ابتلاذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابتلا، قرار دادن انسان‌ها در بستر حوادث تکوینی و تشریعی برای رسیدن به کمال لایق می‌باشد.

فهرست مندرجات

۱ - معنای لغوی ابتلا
       ۱.۱ - ابتلا بنابر وجه اول
       ۱.۲ - ابتلا بنابر وجه دوم
۲ - مترادفات ابتلا در قرآن
۳ - ابتلا در قرآن
۴ - فلسفه و اهداف ابتلاء
       ۴.۱ - تمییز و شناسایی افراد
       ۴.۲ - سازندگی و پرورش استعدادها
       ۴.۳ - استحقاق پاداش و عقاب
۵ - راه‌های اثبات لزوم ابتلاء به عنوان فعل الهی
       ۵.۱ - راه اول
       ۵.۲ - راه دوم
۶ - نتایج اثبات لزوم ابتلاء به عنوان فعل الهی
       ۶.۱ - عمومیت قلمرو ابتلاء از جهات مختلف
       ۶.۲ - ابتلاء سنت حتمی و غیر قابل نسخ
       ۶.۳ - نقش ابتلا در سعادت وشقاوت انسان
       ۶.۴ - شکست ناپذیر بودن سنت ابتلا
       ۶.۵ - غایت ابتلاء
       ۶.۶ - ابتلاء و نشان دادن دیگر صفات درونی
۷ - الطاف دیگری برای برپایی نظام ابتلاء
       ۷.۱ - الطاف عامِ قبل از امتحان
       ۷.۲ - الطاف همزمان با ابتلاء
       ۷.۳ - الطاف مربوط به نوع امتحان
۸ - آثار باور و عدم باور سنت ابتلاء
۹ - ابتلاء و علم خداوند
       ۹.۱ - پاسخ علما به این شبهه
۱۰ - فهرست منابع
۱۱ - پانویس
۱۲ - منابع

معنای لغوی ابتلا

[ویرایش]

ابتلاء از ماده «بَلا یَبْلُوا» و به قولی از «بَلیَ یَبْلی» مشتق است.

← ابتلا بنابر وجه اول


بنابر وجه اول به معنای خبر گرفتن، تحصیل اطلاع نافذ [۱] و علم به کُنه و حقیقت شیء [۲] و معادل آزمایش و امتحان در زبان فارسی است.

← ابتلا بنابر وجه دوم


بنابر وجه دوم به معنای پوسیده و کهنه شدن آمده است. [۳] [۴] [۵]برخی خواسته‌اند یکی از دو معنا را به دیگری برگردانند [۶] [۷] و برخی در جست و جوی اصل واحد دیگری برآمده‌اند مثل: شناسایی حال فرد در طاعت و گناه با تحمیل مشقّت بر او، [۸] [۹] آشکار ساختن باطن فرد، [۱۰] ایجاد تحول و دگرگونی برای تحصیل نتیجه مطلوب، [۱۱] و نقل چیزی از وضع و حالی به وضع وحال دیگر. [۱۲]

مترادفات ابتلا در قرآن

[ویرایش]

واژه ابتلاء با الفاظی چون فتنه، امتحان و تمحیص که در قرآن نیز به کار رفته‌اند مترادف و یا قریب المعناست. فتنه شدیدترین نوع امتحان است [۱۳] و امتحان به معنای تصفیه و خالص کردن، آزمایش و واقع کردن در محنت و سختی است [۱۴] و تمحیص یعنی تطهیر، پاک شدن و عاری شدن از عیب. [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]
در تعاریفی که دانشمندان مسلمان برای ابتلاء ارائه کرده‌اند معنای لغوی واژه ملحوظ است مثل «آشکار سازی مقدّرات انسان و بروز دادن دارایی‌های بالقوّه با نشانه‌های ظهوربخش و حوادث و تکالیف فعلیت‌بخش به قصد ترتب ثواب و عقاب » [۱۹] و یا: «شکوفاسازی استعدادهای بالقوه سعادت‌ساز یا شقاوت‌بار انسان به کمک اوامر و نواهی الهی و حوادث فردی و اجتماعی». [۲۰]

