ابن‌سعد ابوعبدالله‌ محمد بن‌ سعد کاتب واقدی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اِبْن‌ِ سَعْد، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ سعد بن‌ منیع‌، مشهور به‌ کاتب‌ واقدی‌ (۱۶۸-۲۳۰ق‌/۷۸۴- ۸۴۵م‌)، مورخ‌ و سیره‌نویس‌ مشهور بغداد و مؤلف كتاب الطبقات الکبری می باشد.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

او از موالى حسين بن عبد الله نواده عباس عموى پيامبر بود.ولى ابن خلکان بنا به مستندى نامعلوم او را زهرى شمرده است. همو از وى تعبير به بصرى كرد و زاخائو و برخى ديگر بصره را محل تولد او دانسته ‌اند.

اجداد

[ویرایش]

او از موالی‌ حسین‌ بن‌ عبدالله‌ نواده عباس‌ عموی‌ رسول‌ اکرم‌ بود،
[۱] ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۹۹، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
ولی‌ ابن‌ خلکان‌
[۲] ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۴، ص۳۵۱.
بنا به‌ مستندی‌ نامعلوم‌ او را «زهری‌» شمرده‌ است‌. ابن‌ خلکان‌
[۳] ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۴، ص۳۵۱.
از وی‌ تعبیر به‌ «بصری‌» کرده‌، چنانکه‌ زاخائو و برخی‌ دیگر بصره‌ را محل‌ تولد او دانسته‌اند.

سیره‌نویسی ابن سعد

[ویرایش]

ابن سعد از نخستين سيره نويسانى است كه در غير مدينه نشأت يافتند چه آنكه غالب سیره نویسان پيش از او چون ابن اسحاق و واقدى مدنى‌اند.

اساتید

[ویرایش]

او از جمعی‌ از برجسته‌ترین‌ مشایخ‌ بصره‌ ، کوفه‌ و بغداد چون‌ هشیم‌ بن‌ بشیر (د ۱۸۳ق‌)، اسماعیل‌ بن‌ عُلیه‌ (د ۱۹۳ق‌)، وکیع‌ بن‌ جراح‌ (د ۱۹۷ق‌)، سفیان‌ بن‌ عُیینه‌ (د ۱۹۸ق‌)، هشام‌ بن‌ محمد کلبی‌ (د ۲۰۶ق‌)، هیثم‌ بن‌ عدی‌ (د ۲۰۷ق‌) و ابونعیم‌ فضل‌ بن‌ دکین‌ (د ۲۱۹ق‌) روایات‌ تاریخی‌ و حدیث‌ فراگرفت‌.
[۴] ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۲، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۵] ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۴، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۶] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۵، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۷] ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۸، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۸] ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۷۸، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۹] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۱۹، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
ابن‌ سعد مدتی‌ نیز در مدینه‌ اقامت‌ گزید و از مشایخ‌ آن‌ دیار چون‌ معن‌ بن‌ عیسی‌ (د ۱۹۸ ق‌)، محمد بن‌ اسماعیل‌ بن‌ ابی‌ فدیک‌ (د ۱۹۹ق‌) و ابوضمره‌ انس‌ بن‌ عیاض‌ (د ۲۰۰ق‌) استماع‌ نمود.
[۱۰] ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۲، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۱۱] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۳، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۱۲] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر،ج۱، ص۱۲، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
او همچنین‌ از برخی‌ مشایخ‌ مکی‌ چون‌ ا حمد بن‌ محمد ازرقی‌ (د ۲۱۲ق‌) و سعید بن‌ منصور (د ۲۲۷ق‌) حدیث‌ شنیده‌ است‌.
[۱۳] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۴،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۱۴] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر،ج۱، ص۸۰، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
زمان‌ دقیق‌ حضور او در حجاز دانسته‌ نیست‌، قدر مسلم‌ این‌ است‌ که‌ او در ۱۸۹ق‌ در مدینه‌ بوده‌
[۱۵] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۵، ص۳۱۴،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
و پیش‌ از ۲۱۰ق‌ به‌ عراق‌ بازگشته‌ است‌.
[۱۶] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۵۱، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
بجز افراد یاد شده‌ نام‌ دهها تن‌ دیگر از مشایخ‌ ابن‌ سعد در اسانید کتاب‌ طبقات‌ دیده‌ می‌شود. او حتی‌ از روایت‌ از رجال‌ هم‌ طبقه خود چون‌ یحیی‌ بن‌ معین‌ (د ۲۳۳ق‌) ابا نداشته‌ است‌.
[۱۷] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۶۳، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۱۸] ذهبی‌،شمس‌الدین‌، تذکرةالحفاظ، ج۲، ص۴۲۵، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۸ق‌/۱۹۶۸م‌.


