آتش (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آتش برابر عربى نار است و مقصود از آن در اين مقاله، آتش دنيايى است نه آخرتى، و از كاربردهاى استعاره‌اى و تشبيهى آن نيز برداشت شده است. در اين مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه‌هاى «تورون»، «حرق»، «موريات» و «نار» استفاده شده است.

فهرست مندرجات

۱ - آتش آسمانی
۲ - آتش از آیات خدا
       ۲.۱ - جعل آتش‌زنه
۳ - آتش‌افروزان
       ۳.۱ - اصحاب اخدود
              ۳.۱.۱ - آتش‌افروختن برای مهمان
              ۳.۱.۲ - کیفر آتش‌افروزان
       ۳.۲ - نمرودیان
       ۳.۳ - همسر ابی لهب
       ۳.۴ - یهود
              ۳.۴.۱ - ناکامی در آتش‌افروزی
              ۳.۴.۲ - خاموش‌کننده آتش‌افروزی یهود
۴ - آتش جنگ
۵ - آتش جهنم
۶ - آتش‌خواری
       ۶.۱ - کتمان حق
       ۶.۲ - دین فروشی
       ۶.۳ - خوردن مال یتیم
۷ - آتش دریاها
       ۷.۱ - نشانه‌ برپایی قیامت
       ۷.۲ - سوگند خداوند
۸ - آتش‌زنه
۹ - آتش کوه طور
       ۹.۱ - تکلم خدا با حضرت موسی
       ۹.۲ - اعطای برکت
       ۹.۳ - نزول وحی
۱۰ - آتشگیره
       ۱۰.۱ - منشأ آتشگیره
       ۱۰.۲ - آتشگیره شدن دریاها
۱۱ - آتش نمرود
۱۲ - آتش و آب
       ۱۲.۱ - جعل آتش از درخت سبز
       ۱۲.۲ - آتش گرفتن دریا
۱۳ - ابلیس و آتش
۱۴ - تشبیه به آتش
       ۱۴.۱ - ریا و منت گذاری
       ۱۴.۲ - منازعات اهل‌جاهلیت
       ۱۴.۳ - سخن چینی
       ۱۴.۴ - فتنه‌انگیزی یهود
       ۱۴.۵ - حرام خواری
       ۱۴.۶ - خوردن اموال یتیمان
۱۵ - جرقّه آتش‌
۱۶ - خلقت از آتش
       ۱۶.۱ - ابلیس از آتش
       ۱۶.۲ - جن از آتش
۱۷ - سرد شدن آتش
۱۸ - سوزاندن با آتش
       ۱۸.۱ - سوزاندن حضرت ابراهیم
       ۱۸.۲ - سوزاندن باغ
       ۱۸.۳ - سوزاندن قربانی
       ۱۸.۴ - سوزاندن گوساله سامری
       ۱۸.۵ - سوزاندن مؤمنان
۱۹ - فواید آتش
       ۱۹.۱ - توشه مسافران
       ۱۹.۲ - ذوب فلزات
       ۱۹.۳ - راه یابی
       ۱۹.۴ - صنعت
       ۱۹.۵ - گرما
       ۱۹.۶ - یادآوری جهنم
       ۱۹.۷ - یادآوری معاد
۲۰ - منافقان و آنش
۲۱ - منشأ آتش
۲۲ - حضرت موسی و آتش‌
۲۳ - نجات از آتش
۲۴ - نعمت آتش
۲۵ - پانویس
۲۶ - منبع

آتش آسمانی

[ویرایش]

••• سوختن قربانی مدعی رسالت با آتش آسمانی، عهدی الهی در پندار یهود برای ایمان به رسولان و نشانه راست گویی او از دیدگاه یهود:
«الذین قالوا ان الله عهد الینآ الا نؤمن لرسول حتی یاتینا بقربان تاکله النار قل قد جآءکم رسل من قبلی بالبینـت وبالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صـدقین؛اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش ( صاعقه آسمانی‌ ) آن را بخورد! بگو: پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!» مراد از «الذین قالوا» طبق شان نزول گروهی از یهود می‌باشد.

••• سوخته شدن قربانی به آتش آسمانی، معجزه برخی انبیا و رسولان بنی اسرائیل:
«الذین قالوا ان الله عهد الینآ الا نؤمن لرسول حتی یاتینا بقربان تاکله النار قل قد جآءکم رسل من قبلی بالبینـت وبالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صـدقین؛اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش ( صاعقه آسمانی‌ ) آن را بخورد! بگو: پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!»

••• عدم پذیرش معجزه سوختن قربانی به آتش آسمانی از سوی یهود در صورت ارائه:
«الذین قالوا ان الله عهد الینآ الا نؤمن لرسول حتی یاتینا بقربان تاکله النار قل قد جآءکم رسل من قبلی بالبینـت وبالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صـدقین؛اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش ( صاعقه آسمانی‌ ) آن را بخورد! بگو: پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!»

••• سوخته شدن قربانی با آتشی از غیب ، معجزه برخی انبیاء و رسولان بنی اسرائیل:
«الذین قالوا ان الله عهد الینآ الا نؤمن لرسول حتی یاتینا بقربان تاکله النار قل قد جآءکم رسل من قبلی بالبینـت وبالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صـدقین؛اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش ( صاعقه آسمانی‌ ) آن را بخورد! بگو: پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!»

آتش از آیات خدا

[ویرایش]

خدا پديدآورنده آتش از درخت سبز:
«الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛همان كسي كه براي شما از درخت سبز آتش آفريد، و شما به وسيله آن آتش مي‌افروزيد. »

← جعل آتش‌زنه


پديد آمدن آتش‌زنه از درخت به قدرت خدا:
۱. «الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛همان كسي كه براي شما از درخت سبز آتش آفريد، و شما به وسيله آن آتش مي‌افروزيد. » به قرینه «توقدون» می‌توان گفت مقصود از «نار» در آیه، آتش زنه است.
۲. «افرءیتم النار التی تورون ء انتم انشاتم شجرتها‌ام نحن المنشئون؛آيا درباره آتشي كه مي‌افروزيد فكر كرده‌ ايد؟آيا شما درخت آن را آفريده‌ ايد؟ يا ما آفريده‌ ايم ؟» مفسران گفته‌اند: مقصود از درختی که از آن آتش تولید می‌شده، درخت مرخ و عفار بوده که با به هم ساییدن آن دو آتش ایجاد می‌شود.

آتش‌افروزان

[ویرایش]
آتش‌افروزان با توجه به آیات قرآن عبارتند از:

← اصحاب اخدود

یکی از آتش‌افروزان اصحاب اخدود هستند.