ابتلا در قرآن

[ویرایش]

واژه «بلی» و مشتقات آن با ۲۶گونه استعمال، ۳۸بار در ۲۵سوره قرآن ذکر شده که در این میان، ابتلاء و سایر صور آن از باب افتعال، ده بار به چشم می‌خورد، و بیشترین تکرار مربوط به واژه «بلاء» با ۶ مورد است. مفسرین این واژه‌ها را معمولاً به معنای اختبار و آزمایش گرفته‌اند، [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸]هر چند در مواردی به معنای خاص تری به کار رفته است مثل: نعمت دادن [۲۹] [۳۰] وقوع در محنت‌ها و شداید، [۳۱] پذیرش فنا و کهنگی. [۳۲] [۳۳]

فلسفه و اهداف ابتلاء

[ویرایش]

می‌توان اهدافی سه ‌گانه و در طول همدیگر برای ابتلاء تصویر کرد: ۱. تمییز و شناسایی افراد؛ ۲. سازندگی و پرورش استعدادها ۳. استحقاق پاداش و عقاب . [۳۴] [۳۵]

← تمییز و شناسایی افراد


تمییز به معنای «عیان کردن خصوصیات و باطن اشخاص به صورت مشاهده‌پذیر، ملموس و مشخص» است [۳۶] که موجب تمایز عینی و کسب استحقاق جزا می‌شود. بنابراین تمییز دارای یک کارکرد صرفاً حکایت گرانه همچون توزین و اندازه گیری در آزمایش‌های بشری نمی‌باشد. شناسایی مجاهدان و شکیبایان [۳۷] و خداترسان، [۳۸] تمییز شاکران از ناسپاسان، [۳۹] تشخیص آخرت‌باوران [۴۰] و جداسازی پاکان از ناپاکان. [۴۱] برخی از مصادیق قرآنی این کارکرد ابتلاء است.

← سازندگی و پرورش استعدادها


سازندگی و پرورش استعدادها که دومین هدف ابتلاء است از ابتلاء یک مکتب تربیتی تصویر می‌کند. صفا و خلوص، [۴۲] زنده شدن به حیات طیّبه، [۴۳] روش بینی در اثر تقوا، [۴۴] تقرّب به خدا و کسب محبّت او در اثر صبر، [۴۵] غفلت‌زدایی، خاصیت بازدارندگی، کاستن از غرور و نخوت، تحریک قوای راکد به سوی خلاقیت و رشد علمی، کفاره شدن برای گناهان، دل نبستن به دنیا و بازگشت به خدا و فطرت ، [۴۶] تنها برخی از آثار و مصادیق قرآنی و روایی این کارکرد ابتلاء است.

← استحقاق پاداش و عقاب


ترتب پاداش و عقاب بر ابتلاء نیز از آن روست که حکمت خداوند اقتضا می‌کند که انسان‌ها را بر اساس علم خود به آن‌ها و نیز آنچه در اندرون خود مخفی کرده‌اند مورد حساب قرار ندهد بلکه آن‌ها را بر اساس اعمالشان بازخواست کند چنان‌که امام علی (علیه‌السلام) بر این مطلب تصریح می‌کند. [۴۷]

راه‌های اثبات لزوم ابتلاء به عنوان فعل الهی

[ویرایش]

لزوم ابتلاء به عنوان فعل الهی را از راه‌های مختلف می‌توان نشان داد.