حلقه درس‌ واقدی‌

[ویرایش]

ابن‌ سعد در بغداد به‌ حلقه درس‌ محمد بن‌ عمر واقدی‌ (د ۲۰۷ق‌) پیوست‌ و از خواص‌ شاگردان‌ او گشت‌، و تا آن‌جا در نوشتن‌ آثار و روایات‌ استاد پیش‌ رفت‌ که‌ به‌ کاتب‌ الواقدی‌ شهرت‌ یافت‌.
[۱۹] ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۴، ص۳۵۱.
[۲۰] ابن‌ طیفور، احمد،کتاب‌ بغداد، ج۱، ص۶۳، به‌ کوشش‌ هانس‌ کلر، لیپزیگ‌، ۱۹۰۸م‌.
[۲۱] طبری‌، تاریخ‌، ج۸، ص۶۴۳، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
با توجه‌ به‌ خروج‌ واقدی‌ در ۱۸۰ق‌ از مدینه‌ به‌ عراق‌
[۲۲] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۷۷، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
و سن‌ّ ابن‌ سعد در آن‌ زمان‌، بعید به‌ نظر می‌رسد که‌ سابقه آشنایی‌ ابن‌ سعد با او به‌ مدینه‌ برگردد. او آثار و مرویات‌ استادش‌ واقدی‌ را در تاریخ‌ و غیر آن‌ در اختیار داشت‌ و مهم‌ترین‌ راوی‌ آن‌ آثار بود.
[۲۳] خطیب‌ بغدادی‌، احمد،تاریخ‌ بغداد، ج۵، ص۳۲۱، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
او برای‌ تدوین‌ آثار خود از آن‌ها بهره بسیار گرفت‌
[۲۴] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۱.
و بسیاری‌ از آن‌ها را در طبقات‌ خود گنجانید. البته‌ ابن‌ سعد بجز آثار واقدی‌ از دیگر منابع‌ چون‌ آثار کلبی‌ ، هیثم‌ بن‌ عدی‌ و مداینی‌ در جای‌جای‌ِ طبقات‌ سود جسته‌ است‌.
[۲۵] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۲.
ابن‌ سعد غالباً روایات‌ را با سند کامل‌ نقل‌ می‌کند، ولی‌ بنابر روش‌ معمول‌ از عنوان‌ مأخذ یاد نمی‌کند. او تنها از یک‌ مأخذ با عنوان‌ نسب‌ الانصار اثر عبدالله‌ بن‌ محمد بن‌ عماره انصاری‌ نام‌ برده‌ است‌.
[۲۶] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۳، ص۷۰،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.


حضور دقیق وی در مدینه

[ویرایش]

زمان دقيق حضور او در حجاز دانسته نيست؛ قدر مسلم اين است كه او در سال ۱۸۹ در مدينه بوده و پيش از ۲۱۰ به عراق بازگشته است.به جز افراد ياد شده نام دهها تن ديگر از مشايخ ابن سعد در اسانيد كتاب طبقات ديده مى‌ شود.او حتى از رجال هم طبقه خود چون یحیی بن معین روايت كرده است.او در بغداد به حلقه درس محمد بن عمر واقدی پيوست و از خواص شاگردانش گرديد به طورى كه به كاتب واقدى شهرت يافت.با توجه به خروج واقدى در ۱۸۰ ه از مدينه به عراق،و سن ابن سعد در آن زمان بعيد به نظر مى‌ رسد كه سابقه آشنايى آن دو به مدينه برگردد او آثار و مرويات استادش واقدى را در تاريخ و غير آن در اختيار داشت و مهم‌ترين راوى آثار او بود و براى تدوين آثار خود از آنها بهره گرفت و بسيارى را در طبقات گنجانيد.

