ابن عباسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابن عباس عموزاده و صحابی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ، امیر الحاج و بنیان گذار مکتب تفسیری مکه و از یاران و شاگردان امام علی (ع) هستند.


تولد

[ویرایش]

عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب ، مکنا به ابوالعباس، سه سال پیش از هجرت هنگام حضور مسلمانان و بنی هاشم و از جمله عباس و خانواده‌اش، در شعب ابی طالب زاده شد. [۱]پدرش عباس (م. ۳۴ق.) عموی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و مادرش‌ام فضل، لبابه کبرا دختر حارث هلالی خواهر میمونه همسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم است. [۲] [۳]از او پنج پسر به نام‌های عباس، محمد، فضل، عبدالرحمن و علی و دختری به نام لبابه از زنی به نام زرعه بنت مشرح بن معد بر جای ماند. [۴]جز علی که کوچک‌ترین آنان بود و در سال ۴۰ق. زاده شد، دیگر فرزندانش دارای اولاد نشدند و خلفای عباسی از نسل اویند. [۵] [۶] ابن عباس از کنیزی دختری به نام اسماء داشته است. نیز در منابع از پسری برای وی به نام عثمان از کنیزی دیگر نام برده‌اند. [۷] [۸]

وفات

[ویرایش]

عبدالله بن عباس به سال ۶۸ق. در تبعیدگاهش در طائف حالی که بینایی خود را از دست داده بود، درگذشت [۹] [۱۰] [۱۱]و محمد بن حنفیه که مانند او به طائف تبعید شده بود، بر جنازه اش نماز گزارد. [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷]

ایمان والدین

[ویرایش]

درباره ایمان آوردن والدینش اختلاف است. گفته‌اند: پدرش عباس پیش از هجرت ایمان آورد و ایمان خود را کتمان کرد [۱۸] [۱۹] [۲۰]و مادرش‌ام فضل نخستین زنی بود که پس از خدیجه ایمان آورد. [۲۱] [۲۲]پدرش عباس در جنگ بدر در سپاه مشرکان مکه بود و به اسارت مسلمانان درآمد. [۲۳]عباس در فتح مکه به عنوان مسلمان با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم همراه شد. [۲۴]عبدالله و خانواده اش پس از فتح مکه به مدینه مهاجرت کردند. [۲۵] [۲۶] [۲۷]

ابن عباس در محضر پیامبر

[ویرایش]

عبدالله بن عباس هنگام رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ۱۳ ساله بود. [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱]بنا بر گزارشی، وی حدود ۳۰ ماه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم را در مدینه درک کرد. [۳۲]او مدعی بود که دو بار جبرئیل را در حضور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم دیده است. [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] سخنوری، بلاغت ، توان استدلال و آراستگی ظاهر او را معاصرانش ستوده‌اند. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶]

ابن عباس در زمان خلفای ثلاثه

[ویرایش]

در زمان خلیفه اول، گزارشی درخور توجه درباره عملکرد سیاسی یا علمی او نرسیده است. بر پایه سخن خود وی، در این دوره برای طلب علم و جمع آوری احادیث رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بسیار کوشیده است. [۴۷]او در زمان خلفا، به ویژه خلیفه دوم و سوم، در عین جوانی مورد توجه بود و طرف مشورت قرار می‌گرفت. [۴۸] عمر هنگام مشورت با بزرگان صحابه او را نیز در جمع اصحاب بدر فرامی خواند و نظرش را جویا می‌شد و گاه نظرش را بر دیدگاه‌های بزرگان صحابه ترجیح می‌داد. [۴۹] [۵۰] [۵۱] [۵۲] [۵۳]همو در جمع صحابه از وی درباره تاویل و بطن برخی آیات می‌پرسید. [۵۴]او اعتقاد داشت ابن عباس جوانی است که خرد پیران و زبانی بسیار پرسشگر و قلبی خردمند دارد. [۵۵]همین سبب شد که گاه از همفکری او استفاده کند؛ [۵۶] ولی در گزارشی نیامده که برای وی جایگاه سیاسی در نظر گرفته باشد. ابن عباس در زمان خلافت عثمان پویایی اجتماعی و سیاسی بیشتری داشته است. آورده‌اند که به سال ۲۷ق. در فتح افریقیه، حد فاصل تونس و مراکش ، در سپاه عبدالله بن سعد بن ابی سرح حضور داشت و فرماندهی بخشی از آن را عهده دار بود. در سال ۳۰ق. تحت فرماندهی سعید بن العاص در فتح طبرستان حضور یافت [۵۷] [۵۸]و در سال ۳۵ق. از سوی عثمان امیر الحاج شد. [۵۹]

ابن عباس در محضر امام علی

[ویرایش]