←← آتش‌افروختن برای مهمان


آتش افروختن اصحاب اخدود ، برای سوزاندن مؤمنان :
«قتل اصحـب الاخدود؛ النار ذات الوقود؛ اذ هم علیها قعود؛ وهم علی ما یفعلون بالمؤمنین شهود؛ و ما نقموا منهم الا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید؛مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال ( آتش )، آتشی عظیم و شعله‌ور! هنگامی که در کنار آن نشسته بودند، و آنچه را با مؤمنان انجام می‌دادند (با خونسردی و قساوت ) تماشا می‌کردند! آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.» اخدود به معنای خندق و گودال بزرگ مستطیلی است. که ستمگران، آن را مملو از آتش کردند و مؤمنان را در آن سوزاندند و به این جهت به اصحاب اخدود معروف شدند.

←← کیفر آتش‌افروزان


جهنم و آتش سوزان الهی کیفر آتش افروزان اصحاب اخدود:
«قتل اصحـب الاخدود؛ النار ذات الوقود؛ اذ هم علیها قعود؛ ان الذین فتنوا المؤمنین والمؤمنـت ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم ولهم عذاب الحریق؛ مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال (آتش)، آتشی عظیم و شعله‌ور! هنگامی که در کنار آن نشسته بودند، کسانی که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند سپس توبه نکردند، برای آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است!»

← نمرودیان


اقدام نمرودیان به سوزاندن ابراهیم علیه‌السلام در آتش:
۱. «قالوا سمعنا فتی یذکرهم یقال له ابرهیم؛ قالوا حرقوه وانصروا ءالهتکم ان کنتم فـعلین؛ (گروهی) گفتند: شنیدیم نوجوانی از (مخالفت با) بتها سخن می‌گفت که او را ابراهیم می‌گویند. گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته است!»
۲. «وابرهیم اذ قال لقومه اعبدوا الله و اتقوه ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون؛ فما کان جواب قومه الا ان قالوا اقتلوه او حرقوه فانجـیه الله من النار ان فی ذلک لایـت لقوم یؤمنون؛ ما ابراهیم را (نیز) فرستادیم، هنگامی که به قومش گفت: «خدا را پرستش کنید و از (عذاب) او بپرهیزید که این برای شما بهتر است اگر بدانید! »
۳. «وان من شیعته لابرهیم؛ قالوا ابنوا له بنیـنا فالقوه فی الجحیم؛ و از پیروان او ابراهیم بود؛ ( بت‌پرستان ) گفتند: بنای مرتفعی برای او بسازید و او را در جهنّمی از آتش بیفکنید!»

← همسر ابی لهب


سخن‌چینی و آتش افروزی همسر ابی لهب بین مردم و بر ضد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ :
«وامراته حمالة الحطب؛ فی جیدها حبل من مسد؛ و (نیز) همسرش، در حالی که هیزم‌کش ( دوزخ ) است، و در گردنش طنابی است از لیف خرما !» برداشت بر این اساس است که «حمالة الحطب»، کنایه از سخن چینی بین مردم و نقل اخبار پیامبر برای مشرکان باشد.

← یهود


یهود ، همواره در تلاش برای آتش افروزی و فتنه‌گری بر ضد مسلمانان :
«و قالت الیهود ید الله مغلولة... کلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله...؛ و یهود گفتند: دست خدا (با زنجیر ) بسته است.... هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت.... »

←← ناکامی در آتش‌افروزی


یهود، ناکام از آتش افروزی‌های خود بر ضد مسلمانان:
«و قالت الیهود ید الله مغلولة... کلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله...؛ و یهود گفتند: دست خدا (با زنجیر ) بسته است.... هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت.... »

←← خاموش‌کننده آتش‌افروزی یهود


خدا، خاموش کننده آتش افروزی و فتنه‌گری یهود بر ضد مسلمانان:
«و قالت الیهود ید الله مغلولة... کلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله...؛ و یهود گفتند: دست خدا (با زنجیر ) بسته است.... هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت.... »

آتش جنگ

[ویرایش]
از مصادیق آتش، آتش جنگ است.
[۲۶] به مقاله جنگ (قرآن) رجوع شود.


آتش جهنم

[ویرایش]
یکی از مصادیق آتش، آتش جهنم است.
[۲۷] به مقاله جهنم (قرآن) رجوع شود.


آتش‌خواری

[ویرایش]
آتش‌خواری جزای اعمال زیر است:

← کتمان حق


آتش خواری، جزای کتمان حق :
«ان الذین یکتمون ما انزل الله من الکتب... اولـئک ما یاکلون فی بطونهم الا النار...؛ کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده،... آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) .... »
در این که منظور از خوردن آتش چیست، دو احتمال وجود دارد: ا. مقصود، تشبیه حرام خواری به خوردن آتش باشد؛ ب. این که حقیقت و باطن حرام خوری آتش است؛ در نتیجه، حرام خواری، خوردن آتش است. برداشت، براساس احتمال دوم است.

← دین فروشی


آتش خواری، جزای دین فروشی :
«ان الذین یکتمون ما انزل الله من الکتب و یشترون به ثمنا قلیلا اولـئک ما یاکلون فی بطونهم الا النار...؛کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) ...»

← خوردن مال یتیم


آتش خواری، جزای خوردن مال یتیم :
«ان الذین یاکلون امول الیتمی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا...؛کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‌خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می‌خورند؛ و بزودی در شعله‌های آتش ( دوزخ ) می‌سوزند.»

آتش دریاها

[ویرایش]
یکی از سوگندهای الهی، آتش گرفتن دریاها در آستانه برپایی قیامت است.

← نشانه‌ برپایی قیامت


آتش گرفتن دریاها از نشانه‌های برپایی قیامت :
«و اذا البحار سجرت؛ علمت نفس ما احضرت؛ و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند؛ (آری در آن هنگام) هر کس می‌داند چه چیزی را آماده کرده است!» « سجر » در لغت به معنای شعله کشیدن آتش است.

← سوگند خداوند


سوگند خداوند به دریای برافروخته از آتش:
«و البحر المسجور؛و دریای مملوّ و برافروخته.»