← راه اول


هر موجودی با توجه به استعدادها، مقدّرات و هدفی که از خلقتش ملحوظ است کمال و غایتی دارد و خداوند متعهد شده که موجودات را به غایت خلقت و کمال نهایی آن‌ها برساند [۴۸] [۴۹] [۵۰] و بدون آن، خلقت، باطل و بریده از غایت خواهد بود که به شدت مورد انکار خداست، [۵۱] [۵۲] [۵۳]
و از طرفی انسان به گونه‌ای خلق شده که تنها در صورتی که در معرض یک سلسله افعال اختیاری ارادی برخاسته از اعتقادات نظری و عملی قرار گیرد به کمال نهایی و غایت خلقتش می‌رسد. در نتیجه ناگزیر باید با ابتلای الهی استعدادهایش به فعلیت برسد تا آنچه در وجودش پنهان است آشکار گردد و به سعادت یا شقاوت نایل شود.. [۵۴]

← راه دوم


مقصود اصلی از خلق، کمال آن است، زیرا اراده خداوند در اصل به کامل ‌ترین چیز تعلق می‌گیرد، و موجودی بدان کمال دست می‌یابد که در جانب علم و عمل، به رشد نهایی برسد، و با توجه به رابطه ابتلاء و عمل، بدون ابتلاء، هستی، ابتر و ناقص می‌ماند. [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸]

نتایج اثبات لزوم ابتلاء به عنوان فعل الهی

[ویرایش]

از آنچه گذشت می‌توان امور ذیل را نتیجه گرفت:

← عمومیت قلمرو ابتلاء از جهات مختلف


قلمرو ابتلاء از جهات مختلف عمومیت دارد: اسباب ابتلاء شامل هر آن چیزی می‌شود که انسان با آن مرتبط است اعم از اصل وجود و یا اجزاء وجودش [۵۹] و آنچه خارج از وجود او است مثل اموال و فرزندان، [۶۰] زینت‌های زمین، [۶۱]همسران و عشیره و دوستان و جاه و مقام و اموری که در مقابل اینهاست [۶۲] [۶۳] [۶۴] [۶۵] [۶۶] [۶۷] چنان که در حدیث آمده است: «ما مِنْ قَبض ولا بَسط إلاّ وللّه فیه مشیّةٌ وقضاءٌ وابتلاء» [۶۸] [۶۹] بنابراین خیرات و شرور هر دو وسیله امتحانند [۷۰] و همان‌گونه که با دومی صبر بندگان آزموده می‌شود، با اوّلی شکر آن‌ها محک زده می‌شود [۷۱] [۷۲] بلکه امتحان با نعمت‌ها مشکل‌تر است. [۷۳] [۷۴] [۷۵]
از این رو عمر می‌گفت: با ضرّاء آزموده شدیم و صبر کردیم ولی هنگامی که با سرّاء امتحان شدیم صبر نکردیم. و این همان چیزی بود که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را نگران کرده و می‌فرمود: همانا من بر شما از آزمایش به راحتی بیش‌تر از آزمایش به‌سختی می‌ترسم. [۷۶]
به لحاظ زمان نیز انسانها همواره در حال آزمایش‌اند و هیچ وقفه و تعطیلی ندارد. و به لحاظ افراد نیز هیچ انسانی مستثنا نیست، [۷۷] چنان که همه امّت‌ها را هم شامل می‌شود [۷۸] این مطلب را از عموم لفظ «الناس» در آیات ابتلاء [۷۹] [۸۰] هم می‌شود فهمید. چنان که قرآن از ابتلاء پیامبرانی همچون ابراهیم (علیه‌السلام ) [۸۱]، موسی (علیه‌السلام) [۸۲]، سلیمان (علیه‌السلام) [۸۳] و دیگر پیامبران سخن گفته است.

← ابتلاء سنت حتمی و غیر قابل نسخ


ابتلاء سنّتی حتمی و غیر قابل نسخ است، [۸۴] [۸۵] و این امر علاوه بر صراحت آیات قرآنی [۸۶] [۸۷] به دلیل اتکای سنّت عملی امتحان بر سنّت تکوینی هدایت عامه است که بر خلاف هدایت خاصه، در هیچ شرایطی قابل نفی نیست و نسخ آن مساوی با فساد تکوینی خواهد بود. [۸۸]

← نقش ابتلا در سعادت وشقاوت انسان


با توجه به نقش حقیقی و انحصاری ابتلاء در تحصیل عمل، و نقش حقیقی و انحصاری عمل در سعادت انسان ، و قراردادی نبودن سعادت بشر ، ضرورت نظام ابتلاء برای نیل به سعادت یا شقاوت انسان معلوم می‌گردد.

← شکست ناپذیر بودن سنت ابتلا


ابتلاء سنّتی شکست ناپذیر است، زیرا امری است عام که گاهی به شکل ابتلای خاص و توفیق، و گاهی در صورت استدراج و محق و مکر و املاء ظاهر می‌شود [۸۹] [۹۰] [۹۱] لذا نتیجه همسانی در همه موارد آن، منظور نیست.

← غایت ابتلاء


ابتلاء دو نوع غایت دارد: غایت قریب، و غایت نهایی. غایت قریب، تمییز خوب از بد است، [۹۲]و غایت نهایی از برپایی نظام ابتلاء، جزا دادن هر کس بر اساس اعمالش می‌باشد. [۹۳] [۹۴] [۹۵] [۹۶]

← ابتلاء و نشان دادن دیگر صفات درونی


امتحان‌های الهی الهی باید به گونه‌ای باشند که بتوانند اطاعت و عصیان و دیگر صفات درونی را نشان دهند، و هر کسی را با هر سن و موقعیتی متناسب با شأن و موقعیت زمانی و مکانی وی فرا گیرند.
امام علی (علیه‌السلام) کیفیت خلقت آدم (علیه‌السلام) (برای امتحان فرشتگان ) و هیئت موسی (علیه‌السلام) و هارون (علیه‌السلام) هنگام وارد شدن بر فرعون (برای امتحان فرعون) و مکان بنای کعبه (برای امتحان حاجیان ) را متذکر می‌شود که قابلیت بروز صفات باطنی افراد مورد ابتلاء را دارند؛ [۹۷] و برای تناسب ابتلاء با موقعیت اشخاص می‌توان به این مثال‌ها اشاره کرد:
امتحان علما با مراء، زهّاد با ریا، تاجران با ربا ، کارگران با کم‌کاری، لشکریان خسته و تشنه و آفتاب خورده طالوت با منع از خوردن آب، امتحان‌های مکرّر و متعدد ابراهیم (علیه‌السلام) برای رسیدن به مقام خُلّت، نبوّت و امامت، حضرت یوسفِ جوان با فتنه زلیخا، و حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) پیر با ذبح فرزند .

الطاف دیگری برای برپایی نظام ابتلاء

[ویرایش]

علاوه بر این ویژگی‌ها، الطاف دیگری برای برپایی نظام ابتلاء لازم است:

← الطاف عامِ قبل از امتحان


الطاف عامِ قبل از امتحان مثل خلقت نشئه تکلیف و آراستن آن، خلقت شیطان و نیروهای وسوسه‌گر، خلقت انسان در دار تکلیف، هدایت تکوینی عام از طریق اعطای ابزار کمال مثل هدایت فطری [۹۸] نعمت‌های جوارحی: [۹۹] عقل و غریزه و وجدان، و شرایط گزینش آزاد، [۱۰۰] و هدایت تشریعی عام ابتدایی؛ [۱۰۱] عناصر روانی عام ابتدایی مثل تشویق و تهدید. [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶]

← الطاف همزمان با ابتلاء


الطاف همزمان با ابتلاء مثل وجود راهنما در هر زمان ( امدادهای غیبی، استمرار امامت و ولایت )، توفیقات خاص ( الهامات فکری و آنچه در نیل به غایت ابتلاء، دست کسانی را که در مجرای هدایت خاصه هستند بگیرد)، و هلاکت کسانی که غایت ابتلاء در حقّشان باطل شده و مزاحم سیر عمومی سنّت ابتلاء هستند.