← مشاور و سخنگوی امام


حضور ابن عباس در دوران خلافت علی علیه‌السّلام بسیار برجسته است. او از نزدیک‌ترین مشاوران علی بن ابی طالب علیه‌السّلام به شمار می‌آمد. آورده‌اند که به پیشنهاد همو، علی علیه‌السّلام درخواست طلحه و زبیر را برای حکمرانی کوفه و بصره رد کرد [۶۰]و در بسیاری از مراحل دشوار به عنوان نماینده و سخنگوی علی علیه‌السّلام نقش آفرینی کرد. [۶۱] [۶۲]در ماجرای حکمیت ، علی علیه‌السّلام قصد داشت تا او را به نمایندگی از خود نزد عمرو عاص بفرستد؛ اما کوفیان نپذیرفتند. [۶۳] [۶۴] [۶۵]او نخستین کسی بود که به تصمیم ابوموسی اشعری در ماجرای حکمیت سخت اعتراض کرد و او را بی تدبیر خواند. [۶۶] [۶۷] [۶۸] [۶۹]متن مذاکره وی در برخی منابع متقدم آمده است. [۷۰]همو نماینده علی علیه‌السّلام برای گفت وگو با خوارج نهروان بود.پس از حضور وی در جنگ نهروان تا زمان شهادت امام علی علیه‌السّلام تصویری روشن از زندگی و عملکرد سیاسی و اجتماعی او در دست نیست.

← فرمانده سپاه امام


او در جنگ جمل فرماندهی جناح راست سپاه علی علیه‌السّلام را عهده دار بود [۷۱] [۷۲]و به نمایندگی از ایشان با طلحه و زبیر، از سران سپاه جمل ملاقات کرد. [۷۳] در پایان همین نبرد، وی استاندار بصره و نواحی آن شد. [۷۴] [۷۵] [۷۶]در جنگ صفین و شب سرنوشت ساز «لیلة الهریر» فرمانده جناح چپ سپاه بود. [۷۷] [۷۸] خطبه او در صفین در منابع آمده است. [۷۹] [۸۰] [۸۱] [۸۲]

← والی بصره


امام علی علیه‌السّلام در نامه‌ای خبر شهادت محمد بن ابی بکر و تصرف مصر به دست معاویه در سال ۳۸ق. را به وی داده است. در آن هنگام او والی بصره بود. [۸۳] [۸۴]بر پایه گزارشی، وی به سال ۴۰ق. در بصره حضور نداشت [۸۵]و امور خراج آن به دست زیاد بن ابیه [۸۶] [۸۷]و امور قضای آن به دست ابوالاسود دوئلی سامان می‌پذیرفت. [۸۸] [۸۹]سبب عدم حضور وی در بصره به درستی مشخص نیست. در برخی منابع، گزارشی از برکناری وی از جانب امیرمؤمنان علیه‌السّلام دیده می‌شود. [۹۰]طبق برخی شواهد تاریخی، به نظر می‌رسد وی در این زمان در مکه حضور داشته است. درصورت پذیرش این گزارش که وی در این سال از سوی علی علیه‌السّلام امیر الحاج مسلمانان بوده، حضور او در مکه و دوری از محل امارتش توجیه پذیر است. برخی سبب ترک بصره را اختلاف نظر و مشاجره لفظی وی با ابوالاسود دوئلی قاضی بصره دانسته‌اند که زمینه شکایت ابوالاسود به علی علیه‌السّلام و طرح دعاوی مالی و نامه نگاری‌هایی را فراهم آورد. محتوای این نامه‌ها در برخی کتب تاریخی آمده است. [۹۱] [۹۲] [۹۳]ابن عباس در یکی از آن نامه‌ها به علی علیه‌السّلام ، ادعای اختلاس اموال بیت المال بصره را که از جانب ابوالاسود مطرح شده بود، نمی‌پذیرد. [۹۴]نقل این ماجرا باعث رویکردهای متناقض درباره ابن عباس شده [۹۵] [۹۶]و به ابهام در این زمینه افزوده است. با آن که این ماجرا در کتب تاریخ نقل شده، [۹۷] [۹۸] [۹۹]در دوره معاصر، یکی از پژوهشگران تاریخ، گزارش‌های خیانت ابن عباس در بیت المال بصره را از منظر سندی و محتوایی با عنوان ابن عباس و اموال بصره ارزیابی کرده است. [۱۰۰]وی جریان اموال بصره و نامه نگاری میان علی علیه‌السّلام و ابن عباس را از برخی کتب تاریخی مانند انساب الاشراف و کامل ابن اثیر نقل کرده [۱۰۱]و پس از گزارش سخنان قیس بن سعد و عبدالله بن زبیر درباره سرقت اموال بصره به دست ابن عباس [۱۰۲]آن را با توجه به سیره ابن عباس پیش و پس از این واقعه در حمایت از علی، رد کرده است. [۱۰۳]وی سیر تاریخی رخدادهای این گزارش‌ها را مردود دانسته [۱۰۴]و درستی آمار ۱۱ نامه در سال ۴۰ق. میان علی علیه‌السّلام و ابن عباس را نپذیرفته است. [۱۰۵]مولف با بیان شواهدی، اختلاف میان ابوالاسود و ابن عباس را بعید دانسته است. به نظر او یافت نشدن گزارش مجازات ابن عباس به دست علی علیه‌السّلام شاهدی بر رد این ماجراست؛ چرا که طبق این گزارش‌ها ابن عباس که افزون بر ۶/۰۰۰/۰۰۰ درهم یا دینار را به سرقت برده بود، در مکه و تحت حاکمیت علی علیه‌السّلام حضور داشت. از سوی دیگر، از آن پس، از مکنت و ثروت ابن عباس در متون تاریخی سخنی به میان نیامده است. اگر وی این اموال را انتقال داده بود، باید از ثروت او گزارش می‌شد. نیز گزارشی در دست نیست که معاویه از این ماجرا یاد کرده باشد. در صورت درستی این خبر، معاویه از این حربه تبلیغی برای حمله به بنی هاشم و تخریب شیعیان استفاده می‌کرد. افزون بر این، با وجود مخارج فراوان دار الخلافه و جنگ‌هایی که علی علیه‌السّلام درگیر آن بود، گرد آمدن چنین مبلغی در خزانه بصره بعید به نظر می‌رسد. [۱۰۶]

← سیره عملی وی بعد از امام علی


سیره عملی ابن عباس بر اطاعت از علی علیه‌السّلام استوار است و رویکردهای او پس از شهادت علی علیه‌السّلام نیز امتداد این اطاعت را نشان می‌دهند. از این رو، برخی منکر این گزارش‌ها شده‌اند. [۱۰۷]یکی از دانشوران معتزلی در قرن هفتم برخی از جنبه‌های این ماجرا را نقد و بررسی کرده است. [۱۰۸]برخی گزارش‌ها گواهند که وی تا زمان شهادت علی علیه‌السّلام در بصره بود و پس از شهادت ایشان، مردم را به بیعت با حسن بن علی علیه‌السّلام ترغیب می‌کرد. [۱۰۹] [۱۱۰]برخی گفته‌اند که در زمان بیعت مردم با امام حسن علیه‌السّلام او در بصره حضور داشته و طی نامه‌ای از ایشان حمایت کرده است. [۱۱۱]بنا بر نقلی، او در ماجرای صلح امام حسن علیه‌السّلام با معاویه هم حاضر بود و پس از رد درخواست معاویه برای همکاری با او، در مکه ساکن شد. [۱۱۲]پس از مرگ معاویه و شروع زمامداری یزید بن معاویه، او از کسانی بود که در مکه کوشیدند تا حسین بن علی علیه‌السّلام را از رفتن به کوفه بازدارند. او به ایشان توصیه کرد تا به یمن برود که شیعیان پدرش در آن جا ساکن بودند. [۱۱۳] وقتی عبدالله بن زبیر به سال ۶۴ق. در مکه بر یزید شورید، مردم با او به عنوان خلیفه بیعت کردند [۱۱۴]؛ ولی ابن عباس از بیعت سر باززد. یزید چون از عدم بیعت او با رقیب سیاسی اش آگاهی یافت، در نامه‌ای وی را برای پشتیبانی اش از خود ستود؛ ولی او در نامه‌ای به یزید، وی را سخت نکوهش کرد و با یادآوری شهادت حسین بن علی علیه‌السّلام و دیگر کارهای او و پدرش، آنان را سزاوار خلافت بر مسلمانان ندانست [۱۱۵] [۱۱۶]و ناخشنودی خود را از وضع سیاسی و اجتماعی آن روزگار ابراز کرد. از سوی دیگر، بر اثر عدم بیعت با عبدالله بن زبیر زیر فشار قرار گرفت و حتی ابن زبیر قصد کرد خانه وی را در مکه آتش بزند [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹]و سرانجام تصمیم گرفت او را از مکه به طائف تبعید کند. [۱۲۰] [۱۲۱]

جایگاه علمی ابن عباس

[ویرایش]


← جمع آوری احادیث


بر پایه گزارش‌های خود او، وی پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در طلب علم و جمع آوری احادیث ایشان بسیار کوشیده و فقیه در علم دین بوده است. [۱۲۲]او چگونگی عبادت‌های فردی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و نماز شب ایشان را روایت کرده است. [۱۲۳] [۱۲۴]این نشان می‌دهد که او می‌کوشید همواره همراه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم باشد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نیز به او توجه داشت و از خدا خواست تا بدو علم دین و تاویل قرآن را بیاموزد. [۱۲۵] [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸] [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲]وجود این گزارش‌ها با اسناد گوناگون که بیشتر خودش آن‌ها را روایت کرده، بدین معناست که وی بارها این افتخار را در محافل مطرح می‌کرده است. [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶]او با وجود سن کم، روایت‌های فراوان از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نقل کرده است. مجموع روایت‌های منقول از وی به حدود ۱۷۰۰ می‌رسد. [۱۳۷]در دو صحیح بخاری و صحیح مسلم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ۵ حدیث به صورت مشترک و ۱۲۰ حدیث در بخاری و ۴ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم حدیث در مسلم به صورت منفرد از او نقل شده است. [۱۳۸]نیز از علی علیه‌السّلام،معاذ بن جبل،ابوذر،عمر بن خطاب،ابی بن کعب،زید بن ثابت و دیگران روایت نقل کرده است. [۱۳۹]