آتش‌زنه

[ویرایش]

خدا ، پدید آورنده آتش زنه از درخت سبز:
۱. «الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛ همان کسی که برای شما از درخت سبز ، آتش آفرید و شما بوسیله آن، آتش می‌افروزید!» مقصود از «نار» در آیه، به قرینه «توقدون» آتش زنه است.
۲. «افرءیتم النار التی تورون؛ ءانتم انشاتم شجرتها‌ام نحن المنشئون؛ آیا درباره آتشی که می‌افروزید فکر کرده‌اید؟! آیا شما درخت آن را آفریده‌اید یا ما آفریده‌ایم؟! »

آتش کوه طور

[ویرایش]

مشاهده آتش در ناحیه کوه طور از سوی موسی علیه‌السلام و حرکت موسی علیه‌السّلام به سمت آتش در کوه طور، به امید پیدا کردن راه و آوردن آتش جهت گرم شدن همسر:
۱. «اذ رءا نارا فقال لاهله امکثوا انی ءانست نارا... انک بالواد المقدس طوی...؛هنگامي كه آتشي (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكي مكث كنيد كه من آتشي ديدم ...تو در سرزمين مقدس ‌ طوي هستي.»
۲. «اذ قال موسی لاهله انی ءانست نارا...؛(به خاطر بياور) هنگامي را که موسي به خانواده خود گفت: من آتشي از دور ديدم....»
۳. «فلما قضی موسی الاجل و سار باهله ءانس من جانب الطور نارا...؛هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌ اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد!.... »

← تکلم خدا با حضرت موسی


آتش کوه طور، باعث راهیابی موسی علیه‌السّلام به وادی مقدس و تکلم خدا با وی:
۱. «اذ رءا نارا فقال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بقبس او اجد علی النار هدی؛ فلما ءاتـها نودی یا موسی؛ انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی؛ و انا اخترتک فاستمع لما یوحی؛هنگامي كه آتشي (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكي مكث كنيد كه من آتشي ديدم شايد شعله‌ اي از آن را براي شما بياورم، يا به وسيله اين آتش راه را پيدا كنم.هنگامي كه نزد آتش آمد ندا داده شد كه اي موسي! من پروردگار توام! كفشهايت را بيرون آر كه تو در سرزمين مقدس ‌ طوي هستي.و من تو را (براي مقام رسالت) انتخاب كردم، اكنون به آنچه بر تو وحي مي‌شود گوش فرا ده! »
۲. «اذ قال موسی لاهله انی ءانست نارا سـاتیکم منها بخبر... فلما جاءها نودی ان بورک من فی النار و من حولها... ؛ یـموسی انه انا الله العزیز الحکیم؛(به خاطر بياور) هنگامي را که موسي به خانواده خود گفت: من آتشي از دور ديدم؛ (همين جا توقف کنيد؛) بزودي خبري از آن براي شما مي آورم... هنگامي که نزد آتش آمد، ندايي برخاست که: مبارک باد آن کس که در آتش است و کسي که در اطراف آن است (= فرشتگان و موسي)! ... اي موسي! من خداوند عزیز و حکیم هستم! »
۳. «فلما قضی موسی الاجل و سار باهله ءانس من جانب الطور نارا... فلما‌اتـها نودی من شطیء الواد الایمن فی البقعة المبرکة من الشجرة ان یا موسی انی انا الله رب العالمین؛ هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌ اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد! .... هنگامي كه به سراغ آتش آمد ناگهان از ساحل راست وادي در آن سرزمين بلند و پر بركت از ميان يك درخت ندا داده شد كه اي موسي! منم خداوند، پروردگار جهانيان! »»

← اعطای برکت


قرار گرفتن موسی علیه‌السّلام در احاطه آتش طور و اعطای برکت از سوی خداوند به موسی علیه‌السّلام و فرشتگان حاضر در اطراف آتش طور:
«فلما جاءها نودی ان بورک من فی النار ومن حولها وسبحـن الله رب العــلمین؛ هنگامی که نزد آتش آمد، ندایی برخاست که: مبارک باد آن کس که در آتش است و کسی که در اطراف آن است (فرشتگان و موسی‌) و منزّه است خداوندی که پروردگار جهانیان است!»
برداشت فوق بر این اساس است که منظور از «من فی النار» فرشتگان و از «و من حولها»، موسی علیه‌السّلام باشد.

← نزول وحی


آتش کوه طور، نقطه آغازین نزول وحی بر موسی علیه‌السّلام :
۱. «اذ رءا نارا فقال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بقبس او اجد علی النار هدی؛ فلما ءاتـها نودی یا موسی؛ و انا اخترتک فاستمع لما یوحی.هنگامي كه آتشي (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكي مكث كنيد كه من آتشي ديدم شايد شعله‌ اي از آن را براي شما بياورم، يا به وسيله اين آتش راه را پيدا كنم.هنگامي كه نزد آتش آمد ندا داده شد كه اي موسي! ... و من تو را (براي مقام رسالت) انتخاب كردم، اكنون به آنچه بر تو وحي مي‌شود گوش فرا ده! »»
۲. «اذ قال موسی لاهله انی ءانست نارا سـاتیکم منها بخبر... ؛ فلما جاءها نودی ان بورک من فی النار و من حولها....؛ (به خاطر بياور) هنگامي را که موسي به خانواده خود گفت: من آتشي از دور ديدم؛ (همين جا توقف کنيد؛) بزودي خبري از آن براي شما مي آورم... هنگامي که نزد آتش آمد، ندايي برخاست که: مبارک باد آن کس که در آتش است و کسي که در اطراف آن است (= فرشتگان و موسي)!»
۳. «فلما قضی موسی الاجل و سار باهله ءانس من جانب الطور نارا قال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بخبر... ؛ فلما‌اتـها نودی من شطیء الواد الایمن فی البقعة المبرکة من الشجرة ان یا موسی انی انا الله رب العالمین. هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌ اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد! به خانواده‌ اش گفت: درنگ كنيد من آتشي ديدم، مي‌روم شايد خبري براي شما بياورم.... هنگامي كه به سراغ آتش آمد ناگهان از ساحل راست وادي در آن سرزمين بلند و پر بركت از ميان يك درخت ندا داده شد كه اي موسي! منم خداوند، پروردگار جهانيان! »

آتشگیره

[ویرایش]

هیزم ، آتشگیره آتش عظیم اصحاب اخدود:
«قتل اصحـب الاخدود؛ النار ذات الوقود؛مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال (آتش)، آتشی عظیم و شعله‌ور!»

← منشأ آتشگیره


خدا ، پدیدآورنده آتش ، از آتشگیره درختان سبز :
۱. «الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛ همان کسی که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما بوسیله آن، آتش می‌افروزید!»
۲. «افرءیتم النار التی تورون؛ ءانتم انشاتم شجرتها‌ام نحن المنشئون؛آیا درباره آتشی که می‌افروزید فکر کرده‌اید؟! آیا شما درخت آن را آفریده‌اید یا ما آفریده‌ایم؟! »

← آتشگیره شدن دریاها


آتشگیره شدن دریاها در آستانه قیامت :
۱. «و البحر المسجور؛و دریای مملوّ و برافروخته. »
۲. «و اذا البحار سجرت؛و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند.»