← الطاف مربوط به نوع امتحان


الطاف مربوط به نوع امتحان؛ یعنی امتحان به گونه‌ای باشد که به نتیجه مورد نظر برسد و ابتر نباشد. در حدیث قدسی آمده است که خداوند برخی از بندگان مؤمن را با فقر یا بیماری می‌آزماید، چون تنها در این صورت امر دین آن‌ها صلاح می‌یابد، و برخی را با غنا و سلامتی امتحان می‌کند چون صلاح دینشان در همین است.. [۱۰۷]

آثار باور و عدم باور سنت ابتلاء

[ویرایش]

باور نداشتن به سنّت ابتلاء و عدم توجه به آن، موجب غرور در مواجهه با نعمت های الهی و موجب یأس و خودباختگی در برابر ثروتمندان و قدرتمندان می‌گردد. [۱۰۸] [۱۰۹] اما ابتلاء باوری، اصالت را از نعمت و بلا می‌گیرد و به صبر و شگرگزاری می‌دهد، نگاه ما را به متاع دنیا آلی و نسبی می‌کند و بلا و نعمت حقیقی را می‌شناساند. [۱۱۰] [۱۱۱] ابتلاء در قبال تمام اتفاقات و دقایق زندگی، فرصت می‌آفریند، وظیفه می‌سازد، به حوادث معنا می‌دهد و تکاپو می‌آفریند، خیر و شرّ و سعادت و شقاوت را به تفسیر می‌نشیند و به این مبحث جنجالی پایان می‌دهد.

ابتلاء و علم خداوند

[ویرایش]

امتحان‌های الهی به انگیزه رفع جهل از ممتحِن ( خداوند ) نیست. دلایل نقلی و عقلی فراوان بر عمومیت علم حضرت حق به گذشته و آینده، ظاهر و باطن، کلی و جزئی دلالت دارد. [۱۱۲] [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶]
ولی آیاتی در قرآن هست که توهم چنین انگیزه‌ای را نسبت به امتحان‌های الهی ایجاد می‌کند مثل آیه : (وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّی نَعْلمَ الْمُجاهِدینَ مِنْکُمْ وَالصّابِرینَ) . [۱۱۷] و آیات ۱۳۸ آل عمران و ۱۶ توبه .

← پاسخ علما به این شبهه


اندیشمندان اسلامی به دو صورت از این شبهه پاسخ داده‌اند:
۱. منظور از علم، آخرین مرتبه علم خدا به اشیاء است که عین اشیاء می‌باشد... [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰]
۲. مراد این است که معامله کسی را می‌کند که امتحان‌گر است... [۱۲۱]
بنابر پاسخ اوّل، اسناد ابتلاء به خداوند اسناد حقیقی است. اما اسناد ابتلاء به خداوند بنابر پاسخ دوم، مجازی است.

فهرست منابع

[ویرایش]

• اصول الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب (م/۳۲۸)، بیروت ـ لبنان.
• بحارالأنوار، المجلسی، مولی محمد باقر، احیاء الکتب الاسلامیه، قم، ۱۴۲۷هـ.
• التبیان فی تفسیر القرآن، الطوسی، محمد بن الحسن، احمد حبیب قصیر العاملی، داراحیاءالتراث العربی، بیروت، بی تا.
• تحف العقول، الحرّانی، ابن شعبه، الشیخ حسین الاعلمی، مؤسّسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۲۳هـ.
• التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، مرکز نشر آثار العلامة المصطفوی، تهران، ۱۳۸۵ش.
• تفسیر القرآن الکریم، الشیرازی، صدرالدین محمد، محمد خواجوی، انتشارات بیدار، قم بی تا.
• التفسیر الکاشف، مغنیه، محمد جواد، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۰م.
• التفسیر الکبیر، رازی، فخرالدین، دارالکتب العلمیه، تهران، بی تا.
• جامع السعادات، نراقی، ملا محمد مهدی، سید احمد کلانتر، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۸.
• شرح نهج البلاغه، البحرانی، ابن میثم، جمعی از فضلاء، دارالآثار دار العالم الاسلامی، بیروت، بی تا.
• العین، الخلیل، احمد، طبع افست ایران.
• الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۶هـق.
• کشف الاسرار و عدّة الابرار، میبدی، رشیدالدین، علی اصغر حکمت، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۲.
• لسان العرب، ابن منظور، جمال الدین، دارصادر، بیروت، بی تا.
• المبدأ والمعاد، الشیرازی، صدرالدین محمد، دکتر محمد ذبیحی، انتشارات بنیاد حکمت ملاصدرا، تهران، ۱۳۸۱ش.
• مجمع البحرین، الطبرسی، الفضل بن الحسن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۵ق.
• مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
• مرآة العقول، مجلسی، محمدباقر، سید هاشم رسولی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۴هـ.
• المعجم الوسیط، جمعی از مؤلفین، مؤسسة الصادق للطباعة والنشر، تهران، ۱۴۲۶ق.
• معجم مقاییس اللغة، ابن فارس، مصر، ۱۳۹۰ق.
• المفردات فی غریب القرآن، الراغب الاصفهانی، انتشارات ذوی القربی، قم، ۱۳۸۲ش.
• میزان الحکمه، محمدی ری شهری، محمد، حمید رضا شیخی، دارالحدیث، سوم، قم، ۱۳۷۷ش.
• المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
• النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ابن اثیر، مجد الدین، طاهر احمد الزاوی، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، ۱۳۶۴ش.
• نهج البلاغه ترجمه دشتی.
• نهج البلاغه ترجمه شیروانی.
• هدایت در قرآن، جوادی آملی، عبداللّه، علی زمانی قمشه‌ای، مرکز نشر اسراء، قم، ۱۳۸۱ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، ج۹، ص۲۳، مرکز نشر آثار العلامة المصطفوی، تهران، ۱۳۸۵ش.
۲. الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری، ج۱، ص۱۰، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۶هـق.
۳. العین، الخلیل، احمد، ج۸، ص۳۳۹، طبع افست ایران.
۴. معجم مقاییس اللغة، ابن فارس، ج۱، ص۲۹۲، مصر، ۱۳۹۰ق.
۵. مجمع البحرین، الطبرسی، الفضل بن الحسن، ج۱، ص۲۴۷ـ ۲۴۹، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۵ق.
۶. المفردات فی غریب القرآن، الراغب الاصفهانی، ص۱۴۵، انتشارات ذوی القربی، قم، ۱۳۸۲ش.
۷. لسان العرب، ابن منظور، ج۱۴، ص۸۳، دارصادر، بیروت، بی تا.
۸. الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری، ص۱۳۹، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۶هـق.
۹. الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری، ص۱۰۵، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۶هـ ق.
۱۰. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۳، ص۴۱۷، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۱۱. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، ج۱، ص۳۶۲، مرکز نشر آثار العلامة المصطفوی، تهران، ۱۳۸۵ش.
۱۲. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۲۰، ص۱۳۲، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۱۳. الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری، ج۱، ص۳۹۶ـ ۳۹۷، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۶هـ ق.
۱۴. المعجم الوسیط، جمعی از مؤلفین، ج۱، ص۸۵۶، مؤسسة الصادق للطباعة والنشر، تهران، ۱۴۲۶ق.
۱۵. لسان العرب، ابن منظور، ج۷، ص۹۰، دارصادر، بیروت، بی تا.
۱۶. المفردات فی غریب القرآن، الراغب الاصفهانی، ذیل ماده، انتشارات ذوی القربی، قم، ۱۳۸۲ش.
۱۷. النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ابن اثیر، مجد الدین، ذیل ماده، طاهر احمد الزاوی، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، ۱۳۶۴ش.
