار صادر.
۲۵۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۴۲-۲۴۵، بیروت، دار صادر.
۲۵۲. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۱، ص۱۶۱-۱۶۲، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۲۵۳. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۶-۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۵۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۵-۲۲۴، بیروت، دار صادر.
۲۵۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۸-۱۸۱، بیروت، دار صادر.
۲۵۶. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۹۷.    
۲۵۷. ابن سلام اباضی، بدءالاسلام و شرائع‌الدین، ج۱، ص۷۰، به کوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۲۵۸. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۰-۱۳۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۲۵۹. ابوداوود، سلیمان بن اشعث، ج۴، ص۲۱۵، سنن، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استانبول، المکتبه الاسلامیه.
۲۶۰. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۶-۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۶۱. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۹۶.    
۲۶۲. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۵۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۲۶۳. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۹، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۶۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۶-۲۱۷، بیروت، دار صادر.
۲۶۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۹، بیروت، دار صادر.
۲۶۶. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۰-۱۳۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۲۶۷. بلعمی، ابوعلی، ج۱، ص۳۳۶، تاریخ‌نامۀ طبری، به کوشش محمد روشن، تهران، ۱۳۶۶ش.
۲۶۸. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، ج۱، ص۴۹-۵۰، آفه اصحاب الحدیث، به کوشش علی حسینی میلانی، قم، ۱۳۹۸ق.
۲۶۹. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۲، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۲۷۰. بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۱، ص۱۷۴، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
۲۷۱. بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۱، ص۱۷۵، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
۲۷۲. بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۱، ص۱۸۳، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
۲۷۳. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۲۳۴، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۲۷۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰، بیروت، دار صادر.
۲۷۵. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۸۴.    
۲۷۶. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۸۶.    
۲۷۷. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۴.    
۲۷۸. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۰، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    
۲۷۹. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۸۰. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۵۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۲۸۱. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۹۶.    
۲۸۲. ابوداوود، سلیمان بن اشعث، ج۴، ص۲۱۵، سنن، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استانبول، المکتبه الاسلامیه.
۲۸۳. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۷، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۸۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۹، بیروت، دار صادر.
۲۸۵. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۳۱، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۲۸۶. مفید، محمد بن محمد، ج۱، ص۹۸، الارشاد، قم، مکتبۀ بصیرتی.
۲۸۷. میلانی، علی، ج۱، ص۲۸، مقدمه بر آفه اصحاب الحدیث.
۲۸۸. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۸-۱۹۱، بیروت، دار صادر.
۲۸۹. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۰، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۲۹۰. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۲۴.    
۲۹۱. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۱۰۸، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۹۲. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۱۰۹، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۹۳. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۷.    
۲۹۴. ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۳، ص۲۸۴، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۲۹۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۹، بیروت، دار صادر.
۲۹۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۰، بیروت، دار صادر.
۲۹۷. الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، ج۱، ص۱۳-۱۵، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
۲۹۸. بلاذری، احمد بن یحیی، ج۱، ص۴۱۵، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیداللـه، قاهره، ۱۹۵۹م.
۲۹۹. یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۳۸، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۳۰۰. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۱۰۹۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۰۱. توبه/سوره۹، آیه۱۱۱.    
۳۰۲. لیل/سوره۹۲، آیه۵.    
۳۰۳. توبه/سوره۹، آیه۴۰.    
۳۰۴. عظم، رفیق بن محمود، ج۱، ص۱۴-۱۵، اشهر مشاهیر الاسلام، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۳۰۵. ابن حجر هیثمی، احمد، ج۱، ص۹۸-۱۰۲، الصواعق المحرفه، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۳۰۶. بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۴، ص۱۹۱، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
۳۰۷. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۱۰۹، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۰۸. ابن ماجه، محمد بن یزید، ج۱، ص۳۶-۳۸، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
۳۰۹. بخاری، محمد بن اسماعیل، ج۴، ص۱۸۹-۱۹۸، صحیح بخاری، قاهره، ۱۳۱۵ق.
۳۱۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۵-۱۷۸، بیروت، دار صادر.
۳۱۱. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۳۸-۶۸، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
۳۱۲. امینی، عبدالحسین، ج۷، ص۸۷-۳۱۲، الغدیر، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۳۱۳. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۰۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۱۴. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۵۴۳-۵۴۴، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۱۵. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۷۴۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۱۶. واقدی، محمد بن عمر، ج۲، ص۹۳۶، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۱۷. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۷۷، بیروت، دار صادر.
۳۱۸. واقدی، محمد بن عمر، ج۱، ص۸۰۷، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۳۱۹. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۰۵، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.
۳۲۰. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۳۲.    
۳۲۱. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۱۹، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۳۲۲. به نقل از ابن عساکر، عظم، ج۱، ص۸۹، رفیق بن محمود، اشهر مشاهیر الاسلام، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۳۲۳. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۴-۱۸۵، بیروت، دار صادر.
۳۲۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۴-۱۸۵، بیروت، دار صادر.
۳۲۵. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۳۲.    
۳۲۶. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۳۲-۴۳۳.    
۳۲۷. الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، ج۱، ص۱۹، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
۳۲۸. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۹، بیروت، دار صادر.
۳۲۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۶، بیروت، دار صادر.
۳۳۰. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۳۳۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰-۲۸۵، بیروت، دار صادر.
۳۳۲. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶۰، بیروت، دار صادر.
۳۳۳. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۳۳۴. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۱، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۳۵. یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۳۶-۱۳۸، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۳۳۶. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۱۹-۴۲۰.    
۳۳۷. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۱، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۳۸. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۴، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۳۹. ابن حبان، محمد، ج۳، ص۴۱۹، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۴۰. ابن اثیر، علی بن محمد، ج۳، ص۲۲۳، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۶ق.    
۳۴۱. ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۱، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۳۴۲. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۳، بیروت، دار صادر.
۳۴۳. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۸، بیروت، دار صادر.
۳۴۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۹، بیروت، دار صادر.
۳۴۵. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۲۱-۴۲۲.    
۳۴۶. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۳، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۴۷. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۵، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۴۸. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۲-۲۰۰، بیروت، دار صادر.
۳۴۹. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۲۸-۴۳۰.    
۳۵۰. ابن حبان، محمد، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۴، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۳۵۱. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۲۹-۴۳۱.    
۳۵۲. یعقوبی، احمد بن اسحاق، ج۲، ص۱۳۷، تاریخ یعقوبی، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
۳۵۳. الامامه و السیاسه، منسوب به قتیبه، ج۱، ص۱۸-۱۹، قاهره، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
۳۵۴. مسعودی، علی بن حسین، ج۲، ص۳۰۸-۳۰۹، مروج الذهب، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۳۶۷م.
۳۵۵. مبرد، محمد بن یزید، ج۱، ص۱۱، الکامل، به کوشش محمد احمد دالی، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۳۵۶. ابن عبدربه، احمد بن محمد، ج۴، ص۲۶۸- ۲۶۹، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۳۵۷. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، ج۲، ص۴۶-۴۷، شرح نهج‌البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابوبکر»، ج۵، ص۱۹۷۷.    






جعبه ابزار