آتش نمرود

[ویرایش]

سرد شدن آتش نمرودیان برای ابراهیمع لیه‌السلام به فرمان خدا :
«قلنا یـنار کونی بردا وسلـما علی ابرهیم؛(سرانجام او را به آتش افکندند؛ ولی ما) گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»

آتش و آب

[ویرایش]
آیات مرتبط با آتش گرفتن آب و مواد حاوی آب عبارتند از:

← جعل آتش از درخت سبز


پدید آمدن آتش از درخت‌های سرسبز و دارای آب، از نشانه‌های قدرت الهی :
«الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛همان کسی که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما بوسیله آن، آتش می‌افروزید!» مفسران ذیل آیه بیان داشته‌اند: «الشجر الاخضر» درختی بوده که در عین تری، با به هم ساییده شدن، همانند سنگ چخماق ، جرقه و آتش تولید می‌کرده است.

← آتش گرفتن دریا


آتش گرفتن آب دریا ، از نشانه‌های قیامت :
۱. «و البحر المسجور؛و دریای مملوّ و برافروخته.»
۲. «واذا البحار سجرت؛ و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند.» «سجر» در لغت به معنای شعله کشیدن آتش است.

ابلیس و آتش

[ویرایش]

آتش، عنصری برتر از خاک و گل از دیدگاه ابلیس:
۱. «... فسجدوا الا ابلیس لم یکن من السجدین؛ قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین؛... آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود. ( خداوند به او) فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»
۲. «قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین؛گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»
۳. «والجآن خلقنـه من قبل من نار السموم؛ الا ابلیس ابی ان یکون مع السجدین؛ قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصـل من حما مسنون؛و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. گفت: من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!»

تشبیه به آتش

[ویرایش]
در قرآن مجید بعضی از اعمال انسان تشبیه به آتش شده است.

← ریا و منت گذاری


تشبیه اثر ریا و منت گذاری در حبط و نابودسازی اثر انفاق ، به افتادن گردباد آتش زا به باغ پر از درخت و سوزاندن آن:
«یـایها الذین ءامنوا لاتبطلوا صدقتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس... ؛ ایود احدکم ان تکون له جنة من نخیل و اعناب تجری من تحتها الانهر له فیها من کل الثمرت و اصابه الکبر و له ذریة ضعفاء فاصابها اعصار فیه نار فاحترقت...؛اي كساني كه ايمان آوردهايد! بخششهاي خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسي كه مال خود را براي نشان دادن به مردم، انفاق مي‌كند... آيا كسي از شما دوست دارد كه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد، و براي او در آن (باغ)، از هر گونه ميوهاي وجود داشته باشد، در حالي كه به سن پيري رسيده و فرزنداني (كوچك و) ضعيف دارد، (در اين هنگام،) گردبادي (كوبنده)، كه در آن آتش (سوزاني) است، به آن برخورد كند و شعلهور گردد و بسوزد؟! (همين طور است حال كساني كه انفاقهاي خود را، با ريا و منت و آزار، باطل مي‌كنند)....»

← منازعات اهل‌جاهلیت


تشبیه منازعات و جنگ افروزی‌های اهل جاهلیت به آتش :
«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخونا وکنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله لکم ءایـته لعلکم تهتدون؛ و همگی به ریسمان خدا ( قرآن و اسلام ، و هرگونه وسیله وحدت‌ )، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.»
در این که منظور از کلمه «نار» چیست، دو احتمال وجود دارد: یکی آتش آخرتی و دیگری جنگ‌ها و منازعات و در نتیجه، اختلال و نابودی جامعه . برداشت فوق براساس احتمال دوم است.

← سخن چینی


تشبیه سخن چینی و اختلاف انگیزی همسر ابی لهب به افروزنده آتش:
«وامراته حمالة الحطب؛ فی جیدها حبل من مسد؛و (نیز) همسرش، در حالی که هیزم‌کش ( دوزخ ) است، و در گردنش طنابی است از لیف خرما

← فتنه‌انگیزی یهود


تشبیه فتنه انگیزی یهود به افروزنده آتش:
«وقالت الیهود یدالله مغلولة غلت ایدیهم ولعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشآء ولیزیدن کثیرا منهم مآ انزل الیک من ربک طغیـنا وکفرا والقینا بینهم العدوة والبغضآء الی یوم القیـمة کلمآ اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله ویسعون فی الارض فسادا والله لایحب المفسدین؛و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است!، دستهايشان بسته باد و بخاطر اين سخن از رحمت (الهي) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او گشاده است هر گونه بخواهد مي‌بخشد، و اين آيات كه بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنها مي‌افزايد، و در ميان آنها عداوت و دشمني تا روز قيامت افكنديم، و هر زمان آتش ‌ جنگي افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت و براي فساد در زمين تلاش مي‌كنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.»

← حرام خواری


تشبیه حرام خواری کتمان کنندگان معارف کتاب‌های آسمانی به خوردن آتش:
«ان الذین یکتمون ما انزل الله من الکتـب ویشترون به ثمنا قلیلا اولـئک ما یاکلون فی بطونهم الا النار ولایکلمهم الله یوم القیـمة ولایزکیهم ولهم عذاب الیم؛ کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند ، روز قیامت ، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است.»
در این که منظور از خوردن آتش چیست، دو احتمال وجود دارد: ا. مقصود، تشبیه حرام خواری به خوردن آتش باشد؛ ب. این که حقیقت و باطن حرام خوری آتش است؛ در نتیجه، حرام خواری، خوردن آتش است. برداشت، براساس احتمال اول است.

← خوردن اموال یتیمان


تشبیه خوردن اموال یتیمان به آتش خواری:
«ان الذین یاکلون امول الیتـمی‌ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا وسیصلون سعیرا؛كساني كه اموال يتيمان را از روي ظلم و ستم مي‌خورند، تنها آتش مي‌خورند و به زودي در شعله‌ هاي آتش (دوزخ) مي‌سوزند.»