← شاگر برجسته امام علی


او از شاگردان برجسته علی علیه‌السّلام بود. خود می‌گوید: برای آموختن آنچه نزد علی(ع) بود، به دیگران مراجعه نکردم. [۱۴۰] [۱۴۱]گفته‌اند در کودکی همواره همراه علی(ع) بوده و ایشان مربی علمی او بوده است. [۱۴۲]وی علم خود را در برابر علم علی(ع) قطره بارانی در برابر اقیانوس دانسته است. [۱۴۳]او به عنوان مفسری برجسته هرگز مقام تفسیری خود را با علی(ع) مقایسه پذیر نمی‌دانست [۱۴۴]و دانش تفسیری خود را مدیون علی بن ابی طالب(ع) می‌شمرد. [۱۴۵]از او روایت‌های درخور توجه در شخصیت و فضیلت علی(ع) در منابع سنی [۱۴۶] [۱۴۷] [۱۴۸]و شیعه [۱۴۹] [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲] [۱۵۳] [۱۵۴] [۱۵۵] [۱۵۶] [۱۵۷]رسیده است. [۱۵۸] وی را ترجمان القرآن، [۱۵۹] حبر الامه [۱۶۰] [۱۶۱] [۱۶۲] و امام التفسیر خوانده‌اند. [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵] [۱۶۶]

← شاگردان


توجه و علاقه او به فراگیری علوم باعث شد در بسیاری از دانش‌ها تبحر یابد. افزون بر تفسیر و علوم قرآن ، در فقه ، تاریخ ، انساب ،ایام العرب ، حساب و شعر عرب نیز استاد بود. [۱۶۷] [۱۶۸] [۱۶۹]برخی از شاگردانش او را به سبب گستردگی علمش «بحر» خوانده‌اند. [۱۷۰] [۱۷۱]از امتیازاتش این است که شاگردانش مانند عکرمه (م. ۱۰۴ق.) ، کریب، مجاهد بن جبر (م. ۱۰۴ق.) ، ابومعبد ، عطاء بن ابی رباح (م. ۱۱۴ق.) ، عروة بن زبیر (م. صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ۳ق.) و سعید بن جبیر (م. صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ۵ق.) [۱۷۲]بسیاری از روایت‌های وی را برای آیندگان ضبط کرده‌اند. این مهم باعث حفظ و تثبیت جایگاه علمی ابن عباس در حافظه تاریخ شده است. در مجموع حدود ۲۰۰ نفر از وی روایت کرده‌اند. [۱۷۳]تلاش‌های علمی او هنگام حضورش در مکه در زمینه بیان احادیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و تفسیر قرآن ، به پایه گذاری مکتب تفسیری مکه انجامید. [۱۷۴]از میان تابعین نام آور، کسانی چون سعید بن جبیر (م. صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ۵ق.) ، مجاهد بن جبر (م. ۱۰۴ق.) ، عکرمة بن عبدالله البربری (م. ۱۰۴ق.) ، طاووس بن کیسان الیمانی (م. ۱۰۶ق.) و عطاء بن ابی رباح (م. ۱۱۴ق.) [۱۷۵]از شاگردان سرشناس او هستند که از برجسته‌ترین دانشوران مسلمان به شمار می‌آیند. از این میان، عطاء بن ابی رباح در مناسک حج داناترین به شمار می‌رفت. [۱۷۶]

← تفسیر و تاویل قرآن


ابن عباس در مکه افزون بر تعلیم مسائل فقهی ، به تفسیر و گاه تاویل کلام خدا می‌پرداخت. وی در تفسیر آیات از تسلطش بر زبان و شعر طوایف مختلف عرب سود می‌جست. سیوطی درکتاب الاتقان فی علوم القرآن بخشی از تفاسیر وی را آورده [۱۷۷] [۱۷۸]و برخی از تاویلاتش را جداگانه نقل کرده است. [۱۷۹]در میان صحابه و تابعین ، آرای تفسیری او جایگاهی مهم دارد. آورده‌اند که صحابه هنگام اختلاف در تفسیر قرآن سخن وی را مقدم می‌داشتند. [۱۸۰]مرجعیت علمی او در میان صحابه مربوط به دوره حضور وی در مکه است [۱۸۱] [۱۸۲]؛ دوره‌ای که عبدالله بن عمر او را اعلم می‌دانست. [۱۸۳] [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸]