۱۸. معجم مقاییس اللغة، ابن فارس، ذیل ماده، مصر، ۱۳۹۰ق.
۱۹. تفسیر القرآن الکریم، الشیرازی، صدرالدین محمد، سوره سجده و حدید، ص۲۶۴، محمد خواجوی، انتشارات بیدار، قم بی تا.
۲۰. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۶، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۲۱. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۱، ص۳۷۲ و ۴۳۹، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۲۲. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۲، ص۴۲۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۲۳. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۲۴. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۳، ص۴۱۷، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۲۵. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۶، ص۳۱۱، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۲۶. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۴۶، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۲۷. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۸۶، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۲۸. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۱۷۸، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۲۹. انفال/سوره۸، آیه۱۷.    
۳۰. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۴، ص۴۴۵ ذیل آیه ۱۷انفال، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۳۱. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۲، ص۴۶۶، ذیل آیه ۱۸۶ آل عمران، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۳۲. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۷، ص۶۳، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۳۳. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۱۴، ص۲۲۱ذیل آیه ۱۲۰طه، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۳۴. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۲۹ـ۳۳، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۳۵. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۲، ص۳۹۹ـ ۴۰۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۳۶. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، ج۱۱، ص۲۴۶، مرکز نشر آثار العلامة المصطفوی، تهران، ۱۳۸۵ش.
۳۷. جاثیه/سوره۴۵، آیه۲۲.    
۳۸. مائده/سوره۵، آیه۹۴.    
۳۹. نمل/سوره۲۷، آیه۴۰.    
۴۰. سبا/سوره۳۴، آیه۲۱.    
۴۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۹.    
۴۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۱.    
۴۳. نحل/سوره۱۶، آیه۹۷.    
۴۴. انفال/سوره۸، آیه۲۹.    
۴۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۶.    
۴۶. بحارالأنوار، المجلسی، مولی محمد باقر، ج۶۷، احیاء الکتب الاسلامیه، قم، ۱۴۲۷هـ.
۴۷. التفسیر الکاشف، مغنیه، محمد جواد، ج۲، ص۱۲۶، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۰م.
۴۸. لیل/سوره۹۲، آیه۱۳.    
۴۹. اعلی/سوره۸۷، آیه۳.    
۵۰. طه/سوره۲۰، آیه۵۰.    
۵۱. احقاف/سوره۴۶، آیه۳.    
۵۲. دخان/سوره۴۴، آیه۳۹.    
۵۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۵.    
۵۴. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۳ـ ۳۸، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۵۵. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۱۰، ص۱۴۵، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۵۶. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۱۳، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۵۷. تفسیر القرآن الکریم، الشیرازی، صدر الدین محمد، محمد خواجوی، سوره سجده و حدید، ص۲۶۵، انتشارات بیدار، قم بی تا.
۵۸. المبدأ والمعاد، الشیرازی، صدر الدین محمد، ج۱، ص۳۳۵، دکتر محمد ذبیحی، انتشارات بنیاد حکمت ملاصدرا، تهران، ۱۳۸۱ش.
۵۹. انسان/سوره۷۶، آیه۲.    
۶۰. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۵.    
۶۱. کهف/سوره۱۸، آیه۷.    
۶۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۳۵.    
۶۳. فجر/سوره۸۹، آیه۱۶.    
۶۴. محمد/سوره۴۷، آیه۴.    
۶۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۶۳.    
۶۶. انفال/سوره۸، آیه۱۷.    
۶۷. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۶، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۶۸. اصول الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۱، ص۱۵۲، بیروت ـ لبنان.
۶۹. بحارالأنوار، المجلسی، مولی محمد باقر، ج۵، ص۲۱۶، احیاء الکتب الاسلامیه، قم، ۱۴۲۷هـ.
۷۰. شرح نهج البلاغه، البحرانی، ابن میثم، جمعی از فضلاء، ج۴، ص۲۷۲، دارالآثار دار العالم الاسلامی، بیروت، بی تا.
۷۱. مرآة العقول، مجلسی، ج۹، ص۳۲۱، محمدباقر، سید هاشم رسولی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۴هـ.
۷۲. التفسیر الکبیر، رازی، فخرالدین، ج۳۱، ص۱۷۰، دارالکتب العلمیه، تهران، بی تا.
۷۳. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج۷، ص۳۹۰، محمد، حمید رضا شیخی، دارالحدیث، سوم، قم، ۱۳۷۷ش.
۷۴. مجمع البحرین، الطبرسی، الفضل بن الحسن، ج۱، ص۲۴۷، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۵ق.
۷۵. المفردات فی غریب القرآن، الراغب الاصفهانی، ص۶۱، انتشارات ذوی القربی، قم، ۱۳۸۲ش.
۷۶. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج۷، ص۳۹۰، محمد، حمید رضا شیخی، دارالحدیث، سوم، قم، ۱۳۷۷ش.
۷۷. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۷، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۷۸. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳.    
۷۹. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲.    
۸۰. بقره/سوره۲، آیه۲۱۴.    
۸۱. بقره/سوره۲، آیه۱۲۴.    
۸۲. طه/سوره۲۰، آیه۴۰.    
۸۳. نمل/سوره۲۷، آیه۴۰.    
۸۴. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۲۰، ص۱۰۱، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۸۵. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۱۴، ص۳۹۴، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۸۶. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳.    
۸۷. طه/سوره۲۰، آیه۴۰.    
۸۸. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۷، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۸۹. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴.    
۹۰. رعد/سوره۱۳، آیه۴۲.    
۹۱. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۴، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـو
۹۲. انفال/سوره۸، آیه۳۷.    
۹۳. جاثیه/سوره۴۵، آیه۲۲.    
۹۴. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۱۰، ص۱۴۴ـ ۱۴۶، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۹۵. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۱۹، ص۳۶۵، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۹۶. التفسیر الکاشف، مغنیه، محمد جواد، ج۲، ص۱۲۶، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۰م.
۹۷. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه دشتی.
۹۸. شمس/سوره۹۱، آیه۸.    
۹۹. انسان/سوره۷۶، آیه۲.    
۱۰۰. انسان/سوره۷۶، آیه۲.    
۱۰۱. انسان/سوره۷۶، آیه۳.    
۱۰۲. انسان/سوره۷۶، آیه۴.    
۱۰۳. انسان/سوره۷۶، آیه۵.    
۱۰۴. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۲۰، ص۱۳۳ـ ۱۳۴، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۱۰۵. هدایت در قرآن، ص۴۷.
۱۰۶. هدایت در قرآن، ص۷۵.
۱۰۷. تحف العقول، الحرّانی، ج۱، ص۱۱۵، ابن شعبه، الشیخ حسین الاعلمی، مؤسّسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۲۳هـ.
۱۰۸. شرح نهج البلاغه، البحرانی، ابن میثم، جمعی از فضلاء، ج۴، ص۲۷۱، دارالآثار دار العالم الاسلامی، بیروت، بی تا.
۱۰۹. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه دشتی.
۱۱۰. جامع السعادات، نراقی، ملا محمد مهدی، ج۳، ص۲۷۵، سید احمد کلانتر، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۸.
۱۱۱. کشف الاسرار و عدّة الابرار، میبدی، رشیدالدین، ج۷، ص۲۲، علی اصغر حکمت، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۲.
۱۱۲. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۶.    
۱۱۳. طه/سوره۲۰، آیه۷.    
۱۱۴. ملک/سوره۶۷، آیه۱۳.    
۱۱۵. نمل/سوره۲۷، آیه۷۴.    
۱۱۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۴.    
۱۱۷. محمد/سوره۴۷، آیه۳۱.    
۱۱۸. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الطریحی، فخرالدین، ج۷، ص۴۲۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.
۱۱۹. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۲۰، ص۱۰۲، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
۱۲۰. التفسیر الکاشف، مغنیه، محمد جواد، ج۲، ص۱۲۶، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۰م.
۱۲۱. التبیان فی تفسیر القرآن، الطوسی، محمد بن الحسن، ج۴، ص۳۳۹، احمد حبیب قصیر العاملی، داراحیاءالتراث العربی، بیروت، بی تا.


منابع

[ویرایش]

دانشنامه کلام اسلامی، مؤسسه امام صادق(ع)، برگرفته از مقاله «ابتلا»، شماره ۱۸.    


رده‌های این صفحه : قرآن شناسی | تفسیر | واژگان قرآنی




جعبه‌ابزار