جرقّه آتش‌

[ویرایش]

ایجاد جرقه‌های آتش در اثر حرکت سریع اسب‌ها و برخورد سم آن‌ها با سنگ :
«و العدیت ضبحا؛ فالموریت قدحا؛ سوگند به اسبان دونده ( مجاهدان ) در حالی که نفس‌زنان به پیش می‌رفتند، و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان ).
« موریات » از ماده «وری» به معنای خارج شدن آتش است. اصل آن، بیرون آمدن آتش از چیزی است که در اثر اصطکاک با چیزی پیدا می‌شود.

خلقت از آتش

[ویرایش]
در قرآن مجید به مخلوقین آتش اشاره شده است.

← ابلیس از آتش


آتش، ماده خلقت ابلیس :
۱. «قال انا خیر منه خلقتنی من نار؛(خداوند به او) فرمود: چه چيز تو را مانع شد كه سجده كني در آن هنگام كه به تو فرمان دادم ؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده‌ اي و او را از خاك!»
۲. «و الجان خلقنه من قبل من نار... الا ابلیس... قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصل من حما مسنون؛و جن را پيش از آن از آتش گرم و سوزان خلق كرديم. جز ابليس كه ابا كرد از اينكه با سجده كنندگان باشد. گفت من هرگز براي بشري كه او را از خاك خشكيده‌ اي كه از گل بدبوئي گرفته شده است آفريده‌ اي سجده نخواهم كرد!» به قرینه «الا ابلیس» و نیز ذکر کلام ابلیس که دلیل تمردش را از سجده بر آدم علیه‌السّلام ، گل بودن او معرفی می‌کند، می‌توان استفاده کرد که «الجان» شامل ابلیس هم می‌شود.
۳. «قال انا خیر منه خلقتنی من نار...؛گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفريده‌ اي ....»

← جن از آتش


••• آتش شعله‌ور، ماده خلقت جنیان:
۱. «و الجان خلقنه من قبل من نار السموم؛ و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم!» « سموم » باد سوزان و آتشینی است که مانند سم نفوذ می‌کند. آتش شعلهور و آتشی که دود ندارد نیز از جمله معانی دیگر «سموم» است.
۲.«و خلق الجان من مارج من نار؛و جن را از شعله‌ هاي مختلط و متحرك آتش!»

••• جلوه‌های ربوبیت الهی در آفرینش جن از آتش، غیر قابل انکار و تکذیب:
«وخلق الجان من مارج من نار، فبای ءالاء ربکما تکذبان؛و جن را از شعله‌ هاي مختلط و متحرك آتش!پس كدامين نعمتهاي پروردگارتان را انكار مي‌كنيد؟»

سرد شدن آتش

[ویرایش]

سرد شدن آتش برای ابراهیم علیه‌السلام به صورت خارق العاده به فرمان خدا :
«قلنا یا نار کونی بردا و سلاما علی ابرهیم؛(سرانجام او را به آتش افکندند؛ ولی ما) گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»

سوزاندن با آتش

[ویرایش]
در قرآن مجید به سوزاندن با آتش اشاره شده است.

← سوزاندن حضرت ابراهیم


اقدام بت پرستان به سوزاندن ابراهیم علیه‌السّلام در آتش:
۱. «قالوا سمعنا فتی یذکرهم یقال له ابرهیم؛ قالوا حرقوه و انصروا ءالهتکم ان کنتم فعلین؛(گروهي) گفتند: شنيديم جواني از (مخالفت با) بتها سخن ميگفت كه او را ابراهيم ميگفتند.گفتند: او را بسوزانيد و خدايان خود را ياري كنيد، اگر كاري از شما ساخته است.»
۲. «وابرهیم اذ قال لقومه اعبدوا الله و اتقوه ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون؛ ... قالوا اقتلوه او حرقوه فانجیه الله من النار....؛ما ابراهيم را فرستاديم، هنگامي كه به قومش گفت: خدا را پرستش كنيد، و از او بپرهيزيد كه اين براي شما بهتر است اگر بدانيد.ا... گفتند، او را به قتل برسانيد يا بسوزانيد، ولي خداوند او را از آتش رهائي بخشيد.... »
۳. «وان من شیعته لابرهیم؛ قالوا ابنوا له بنینا فالقوه فی الجحیم؛و از پيروان او (نوح آنها گفتند بناي مرتفعي براي او بسازيد، و او را در جهنمي‌ از آتش ‌ بيفكنيد!) ابراهيم بود. »

← سوزاندن باغ


نزول عذاب و آتش سوزنده بر باغ به سبب ترک انفاق صاحبان آن:
«انا بلونـهم کما بلونا اصحـب الجنة اذ اقسموا لیصرمنها مصبحین؛ فطاف علیها طـائف من ربک وهم نائمون؛ فاصبحت کالصریم؛ما آنها را آزموديم همانگونه كه صاحبان باغ را آزمايش كرديم، هنگامي كه سوگند ياد كردند كه ميوه‌ هاي باغ را صبحگاهان (دور از انظار مستمندان) بچينند. اما عذابي فراگير (شبانه) بر تمام باغ آنها فرود آمد در حالي كه همه در خواب بودند.و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلماني شد.»

← سوزاندن قربانی


یهود معتقد به فرود آمدن آتش برای سوزاندن قربانی جهت اثبات حقانیت پیامبری:
«الذین قالوا ان الله عهد الینآ الا نؤمن لرسول حتی یاتینا بقربان تاکله النار قل قد جآءکم رسل من قبلی بالبینـت وبالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صـدقین؛(اينها) همان كساني (هستند كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبري ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد:) قرباني بياورد، كه آتش ( صاعقه آسماني) آن را بخورد!» بگو: «پيامبراني پيش از من،براي شما آمدند؛ و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مي‌گوييد؟!»»

← سوزاندن گوساله سامری


سوزاندن گوساله سامری برای از بین بردن آثار آن به وسیله موسی علیه‌السّلام :
«... و انظر الی الهک الذی ظلت علیه عاکفا لنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا؛... بنگر به معبودت كه پيوسته آن را پرستش مي‌كردي و ببين ما آنرا نخست مي‌سوزانيم، سپس ذرات آن را به دريا مي‌پاشيم! »

← سوزاندن مؤمنان


در آتش افکندن مؤمنان از سوی اصحاب اخدود :
«قتل اصحـب الاخدود؛ النار ذات الوقود؛ اذ هم علیها قعود؛ و هم علی ما یفعلون بالمؤمنین شهود؛مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال ( آتش )، آتشی عظیم و شعله‌ور! هنگامی که در کنار آن نشسته بودند، و آنچه را با مؤمنان انجام می‌دادند (با خونسردی و قساوت ) تماشا می‌کردند! آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند .»

