أهل الذکر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



أهل‌الذکر، اهل اطلاع و یادآوری، امامان معصوم (علیهم‌السلام) است.


ترکیب

[ویرایش]

اهل‌الذکر ترکیبی اضافی و مرکب از « اهل » و « ذکر » است. واژه أهل به معانی سزاوار و لایق به چیزی، مختار و منتخب، خاندان، خویشان، عیال و فرزندان، ملت و امت و... آمده است که قدر جامع همه آن‌ها تعلق، سنخیت، أنس و الفت داشتن با چیزی و اختصاص داشتن به آن است. البته هرچه تعلق چیزی به چیزی بیش‌تر باشد اختصاص بدان شدیدتر است و هر چه اختصاص شدیدتر باشد صدق عنوان «اهلیت» قوی‌تر خواهد بود.
[۳] التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۶۹، «اهل».


معنا

[ویرایش]

واژه «ذکر» در اصل خلاف نسیان
[۵] لسان العرب، ج‌۵‌، ص‌۴۹، «ذکر».
و به معنای یادآوری است.
[۶] نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
برخی گفته‌اند: ذکر گاهی به معنای‌ هیئت نفسانی است که انسان به وسیله آن می‌تواند معارفی را که کسب کرده نگهداری کند. در این صورت ذکر مانند حفظ است، جز آن‌که به اعتبار احراز آن معارف «حفظ» و به اعتبار استحضار آنها «ذکر» گفته می‌شود.

ذکر در قرآن

[ویرایش]

به گفته برخی در قرآن ذکر‌ بالغ بر ۲۰ معنا از جمله: قرآن، پیامبر و تورات دارد.
[۱۵] بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص۱۶.
گفتنی است که قرآن و کتب آسمانی را از آن رو که مواعظ و علوم آخرت را می‌آموزند ذکر گویند،
[۱۶] نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
چنان‌که ذکر بودن پیامبر به اعتبار بشارتی است که کتب آسمانی پیشین به رسالت ایشان داده‌اند،

تعریف

[ویرایش]

بنابراین اهل الذکر کسانی هستند که با یادآوری و یاد دادن، سنخیت و برای آن لیاقت و شایستگی خاص داشته باشند.

← اهل الذکر در قرآن


ترکیب أهل الذکر در قرآن تنها دوبار و به یک مضمون به کار رفته است:«وما اَرسَلنا مِن قَبلِکَ اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم فَسَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمون»، «و ما اَرسَلنا قَبلَکَ اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم فَسَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمون».

تبیین

[ویرایش]

برای تبیین أهل الذکر گذشته از بررسی دو واژه اهل و ذکر که پیش‌تر بیان شد لازم است مضمون و سیاق آیات مشتمل بر این ترکیب و شأن نزول آن‌ها نیز بررسی شود. مضمون هر دو آیه و نیز آیه ۸ سوره انبیاء برای تثبیت و تاکید‌ این حقیقت است که پیامبران و فرستادگان الهی از نوع بشر و رجال اِنسی بوده‌اند: «... اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم...». آنان پیکری نبوده‌اند که غذا نخورند و آن‌ها کسانی نبوده‌اند که دارای عمری جاویدان باشند:«و ما جَعَلنهُم جَسَدًا لا یَأکُلونَ الطَّعامَ و ما کانوا خلِدین».

← شأن نزول


در شأن نزول آیات اهل‌الذکر نیز آمده است که چون مشرکان چنین می‌پنداشتند که فرستاده خداوند فقط باید فرشته باشد، با نزول آیات مذکور این پندار باطل گردیده است،
[۲۲] روض الجنان، ج‌۱۲، ص‌۴۲.
چنان‌که در برخی آیات دیگر نیز قرآن شگفتی بی‌مورد مشرکان را از این‌که رسول خدا دارای ویژگیهای انسانهای عادی است و مانند آن‌ها غذا می‌خورد و در کوی و برزن راه می‌رود نقل کرده:«قالوا مالِ هذا الرَّسولِ یَأکُلُ الطَّعامَ و یَمشی فِی‌الاَسواقِ» و همه پیامبران الهی را دارای خصوصیات مزبور دانسته است:«ما اَرسَلنا قَبلَکَ مِنَ المُرسَلینَ اِلاّ اِنَّهُم لَیَأکُلونَ الطَّعامَ ویَمشونَ فِی‌الاَسواقِ».

← مراد از اهل الذکر


خداوند برای وادار کردن مشرکان به پذیرش واقعیت یاد شده به آنان فرمود:خود اگر نمی‌دانید از اهل الذکر بپرسید:«فَسَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمون». با توجه به سیاق آیات قبل و بعد و شأن نزول آن‌ها روشن می‌شود که مراد از اهل الذکر اهل علم و خبرگان‌اند؛
[۲۵] انوار الاصول، ج‌۳، ص‌۶۶۶‌.
کسانی که بیشترین اختصاص ، تعلق و سنخیت را با ذکر (حفظ، یاد دادن، قرآن، تورات، کتب آسمانی، پیامبر و...) دارند و مراجعه به آن‌ها می‌تواند مضمون و محتوای آیات مورد بحث یعنی بشر بودن پیامبران را تبیین و تأیید کند.

← امر به سؤال از اهل الذکر


براین اساس امر به سؤال از اهل الذکر در آیه، ارشاد به این اصل عام عقلایی است که رجوع جاهل به اهل خبره لازم است و در بردارنده حکم تعبدی نیست، ازاین‌رو به برخی از اصولیانی که برای حجیت خبر واحد به آیه اهل الذکر تمسک کرده‌اند چنین اشکال شده که اگر آیه دلالتی بر حجیت خبر واحد و وجوب تعبد به آن داشته باشد، خبر واحدی را حجت می‌داند که راوی آن اهل علم و آگاه به مورد سؤال باشد؛ نه کسانی که صرفا چیزی را شنیده و آن را نقل می‌کنند، بنابراین، آیه به تقلید عامی از عالم اشاره دارد، چنان‌که اصولیان برای وجوب تقلید بر عامی به آن استدلال کرده‌اند.

معنای عام و فراگیر

[ویرایش]

با توجه به آنچه گذشت معنای اهل‌الذکر عام و فراگیر است و اقوال دیگری که در این زمینه ارائه شده می‌تواند از باب تبیین مصادیق گوناگون آن باشد؛ از جمله:

← اهل کتب آسمانی


۱. مراد از اهل الذکر اهل کتب آسمانی پیشین از علمای یهود و نصارا و مقصود از سؤال، پرسش از نشانیهای نبوت است که در کتابهای ایشان وجود دارد. این نظر از کسانی است که در تفسیر آیه به خصوصِ سیاق آیات و شأن نزول آن‌ها توجه کرده‌اند.

← اهل علم


۲. مراد از اهل الذکر اهل علم به اخبار گذشتگان و آگاه به احوال امتهای پیشین است.
[۳۱] روح المعانی، مج‌۸‌، ج‌۱۴، ص‌۲۱۸.
[۳۲] مجمع البیان، ج‌۶‌، ص‌۵۵۷‌.


← امامان معصوم


۳. أهل الذکر امامان معصوم (علیهم‌السلام) هستند. این قول با توجه به روایات وارد در این زمینه از جمله دو روایت صحیحه
[۳۳] فرائد الاصول، ج ۱، ص‌۱۸۱.
مطرح شده است. روایات مزبور دو دسته است:
الف. روایاتی که با لسان اثبات ، اهل الذکر را منحصر در ائمه می‌داند؛ از جمله روایت امام باقر (علیه‌السلام) که فرمود: (تنها) ما اهل‌الذکر هستیم.
[۳۴] الکافی، ج‌۱، ص‌۲۱۰‌-۲۱۱.
مراد این دسته از روایات را می‌توان بیان روشن‌ترین مصداق اهل‌الذکر، یعنی امامان معصوم (علیهم‌السلام) دانست.
ب. روایاتی که مضمون حصر را به صورت نفی از دیگران بیان کرده، می‌گوید: اهل الذکر جز ما کسی نیست.
[۳۸] الکافی، ج‌۱، ص۲۱۰‌-۲۱۱.
این دسته از روایات را می‌توان ناظر به نفی‌انحصار اهل الذکر در عالمان اهل کتاب دانست که سؤال کننده به آن معتقد بوده است.

برداشت‌های متفاوت

[ویرایش]

برخی در توضیح مضمون روایات یاد شده گفته‌اند:مقصود ائمه از این‌که گفته‌اند:اهل‌الذکر ما هستیم، این نیست که مفهوم ظاهر آیه چنین است، زیرا کافران اهل مکه ممکن نبود از ائمه چیزی بپرسند و بر فرض پرسش هم کلام ایشان را حجت ندانسته، باور نمی‌کردند، چنان که کلام خود رسول خدا را نمی‌پذیرفتند، بنابراین مراد تشبیه و تمثیل است؛ یعنی این‌که هر چیز را باید از اهلش پرسید و همان گونه که بشر بودن پیامبران پیشین را باید از عالمان امت آن پیامبران پرسید، تفسیر و احکام اسلام را نیز باید از امام معصوم (علیه‌السلام) پرسید.
[۴۲] نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۶.

برخی درباره آیه اهل الذکر بر این باورند که با قطع نظر از مورد آیه و با توجه به این اصل که مورد مخصص نیست آیه به حسب ظاهر از حیث سؤال‌کننده و سؤال‌شونده و چیزی که درباره آن سؤال می‌شود عام است. برپایه این نظر سائل هرکسی است که ناآگاه به چیزی از معارف حقیقی و مسائل مکلفان باشد و مورد سؤال همه معارف و مسائلی است که ممکن است کسی به آن جاهل باشد؛ امّا مسئول گرچه به لحاظ مفهوم عام است؛ ولی از نظر مصداق ویژه اهل‌بیت پیامبر است؛ خواه مراد از ذکر پیامبر باشد؛ مانند:«قَد اَنزَلَ اللّهُ اِلَیکُم ذِکرا رَسولاً» یا قرآن؛ مانند:«هذا ذِکرٌ مُبارَکٌ اَنزَلنهُ»، زیرا آنان خاندان پیامبر و همسنگ با قرآن‌اند، چنان که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حدیث متواتر ثقلین اهل‌بیت را قرین قرآن دانسته، مردم را به تمسک به این دو فرا‌خوانده است. دلیل بر این‌که کلام ائمه (علیهم‌السلام) در روایات یاد شده با قطع نظر از مورد آیه است اینکه‌آنان متعرض چیزی از خصوصیات مورد آیه نشده‌اند.

فهرست منابع

[ویرایش]

انوارالاصول؛ البحرالمحیط فی التفسیر؛ بصائر الدرجات الکبری؛ بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز؛ تفسیر نمونه؛ روح‌المعانی فی تفسیر القرآن العظیم؛ روض الجنان و روح الجنان؛ فرائد الاصول (رسائل)؛ الکافی؛ لسان العرب؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ معجم مقاییس اللغه؛ المیزان فی تفسیرالقرآن؛ نثر طوبی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳‌.    
۲. بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص۸۵.    
۳. التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۶۹، «اهل».
۴. مقاییس اللغه، ج‌۲، ص‌۳۵۸.    
۵. لسان العرب، ج‌۵‌، ص‌۴۹، «ذکر».
۶. نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
۷. مفردات، ص‌۳۲۸.    
۸. بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص‌۹، «ذکر».    
۹. انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۰‌.    
۱۰. ‌طه/سوره۲۰، آیه۱۲۴.    
۱۱. طلاق/سوره۶۵، آیه۱۰ ۱۱.    
۱۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۰۵.    
۱۳. مفردات، ص‌۳۲۸‌-۳۲۹.    
۱۴. بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص‌۹.    
۱۵. بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص۱۶.
۱۶. نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
۱۷. مفردات، ص‌۳۲۸.    
۱۸. نحل/سوره۱۶، آیه۴۳.    
۱۹. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷.    
۲۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸.    
۲۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸.    
۲۲. روض الجنان، ج‌۱۲، ص‌۴۲.
۲۳. فرقان/سوره۲۵، آیه۷.    
۲۴. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۰.    
۲۵. انوار الاصول، ج‌۳، ص‌۶۶۶‌.
۲۶. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۵۹.    
۲۷. فرائدالاصول، ج‌۱، ص‌۱۸۱‌-۱۸۲.    
۲۸. البحرالمحیط، ج‌۶‌، ص‌۵۳۳‌.    
۲۹. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۵۸.    
۳۰. البحرالمحیط، ج‌۷، ص‌۴۱۱.    
۳۱. روح المعانی، مج‌۸‌، ج‌۱۴، ص‌۲۱۸.
۳۲. مجمع البیان، ج‌۶‌، ص‌۵۵۷‌.
۳۳. فرائد الاصول، ج ۱، ص‌۱۸۱.
۳۴. الکافی، ج‌۱، ص‌۲۱۰‌-۲۱۱.
۳۵. بصائر الدرجات، ج‌۱، ص‌۵۸‌.    
۳۶. بصائر الدرجات، ج‌۱، ص۶۱.    
۳۷. تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص‌۲۴۴.    
۳۸. الکافی، ج‌۱، ص۲۱۰‌-۲۱۱.
۳۹. بصائرالدرجات، ج‌۱، ص‌۵۸‌.    
۴۰. بصائر الدرجات، ج‌۱، ص۶۱.    
۴۱. تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص‌۲۴۵.    
۴۲. نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۶.
۴۳. طلاق/سوره۶۵، آیه۱۰ ۱۱.    
۴۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۰.    
۴۵. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۸۵.    


منبع

[ویرایش]

دائرة‌المعارف قرآن کریم، مقاله أهل الذکر.    



جعبه‌ابزار