شاگردان

[ویرایش]

از مهم‌ترين شاگردان ابن سعد مى‌توان از بلاذری ، حارث ابن ابی اسامه ، حسین ابن فهم و ابن ابی دنیا نام برد.از نظر رجالى بر خلاف استادش واقدى كه گاه تضعيف شده ابن سعد مورد اعتماد رجاليان بوده است. ابو حاتم به صدق او در روايت اشاره كرده خطيب او را از اهل عدالت شمرده و برخى چون ابن ندیم او را ثقة دانسته‌ اند گفته شده است احمد بن حنبل به فرا گرفتن روايات او علاقه نشان مى ‌داده است.با اين همه ي حیی بن معین و به قولى ابن حنبل او را تكذيب كرده ‌اند.ابن سعد سنى متعصبى است كه مذهب او به وضوح از كتابش پيداست اما زمانى كه مأمون اعلام كرد همه بايد به خلق قرآن گواهى دهند وى همراه يك گروه هفت نفرى به رقه فرا خوانده شد و در آنجا به خلق قرآن اعتراف كرد.اين مطلب ضمن اينكه نشانه اعتبار و اهميت مقام اجتماعى اوست با توجه به عقايد او به نظر مى‌ رسد از روى ناچارى صورت گرفته باشد به همين جهت نويسنده مقدمه طبقات(السلمى-طبقات-الطبقة الخامسه)اين كار ابن سعد را تقيه دانسته است.
ابن سعد راوى در قرائت نيز بوده است و قرائات مختلف به خصوص قرائات قاريان مدينه را از واقدى فرا گرفته و نزد ي عقوب بن اسحاق حضرمی قارى بصره و از قاريان دهگانه نيز حاضر مى‌ شده است.
پس‌ از درگذشت‌ مورخان‌ برجسته‌ای‌ چون‌ کلبی‌، واقدی‌ و هیثم‌ بن‌ عدی‌ طبیعی‌ است‌ که‌ ابن‌ سعد به‌ عنوان‌ مورخی‌ که‌ چنین‌ مشایخی‌ را درک‌ کرده‌، مورد توجه‌ طالبان‌ روایات‌ تاریخی‌ قرار گیرد. از مهم‌ترین‌ شاگردان‌ ابن‌ سعد می‌توان‌ از ابوالعباس‌ احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌ ، حارث‌ ابن‌ محمد بن‌ ابی‌ اُسامه‌ صاحب‌ مسند، حسین‌ بن‌ محمد عبدالرحمان‌ بن‌ فهم‌ و ابوبکر بن‌ ابی‌ الدنیا یاد کرد.
[۲۷] بلاذری‌،احمد، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۵، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قاهره‌، ۱۹۵۹م‌.
[۲۸] بلاذری‌، احمد، فتوح‌ البلدان‌، ص۲۸،به‌ کوشش‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، قاهره‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
[۲۹] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
[۳۰] مزی‌، جمال‌الدین‌،تهذیب‌ الکمال‌، ج۱۶، ص۲۶۲، عکس‌ نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌، استانبول‌.


وثاقت ابن سعد

[ویرایش]

از نظر رجالی‌ برخلاف‌ استادش‌ واقدی‌ که‌ مورد تضعیف‌ قرار گرفته‌،
[۳۱] ابن‌ عدی‌، عبدالله‌،الکامل‌، ج۶، ص۲۲۴۵، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
ابن‌ سعد مورد اعتماد رجالیان‌ بوده‌ است‌. ابوحاتم‌ به‌ صدق‌ او در روایت‌ اشاره‌ کرده‌.
[۳۲] ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۱، ص۲۶۲،حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌.
خطیب‌
[۳۳] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص‌ ۱۱۱.
او را از اهل‌ عدالت‌ شمرده‌، و برخی‌ چون‌ ابن‌ ندیم‌
[۳۴] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص‌ ۱۱۱.
او را ثقه‌ دانسته‌اند. گفته‌ شده‌ است‌ احمد بن‌ حنبل‌ به‌ فراگرفتن‌ روایات‌ او علاقه‌ نشان‌ می‌داد
[۳۵] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، ج۵، ص۳۲۲، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
و مزی‌
[۳۶] مزی‌، جمال‌الدین‌،تهذیب‌ الکمال‌، ج۱۶، ص۲۶۱، عکس‌ نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌، استانبول‌.
او را در زمره رجال‌ سنن‌ ابوداوود آورده‌ است‌. با اینهمه‌ از یحیی‌ بن‌ معین‌ عبارتی‌ نقل‌ شده‌ که‌ در بردارنده طعنی‌ بر صدق‌ گفتار اوست‌.
[۳۷] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
افزون‌ بر این‌ ابن‌ سعد راوی‌ در قرائت‌ نیز بوده‌ است‌. او قرائات‌ مختلف‌، به‌ خصوص‌ قرائات‌ قاریان‌ مدینه‌ چون‌ نافع‌ ، ابوجعفر و شیبه‌ را از واقدی‌ فراگرفت‌، و خود آن‌ را به‌ حارث‌ بن‌ ابی‌ اسمه‌ آموخت‌، و او آن‌ را به‌ ابن‌ مجاهد انتقال‌ داد.
[۳۸] ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، ج۱، ص۲۰۱،به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
[۳۹] ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، ج۲، ص۱۴۲، به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
[۴۰] ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، ج۲، ص۲۱۹،به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
ابن‌ سعد همچنین‌ در درس‌ یعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ حضرمی‌ قاری‌ بصره‌ از قاریان‌ دهگانه‌ حاضر می‌شده‌
[۴۱] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۹۴، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
و بسیار دور از ذهن‌ است‌ که‌ قرائت‌ او را از وی‌ فرا نگرفته‌ باشد.