← آثار


از ابن عباس اثر علمی مکتوب بر جای نمانده است. تفسیری را به ابن عباس نسبت داده‌اند که با عنوان تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس بارها در مصر چاپ شده است. این اثر به دست محمد بن یعقوب فیروز آبادی شافعی (م. ۸۱۷ق.) صاحب القاموس المحیط از تفسیر طبری استخراج شده است. [۱۸۹]در نسبت این تفسیر به ابن عباس تردیدهایی ابراز شده است. [۱۹۰]از جمله طرق این تفسیر، طریق محمد بن مروان از کلبی از ابوصالح از ابن عباس است که برخی آن را ضعیف دانسته‌اند. [۱۹۱]پژوهش‌های جدیدی درباره نظریه‌های تفسیری ابن عباس صورت گرفته است؛ مانند صحیفه علی بن ابی طلحه عن ابن عباس فی تفسیر القرآن الکریم که در یک مجلد به دست راشد عبدالمنعم الرجال گرد آمده است(صحیفة علی بن ابی طلحه عن ابن عباس فی تفسیر القرآن الکریم.)و تفسیر ابن عباس و مرویاته فی التفسیر من کتب السنه اثر عبدالعزیز بن عبدالله الحمیدی که روایت‌های تفسیری او را از کتبی مانند صحیح بخاری، صحیح مسلم، موطا مالک ، و سنن ابی داود ، سنن نسائی ، سنن ترمذی ، سنن ابن ماجه ، سنن دارمی ، سنن دارقطنی ، و مسند احمد و شافعی گرد آورده که شامل ۳۸۲ گزارش تفسیری است.(تفسیر ابن عباس و مرویاته.)

← مکتب کلامی و اعتقادی


از موضوعات مهم در زندگی ابن عباس، رویکردهای کلامی و اعتقادی اوست. بی تردید وی از نزدیک‌ترین افراد به علی(ع) بوده و روایت‌هایی پرشمار در فضیلت‌های ایشان از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نقل کرده است. از او درباره علی(ع) روایتی بلند رسیده که در آن به مضامین احادیث رایت، دار، ابلاغ سوره برائت ، نخستین مسلمان، حدیث کساء ، حدیث منزلت ، لیلة المبیت ، سد ابواب و حدیث غدیر اشاره شده است. [۱۹۲]نیز گزارش‌هایی معتبر از احتجاج وی با عمر درباره مشروعیت خلافتش در دست است. او در گفت وگویی با عمر، در اختلاف نظری آشکار با وی، بر نکته‌ای کلیدی تاکید می‌کند که نشان دهنده اعتقادش به الهی بودن منصب خلافت و امامت است. [۱۹۳]

← مکتب فقهی


در مباحث فقهی، دیدگاه او به عنوان یک صحابی معتبر، قرابتی فراوان با دیدگاه اهل بیت دارد. در وضو قائل به مسح سر و پا طبق روش اهل بیت: بود و سرپیچی از آن را خلاف کتاب خدا می‌دانست. [۱۹۴] [۱۹۵]او در زمره مخالفان با تحریم ازدواج موقت از جانب عمر بود و بر پایداری این سنت پیامبر تاکید داشت. [۱۹۶] [۱۹۷] [۱۹۸]نیز قیاس را در فقه حجت نمی‌دانست و مدعی بود نخستین قیاس کننده، شیطان بوده است و کسی که در دین بر پایه رای خود قیاس کند، با شیطان همراه است. [۱۹۹] [۲۰۰] از او روایت‌های بسیار درباره مناسک حج و چگونگی حج گزاری رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در مسند احمد نقل شده است. [۲۰۱]وی در آگاهی از مناسک حج، در میان صحابه و دانشوران، کارشناس به شمار می‌رفت. بر پایه روایتی، ابن عباس را اعلم صحابه می‌دانستند. [۲۰۲] [۲۰۳] [۲۰۴] [۲۰۵] [۲۰۶]

← امیر الحاج


در سال ۳۵ق. که عثمان بن عفان ، خلیفه سوم، در محاصره معترضان بود، ابن عباس از سوی وی امیر الحاج شد. [۲۰۷] [۲۰۸]عثمان نخست می‌خواست خالد بن عاص ، والی مکه، را امیر الحاج کند؛ اما با پیش بینی عدم مقبولیت خالد نزد مسلمانان، از ابن عباس خواست که در صورت امتناع خالد، او با مردم حج بگزارد. وی در این سال با مردم حج گزارد [۲۰۹]و در مراسم حج، بیانیه عثمان را برای مردم خواند. [۲۱۰]آن گاه که او از سفر حج بازگشت، معترضان، عثمان را در مدینه کشته بودند. هنگامی که علی(ع) به سال ۳۶ق. در تدارک نبرد صفین بود، ابن عباس به فرمان علی(ع) امیر الحاج مسلمانان شد و پس از اتمام موسم حج به صفین رفت. [۲۱۱] [۲۱۲]بر پایه گزارشی دیگر، در سال ۳ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ق. نیز وی از سوی علی(ع) امیر الحاج بود؛ سالی که یزید بن شجرة الرهاوی از جانب معاویه، امیر الحاج شامیان شد. [۲۱۳]در دوران زمامداری معاویه، هنگامی که ابن عباس به حج می‌رفت، موکبی از دانشمندان و بزرگان پیرامون وی گرد می‌آمدند. بر پایه برخی گزارش‌ها، شکوه موکب او با موکب معاویه برابری می‌کرد. [۲۱۴] [۲۱۵]منابع از حج گزاردن او همراه امام حسین (ع) دو سال پیش از مرگ معاویه خبر داده‌اند. [۲۱۶]

فهرست منابع

[ویرایش]

ابن عباس و اموال البصره: جعفر مرتضی عاملی، قم، مطبعة الحکمه، ۱۳۹۶ق؛ الاتقان: السیوطی (م. ۹۱۱ق.) ، به کوشش سعید، لبنان، دار الفکر، ۱۴۱۶ق؛ اخبار الدولة العباسیه: مولف ناشناس (م. قرن ۳ق.) ، به کوشش الدوری و المطلبی، بیروت، دار الطلیعه، ۱۳۹۱ق؛ الاخبار الطوال: ابن داود الدینوری (م. ۲۸۲ق.) ، به کوشش عبدالمنعم، قم، الرضی، ۱۴۱۲ق؛ الاستیعاب: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.) ، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛ اسد الغابه: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.) ، به کوشش علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛ الاصابه: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.) ، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛ اعیان الشیعه: سید محسن الامین (م. ۱۳۷۱ق.) ، به کوشش حسن الامین، بیروت، دار التعارف؛ انساب الاشراف: البلاذری (م. ۲۷۹ق.) ، به کوشش زکار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق؛ البدایة و النهایه: ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق؛ تاریخ الامم و الملوک: الطبری (م. ۳۱۰ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق؛ تاریخ الیعقوبی: احمد بن یعقوب (م. ۲۹۲ق.) ، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق؛ تفسیر ابن عباس (صحیفة علی بن ابی طلحه): راشد عبدالمنعم، الکتب الثقافیه، ۱۴۱۱ق؛ تفسیر ابن عباس و مرویاته فی التفسیر من کتب السنه: عبدالعزیز بن عبدالله الحمیدی، جامعة‌ام القری، سلسلة من التراث الاسلامی؛ التفسیر الکبیر: الفخر الرازی (م. ۶۰۶ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق؛ التفسیر و المفسرون: الذهبی، بیروت، دار القلم، ۱۴۰۷ق؛ التفسیر و المفسرون: معرفت، مشهد، الجامعة الرضویه، ۱۴۱۸ق؛ جامع بیان العلم و فضله: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۳۹۸ق؛ الجمع بین الصحیحین: محمد بن فتوح الحمیدی، به کوشش البواب، بیروت، دار ابن حزم، ۱۴۲۳ق؛ جمهرة انساب العرب: ابن حزم (م. ۴۵۶ق.) ، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛ خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب: احمد بن شعیب النسائی (م. ۳۰۳ق.) ، به کوشش الامینی، مکتبة نینوی الحدیثه؛ روض الجنان: ابوالفتوح رازی (م. ۵۵۴ق.) ، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش؛ سعد السعود: ابن طاووس (م. ۶۶۴ق.) ، قم، الرضی، ۱۳۶۳ش؛ سنن ابن ماجه: ابن ماجه (م. ۲۷۵ق.) ، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۹۵ق؛ سیر اعلام النبلاء: الذهبی (م. ۷۴۸ق.) ، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق؛ شذرات الذهب: عبدالحی بن عماد الحنبلی (م. ۱۰۸۹ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛ شرح نهج البلاغه: ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ق.) ، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ق؛ صحیح البخاری: البخاری (م. ۲۵۶ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق؛ الطبقات الکبری: ابن سعد (م. ۲۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر؛ الغدیر: الامینی (م. ۱۳۹۰ق.) ، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۶ش؛ الفتوح: ابن اعثم الکوفی (م. ۳۱۴ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۱ق؛ فضائل امیر المؤمنینعلیه السلام: ابن عقدة الکوفی (م. ۳۳۳ق.) ، به کوشش فیض الدین؛ الکامل فی التاریخ: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ مروج الذهب: المسعودی (م. ۳۴۶ق.) ، به کوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، ۱۴۰۹ق؛ مسند احمد: احمد بن حنبل (م. ۲۴۱ق.) ، بیروت، دار صادر؛ المصنف: عبدالرزاق الصنعانی (م. ۲۱۱ق.) ، به کوشش حبیب الرحمن، المجلس العلمی؛ مناقب آل ابی طالب: ابن شهر آشوب (م. ۵۸۸ق.) ، به کوشش گروهی از اساتید، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق؛ مناقب الامام امیر المؤمنین علیه السلام: محمد بن سلیمان الکوفی (م. ۳۰۰ق.) ، به کوشش محمودی، قم، احیاء الثقافة الاسلامیه، ۱۴۱۲ق؛ وفیات الاعیان: ابن خلکان (م. ۶۸۱ق.) ، به کوشش احسان عباس، بیروت، دار صادر؛ وقعة صفین: ابن مزاحم المنقری (م. ۲۱۲ق.) ، به کوشش عبدالسلام، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۴ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۱.    
۲. الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۵.    
۳. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۳.    
۴. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۷۰.    
۵. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۱۳۴.    
۶. جمهرة انساب العرب، ابن حزم، ص۱۸.    
۷. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۷۰.    
۸. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۲۷.    
۹. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۵۳.    
۱۰. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۴.    
۱۱. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۱۲. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۵۴.    
۱۳. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۱۳۳.    
۱۴. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۳.    
۱۵. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۱۳۲.    
۱۶. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۳۰.    
۱۷. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۶.    
۱۸. الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۱۰.    
۱۹. الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۸.    
۲۰. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۲، ص۸۱۰.    
۲۱. الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۲۷۷.    
۲۲. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۹۰۸.    
۲۳. الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۱۲.    
۲۴. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۲، ص۸۱۱.    
۲۵. الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۲۷۹.    
۲۶. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۲.    
۲۷. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۱۶۳.    
۲۸. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۲.    
۲۹. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۲۷.    
۳۰. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۲۵.    
۳۱. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۴.    
۳۲. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۲.    
۳۳. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۲.    
۳۴. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۲۵.    
۳۵. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۵.    
۳۶. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۷۰.    
۳۷. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۲۹.    
۳۸. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۲۹.    
۳۹. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۸.    
۴۰. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۴۱. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۹.    
۴۲. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۳.    
۴۳. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۳۳.    
۴۴. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۵۱.    
۴۵. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۲.    
۴۶. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۵.    
۴۷. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۵.    
۴۸. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۲۷.    
۴۹. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۵۰. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۶۶.    
۵۱. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۶۵.    
۵۲. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۷-۳۳۸.
۵۳. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۵۱.    
۵۴. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۷-۳۳۸.
۵۵. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۵.    
۵۶. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۴۵.    
۵۷. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۳۲۳.    
۵۸. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۲، ص۴۸۰.    
۵۹. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۱۷۶.
۶۰. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۳۲.    
۶۱. وقعة صفین، ابن مزاحم المنقری، ص۳۱۷-۳۱۸.    
۶۲. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۱۰.
۶۳. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۴۳.    
۶۴. الاخبار الطوال، ابن داود الدینوری، ص۱۹۲.    
۶۵. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۱۸.
۶۶. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۳۶.    
۶۷. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۵۱.    
۶۸. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۵۲.    
۶۹. الفتوح، ابن اعثم الکوفی، ج۴، ص۲۶۸.    
۷۰. المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، ج۱۰، ص۱۵۸-۱۶۰.
۷۱. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۴۷۳.    
۷۲. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۷.    
۷۳. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۴۶۵.    
۷۴. الاخبار الطوال، ابن داود الدینوری، ص۱۵۲.    
۷۵. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۵۴۶.    
۷۶. مروج الذهب، المسعودی، ج۲، ص۳۷۲.
۷۷. الاخبار الطوال، ابن داود الدینوری، ص۱۷۱.    
۷۸. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۱۰۰.    
۷۹. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۸۰. وقعة صفین، ابن مزاحم المنقری، ص۳۱۷-۳۱۸.    
۸۱. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۳۳.    
۸۲. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۴.    
۸۳. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۴.    
۸۴. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۴۳۳.    
۸۵. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۲، ص۷۱۱.    
۸۶. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۵۴۶.    
۸۷. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۹.    
۸۸. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۱۰۸.    
۸۹. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۲، ص۷۳۵.    
۹۰. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۴-۳۳۵.    
۹۱. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۲، ص۱۷۰.    
۹۲. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۲، ص۷۳۵.    
۹۳. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۲۰-۲۱.
۹۴. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۵۸.    
۹۵. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۰-۱۷۱.    
۹۶. اعیان الشیعه، سید محسن الامین، ج۱، ص۵۲۷-۵۲۸.
۹۷. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۰.    
۹۸. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۳۸۶-۳۸۷.    
۹۹. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۱۰۸.    
۱۰۰. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۳۸-۶۸.
۱۰۱. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۱۶-۲۱.
۱۰۲. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۲۲-۲۳.
۱۰۳. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۳۱.
۱۰۴. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۳۳-۳۴.
۱۰۵. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۳۵.
۱۰۶. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۲، ص۱۶۹.    
۱۰۷. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۱.    
۱۰۸. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۱-۱۷۲.    
۱۰۹. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۲، ص۷۵۱.    
۱۱۰. ابن عباس و اموال البصره، جعفر مرتضی عاملی، ص۵۴-۵۷.
۱۱۱. الفتوح، ابن اعثم الکوفی، ج۴، ص۲۸۳.    
۱۱۲. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۱۰۸.    
۱۱۳. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۴، ص۱۹.    
۱۱۴. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۴، ص۱۲۳.    
۱۱۵. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸.
۱۱۶. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۴، ص۱۲۷- ۱۲۸.    
۱۱۷. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۶.    
۱۱۸. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۱۱۹. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۶.    
۱۲۰. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۲۶۲.
۱۲۱. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۱۰۳.    
۱۲۲. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۵.    
۱۲۳. صحیح البخاری، البخاری، ج۲، ص۴۱-۴۲.
۱۲۴. صحیح البخاری، البخاری، ج۲، ص۴۵-۴۶.
۱۲۵. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۴.    
۱۲۶. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۵.    
۱۲۷. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۶۶.
۱۲۸. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۱۴.
۱۲۹. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۳۸.
۱۳۰. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۵.
۱۳۱. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۷۱.    
۱۳۲. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۷۶.    
۱۳۳. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۶۶.
۱۳۴. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۱۴.
۱۳۵. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۳۸.
۱۳۶. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۵.
۱۳۷. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۱۴-۳۷۴.
۱۳۸. الجمع بین الصحیحین، محمد بن فتوح الحمیدی، ج۲، ص۱۰۶.
۱۳۹. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۲.    
۱۴۰. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۱۰۴.    
۱۴۱. جامع بیان العلم، ج۲، ص۵۸.
۱۴۲. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۲۸.    
۱۴۳. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۹.    
۱۴۴. سعد السعود، ابن طاووس، ص۲۸۵.    
۱۴۵. التفسیر و المفسرون، معرفت، ج۱، ص۲۲۵.
۱۴۶. خصائص امیر المؤمنین، احمد بن شعیب النسائی، ص۷۵-۷۶.    
۱۴۷. خصائص امیر المؤمنین، احمد بن شعیب النسائی، ص۴۵.    
۱۴۸. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۳، ص۲۱۰-۲۱۱.    
۱۴۹. المناقب، کوفی، ج۲، ص۳۷.    
۱۵۰. المناقب، کوفی، ج۲، ص۴۱.    
۱۵۱. المناقب، کوفی، ج۲، ص۴۱.    
۱۵۲. المناقب، کوفی، ج۲، ص۴۲.    
۱۵۳. المناقب، کوفی، ج۲، ص۴۳.    
۱۵۴. المناقب، کوفی، ج۲، ص۴۵.    
۱۵۵. المناقب، کوفی، ج۲، ص۴۶.    
۱۵۶. فضائل امیر المؤمنین، ابن عقدة الکوفی، ص۱۵۰.
۱۵۷. مناقب، ابن شهر آشوب، ج۲، ص۲۸۸.    
۱۵۸. خصائص امیر المؤمنین، احمد بن شعیب النسائی، ص۵۴.    
۱۵۹. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۳۰.    
۱۶۰. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۸.    
۱۶۱. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۶.    
۱۶۲. اخبار الدولة العباسیه، مولف ناشناس، ص۲۸.    
۱۶۳. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۱.    
۱۶۴. جمهرة انساب العرب، ابن حزم، ص۱۸.    
۱۶۵. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۱۶۶. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۸.    
۱۶۷. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۳۳.    
۱۶۸. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۳۲.    
۱۶۹. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۱۷۰. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۷۵.    
۱۷۱. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۶.    
۱۷۲. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۳.    
۱۷۳. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۳.    
۱۷۴. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۱۰۶.    
۱۷۵. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۱۰۶.    
۱۷۶. وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۱.    
۱۷۷. الاتقان، السیوطی، ج۱، ص۳۴۷-۳۷۷.    
۱۷۸. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۷-۱۲۸.    
۱۷۹. الاتقان، السیوطی، ج۱، ص۴۱۰-۴۱۷.    
۱۸۰. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۵۱.    
۱۸۱. اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۲۹۱.    
۱۸۲. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۷.    
۱۸۳. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۸.    
۱۸۴. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۳۹.    
۱۸۵. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۳، ص۳۳۴.    
۱۸۶. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۱.    
۱۸۷. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۶۳-۶۵.    
۱۸۸. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۵۱.    
۱۸۹. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۶۲.    
۱۹۰. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ص۶۲.    
۱۹۱. الاتقان، السیوطی، ج۴، ص۲۳۹.    
۱۹۲. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۰-۳۳۱.
۱۹۳. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۳، ص۶۳.    
۱۹۴. المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، ج۱، ص۳۲.
۱۹۵. سنن ابن ماجه، ابن ماجه، ج۱، ص۱۵۶.
۱۹۶. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۷.
۱۹۷. انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج۴، ص۴۰.    
۱۹۸. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۰.    
۱۹۹. روض الجنان، ابوالفتوح رازی، ج۸، ص۱۳.
۲۰۰. التفسیر الکبیر، الفخر الرازی، ج۱۴، ص۱۸۵.    
۲۰۱. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۱۴-۳۷۴.
۲۰۲. الطبقات، ابن سعد، ج۲، ص۳۶۸.    
۲۰۳. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۸، ص۳۳۱.    
۲۰۴. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۷.    
۲۰۵. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۷.    
۲۰۶. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۷.    
۲۰۷. الاصابه، ابن حجر العسقلانی، ج۴، ص۱۲۹.    
۲۰۸. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۱۷۶.
۲۰۹. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۴۳۳.    
۲۱۰. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۴۳۴.    
۲۱۱. تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب، ج۲، ص۱۸-۱۰.
۲۱۲. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۳، ص۵۶۲.    
۲۱۳. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج۴، ص۱۰۴.    
۲۱۴. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۵.    
۲۱۵. شذرات الذهب، عبدالحی بن عماد الحنبلی، ج۱، ص۲۹۵.    
۲۱۶. الغدیر، الامینی، ج۱، ص۲۶.    


منبع

[ویرایش]
حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «ابن عباس».    













جعبه‌ابزار