ابوالعلاء محمد بن ابی‌القاسم علی بن حسول

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوالعلاء محمد بن ابی‌القاسم علی بن حسول، مشهورترین عضو از خاندان آلِ حَسول، می‌باشد؛ این خاندان خاندانی علمی و ادبی ایرانی که چندی در سده ۴ و ۵ق/۱۰و ۱۱م عهده‌دار وزارت و دبیری آل بویه شاخه ری و غزنویان و سلجوقیان بودند.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

مشهورترین عضو این خاندان، ابوالعلاء محمد بن ابی‌القاسم علی بن حسول، ملقّب، به صفی الملک، الوزیرالصفی، و صفی الحضرتین است. وی از همدان برخاست و در ری پرورش یافت و نزد احمد بن فارس و صاحب عبّاد دانش آموخت. سپس به دنبال پدر، به کار نویسندگی در دیوان رسائل مشغول شد و روزگاری دراز در این پیشه بود. او یک چند وزارت شاهنشاه، مجدالدوله دیلمی را داشته و خود به این تصریح کرده است.
[۳] قزوینی رازی، نصیرالدین عبدالجلیل، النقض، ج۱، ص۲۱۷، به کوشش جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
ظاهراً لقب الوزیرالصفی الحضرتین را باید پس از ورود به دربار غزنویان یافته باشد. اینکه قزوینی او را وزیر شاهنشاه دانسته، موجب شده که شوشتری،
[۴] شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۴۵۵، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۵ق.
بدون توجه به سنوات مورد بحث و معاصران وی، او را وزیر عضدالدوله پندارد. به هرحال چون «رایت محمودی در ری درخشیدن گرفت»، به غزنه رفت
[۵] ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۷، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
و «محمود او را دبیری فرمود». سپس که نوبت به سلطان مسعود رسید، به ریاست دیوان رسائل در ری برگزیده شد و رهسپار آن دیار گشت. ثعالبی او را به نیشابور، در راه ری، دیده و «از فروغ دانش او بهره گرفته است».
[۷] ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۷، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.


کتابت ناب

[ویرایش]

ابوالعلاء که عمر دراز یافت، با انقراض غزنویان به خدمت سلجوقیان پیوست و در دیوان عمیدالملک کُنْدُری به خدمت پرداخت. آنگاه که بَساسیری در بغداد بر خلیفه شورید، عمیدالملک به فرمان طغرل می‌بایست نامه‌ای در پاسخ ایتگین شحنه فراری بغداد بنویسد، صفی ابوالعلاء را که نقیب
[۸] نیشابوری، ظهیرالدین، سلجوقنامه، ج۱، ص۲۰، تهران، ۱۳۳۲ش.
یا «بقیّت کتاب فاضل بود بخواند و نامه ایتگین را به او داد و فرمود که این را جوابی مختصر و مفید می‌باید».
[۹] راوندی، محمد بن علی، راحة الصدور، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۹، به کوشش محمد اقبال، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.
ابوالعلاء بر پشت نامه ایتگین این آیه قرآن مجید را نوشت: «اِرْجِعْ اِلَیْهِم فَلَنَأتِیَنَّهُم بِجُنُودٍ لاقِبَلَ لَهُم بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُم مِنْها اَذِلَّهً وَهُم صاغِرُونَ؛ به سوی ایشان بازگرد. به زودی با لشکری انبوه بر سر ایشان خواهیم تاخت که تاب پایداری با آن را نداشته باشند و ایشان را خوار و زبون از آن‌جا خواهیم راند.» این پاسخ، وزیر و طلسان را خوش افتاد و او از سوی طغرل خلعت یافت.

ستایندگان ابوالعلاء

[ویرایش]

ابوالعلاء از نویسندگان و ادیبان مشهور به شمار می‌رفته و با ادیان نامور روزگار خود مکاتبه و مراوده داشته است. ابوسعد منصور بن حسن آوی مؤلف تاریخ ری که یک چند وزارت مجدالدوله را داشته، از ستایندگان او بوده و چکامه‌ای بلند برای او فرستاده است
[۱۱] ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۳-۱۰۶، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
نیز او را ستوده و اشارت کرده که «او را در ری دیدم و قصیده خویش را برایش خواندم. چنان در شگفت شد که گفت اگر زانوانم سست نمی‌بودند، به رقص درمی‌آمدم»، اشعاری هم از او باقی است.
[۱۳] ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۸-۱۱۲، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
با آن‌که او در اصل همدانی بود، ابیاتی در نکوهش همدانیان از او نقل شده است.
[۱۵] ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۱۲، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.


شاعر اهل بیت

[ویرایش]

شوشتری او را ابوالعلاء بن بَطّه نامیده است. این اشتباه ظاهراً از بیتی که ابوالعلاء در آن «ابن بطّه» تخلّص کرده
[۱۶] قزوینی رازی، نصیرالدین عبدالجلیل، النقض، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
برخاسته است. همین بیت را دلیلی بر آن‌که وی مردی «شیعی و معتقد بوده» دانسته‌اند.
[۱۷] قزوینی رازی، نصیرالدین عبدالجلیل، النقض، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
ابن شهر آشوب،
[۱۸] ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ج۱، ص۱۳۹، به کوشش عباس اقبال، تهران.
نیز او را از شعرای مجاهد اهل بیت دانسته است. با این همه، شگفت است که چگونه توانسته از چنگ محمود غزنوی، سلطان متعصب شیعی ستیز برهد و حتی در دربار او به خدمت پردازد و «صفی الحضرتین» گردد. ظاهراً کتاب فضل الاتراک را ـ شاید در مقابل کتاب التاجی صابی در فضایل دیلمیان ـ در همین ایام برساخته است. کتاب مذکور
[۱۹] عزاوی، عباس، فضل الاتراک، چ ۱۹۴۰م، استانبول.
از کهن‌ترین و مهم‌ترین آثار عربی در باب ترکان به شمار می‌رود.

وفات

[ویرایش]

ابوالعلاء محمد سرانجام در ۴۵۰ق/۱۰۵۸م، و به قولی پیش از آن درگذشت.
[۲۱] صفدی، خلیل بن ابیک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۳۲، به کوشش دیرینگ، ویسبادن، ۱۳۸۹ق.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. کتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، ج۳، ص۴۳۰، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر، ۱۹۶۷م.    
۲. بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، ج۱، ص۲۲۸، به کوشش احمد بهمنیار، تهران بنگاه دانش، ۱۳۱۷ش.    
۳. قزوینی رازی، نصیرالدین عبدالجلیل، النقض، ج۱، ص۲۱۷، به کوشش جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
۴. شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۴۵۵، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۵ق.
۵. ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۷، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
۶. بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، ج۱، ص۲۲۹.    
۷. ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۷، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
۸. نیشابوری، ظهیرالدین، سلجوقنامه، ج۱، ص۲۰، تهران، ۱۳۳۲ش.
۹. راوندی، محمد بن علی، راحة الصدور، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۹، به کوشش محمد اقبال، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.
۱۰. نمل/سوره ۲۷، آیه۳۷.    
۱۱. ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۳-۱۰۶، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
۱۲. باخرزی، ابوالحسن، دمیة القصر، ج۱، ص۴۱۲.    
۱۳. ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۰۸-۱۱۲، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
۱۴. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۱، ص۱۲۸، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، ۱۳۹۸ق.    
۱۵. ثعالبی، ابومنصور، تتمة الیتیمه، ج۱، ص۱۱۲، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۵۳ش.
۱۶. قزوینی رازی، نصیرالدین عبدالجلیل، النقض، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
۱۷. قزوینی رازی، نصیرالدین عبدالجلیل، النقض، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
۱۸. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ج۱، ص۱۳۹، به کوشش عباس اقبال، تهران.
۱۹. عزاوی، عباس، فضل الاتراک، چ ۱۹۴۰م، استانبول.
۲۰. کتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، ج۳، ص۴۳۰، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر، ۱۹۶۷م.    
۲۱. صفدی، خلیل بن ابیک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۳۲، به کوشش دیرینگ، ویسبادن، ۱۳۸۹ق.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «آل‌حسول»، ج۱، ص ۴۰۸.    



جعبه ابزار