ابوالقاسم اکاف نیشابوریذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوالقاسم اکاف نیشابوری، از مدرسان ایرانی در مکه بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

ابوالقاسم عبدالرحمن بن عبدالصمد سختنی شافعی (م. ۵۴۹ق.) در سرزمین نیشابور در خاندان معروف به اکاف زاده شد.
[۲] الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
اکاف پارچه مخصوص پوشش حیوانات است و چون شغل یکی از اجداد ابوالقاسم دوزندگی و فروش این پارچه بوده، به این نام خوانده شده‌اند.
[۴] الانساب، ج۱، ص۲۰۲.


← علمیت


ابوالقاسم فقه را نزد ابونصر قشیری (م. ۵۱۴ق.) آموخت و از علی بن عبدالله الحیری و عبدالغفار شیروی (م. ۵۱۰ق.) اجازه نقل حدیث رفت.
[۶] الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
وی افزون بر فقه و حدیث به فلسفه و دیگر علوم آشنا بود.
[۹] الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
پس از مدتی عازم مکه شد و از عبدالملک طبری و محمد جوینی (م. ۴۳۸ق.) بهره گرفت.
[۱۱] العقد الثمین، ج۵، ص۳۶۳.
فاسی در کتابش از سه ایرانی صاحب کرسی تدریس نام برده که یکی از آنان اکاف است.
[۱۲] العقد الثمین، ج۵، ص۳۶۳.
او کتاب مختصر ابن جوزی را در مسجدالحرام تدریس می‌کرد و بسیاری در مجلس درس وی حضور یافته، تعلیقات استاد را بر آن می‌نگاشتند.

← ویژگیهای اخلاقی


ابوالقاسم پس از مکه مدتی در بغداد ساکن گشت و آن گاه به نیشابور بازگشت.گفته‌اند که وی در زهد و ورع یگانه روزگار بود. از او به عنوان ضرب المثل در پاکی و ترک دنیا یاد می‌شد. به اندک مال حلال راضی بود. بسیار انفاق می‌کرد و از کارهای ویژه اش گرفتن بینی هنگام انفاق عطریات بود تا حتی همین اندازه نیز از بوی آن لذت نبرد.

← شاگردان


ابوالقاسم مریدان و شاگردان فراوان داشت. سلطان سنجر سلجوقی از علاقه مندان او بود که برای دیدار با او و تبرک به وی اجازه می‌گرفت.از شاگردان او می‌توان به علی بن سلیمان مرادی اشاره کرد.ابوالقاسم در نیشابور رکن مذهب شافعی بود و نماز جمعه به او برگزار می‌شد. پس از نماز، دانشمندان سؤالات خود را از او می‌پرسیدند.
[۲۲] الوافی بالوفیات، ج۶، ص۱۵۹.


← در گذشت


در سال ۵۴۹ق. در دوران حکومت سلطان سنجر سلجوقی بر خراسان ، با یورش شدید ترکان غز به این خطه، لشکر خراسان پس از شکست، به نیشابور عقب نشینی کرد. ترکان غز به نیشابور هجوم آوردند و تمام شهر را نابود و مردم را قتل عام کردند. بسیاری از بزرگان از جمله ابوالقاسم اکاف در این هجوم کشته شدند.
[۲۵] تاریخ الاسلام، ج۳۷، ص۳۹.
برخی کشته شدن او را مردود شمرده و آورده‌اند که در پی شفاعت سلطان سنجر آزاد شد؛ اما در همان سال بر اثر بیماری درگذشتو در حیره، محله‌ای در نیشابورکنار پدرش به خاک سپرده شد.

فهرست منابع

[ویرایش]

الانساب: عبدالکریم السمعانی (م. ۵۶۲ق.) ، به کوشش عبدالله عمر، بیروت، دار الجنان، ۱۴۰۸ق؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر: الذهبی (م. ۷۴۸ق.) ، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۰ق؛ تاریخ مدینة دمشق: ابن عساکر (م. ۵۷۱ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ التحبیر فی المعجم الکبیر: عبدالکریم السمعانی (م. ۵۶۲ق.) ، به کوشش منیرة ناجی، دیوان الاوقاف، بغداد، ۱۳۹۵ق؛ اللباب فی تهذیب الانساب: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر، ۱۴۰۰ق؛ طبقات الشافعیة الکبری: تاج الدین السبکی (م. ۷۷۱ق.) ، به کوشش الطناحی و عبدالفتاح، هجر للطباعة و النشر، ۱۴۱۳ق؛ العقد الثمین: محمد الفاسی (م. ۸۳۲ق.) ، به کوشش فؤاد و سید امین، الرساله، ۱۴۰۶ق؛ الکامل فی التاریخ: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ المنتظم: ابن جوزی (م. ۵۹۷ق.) ، به کوشش نعیم زرزور، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق؛ الوافی بالوفیات: الصفدی (م. ۷۶۴ق.) ، به کوشش الارنؤوط و ترکی مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. التحبیر، ج۱، ص۳۹۵.    
۲. الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
۳. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۱.    
۴. الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
۵. اللباب، ج۱، ص۸۲.    
۶. الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
۷. المنتظم، ج۱۸، ص۹۹.    
۸. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۲.    
۹. الانساب، ج۱، ص۲۰۲.
۱۰. التحبیر، ج۱، ص۳۹۸-۴۰۰.    
۱۱. العقد الثمین، ج۵، ص۳۶۳.
۱۲. العقد الثمین، ج۵، ص۳۶۳.
۱۳. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۲.    
۱۴. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۲.    
۱۵. المنتظم، ج۱۸، ص۹۹.    
۱۶. التحبیر، ج۱، ص۳۹۸-۴۰۰.    
۱۷. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۲.    
۱۸. المنتظم، ج۱۸، ص۹۹.    
۱۹. التحبیر، ج۱، ص۳۹۸-۴۰۰.    
۲۰. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۱-۱۵۲.    
۲۱. تاریخ دمشق، ج۴۱، ص۵۱۵-۵۱۶.    
۲۲. الوافی بالوفیات، ج۶، ص۱۵۹.
۲۳. طبقات الشافعیه، ج۶، ص۹.    
۲۴. الکامل، ج۱۱، ص۱۸۱.    
۲۵. تاریخ الاسلام، ج۳۷، ص۳۹.
۲۶. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۱-۱۵۲.    
۲۷. احسن التقاسیم، ص۲۵.    
۲۸. المنتظم، ج۱۸، ص۹۹.    
۲۹. التحبیر، ج۱، ص۳۹۸.    
۳۰. طبقات الشافعیه، ج۷، ص۱۵۲.    


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله« ابوالقاسم اکاف نیشابوری».    



جعبه‌ابزار