مقام‌ اجتماعی‌

[ویرایش]

ابن‌ سعد در ۲۱۸ق‌/۸۳۳م‌ در مجلس‌ « محنه‌ » ای‌ که‌ مأمون‌ ترتیب‌ داد و در آن‌ از جماعتی‌ از بزرگان‌فقها و محدّثین‌ خواست‌ تا به‌ « خلق‌ قرآن‌ » اقرار کنند، ناگزیر از پذیرفتن‌ خلق‌ قرآن‌ شد
[۴۲] ابن‌ طیفور، احمد، کتاب‌ بغداد، به‌ کوشش‌ هانس‌ کلر، لیپزیگ‌، ۱۹۰۸م‌.
[۴۳] طبری‌، تاریخ‌، ج۱، ص۶۳۴، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
و دعوت‌ او به‌ این‌ مجلس‌ نشانه اعتبار و اهمیت‌ مقام‌ اجتماعی‌ وی‌ بوده‌ است‌. ابن‌ سعد در ۶۲ سالگی‌ در بغداد وفات‌ یافت‌.
[۴۴] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۹۹،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
[۴۵] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱، ص۳۲۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.


ارزش کتاب طبقات

[ویرایش]

آنچه‌ تاکنون‌ نام‌ ابن‌ سعد را زنده‌ نگاه‌ داشته‌، تألیف‌ مفصل‌ و کم‌ نظیر او الطبقات‌ الکبیر است‌. این‌ کتاب‌ با سیره پیامبر (ص‌) آغاز می‌شود و با شرح‌ احوال‌ صحابه‌ ، عالمان‌ مدینه‌ و دیگر شهرهای‌ حجاز ، شام‌ و مصر ، کوفه‌ ، بصره‌، بغداد و برخی‌ دیگر از مراکز علمی‌ آن‌ روزگار ادامه‌ می‌یابد و با مجلدی‌ در شرح‌ احوال‌ زنان‌ ختم‌ می‌شود. طبقات‌ را در ضمن‌ می‌توان‌ گنجینه‌ای‌ در نسب‌شناسی‌ عرب‌ پیش‌ از اسلام‌ دانست‌. ابن‌ سعد در این‌ اثر بزرگ‌ نسب‌ اصحاب‌ و تابعین‌ و دیگر کسان‌ را، از سوی‌ پدر ، مادر و خویشاوندان‌ نزدیک‌، به‌ یک‌ فرد شاخص‌ و سرشناس‌ قبیله‌ رسانده‌ است‌ و گاه‌ سلسله‌ انساب‌ یک‌ شخص‌ را به‌ دهها نسل‌ قبل‌ از وی‌ پیوند می‌دهد. به‌ عنوان‌ مثال‌ اجداد زیدبن‌ حارثه‌ تا ۳۱ نسل‌ِ پیش‌ از او معرفی‌ شده‌ اند مؤلف‌ در طبقه‌بندی‌ جغرافیایی‌ تابعین‌، که‌ پس‌ از فتوحات‌ اولیه‌ در منطقه وسیعی‌ پراکنده‌ بودند و حیات‌ علمی‌ آنان‌ در برخورد با مسائل‌ جدید و محدود محلی‌ شکل‌ می‌گرفت‌، توجه‌ خاصی‌ به‌ گسترش‌ علم‌ حدیث‌ در بلاد اسلامی‌، به‌ ویژه‌ در شهرهای‌ جدید التأسیسی‌، همچون‌ بصره‌ و کوفه‌، داشته‌ است‌.
این‌ کتاب‌ بین‌ سالهای‌ ۱۰۹۴- ۱۹۱۸م‌ تحت‌ سرپرستی‌ ادوارد زاخائو ، و با همکاری‌ جمعی‌ از مستشرقین‌ در ۸ مجلد در لیدن‌ منتشر شد و مجدداً در بیروت‌ براساس‌ همان‌ نسخه‌ در فاصله ۱۹۵۷- ۱۹۶۰م‌ به‌ چاپ‌ رسید. مقایسه متن‌ چاپ‌ شده لیدن‌ با نسخه‌های‌ موجود در کتابخانه‌های‌ استانبول‌ و دیگر مراکز علمی‌ جهان‌ نشان‌ می‌دهد نسخی‌ که‌ اساس‌ چاپ‌ لیدن‌ بوده‌، افتادگیهایی‌ در طبقات‌ صحابه‌ و طبقات‌ تابعین‌اهل‌مدینه‌ داشته‌است‌. بخش‌ جاافتاده‌ از تابعین‌مدینه‌ در ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌ به‌ کوشش‌ زیاد محمد منصور در بیروت‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌، و بخش‌ مربوط به‌ شرح‌ حال‌ امامان‌ حسن‌ و حسین‌ (ع‌) را عبدالعزیز طباطبائی‌ در ۱۴۰۸ق‌ در مجله تراثنا (شم ۱۰ و ۱۱) منتشر کرده‌ است‌. ترجمه فارسی‌ بخشی‌ از طبقات‌ به‌قلم‌ محمدعبدالحمید در ۱۸۹۱ق‌ در اگره‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌، و ترجمه دیگری‌ توسط محمود مهدوی‌ دامغانی‌ از بخشی‌ از سیره طبقات‌ صورت‌ گرفته‌ که‌ در ۱۳۶۹ش‌ در تهران‌ منتشر شده است‌.

روایت شاگردان از طبقات

[ویرایش]

کتاب‌ طبقات‌ را شاگردان‌ مختلف‌ ابن‌ سعد از او روایت‌ کرده‌اند. نسخه چاپی‌ لیدن‌ چنانکه‌ از مقدمه آن‌ برمی‌آید، روایت‌ ابن‌ حیویه‌ از حارث‌ بن‌ ابی‌ اسامه‌ است‌.
[۴۶] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۱، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
طبری‌ نیز روایت‌ حارث‌ را مستقیماً از خود وی‌ گرفته‌ و در اثنای‌ تاریخ‌ خود از آن‌ استفاده‌ کرده‌ است‌.
[۴۷] طبری‌، تاریخ‌، ج۱، ص۱۲۰،به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
روایت‌ مشهور دیگر روایت‌ ابن‌ فهم‌ است‌ که‌ مورد استفاده ابن‌ عساکر در تاریخ‌ دمشق‌ قرار گرفته‌ است‌
[۴۸] ابن‌ عساکر، علی‌، «ترجمة الامام‌ الحسین‌ (ع‌)»، تاریخ‌ مدینه دمشق‌، ص‌ ۷، به‌ کوشش‌ محمدباقر محمودی‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
. مقایسه آنچه‌ خطیب‌ بغدادی‌
[۴۹] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد،ج۵ ص۳۲۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
از ابن‌ فهم‌ روایت‌ کرده‌، با زیاده موجود در طبقات‌
[۵۰] ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۹۹، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
در مورد شرح‌ حال‌ خود ابن‌ سعد که‌ ظاهراً توسط یکی‌ از راویان‌ بدان‌ افزوده‌ شده‌ است‌، از نظر بررسی‌ رابطه بین‌ دو روایت‌ حارث‌ و ابن‌ فهم‌ قابل‌ مطالعه‌ است‌.
[۵۱] نجاشی‌، احمد، الرجال‌، ج۱، ص‌ ۴،به‌ کوشش‌ موسی‌ شبیری‌، قم‌، ۱۴۰۷ق‌.
نیز از نسخه‌ای‌ از طبقات‌ استفاده‌ کرده‌ که‌ روایت‌ هر دو بوده‌ است‌. بجز این‌ دو روایت‌، ابن‌ عبدالبر روایت‌ ابن‌ ابی‌ الدنیا را در ۳ جزء در اختیار داشته‌ است‌.
[۵۲] ابن‌ خیر، محمد، الفهرسة، ج۱، ص۲۲۴- ۲۲۵،به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
[۵۳] ابن‌ عبدالبر، ابوعمر، الاستیعاب‌، در حاشیة الاصابة ابن‌ حجر، ج۱، ص۱۱، قاهره‌، ۱۳۲۸ق‌.
بلاذری‌ نیز در فتوح‌ البلدان‌ و انساب‌ الاشراف‌ از طبقات‌ ابن‌ سعد بهره بسیاری‌ برده‌ است‌.