فواید آتش

[ویرایش]
فواید آتش با توجه به آیات قرآن عبارتند از:

← توشه مسافران


آتش ، توشه مسافران بیابانی:
«افرءیتم النار التی تورون؛ نحن جعلنها تذکرة و متعا للمقوین؛آيا درباره آتشي كه مي‌افروزيد فكر كرده‌ ايد؟ما آن را وسيله يادآوري (براي همگان) و وسيله زندگي براي مسافران قرار داده‌ ايم. »
مقصود از «مقوین»، مسافران بیابان پیما است.

← ذوب فلزات


••• فرمان ذوالقرنین به افروختن آتش برای ذوب کردن فلزات :
«ءاتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله نارا قال ءاتونی افرغ علیه قطرا؛قطعات بزرگ آهن براي من بياوريد (و آنها را به روي هم چيند) تا كاملا ميان دو كوه را پوشانيد، سپس گفت (آتش در اطراف آن بيافروزيد و) در آتش بدميد، (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، گفت (اكنون) مس ذوب شده براي من بياوريد تا به روي آن بريزم.»

••• ساخت و ساز زیورآلات و ابزار صنعتی با افروختن آتش و ذوب فلزات:
«... و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة او متع زبد مثله...؛»

••• ذوب گوساله سامری به وسیله موسی علیه‌السّلام و افکندن آن به دریا :
«قال فاذهب فان لک فی الحیوة ان تقول لا مساس وان لک موعدا لن تخلفه وانظر الی الـهک الذی ظـلت علیه عاکفا لنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا؛(موسي) گفت: برو كه بهره تو در زندگي دنيا اين است كه (هر كس ‌ با تو نزديك شود) خواهي گفت با من تماس نگير! و تو ميعادي (از عذاب خدا) داري كه هرگز از آن تخلف نخواهي كرد، (اكنون) بنگر به معبودت كه پيوسته آن را پرستش مي‌كردي و ببين ما آنرا نخست مي‌سوزانيم، سپس ذرات آن را به دريا مي‌پاشيم! »

← راه یابی


آتش، وسیله راه یابی در تاریکی:
۱. «مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم وترکهم فی ظلمـت لایبصرون؛آنها (منافقان) همانند كسي هستند كه آتشي افروخته (تا در بيابان تاريك راه خود را پيدا كند) ولي هنگامي كه آتش اطراف خود را روشن ساخت خداوند (طوفاني مي‌فرستد و) آن را خاموش مي‌كند، و در تاريكي وحشتناكي كه چشم كار نمي‌كند آنها را رها مي‌سازد. »
۲. «اذ رءا نارا فقال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بقبس او اجد علی النار هدی؛هنگامي كه آتشي (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكي مكث كنيد كه من آتشي ديدم شايد شعله‌ اي از آن را براي شما بياورم، يا به وسيله اين آتش راه را پيدا كنم. »
۳. «اذ قال موسی لاهله انی ءانست نارا سـاتیکم منها بخبر...؛(به خاطر بياور) هنگامي را که موسي به خانواده خود گفت: من آتشي از دور ديدم؛ (همين جا توقف کنيد؛) بزودي خبري از آن براي شما مي آورم....»
۴. «قال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بخبر...؛هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌ اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد! به خانواده‌ اش گفت: درنگ كنيد من آتشي ديدم، مي‌روم شايد خبري براي شما بياورم.... »

← صنعت


••• نقش آتش در صنعت آهنگری و طلاسازی :
«... و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة او متع زبد مثله...؛... و از آنچه (در كورهها) براي بدست آوردن زينت آلات يا وسائل زندگي آتش روي آن روشن مي‌كنند نيز كفهائي مانند آن به وجود مي‌آيد .... »

••• نقش آتش در گداختن آهن و روی ، برای سدسازی و ایجاد موانع مستحکم:
«ءاتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله نارا قال ءاتونی افرغ علیه قطرا؛قطعات بزرگ آهن براي من بياوريد (و آنها را به روي هم چيند) تا كاملا ميان دو كوه را پوشانيد، سپس گفت (آتش در اطراف آن بيافروزيد و) در آتش بدميد، (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، گفت (اكنون) مس ذوب شده براي من بياوريد تا به روي آن بريزم.»«قطر» در لغت ، به روی و مس مذاب معنا شده است.

••• به کارگیری آتش در صنعت آجرپزی در دوران‌های پیشین:
«وقال فرعون یـایها الملا ما علمت لکم من الـه غیری فاوقد لی یـهـمـن علی الطین فاجعل لی صرحا لعلی اطلع الی الـه موسی وانی لاظنه من الکـذبین؛فرعون گفت: اي جمعيت (درباريان!) من خدائي جز خودم براي شما سراغ ندارم! (اما براي تحقيق بيشتر) اي هامان آتشي بر گل بيفروز! (و آجرهاي محكم بساز) و براي من برج بلندي ترتيب ده، تا از خداي موسي خبر گيرم هر چند من گمان مي‌كنم او از دروغگويان است! » ایقاد، مصدر «اوقد» به معنای آتش افروختن است.

← گرما


راهی شدن موسی علیه‌السّلام به کوه طور به امید آوردن آتش جهت گرم شدن:
۱. «اذ رءا نارا فقال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بقبس...؛هنگامي كه آتشي (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكي مكث كنيد كه من آتشي ديدم شايد شعله‌ اي از آن را براي شما بياورم....»
۲. «اذ قال موسی لاهله انی ءانست نارا سـاتیکم منها بخبر او اتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون؛(به خاطر بياور) هنگامي را که موسي به خانواده خود گفت: من آتشي از دور ديدم؛ (همين جا توقف کنيد؛) بزودي خبري از آن براي شما مي آورم، يا شعله آتشي تا گرم شويد.»
۳. ... قال لاهله امکثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیکم منها بخبر او جذوة من النار لعلکم تصطلون؛هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌ اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد! به خانواده‌ اش گفت: درنگ كنيد من آتشي ديدم، مي‌روم شايد خبري براي شما بياورم، يا شعله‌ اي از آتش، تا با آن گرم شويد. »

← یادآوری جهنم


آتش دنیا ، یادآور آتش دوزخ :
«افرءیتم النار التی تورون؛ نحن جعلنها تذکرة؛آيا درباره آتشي كه مي‌افروزيد فكر كرده‌ ايد؟ما آن را وسيله يادآوري (براي همگان) و وسيله زندگي براي مسافران قرار داده‌ ايم. » به قرینه مقام که از آتش و منشا آن بحث شده است، متعلق تذکره می‌تواند آتش جهنم باشد.

← یادآوری معاد


پدید آمدن آتش از درخت از سوی خدا ، یادآور قدرت خدا بر پدید آوردن معاد :
«و کانوا یقولون ائذا متنا و کنا ترابا وعظـما اءنا لمبعوثون؛ افرءیتم النار التی تورون؛ ءانتم انشاتم شجرتها‌ام نحن المنشـون؛ نحن جعلنـها تذکرة ومتـعا للمقوین؛و مي‌گفتند: هنگامي كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم آيا برانگيخته خواهيم شد؟ آيا درباره آتشي كه مي‌افروزيد فكر كرده‌ ايد؟ آيا شما درخت آن را آفريده‌ ايد؟ يا ما آفريده‌ ايم ؟ ما آن را وسيله يادآوري (براي همگان) و وسيله زندگي براي مسافران قرار داده‌ ايم.» نکته فوق بر این اساس است که به قرینه سیاق آیات ، «تذکرة» را به معاد مربوط بدانیم.

منافقان و آنش

[ویرایش]

تشبیه حالات منافقان به برافروزنده آتش با شعله‌های موقت و زودگذر:
«مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضائت ما حوله ذهب الله بنورهم...؛آنها (منافقان) همانند كسي هستند كه آتشي افروخته (تا در بيابان تاريك راه خود را پيدا كند) ولي هنگامي كه آتش اطراف خود را روشن ساخت...»

منشأ آتش

[ویرایش]

خدا ، قراردهنده درختی سبز برای ساختن آتش زنه :
۱. «الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛همان كسي كه براي شما از درخت سبز آتش آفريد، و شما به وسيله آن آتش مي‌افروزيد.»
۲. «افرءیتم النار التی تورون؛ ءانتم انشاتم شجرتها‌ام نحن المنشئون؛ آيا درباره آتشي كه مي‌افروزيد فكر كرده‌ ايد؟ آيا شما درخت آن را آفريده‌ ايد؟ يا ما آفريده‌ ايم؟» مقصود از «شجرة» در دو آیه ، درخت سبزی بوده در بین اعراب که حکم سنگ چخماق را داشته و با به هم ساییدن چوب‌های آن، جرقه ایجاد می‌شده است.

حضرت موسى و آتش‌

[ویرایش]

سوزاندن گوساله سامری از سوی موسی علیه‌السّلام :
«... فکذلک القی السامری؛ فاخرج لهم عجلا... ؛ قال فاذهب فان لک فی الحیوة ان تقول لا مساس و ان لک موعدا لن تخلفه وانظر الی الـهک الذی ظلت علیه عاکفا لنحرقنه...؛... و سامری اینچنین القا کرد...؛ و برای آنان مجسّمه گوساله‌ای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد... (موسی) گفت: برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس با تو نزدیک شود) بگوئی با من تماس نگیر! و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلّف نخواهد شد! (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش می‌کردی! و ببین ما آن را نخست می‌سوزانیم؛ سپس ذرّات آن را به دریا می‌پاشیم!»

نجات از آتش

[ویرایش]

رهایی ابراهیم علیه‌السلام از آتش نمرودیان با معجزه الهی:
۱. «قلنا یا نار کونی بردا و سلاما علی ابرهیم و ارادوا به کیدا فجعلنهم الاخسرین و نجینه و لوطا الی الارض التی برکنا فیها للعالمین؛(سرانجام او را به درياي آتش افكندند ولي ما) گفتيم: اي آتش ‌ سرد و سالم بر ابراهيم باش. آنها ميخواستند ابراهيم را با اين نقشه نابود كنند، ولي ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم.و او و لوط را به سرزمين (شام) كه آنرا براي همه جهانيان پر بركت ساختيم نجات داديم.»
۲. ... قالوا اقتلوه او حرقوه فانجیه الله من النار...؛اما جواب قوم او (ابراهيم) چيزي جز اين نبود كه گفتند، او را به قتل برسانيد يا بسوزانيد، ولي خداوند او را از آتش رهائي بخشيد.... »
۳. قالوا ابنوا له بنینا فالقوه فی الجحیم؛ فارادوا به کیدا فجعلنهم الاسفلین؛آنها گفتند بناي مرتفعي براي او بسازيد، و او را در جهنمي‌از آتش ‌ بيفكنيد!آنها طرحي براي نابودي ابراهيم ريخته بودند ولي ما آنها را پست و مغلوب ساختيم.» «فجعلناهم الاسفلین»، کنایه از مغلوب شدن آنان در توطئه بر ضد ابراهیم علیه‌السّلام و رهایی او از آتش است.

نعمت آتش

[ویرایش]

••• آتش ، از نعمت‌های الهی برای انسان :
«الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون؛همان كسي كه براي شما از درخت سبز آتش آفريد، و شما به وسيله آن آتش مي‌افروزيد.» نکته فوق از کلمه (لام) است که برای انتفاع به کار می‌رود.

••• توجه به نعمت آتش، زمینه عبرت آموزی:
«افرءیتم النار التی تورون؛ نحن جعلنها تذکرة و متعا للمقوین؛آيا درباره آتشي كه مي‌افروزيد فكر كرده‌ ايد؟ما آن را وسيله يادآوري (براي همگان) و وسيله زندگي براي مسافران قرار داده‌ ايم.»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۶۱.    
۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۶. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۷. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۸. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۹. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۲.    
۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۷۳.     .
۱۱. بروج/سوره۸۵، آیه۴ - ۸.    
۱۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۴۳، ذیل اخدود.    
۱۳. بروج/سوره۸۵، آیه۴ - ۶.    
۱۴. بروج/سوره۸۵، آیه۱۰.    
۱۵. انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۰.    
۱۶. انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۸.    
۱۷. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.    
۱۸. صافات/سوره۳۷، آیه۸۳.    
۱۹. صافات/سوره۳۷، آیه۹۷.    
۲۰. مسد/سوره۱۱۱، آیه۴.    
۲۱. مسد/سوره۱۱۱، آیه۵.    
۲۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۴۷۴.    
۲۳. مائده/سوره۵، آیه۶۴.    
۲۴. مائده/سوره۵، آیه۶۴.    
۲۵. مائده/سوره۵، آیه۶۴.    
۲۶. به مقاله جنگ (قرآن) رجوع شود.
۲۷. به مقاله جهنم (قرآن) رجوع شود.
۲۸. بقره/سوره۲، آیه۱۷۴.    
۲۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۷.    
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۷۴.    
۳۱. نساء/سوره۴، آیه۱۰.    
۳۲. تکویر/سوره۸۱، آیه۶.    
۳۳. تکویر/سوره۸۱، آیه۱۴.    
۳۴. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۲۲۴، ذیل سجر.    
۳۵. طور/سوره۵۲، آیه۶.    
۳۶. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۳۷. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۳۸. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۲.    
۳۹. طه/سوره۲۰، آیه۱۰.    
۴۰. طه/سوره۲۰، آیه۱۲.    
۴۱. نمل/سوره۲۷، آیه۷.    
۴۲. قصص/سوره۲۸، آیه۲۹.    
۴۳. طه/سوره۲۰، آیه۱۰-۱۳.    
۴۴. نمل/سوره۲۷، آیه۷- ۹.    
۴۵. قصص/سوره۲۸، آیه۲۹.    
۴۶. قصص/سوره۲۸، آیه۳۰.    
۴۷. نمل/سوره۲۷، آیه۸.    
۴۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۶۴.    
۴۹. طه/سوره۲۰، آیه۱۰.    
۵۰. طه/سوره۲۰، آیه۱۱.    
۵۱. طه/سوره۲۰، آیه۱۳.    
۵۲. نمل/سوره۲۷، آیه۷.    
۵۳. نمل/سوره۲۷، آیه۸.    
۵۴. قصص/سوره۲۸، آیه۲۹.    
۵۵. قصص/سوره۲۸، آیه۳۰.    
۵۶. بروج/سوره۸۵، آیه۴.    
۵۷. بروج/سوره۸۵، آیه۵.    
۵۸. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۵۹. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۶۰. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۲.    
۶۱. طور/سوره۵۲، آیه۶.    
۶۲. تکویر/سوره۸۱، آیه۶.    
۶۳. انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۹.    
۶۴. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۶۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۲۹۱.    
۶۶. طور/سوره۵۲، آیه۶.    
۶۷. تکویر/سوره۸۱، آیه۶.    
۶۸. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۲۴، ذیل سجر.    
۶۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۱.    
۷۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۲.    
۷۱. ص/سوره۳۸، آیه۷۶.    
۷۲. حجر/سوره۱۵، آیه۲۷.    
۷۳. حجر/سوره۱۵، آیه۳۱.    
۷۴. حجر/سوره۱۵، آیه۳۳.    
۷۵. بقره/سوره۲، آیه۲۶۴.    
۷۶. بقره/سوره۲، آیه۲۶۶.    
۷۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۳.    
۷۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳۷۱.    
۷۹. مسد/سوره۱۱۱، آیه۴.    
۸۰. مسد/سوره۱۱۱، آیه۵.    
۸۱. مائده/سوره۵، آیه۶۴.    
۸۲. بقره/سوره۲، آیه۱۷۴.    
۸۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱، ص۴۷۷.    
۸۴. نساء/سوره۴، آیه۱۰.    
۸۵. عادیات/سوره۱۰۰، آیه۱.    
۸۶. عادیات/سوره۱۰۰، آیه۲.    
۸۷. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۲۰، ذیل «وری».    
۸۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۲.    
۸۹. حجر/سوره۱۵، آیه۲۷.    
۹۰. حجر/سوره۱۵، آیه۳۱.    
۹۱. حجر/سوره۱۵، آیه۳۳.    
۹۲. ص/سوره۳۸، آیه۷۶.    
۹۳. حجر/سوره۱۵، آیه۲۷.    
۹۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۱۴.    
۹۵. رحمن/سوره۵۵، آیه۱۵.    
۹۶. رحمان/سوره۵۵، آیه۱۵.    
۹۷. رحمان/سوره۵۵، آیه۱۶.    
۹۸. انبیا/سوره۲۱، آیه۶۹.    
۹۹. انبیا/سوره۲۱، آیه۶۰.    
۱۰۰. انبیا/سوره۲۱، آیه۶۸.    
۱۰۱. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.    
۱۰۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۴.    
۱۰۳. صافات/سوره۳۷، آیه۸۳.    
۱۰۴. صافات/سوره۳۷، آیه۹۷.    
۱۰۵. قلم/سوره۶۸، آیه۱۷.    
۱۰۶. قلم/سوره۶۸، آیه۱۹.    
۱۰۷. قلم/سوره۶۸، آیه۲۰.    
۱۰۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۱۰۹. طه/سوره۲۰، آیه۹۷.    
۱۱۰. بروج/سوره۸۵، آیه۴-۷.    
۱۱۱. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۱۱۲. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۳.    
۱۱۳. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۵، ص۲۱۰، ذیل «مقوین».    
۱۱۴. کهف/سوره۱۸، آیه۹۶.    
۱۱۵. رعد/سوره۱۳، آیه۱۷.    
۱۱۶. طه/سوره۲۰، آیه۹۷.    
۱۱۷. بقره/سوره۲، آیه۱۷.    
۱۱۸. طه/سوره۲۰، آیه۱۰.    
۱۱۹. نمل/سوره۲۷، آیه۷.    
۱۲۰. قصص/سوره۲۸، آیه۲۹.    
۱۲۱. رعد/سوره۱۳، آیه۱۷.    
۱۲۲. کهف/سوره۱۸، آیه۹۶.    
۱۲۳. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۵، ص۹۵، ذیل «قطر».    
۱۲۴. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰، ذیل «قطر».    
۱۲۵. قصص/سوره۲۸، آیه۳۸.    
۱۲۶. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۲۹، ذیل «اوقد».    
۱۲۷. طه/سوره۲۰، آیه۱۰.    
۱۲۸. نمل/سوره۲۷، آیه۷.    
۱۲۹. قصص/سوره۲۸، آیه۲۹.    
۱۳۰. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۱۳۱. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۳.    
۱۳۲. واقعه/سوره۵۶، آیه۴۷.    
۱۳۳. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۱۳۴. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۲.    
۱۳۵. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۳.    
۱۳۶. بقره/سوره۲، آیه۱۷.    
۱۳۷. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۱۳۸. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۱۳۹. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۲.    
۱۴۰. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۴، ص۴۶۷.    
۱۴۱. طه/سوره۲۰، آیه۸۷.    
۱۴۲. طه/سوره۲۰، آیه۸۸.    
۱۴۳. طه/سوره۲۰، آیه۹۷.    
۱۴۴. انبیا/سوره۲۱، آیه۶۹-۷۱.    
۱۴۵. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۴.    
۱۴۶. صافات/سوره۳۷، آیه۹۷.    
۱۴۷. صافات/سوره۳۷، آیه۹۸.    
۱۴۸. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۱۴۹. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱.    
۱۵۰. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۳.    


منبع

[ویرایش]

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۱۱۰، برگرفته از مقاله «آتش».    


رده‌های این صفحه : آتش | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار