آزادی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آزادی در لغت به معنای، حریت ، اختیار ، خلاف بندگی، قدرت عمل و ترک عمل و قدرت انتخاب است.
[۱] لغت نامه دهخدا.
و در اصطلاح، به معنای مصون ماندن از اراده مستبدانه است.
[۲] فرهنگ علوم سیاسی.
و در حقوق انسان از قبیل آزاداندیشی، انتخاب عقیده، اظهار نظر و حق انتخاب نظام اجتماعی دل خواه، تجلی می‌یابد. گفتنی است که آزادی مورد نظر در این مقاله از مقوله‌های روان شناختی، عرفانی و فلسفی نیست. در اين مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه‌هاى «جدال»، «خلوا سبيلهم»، «شورى»، «نجات»، «واجتنبوا الطاغوت»، و ... استفاده شده است.


آزادی از خرافات

[ویرایش]

نقش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در آزاد كردن مردم از خرافات و قيد و بندهاى اسارت‌آور:
«الذین یتبعون الرسول النبی الامی... ویضع عنهم اصرهم والاغلـل التی کانت علیهم...؛آنان که از این رسول ، این پیامبر امی پیروی می‌کنند... و بار گرانشان را از دوششان برمی گزیند دارد و بند و زنجیرشان را می‌گشاید....»

آزادی تحقیق

[ویرایش]

مشرکان، برخوردار از حقّ آزادى در بحث و تحقيق در اصول و معارف دین:
«و ان أحدٌ من المشركين استجارك فأجرهُ حتى‌ يسمعَ كلم اللَّه ثمّ أبلغهُ مأمنهُ ذلك بأنهم قومٌ لايعلمون؛و اگر يكي از مشركان از تو پناهندگي بخواهد به او پناه ده تا كلام خدا را بشنود (و در آن بينديشد) سپس او را به محل امنش برسان چرا كه آنها گروهي ناآگاهند.»

آزادى‌خواهى حضرت موسى

[ویرایش]

••• موسی علیه‌السلام، خواستار آزادى بنی‌اسرائیل از بند فرعونیان:
۱. «ثم بعثنا من بعدهم مّوسى‌ بايتنا إلى‌ فرعون و ملائه ...• و قال موسى يفرعون انى رسولٌ من ربّ العلمين‌• ... فأرسل معى بنى‌اسرييل؛سپس به دنبال آنها (يعني پيامبران پيشين) موسي را با آيات خويش به سوي فرعون و اطرافيان او فرستاديم... و موسي گفت: اي فرعون! من فرستادهاي از پروردگار جهانيانم... بنابراين بني اسرائيل را با من بفرست.»
۲. «ولقد أخذنآءال فرعون بالسّنين ...• ولمّا وقع عليهم الرّجز قالوا يموسى ادع لنا ربّك بما عهد عندك لئن كشفت عنّا الرّجز لنؤمننّ لك ولنرسلنّ معك بنى إسرءيل؛و ما نزديكان فرعون (و قوم او) را به خشكسالي گرفتار كرديم... هنگامي كه بلا بر آنها مسلط مي‌شد مي‌گفتند: اي موسي از خدايت براي ما بخواه به عهدي كه با تو كرده رفتار كند، اگر اين بلا را از ما مرتفع سازي قطعا به تو ايمان مي‌آوريم و بني اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد..»
۳. «و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم‌• ان ادّوا الىّ عباداللَّه ...؛ما قبل از اينها قوم فرعون را آزموديم و رسول بزرگواري به سراغ آنها آمد.كه اي بندگان خدا آنچه را به شما دستور داده است انجام دهيد....»