آثار دیگرابن سعد

[ویرایش]

ابن‌ سعد اثر دیگری‌ تحت‌ عنوان‌ الطبقات‌ الصغیر نیز داشته‌
[۵۴] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۲.
که‌ نسخه‌ای‌ از آن‌ در موزه باستان‌شناسی‌ استانبول‌ نگهداری‌ می‌شود در مورد رابطه‌ بین‌ کتاب‌ اخبار النبی‌
[۵۵] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۱.
و طبقات‌ نمی‌توان‌ اظهار نظر قطعی‌ کرد.
[۵۶] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۱.
اثر دیگری‌ را با عنوان‌ « الحیل‌ » (شاید الخیل‌) نیز در زمره آثار ابن‌ سعد آورده‌ است‌. بجز آنچه‌ ذکر شد، در حال‌ حاضر دو اثر منسوب‌ به‌ ابن‌ سعد وجود دارد که‌ صحت‌ انتساب‌ آنها به‌ وی‌ مورد تردید است‌. اول‌ اثری‌ با عنوان‌ فوائد الاعراب‌ که‌ در ۱۲۸۳ق‌ در ۱۴ صفحه‌ در استانبول‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌، و دیگر منظومه‌ای‌ با عنوان‌ القصیدة الحلوانیة فی‌ افتخار القحطانیین‌ علی‌ العدنانیین‌ است‌ که‌ شرحی‌ بر آن‌ توسط غازی‌ بن‌ یزید در دارالکتب‌ قاهره‌ یافت‌ می‌شود.

وفات ابن سعد

[ویرایش]

ابن سعد در ۶۲ سالگى در بغداد وفات كرد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱)ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌.
(۲) ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
(۳)ابن‌ خلکان‌، وفیات‌.
(۴)ابن‌ خیر، محمد، الفهرسة، به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
(۵) ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
(۶) ابن‌ طیفور، احمد، کتاب‌ بغداد، به‌ کوشش‌ هانس‌ کلر، لیپزیگ‌، ۱۹۰۸م‌.
(۷)ابن‌ عبدالبر، ابوعمر، الاستیعاب‌، در حاشیة الاصابة ابن‌ حجر، قاهره‌، ۱۳۲۸ق‌.
(۸)ابن‌ عدی‌، عبدالله‌، الکامل‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۹)ابن‌ عساکر، علی‌، «ترجمة الامام‌ الحسین‌ (ع‌)»، تاریخ‌ مدینه دمشق‌، به‌ کوشش‌ محمدباقر محمودی‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
(۱۰) ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
(۱۱) بلاذری‌، احمد، انساب‌ الاشراف‌، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قاهره‌، ۱۹۵۹م‌.
(۱۲) بلاذری‌، احمد، فتوح‌ البلدان‌، به‌ کوشش‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، قاهره‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
(۱۳) خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
(۱۴)ذهبی‌، شمس‌الدین‌، تذکرةالحفاظ، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۸ق‌/۱۹۶۸م‌.
(۱۵)طبری‌، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
(۱۶)مزی‌، جمال‌الدین‌، تهذیب‌ الکمال‌، عکس‌ نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌، استانبول‌.
(۱۷)نجاشی‌، احمد، الرجال‌، به‌ کوشش‌ موسی‌ شبیری‌، قم‌، ۱۴۰۷ق‌.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۹۹، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۲. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۴، ص۳۵۱.
۳. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۴، ص۳۵۱.
۴. ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۲، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۵. ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۴، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۶. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۵، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۷. ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۸، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۸. ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۷۸، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۹. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۱۹، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۰. ابن‌ سعد، محمد،الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۲، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۱. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۳، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۲. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر،ج۱، ص۱۲، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۳. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۴،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۴. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر،ج۱، ص۸۰، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۵. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۵، ص۳۱۴،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۶. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۵۱، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۷. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۶۳، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۱۸. ذهبی‌،شمس‌الدین‌، تذکرةالحفاظ، ج۲، ص۴۲۵، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۸ق‌/۱۹۶۸م‌.
۱۹. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۴، ص۳۵۱.
۲۰. ابن‌ طیفور، احمد،کتاب‌ بغداد، ج۱، ص۶۳، به‌ کوشش‌ هانس‌ کلر، لیپزیگ‌، ۱۹۰۸م‌.
۲۱. طبری‌، تاریخ‌، ج۸، ص۶۴۳، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
۲۲. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۷۷، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۲۳. خطیب‌ بغدادی‌، احمد،تاریخ‌ بغداد، ج۵، ص۳۲۱، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۲۴. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۱.
۲۵. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۲.
۲۶. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۳، ص۷۰،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۲۷. بلاذری‌،احمد، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۵، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قاهره‌، ۱۹۵۹م‌.
۲۸. بلاذری‌، احمد، فتوح‌ البلدان‌، ص۲۸،به‌ کوشش‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، قاهره‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
۲۹. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۳۰. مزی‌، جمال‌الدین‌،تهذیب‌ الکمال‌، ج۱۶، ص۲۶۲، عکس‌ نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌، استانبول‌.
۳۱. ابن‌ عدی‌، عبدالله‌،الکامل‌، ج۶، ص۲۲۴۵، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۳۲. ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۱، ص۲۶۲،حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌.
۳۳. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص‌ ۱۱۱.
۳۴. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص‌ ۱۱۱.
۳۵. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، ج۵، ص۳۲۲، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۳۶. مزی‌، جمال‌الدین‌،تهذیب‌ الکمال‌، ج۱۶، ص۲۶۱، عکس‌ نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌، استانبول‌.
۳۷. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۳۸. ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، ج۱، ص۲۰۱،به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۳۹. ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، ج۲، ص۱۴۲، به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۴۰. ابن‌ جزری‌، محمد، غایةالنهایة، ج۲، ص۲۱۹،به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۴۱. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۹۴، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۴۲. ابن‌ طیفور، احمد، کتاب‌ بغداد، به‌ کوشش‌ هانس‌ کلر، لیپزیگ‌، ۱۹۰۸م‌.
۴۳. طبری‌، تاریخ‌، ج۱، ص۶۳۴، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
۴۴. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۹۹،به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۴۵. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱، ص۳۲۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۴۶. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۱، ص۱، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۴۷. طبری‌، تاریخ‌، ج۱، ص۱۲۰،به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۸۷ق‌/۱۹۶۷م‌.
۴۸. ابن‌ عساکر، علی‌، «ترجمة الامام‌ الحسین‌ (ع‌)»، تاریخ‌ مدینه دمشق‌، ص‌ ۷، به‌ کوشش‌ محمدباقر محمودی‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
۴۹. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد،ج۵ ص۳۲۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۵۰. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبیر، ج۷، ص۹۹، به‌ کوشش‌ جمعی‌ از مستشرقین‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
۵۱. نجاشی‌، احمد، الرجال‌، ج۱، ص‌ ۴،به‌ کوشش‌ موسی‌ شبیری‌، قم‌، ۱۴۰۷ق‌.
۵۲. ابن‌ خیر، محمد، الفهرسة، ج۱، ص۲۲۴- ۲۲۵،به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
۵۳. ابن‌ عبدالبر، ابوعمر، الاستیعاب‌، در حاشیة الاصابة ابن‌ حجر، ج۱، ص۱۱، قاهره‌، ۱۳۲۸ق‌.
۵۴. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۲.
۵۵. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۱.
۵۶. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۱۱.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابوعبدالله ابن‌سعد»، شماره ۱۳۰۹.    
نرم افزار دانشنامه نبوی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.






جعبه‌ابزار