••• موسى علیه‌السلام و هارون علیه‌السلام، خواستار آزادى بنى‌اسرائيل از سوى فرعونيان:
«قال كلّا فاذهبا بايتنا ...• فاتيا فرعون فقولا ...• ان ارسل معنا بنى‌اسرءيل‌• و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى‌اسرءيل؛فرمود چنين نيست (آنها كاري نمي‌توانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد...به سراغ فرعون برويد و بگوئيد ... بني اسرائيل را با ما بفرست.آيا اين منتي است كه تو بر من مي‌گذاري كه بني اسرائيل را برده خود ساخته‌ اي؟! »

آزادى‌خواهى حضرت هارون

[ویرایش]

هارون و موسى علیهماالسلام خواستار آزادى بنى‌اسرائيل از سوى فرعونيان:
«قال كلّا فاذهبا بايتنا ...• فأتيا فرعون فقولا ...• أن أرسل معنا بنى‌اسرءيل‌• و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى‌اسرءيل؛فرمود چنين نيست (آنها كاري نمي‌توانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد...به سراغ فرعون برويد و بگوئيد ... بني اسرائيل را با ما بفرست.آيا اين منتي است كه تو بر من مي‌گذاري كه بني اسرائيل را برده خود ساخته‌ اي؟! »

آزادى در اصحاب اخدود

[ویرایش]

فقدان آزادى دينى براى مؤمنان، ميان اصحاب اخدود:
«قتل أصحب الأخدود• النار ذات الوقود• اذ هم عليها قعود• و هم على‌ ما يفعلون بالمؤمنين شهود• و ما نقموا منهم الّا أن يؤمنوا باللَّه ...؛مرگ و عذاب بر شكنجه گران صاحب گودال (آتش) باد. گودالهايي پر از آتش شعله ور. هنگامي كه در كنار آن نشسته بودند.و آنچه را نسبت به مؤ منان انجام مي‌دادند (با خونسردي) تماشا مي‌كردند! هيچ ايرادي بر آنها (مؤ منان) نداشتند جز اينكه به خداوند عزيز و حميد ايمان آورده بودند.»

آزادى در اقوام پس از حضرت نوح

[ویرایش]

نبودن آزادى دينى ميان اقوام کافر پس از نوح علیه‌السلام:
«ألم يأتكم نبؤا الّذين من قبلكم قوم‌نوح و عاد و ثمود و الّذين من بعدهم لايعلمهم الّا اللَّه جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا انّا كفرنا بما أرسلتم به ...• و قال الّذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم من أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا ...؛آيا خبر آنها كه پيش از شما بودند به شما نرسيده: قوم نوح و عاد و ثمود و آنها كه پس از ايشان بودند، همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست، پيامبرانشان با دلائل روشن به سوي آنها آمدند، ولي آنها (از روي تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند كه ما به آنچه شما مامور آن هستيد كافريم...كساني كه كافر شدند به پيامبران خود گفتند ما قطعا شما را از سرزمين خود اخراج خواهيم كرد، مگر اينكه به آئين ما بازگرديد....»

آزادى در حكومت دقيانوس‌

[ویرایش]

محروميّت اصحاب کهف از آزادى دينى در جامعه خود:
«أم حسبت أنّ أصحب الكهف و الرقيم ...• اذ أوى الفتية الى الكهف فقالوا ربّنا ءاتنا من لدنك رحمة و هيّى‌ء لنا من أمرنا رشدا• هؤلاء قومنا اتّخذوا من دونه ءالهة ...• انّهم ان يظهروا عليكم يرجموكم أويعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا اذا أبدا؛آيا گمان کردي اصحاب کهف و رقيم ... زماني را به خاطر بياور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگار! ما را از سوي خودت رحمتي عطا کن، و راهِ نجاتي براي ما فراهم ساز!اين قوم ما هستند که معبودهايي جز خدا انتخاب کرده‌ اند...چرا كه اگر آنها از وضع شما آگاه شوند سنگسارتان مي‌كنند، يا به آئين خويش شما را باز مي‌گردانند، و در آن صورت هرگز روي رستگاري را نخواهيد ديد!»
طبق منابع و اسناد، نام پادشاه دوران اصحاب كهف، دقیانوس بوده است.

آزادى در قوم ثمود

[ویرایش]

نبودن آزادى دينى ميان قوم‌ثمود:
«ألم يأتكم نبؤا الّذين من قبلكم قوم‌نوح و عاد و ثمود و الّذين من بعدهم لايعلمهم الّا اللَّه جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا انّا كفرنا بما أرسلتم به ...• و قال الّذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم من‌ أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا ...؛آيا خبر آنها كه پيش از شما بودند به شما نرسيده: قوم نوح و عاد و ثمود و آنها كه پس از ايشان بودند، همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست، پيامبرانشان با دلائل روشن به سوي آنها آمدند، ولي آنها (از روي تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند كه ما به آنچه شما مامور آن هستيد كافريم...كساني كه كافر شدند به پيامبران خود گفتند ما قطعا شما را از سرزمين خود اخراج خواهيم كرد، مگر اينكه به آئين ما بازگرديد....»

آزادى در قوم شعيب‌

[ویرایش]
آیات مرتبط با آزادی در قوم حضرت شعیب علیه‌السلام عبارتند از:

← عدم آزادی عمل


آزادى عمل نداشتن شعیب علیه‌السلام در انجام اصلاحات اجتماعى:
«قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤنا أو أن نفعل فى أمولنا ما نشؤا ...• قال يقوم أرأيتم ان كنت على‌ بيّنة من ربّى و رزقنى منه رزقا حسنا و ما أريد أن أخالفكم الى‌ ما أنهيكم عنه ان أريد الأ الأصلح ما استطعت ...• قالوا يشعيب ما نفقه كثيرا ممّا تقول و انّا لنريك فينا ضعيفا و لولا رهطك لرجمنك و ما أنت علينا بعزيز؛گفتند: اي شعيب آيا نمازت تو را دستور مي‌دهد كه ما آنچه را پدرانمان مي‌پرستيدند ترك گوئيم ؟ و آنچه را مي‌خواهيم در اموالمان انجام ندهيم ؟ ...گفت: اي قوم من! هر گاه من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم و رزق خوبي بمن داده باشد (آيا مي‌توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم ؟) من هرگز نمي‌خواهم چيزي كه شما را از آن باز مي‌دارم خودم مرتكب شوم، من جز اصلاح تا آنجا كه توانائي دارم نمي‌خواهم... گفتند اي شعيب! بسياري از آنچه را ميگوئي ما نمي‌فهميم، و ما تو را در ميان خود ضعيف مي‌يابيم، و اگر بخاطر احترام قبيله كوچكت نبود تو را سنگسار مي‌كرديم و تو در برابر ما قدرتي نداري..»

← خواهان آزادی نامحدود


قوم‌شعیب، خواهان آزادى‌هاى نامحدود در امور مالى:
«قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤنا أو أن نفعل فى أمولنامانشؤا ...؛گفتند: اي شعيب آيا نمازت تو را دستور مي‌دهد كه ما آنچه را پدرانمان مي‌پرستيدند ترك گوئيم ؟ و آنچه را مي‌خواهيم در اموالمان انجام ندهيم ؟ ....»

← عدم آزادی دینی


نبودن آزادى دينى ميان قوم‌شعيب:
«قال الملأ الّذين استكبروا من قومه لنخرجنّك يشعيب و الّذين ءامنوا معك من قريتنا أو لتعودنّ فى ملّتنا قال أولو كنّا كرهين؛اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: اي شعيب سوگند ياد مي‌كنيم كه تو و كساني را كه به تو ايمان آورده‌ اند از شهر و آبادي خود بيرون خواهيم كرد يا به آئين ما باز گرديد، گفتند: آيا (مي خواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم؟!»

آزادى در قوم عاد

[ویرایش]

نبودن آزادى دينى ميان قوم هود:
«ألم يأتكم نبؤا الّذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الّذين من بعدهم لايعلمهم الّا اللَّه جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا انّا كفرنا بما أرسلتم به ...• و قال الّذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم من أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا ...؛آيا خبر آنها كه پيش از شما بودند به شما نرسيده: قوم نوح و عاد و ثمود و آنها كه پس از ايشان بودند، همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست، پيامبرانشان با دلائل روشن به سوي آنها آمدند، ولي آنها (از روي تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند كه ما به آنچه شما مامور آن هستيد كافريم، و نسبت به آنچه ما را به سوي آن ميخوانيد ترديد داريم!كساني كه كافر شدند به پيامبران خود گفتند ما قطعا شما را از سرزمين خود اخراج خواهيم كرد، مگر اينكه به آئين ما بازگرديد....»

آزادى در قوم لوط

[ویرایش]
آیات مرتبط با آزادی در قوم حضرت لوط علیه‌السلام عبارتند از:

← عدم آزادی در تبلیغ


آزاد نبودن لوط علیه‌السلام و خاندانش در تبليغ پاک‌دامنی ميان قوم خود:
۱. «ولوطا إذ قال لقومه أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد مّن العلمين‌• و ما كان جواب قومه الّا أن قالوا أخرجوهم من قريتكم انّهم أناس يتطهّرون؛و (به خاطر بياوريد) لوط را هنگامي كه به قوم خود گفت آيا عمل شنيعي انجام مي‌دهيد كه‌ احدي از جهانيان پيش از شما انجام نداده است؟!ولي پاسخ قومش چيزي جز اين نبود كه گفتند اينها را از شهر و آبادي خود بيرون كنيد كه اينها افراد متظاهري هستند!»
۲. «ولوطا إذ قال لقومه أتأتون الفحشة وأنتم تبصرون‌• فما كان جواب قومه إلّاأن قالوا أخرجوا ءال لوط مّن قريتكم إنّهم أناس يتطهّرون؛و لوط را به ياد آور هنگامي كه به قومش گفت آيا شما به سراغ كار بسيار قبيح مي‌رويد در حالي كه (زشتي و نتايج شوم آنرا) مي‌بينيد؟آنها پاسخي جز اين نداشتند كه به يكديگر گفتند: خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد كه اينها افرادي پاكدامن هستند!»

← عدم آزادی دینی


نبودن آزادى دينى ميان قوم‌لوط:
«إذ قال لهم اخوهم لوطٌ ألاتتقون‌• انّى لكم رسولٌ امين‌• قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين؛ هنگامي كه برادرشان لوط به آنها گفت آيا تقوي پيشه نمي‌كنيد؟من براي شما رسول اميني هستم.گفتند: اي لوط اگر از اين سخنان خودداري نكني از اخراج شوندگان خواهي بود.»

آزادى در قوم نوح‌

[ویرایش]

آزاد نبودن اندیشه دينى ميان قوم نوح:
۱. «ألم يأتكم نبؤا الّذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الّذين من بعدهم لايعلمهم الّا اللَّه جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا انّا كفرنا بما أرسلتم به ...•و قال الّذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم من أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا ...؛آيا خبر آنها كه پيش از شما بودند به شما نرسيده: قوم نوح و عاد و ثمود و آنها كه پس از ايشان بودند، همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست، پيامبرانشان با دلائل روشن به سوي آنها آمدند، ولي آنها (از روي تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند كه ما به آنچه شما مامور آن هستيد كافريم...كساني كه كافر شدند به پيامبران خود گفتند ما قطعا شما را از سرزمين خود اخراج خواهيم كرد، مگر اينكه به آئين ما بازگرديد....»
۲. «اذ قال لهم اخوهم نوحٌ ألا تتقون‌• انّى لكم رسولٌ امين‌• قالوا لئن لم تنته ينوح لتكوننّ من المرجومين؛ هنگامي كه برادرشان نوح به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نمي‌كنيد؟ من براي شما رسول اميني هستم.گفتند: اي نوح اگر خودداري نكني، سنگباران خواهي شد.»

آزادى در مردم انطاكيه‌

[ویرایش]

نبودن آزادى براى مبلّغان دين، ميان مردم انطاکیه:
«و اضرِب لهم مّثلًا اصحب القرية اذ جاءها المرسلون‌• اذ أرسلنا اليهم اثنين فكذّبوهما فعزّزنا بثالثٍ فقالوا انّا اليهم مّرسلون‌• قالوا انّا تطيّرنا بكُم لئن لّم تنتهوا لنرجُمنكم و ليمسّنّكم مّنا عذاب اليمٌ؛براي آنها «اصحاب قريه» را مثال بزن، هنگامي كه فرستادگان خدا به سوي آنها آمدند.هنگامي كه دو نفر از رسولان را به سوي آنها فرستاديم، اما آنها رسولان (ما) را تكذيب كردند، لذا براي تقويت آن دو، شخص سومي فرستاديم، آنها همگي گفتند ما فرستادگان (خدا) به سوي شما هستيم.آنها گفتند ما شما را به فال بد گرفته‌ ايم (و وجود شما شوم است) و اگر از اين سخنان دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم كرد، و مجازات دردناكي از ما به شما خواهد رسيد.»

آزادى حضرت يوسف

[ویرایش]

آزادى یوسف علیه‌السلام براى استقرار و تصرّف در هر نقطه از سرزمين مصر
[۴۸] برای توضیحات بیشتر به مقاله آزادی از زندان (قرآن) رجوع شود.
:
«وكذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشآء نصيب برحمتنا من نّشآء ولانضيع أجر المحسنين؛و اينگونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم كه هرگونه مي‌خواست در آن منزل مي‌گزيد (و تصرف مي‌كرد) ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) مي‌بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمي‌كنيم.»

آزادی ممنوع

[ویرایش]
آزادی دارای حدودی است در انجام برخی امور آزادی، ممنوع است.

امتحان با آزادى‌

[ویرایش]

بنى‌اسرائيل، مورد آزمایش الهى، با رهايى از سلطه فرعونيان:
۱. «و اذ نجّينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم؛و (نيز به خاطر بياوريد) آنزمان كه شما را از چنگال فرعونيان رهائي بخشيديم كه همواره شما را به شديدترين وجهي آزار مي‌دادند: پسران شما را سر مي‌بريدند و زنان شما را (براي كنيزي) زنده نگه مي‌داشتند و در اين، آزمايش سختي از طرف پروردگار براي شما بود.»
۲. «و اذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب يقتّلون أبناءكم و يستحيون نساءكم و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم؛بخاطر بياوريد زماني را كه از (چنگال) كسان فرعون نجاتتان بخشيديم آنها كه مرتبا شما را شكنجه مي‌دادند، پسرانتان را ميكشتند و زنانتان را (براي خدمتكاري) زنده مي‌گذاشتند و در اين آزمايش بزرگي از ناحيه خدا براي شما بود. »
۳. «و اذ قال موسى‌ لقومه اذكروا نعمة اللَّه عليكم اذ أنجيكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم؛و بخاطر بياور هنگامي را كه موسي به قومش گفت نعمت خدا را بر خود به ياد داشته باشيد، زماني كه شما را از (چنگال) آل فرعون رهائي بخشيد، همانها كه شما را به بدترين وجهي عذاب مي‌كردند و پسرانتان را سر مي‌بريدند و زنانتان را (براي خدمتكاري) زنده مي‌گذاشتند، و در اين، آزمايش بزرگي از طرف پروردگارتان بود.»

بنى‌اسرائيل و آزادى‌

[ویرایش]

••• احساس مسؤوليّت گروهى از بنى‌اسرائيل براى آزادسازى وطن و فرزندانشان:
«ألم تر الى الملأ من بنى اسرءيل من بعد موسى‌ ... قالوا و ما لنا ألّا نقتل فى سبيل اللَّه و قد أخرجنا من ديرنا و أبنائنا ...؛آيا مشاهده نكردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي ... گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالي كه از خانه‌ ها و فرزندانمان رانده شده‌ ايم،....»

••• مسؤوليّت بنى‌اسرائيل در مراعات حق انتخاب وطن و بيرون نكردن صاحبان آن از خانه و كاشانه‌شان:
«و اذ أخذنا ميثق بنى‌اسرءيل ...• ... و لاتخرجون أنفسكم من ديركم ...• ... و تخرجون فريقا منكم من ديرهم تظهرون عليهم بالأثم و العدون ... و هو محرّم عليكم اخراجهم ...؛و (به ياد آوريد) زماني را كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم .. و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد... و جمعي از خودتان را از سرزمينشان بيرون مي‌كنيد و در اين گناه و تجاوز به يكديگر كمك مي‌كنيد ... در حالي كه بيرون ساختن آنان بر شما حرام بود....»

مستضعفان و آزادى‌

[ویرایش]

مسؤوليّت مستضعفان براى رها كردن خويش از نظام سلطه ظلم و شرك:
انّ الّذين توفيهم الملئكة ظالمى أنفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى الأرض قالوا ألم تكن أرض اللَّه وسعة فتهاجروا فيها فأولئك مأويهم جهنّم و ساءت مصيرا.كساني كه فرشتگان (قبض ارواح) روح آنها را گرفتند در حالي كه به خويشتن ستم كرده بودند و به آنها گفتند شما در چه حالي بوديد (و چرا با اينكه مسلمان بوديد در صف كفار جاي داشتيد!) گفتند ما در سرزمين خود تحت فشار بوديم، آنها (فرشتگان) گفتند مگر سرزمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد! پس آنها (عذري نداشتند و) جايگاهشان دوزخ و سرانجام بدي دارند.»

مؤمنان و آزادى‌

[ویرایش]

مسؤوليّت مؤمنان جهت رهايى مستضعفانِ در بند:
«و ما لكم لاتقتلون فى سبيل اللَّه و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدن الّذين يقولون ربّنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها ...؛چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكاني كه (به دست ستمگران) تضعيف شده‌ اند پيكار نمي‌كنيد؟، همان افراد (ستمديده‌ اي) كه مي‌گويند خدايا ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ‌ ستمگرند بيرون ببر ....»

حضرت نوح و آزادى‌

[ویرایش]

نوح علیه‌السلام و ديگر انبیا، منزّه از اجبار مردم به پذيرش دين:
«ولقد أرسلنا نوحا إلى‌ قومه ...• ... أنلزمكموها و أنتم لها كرهون؛ ما نوح را به سوي قومش فرستاديم ...آيا من مي‌توانم شما را به پذيرش اين بينه مجبور سازم با اينكه شما آمادگي نداريد؟»

حضرت هارون و آزادى‌

[ویرایش]

هارون علیه‌السلام، خواستار آزادى بنى‌اسرائيل از سوى فرعونيان:
«قال كلّا فاذهبا بايتنا ...• فاتيا فرعون فقولا ...• ان ارسل معنا بنى‌اسرءيل ...• و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى‌اسرءيل؛فرمود چنين نيست (آنها كاري نمي‌توانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد...به سراغ فرعون برويد و بگوئيد ... بني اسرائيل را با ما بفرست.آيا اين منتي است كه تو بر من مي‌گذاري كه بني اسرائيل را برده خود ساخته‌ اي؟! »

حضرت هود و آزادى‌

[ویرایش]

رسالت هود علیه‌السلام، خالى از هر گونه اکراه و تحميل در دعوت مردم به دين:
«قالوا يا هود ما جئتنا ببينةٍ• فان تولّوا فقد أبلغتكم ما أرسلت به اليكم ...؛ گفتند: اي هود! تو دليلي براي ما نياورده‌ اي، و ما خدايان خود را به خاطر حرف تو رها نخواهيم كرد، و ما (اصلا) به تو ايمان نمي‌آوريم! و اگر روي برگردانيد من رسالتي را كه مامور بودم به شما رساندم ....»

عناوین مرتبط

[ویرایش]

آزاداندیشی (قرآن)، آزادی اجتماعی (قرآن)، آزادی از زندان (قرآن)، آزادی از ظلم (قرآن)، آزادی اقتصادی (قرآن)، آزادی انتخاب دین (قرآن)، آزادی انتخاب مسکن (قرآن)، آزادی اهل‌کتاب (قرآن)، آزادی بیان (قرآن)، آزادی جنسی (قرآن)، آزادی در حکومت فرعون (قرآن)، آزادی زنان (قرآن)، آزادی سیاسی (قرآن)، آزادی مشرکان (قرآن)، آزادی مطلق (قرآن)، آزادی وطن (قرآن)، انبیاء و آزادی (قرآن)، اهمیت آزادی (قرآن)، حدود آزادی (قرآن)، حکومت و آزادی (قرآن)، راه‌های کسب آزادی (قرآن)، سلب آزادی (قرآن)، شعیب و آزادی (قرآن)، محمد و آزادی (قرآن)، منشأ آزادی (قرآن)، نعمت آزادی (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لغت نامه دهخدا.
۲. فرهنگ علوم سیاسی.
۳. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۷.    
۴. توبه/سوره۹، آیه۶.    
۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۰۳.    
۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۰۴.    
۷. اعراف/سوره۷، آیه۱۰۵.    
۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۰.    
۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۴.    
۱۰. دخان/سوره۴۴، آیه۱۷.    
۱۱. دخان/سوره۴۴، آیه۱۸.    
۱۲. شعراء/سوره۲۶، آیات۱۵- ۱۷.    
۱۳. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۲.    
۱۴. شعراء/سوره۲۶، آیات۱۵- ۱۷.    
۱۵. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۲.    
۱۶. بروج/سوره۸۵، آیات۴-۸.    
۱۷. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۹.    
۱۸. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۳.    
۱۹. کهف/سوره۱۸، آیه۹.    
۲۰. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰.    
۲۱. کهف/سوره۱۸، آیه۱۵.    
۲۲. کهف/سوره۱۸، آیه۲۰.    
۲۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۶۹۸.    
۲۴. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۹.    
۲۵. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۳.    
۲۶. هود/سوره۱۱، آیه۸۷.    
۲۷. هود/سوره۱۱، آیه۸۸.    
۲۸. هود/سوره۱۱، آیه۹۱.    
۲۹. هود/سوره۱۱، آیه۸۷.    
۳۰. اعراف/سوره۷، آیه۸۸.    
۳۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۹.    
۳۲. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۳.    
۳۳. اعراف/سوره۷، آیه۸۰.    
۳۴. اعراف/سوره۷، آیه۸۲.    
۳۵. نمل/سوره۲۷، آیه۵۴.    
۳۶. نمل/سوره۲۷، آیه۵۶.    
۳۷. شعرا/سوره۲۶، آیه۱۶۱.    
۳۸. شعرا/سوره۲۶، آیه۱۶۲.    
۳۹. شعرا/سوره۲۶، آیه۱۶۷.    
۴۰. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۹.    
۴۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۳.    
۴۲. شعرا/سوره۲۶، آیه۱۰۶.    
۴۳. شعرا/سوره۲۶، آیه۱۰۷.    
۴۴. شعرا/سوره۲۶، آیه۱۱۶.    
۴۵. یس/سوره۳۶، آیه۱۳.    
۴۶. یس/سوره۳۶، آیه۱۴.    
۴۷. یس/سوره۳۶، آیه۱۸.    
۴۸. برای توضیحات بیشتر به مقاله آزادی از زندان (قرآن) رجوع شود.
۴۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۵۶.    
۵۰. به مقالات آزادی جنسی (قرآن) و آزادی مطلق‌ (قرآن) رجوع شود.
۵۱. بقره/سوره۲، آیه۴۹.    
۵۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۱.    
۵۳. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۶.    
۵۴. بقره/سوره۲، آیه۲۴۶.    
۵۵. بقره/سوره۲، آیات۸۳- ۸۵.    
۵۶. نسا/سوره۴، آیه۹۷.    
۵۷. نسا/سوره۴، آیه۷۵.    
۵۸. هود/سوره۱۱، آیه۲۵.    
۵۹. هود/سوره۱۱، آیه۲۸.    
۶۰. شعراء/سوره۲۶، آیات۱۵- ۱۷.    
۶۱. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۲.    
۶۲. هود/سوره۱۱، آیه۵۳.    
۶۳. هود/سوره۱۱، آیه۵۷.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۲۶۱، برگرفته از مقاله «آزادی».    


رده‌های این صفحه : آزادی | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار