آتش‌بس (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آتش بس، پيمان ترك جنگ به طور محدود و موقّت است. كه در عربى با واژه‌هاى «هدنه» و «مهادنه» از آن ياد مى‌شود. در قرآن اين لفظ نيامده است، بلكه از مفاهيمى مانند ماههای حرام و معاهدات موقت مثل صلح حدیبیه آتش‌بس استفاده شده است.


مفهوم آتش‌بس

[ویرایش]

آتش بس، در اصطلاح عبارت از قرارداد ترک جنگ در مدّت محدود است؛ اعمّ از این‌که در برابر دریافت عوض یا بدون آن انجام گیرد؛
[۲] ابن قدامه، المغنی، ج ۱۰، ص ۵۱۷.
بدین ترتیب، آتش بس نوعی صلح و آشتی موقّت است که در عربی با « هُدنه » و « مهادنه » از آن یاد می‌شود.
با توجّه به این‌که آتش بس، در فضای نبرد انجام می‌گیرد، وقوع آن در سیزده سال حضور پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در مکه و دعوت مردم به اسلام ، مصداق ندارد؛ زیرا در این دوران، به سبب ضعف مسلمانان و نبودن حکومت اسلامی و هرگونه ساز و برگ نظامی، امکان جنگ و جهاد با مشرکان وجود نداشته است؛ بنابراین، سخن از آتش بس، فقط به دوران پس از هجرت پیامبر به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی ناظر است.
مهم ‌ترین مصداق آتش بس در تاریخ اسلام ، صلح حدیبیه است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در سال ششم هجرت ، برای انجام مناسک عمره رهسپار مکه شد. مشرکان مکه، با آگاهی از مقصد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، از طریق نماینده ای در حدیبیه با وی پیمان صلح امضا کردند و دو طرف متعهّد شدند که به مدّت ده سال از جنگ بپرهیزند.
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، به تمام مواد و شرایط این عهدنامه پای بند ماند؛ امّا مشرکان، با شبیخون به گروهی از هم پیمانانِ مسلمانان، پیمان شکنی کردند و در پی آن، مکه در سال هشتم هجری به دست مسلمانان گشوده شد.

آتش‌بس در قرآن کریم

[ویرایش]

در قرآن کریم ، از آتش بس‌ به‌طور صریح و با عنوان « مهادنه » سخنی به میان نیامده؛ بلکه به گونه های مختلف بدان توجّه شده است:

← ماده سلم


در دو مورد، عنوان «سَلْم» آمده:
«وَ إن جَنحُوا لِلسَّلم فَاجنَح لَها وَ تَوکل عَلی اللّهِ إنَّهُ هُوَ السَّمیعُ العَلیمٌ؛و اگر (مشرکان) به صلح گراییدند، تو نیز بدان گرای و بر خدا توکل کن که او شنوای دانا است.»
«فَلاتَهِنوا و تَدعُوا إلی السَّلم و أنتم الأعلَون وَ اللّهُ مَعکم وَ لَن یتِرَکم أعملَکم؛پس سستی نورزید و ( کافران را) به آشتی مخوانید (که) شما برترید و خدا با شما است و از (ارزش) کارهایتان هرگز نخواهد کاست.»
در دو مورد، با عنوان «سَلَم» ذکر شده است:
«فإنِ اعتَزَلوکم فَلَم یقتِلوکم وَ ألقَوا إلَیکم السَّلَم فما جَعَل اللّهُ لکم عَلیهم سَبیلاً؛پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و به شما پیشنهاد صلح دادند، (دیگر) خدا برای شما راهی (برای تجاوز ) بر آنان قرار نداده است.»
در آیه بعد می‌فرماید: «فإن لَم یعتزِلوکم و یلقُوا إلیکم السَّلَمَ و یکفُّو ا أیدِیهُم فَخُذوهم وَ اقتُلوهم حَیثُ ثَقِفتُموهُم؛اگر از شما کناره نگرفتند و به شما پیشنهاد صلح ندادند و (از پیکار با شما دست برنداشتند)، آنان را هر کجا یافتید، به اسارت بگیرید و بکشید»
معنای دقیق «سَلَم»، مطلق صلح و آشتی خواهی است، امّا از آن‌جا که آتش بس نیز نوعی آشتی خواهی موقّت به شمار می‌رود،برخی مفسّران، «سلم» در آیات پیشین را به معنای «مهادنه» و «آتش بس» نیز دانسته و شرایط و احکام آتش بس را در ذیل همین دسته از آیات آورده اند.

← میثاق و معاهده


در برخی آیات، عنوان « میثاق و معاهده » آمده است. در آیه ۴ سوره توبه از محترم شمردن پیمان مشرکان که تعهّدشان را نشکستند، سخن به میان آمده:
«إلاّ الّذینَ عهدتُّم مِنَ المُشرِکینَ ثُمَّ لَم ینقُصوکم شَیئاً و لم یظـهِروا عَلیکم أحداً فَأتمُّوا إلیهم عَهدَهُم إلی مُدَّتِهم إنّ اللّه یحِبُّ الْمُتَّقین؛ مگر كساني از مشركان كه با آنها عهد بستيد و چيزي از آن فروگذار نكردند و احدي را بر ضد شما تقويت ننمودند، پيمان آنها را تا پايان مدتشان محترم بشمريد، زيرا خداوند پرهيزكاران را دوست دارد.»
و در آیه ۸۹ و ۹۰ سوره نساء از هم پیمانان مشرکان سخن گفته و این‌که مسلمانان با آن‌ها صلح و مدارا داشته باشند:
«.. فخُذُوهُم و اقتُلوهم.. إلاّ الّذین یصِلونَ إلی قوم بَینَکم و بَینَهم میثقٌ... »
در این آیات، از مفاد پیمان ، گفت و گو نشده؛ امّا چنان‌که بسیاری از مفسّران گفته اند، مقصود، پیمانی است که براساس آن، افزون بر سایر مواد پیمان، نبرد بین دو طرفِ معاهده نیز برای مدّتی متروک اعلام شده است.

← رعایت زمان و مکان


در برخی آیات، مسجد الحرام و ماه های حرام ، مکان و زمان‌هایی که شایسته متارکه جنگ است، دانسته شده و از مسلمانان خواسته شده که ضمن پای بندی به معاهده آتش بس، فقط زمانی به جنگ اقدام کنند که مشرکان این پیمان را نقض کرده، حرمت مسجدالحرام و ماه های حرام را شکسته، به جنگ برخیزند؛ نظیر آیه :
«الشَّهر الحَرام بالشَّهرِ الحرامِ و الحُرُمت قِصاصٌ فمَنِ اعتدی علَیکم فَاعتَدوا عَلیه بِمِثلِ ما اعتدی عَلیکم...؛»
در آیات ۱۹۱ سوره بقره و ۵ سوره توبه همین معنا با مقداری تفاوت آمده است.

حکمت پذیرش آتش بس

[ویرایش]
مقصود از حکمت آتش بس عواملی است که در صدور جواز قرارداد متارکه جنگ در مدّت محدود دخیل می باشند.

← عدم محبوبیت جنگ


جنگ‌ به‌طور ذاتی مورد تشویق اسلام نیست؛ بدین جهت، هرگاه دشمن برای صلح اعلام آمادگی کند، اسلام صلح را ترجیح می‌دهد تا بدان جا که به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمان می‌دهد آتش بس را بپذیرد و به احتمال خدعه دشمن توجّه نکرده، بر خداوند توکل کند.

← تجدید قوای مسلمانان


زمانی که مسلمانان دچار ضعفند یا به سبب طولانی شدن جنگ، از توان آن‌ها کاسته شده، اسلام به پذیرش آتش بس سفارش می‌کند تا با استفاده از فرصت پیش آمده، به تقویت بنیه نظامی و تجدید قوا بپردازند.

← گرایش به اسلام


زمینه سازی برای گرایش به اسلام از حکمتهای آتش‌بس است. ایجاد فرصت مناسب برای مطالعه دشمنان درباره اسلام و احیاناً بازگشت آن‌ها به دامن این مکتب حیات بخش می‌تواند یکی دیگر از اسرار پذیرش آتش بس باشد.
[۳۵] تفسیر راهنما، ج ۷، ص ۱۳.

مشرکان پس از انعقاد پیمان صلح حدیبیه توانستند با آزادی تمام، بین مسلمانان رفت و آمد کنند و این امر باعث شد با اسلام آشنا و بسیاری از آن‌ها مسلمان شوند و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پس از گذشت دو سال، با شماری از پیروان که چندین برابر تعداد مسلمانان پیش از پذیرش این صلح بودند، رهسپار فتح مکه شود و بدون مواجهه با مقاومتی قابل توجّه، مکه را بگشاید؛ به همین جهت، صلح حدیبیه، فتح مبین معرّفی شده است.
قرآن کریم در آیه ۶ سوره توبه به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمان می‌دهد که هرگاه مشرکی هنگام جنگ برای شنیدن سخن الهی پناه خواست، به او پناه دهد و پس از آن، او را به مکان امنش برساند. این امر نشان می‌دهد که اسلام برای فروکش کردن نبرد، هرچند برای مدّتی کوتاه (آتش بس) برای فراهم آوردن زمینه آشنایی دشمن از اسلام، اهمّیت ویژه ای قائل است.

نسخ حکم آتش‌بس

[ویرایش]

شماری از مفسّران گفته اند: آیات ناظر به صلح و آتش بس ، مربوط به زمانی است که مسلمانان در ضعف به سر می‌برده اند؛ بنابراین، با آیاتی نظیر: «و قتلوا المُشرِکینَ کافّةً.»، «فَاقتُلوا المُشرکین حَیثُ وَجَدتُموهُم.» » یا «وَ قتِلوهم حتّی لاتَکونَ فِتنةٌ» و ... نسخ شده است.
[۴۱] جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، مج ۴، ج ۵، ص ۲۷۲.
[۴۲] ابن متوّج، الناسخ و المنسوخ، ص۹۶.
[۴۳] الایضاح لناسخ القرآن، ص ۲۳۱-۲۳۲.

برای توجیه نسخ آیات آتش بس، سه مرحله برای جهاد ذکر شده است :
۱. اجازه دادن به مسلمانان برای جهاد با دشمنان؛
۲. دعوت به پذیرش صلح در مقابل پیشنهاد صلح از جانب مشرکان؛
۳. دعوت به جهاد و جنگ همه جانبه.
این مراحل، از وضعیت مسلمانان و میزان برخورداری آنان از توان و ساز و برگ جنگی متأثّر بوده و از آن‌جا که در مرحله سوم و پایانی، به سبب توانمندی، به جهاد دعوت شده اند، مراحل پیشین نسخ شده است.

← قول به عدم نسخ


در مقابل، شماری از قرآن پژوهان معتقدند که آیات آتش بس ، نسخ نشده است؛ زیرا
اوّلا آیه «فَاقتلُوا المُشرِکینَ حَیثُ وَجَدتُموهم.» در سال نهم هجری نازل شد و پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پس از آن، با اهل نجران پیمان صلح و آتش بس برقرار کرد؛
ثانیاً همان مصلحتی که باعث شده مسلمانان در مرحله دوم از مراحل سه ‌ ‌گانه جهاد، به پذیرش آتش بس در مقابل پیشنهاد دشمنان مأمور شوند، ممکن است در سایر زمان‌ها برای مسلمانان پیش آید و پذیرش آتش بس به واقع مصلحت آنان را در پی داشته باشد؛ البتّه تشخیص این مصلحتِ نوآمد، برعهده امام و پیشوای مسلمانان است.

شرایط آتش بس

[ویرایش]
مقصود از شرایط آتش بس اموری است که در پیشنهاد و پذیرش قرارداد متارکه جنگ در مدّت محدود دخیل می باشند.این شرایط عبارتند از:

← شرایط پیشنهاد


شرایط پیشنهاد آتش بس:
«فَلاتَهِنوا و تَدعُوا إلی السَّلم و أنتمُ الأعلونَ؛هرگز سست نشويد و دشمنان را به صلح (ذلت بار) دعوت نكنيد در حالي كه شما برتريد و خداوند با شماست و چيزي از ثواب اعمالتان را هرگز كم نمي‌كند.»
صیغه نهی (لاتدعوا) ظهور در حرمت پیشنهاد آتش بس در حال قوّت مسلمانان دارد.
شاید از مفهوم آیه بتوان جواز پیشنهاد آتش بس در حال ضعف را استفاده کرد که ممکن است طبق مصالحی به حدّ وجوب برسد.

← شرایط پذیرش


شرایط پذیرش آتش بس:
از جمله «فاجنح لها» در آیه ۶۱ سوره انفال ، لزوم پذیرش آتش بس به دست می‌آید؛ چنان که از آیه «فإن اعتَزَلوکم.. فَما جَعَل اللّهُ لکم عَلیهم سبیلا.»
پرهیز از ادامه جنگ پس از پیشنهاد آتش بس استفاده می‌شود که لازمه اش لزوم پذیرش آتش بس است.
برخی مفسّران، این وجوب را به زمانی مقید دانسته‌اند که پذیرش آتش بس، یا به مصلحت اسلام باشد، نظیر این‌که با قبول آن، فرصت مطالعه برای دشمن درباره اسلام فراهم آید، چنان که از مفهوم آیه ۶ سوره توبه (و إن أحدٌ مِن المُشرِکینَ استَجارَک فَأجرهُ حتّی یسمَعَ کلـمَ اللّهِ) استفاده می‌شود
[۵۷] ابن قدامه، المغنی، ج ۱۰، ص ۵۱۷.
یا به مصلحت مسلمانان باشد؛ مثل آن‌که توان ادامه جنگ را نداشته باشند.
بعضی پذیرش آتش بس در صورت عدم مصلحت را حرام دانسته اند.


آتش‌بس در جاهليّت‌

[ویرایش]

احترام ماه‌هاى حرام در عصر جاهلیّت و آتش بس در اين ماه‌ها:
۱. «یسـلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر...؛ از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند. بگو : هر جنگی در آن ماه -گناهی- بزرگ است.»
۲. «ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله یوم خلق السمـوت والارض منهآ اربعة حرم ذلک الدین القیم...؛ شماره ماه‌ها نزد خدا از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفریده در کتاب علم خدا دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماهش ماه حرام است؛ این است حساب استوار.»

آتش‌بس در ماه‌هاى حرام‌

[ویرایش]

لزوم احترام ماه‌هاى حرام و آتش بس در آن‌ها:
۱. «الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمـت قصاص...؛ماه حرام، در برابر ماه حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد). و تمام حرامها، (قابل) قصاص است....» ماه‌های حرام، از آن جهت به حرام بودن وصف شده‌اند که برخی از امور حلال در ماه‌های دیگر، در این ماه‌ها حرام است که از جمله آن‌ها به قرینه آیات گذشته، جنگ است ماه‌های حرام عبارتند: رجب،ذی القعده،ذی الحجه و محرم.)
۲. «یسـلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر...؛از تو، درباره جنگ كردن در ماه حرام، سؤ ال مي‌كنند، بگو: جنگ در آن، (گناهي) بزرگ است....»
۳. «یـایها الذین ءامنوا لاتحلوا شعـئر الله ولاالشهر الحرام...؛اي كساني كه ایمان آورده‌ ايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را.... >»
۴. «فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین...؛هنگامي كه ماههاي حرام پايان گرفت مشرکان را هر كجا بيابيد به قتل برسانيد.... »
۵. «ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله یوم خلق السمـوت والارض منهآ اربعة حرم...؛تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب (آفرينش) الهي از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده دوازده ماه است كه از آن چهار ماه، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مي‌باشد) ....»

احكام آتش‌بس‌

[ویرایش]

لزوم وفاداری به آتش بس با دشمن، در صورت پايبندى آنان:
«کیف یکون للمشرکین عهد عند الله وعند رسوله الا الذین عـهدتم عند المسجد الحرام فما استقـموا لکم فاستقیموا لهم...؛ چگونه مشرکان را نزد خدا و پیامبرش پیمانی (استوار) تواند بود (در صورتی که همواره پیمان شکنی می‌کنند) مگر کسانی که با آنان در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید، پس تا زمانی که (به پیمانشان) با شما پایداری کنند، شما هم به پیمانتان با آنان پایداری کنید...»

پايبندى به آتش‌بس‌

[ویرایش]

مسلمانان پس از انعقاد قرارداد آتش بس، موظّفند به قوانین آن گردن نهند. تأکید اسلام به رعایت این قوانین، از پافشاری آن بر رعایت پیمان ها ، پرهیز از عهدشکنی ، احترام به قوانین پذیرفته شده اجتماعی و.. نشأت گرفته است.
در آتش بس، افزون بر این‌که نبرد ممنوع است
[۷۲] تفسیر راهنما، ج ۳، ص ۵۱۱.
جان و مال طرف معاهده نیز از طرف مسلمانان باید محفوظ باشد
[۷۴] تفسیر راهنما، ج ۷، ص ۲۱.
و رعایت تمام موارد و شرایط ذکر شده در پیمان آتش بس ، لازم است
البته پای بندی به این قوانین از سوی مسلمانان، منوط به رعایت کامل آن از سوی طرف معاهده (مشرکان، کافران و..) خواهد بود.

← اثر پایبندی به آتش‌بس


پایبندی به آتش بس، نشانه تقواپیشگی:
«کیف یکون للمشرکین عهد عند الله وعند رسوله الا الذین عـهدتم عند المسجد الحرام فما استقـموا لکم فاستقیموا لهم ان الله یحب المتقین؛چگونه براي مشركان پيماني نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالي كه آنها همواره آماده شكستن پيمانشان هستند) مگر كساني كه با آنها نزد مسجد الحرام پيمان بستيد (اين گروه كه پيمان خود را محترم شمردند) مادام كه در برابر شما وفادار باشند شما نيز وفاداري كنيد كه خداوند پرهيزكاران را دوست دارد.»
این برداشت براین اساس است که منظور از «الذین عاهدتم عند المسجد»، قریش و صلح حدیبیه باشد که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به مدت ده سال با آنان پیمان ترک مخاصمه بست.

← شرط پایبندی به آتش‌بس


لزوم وفاداری به آتش بس دشمن در صورت پایبندی طرف مقابل به آن:
«کیف یکون للمشرکین عهد عند الله وعند رسوله الا الذین عـهدتم عند المسجد الحرام فما استقـموا لکم فاستقیموا لهم...؛چگونه براي مشركان پيماني نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالي كه آنها همواره آماده شكستن پيمانشان هستند) مگر كساني كه با آنها نزد مسجد الحرام پيمان بستيد»
اين گروه كه پيمان خود را محترم شمردند) مادام كه در برابر شما وفادار باشند شما نيز وفاداري كني....»

قرارداد آتش‌بس‌

[ویرایش]

قرارداد آتش‌بس بين پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و مشرکان مکّه در حدیبیّه:
۱. «کیف یکون للمشرکین عهد عند الله وعند رسوله الا الذین عـهدتم عند المسجد الحرام فما استقـموا لکم فاستقیموا لهم....؛ چگونه مشرکان را نزد خدا و پیامبرش پیمانی (استوار) تواند بود (در صورتی که همواره پیمان شکنی می‌کنند) مگر کسانی که با آنان در کنار مسجد الحرام پیمان بسته اید، پس تا زمانی که (به پیمانشان) با شما پایداری کنند، شما هم به پیمانتان با آنان پایداری کنید»برداشت فوق براين اساس است كه منظور از «الّذين عاهدتّم عند المسجد»، قريش و صلح حديبيّه باشد كه پيامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ به مدّت ده سال با آنان پيمان ترك مخاصمه بست.
۲. «وهو الذی کف ایدیهم عنکم وایدیکم عنهم ببطن مکة من بعد ان اظفرکم علیهم...؛او كسي است كه دست آنها را از شما و دست شما را از آنها در دل مكه كوتاه كرد، بعد از آنكه شما را بر آنها پيروز ساخت.... » شأن نزول آیه و آیات سوره فتح به مصالحه پیامبر و مشرکان مکه در حدیبیه مربوط است. و با توجه به جنگ‌های قبلی آنان و آرایش جنگی، می‌توان بر صلح حدیبیه آتش بس را اطلاق کرد.

نقض آتش‌بس‌

[ویرایش]

عدم رعايت آتش‌بس در ماه‌هاى حرام، موجب ستم به خويشتن و جامعه بشرى:
«ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله یوم خلق السمـوت والارض منهآ اربعة حرم ذلک الدین القیم فلاتظـلموا فیهن انفسکم...؛ یقینا شماره ماه‌ها نزد خدا از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفریده در کتاب (علم) خدا دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماهش ماه حرام است؛ این است حساب استوار؛ پس در این چهار ماه (با جنگ و فتنه) بر خود ستم روا مدارید...»

← موجبات نقض آتش‌بس

معاهده آتش بس در شرایط ذیل شکسته می‌شود و مسلمانان اجازه می‌یابند آن را نقض کنند:

←← پایان ماه‌های حرام


پایان ماه‌های حرام و هلال ماه صفر، زمان نقض آتش بس با دشمن کافر:
«فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم...؛ پس هنگامی که ماه‌های حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید....»

←← پیمان شکنی


پایبند نبودن دشمن به آتش بس، عاملی برای نقض آن :
«کیف یکون للمشرکین عهد عند الله وعند رسوله الا الذین عـهدتم عند المسجد الحرام فما استقـموا لکم فاستقیموا لهم...؛چگونه مشرکان را نزد خدا و پیامبرش پیمانی (استوار) تواند بود (در صورتی که همواره پیمان شکنی می‌کنند) مگر کسانی که با آنان در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید، پس تا زمانی که (به پیمانشان) با شما پایداری کنند، شما هم به پیمانتان با آنان پایداری کنید...»

←← تجاوز دشمن


جواز نقض آتش بس در ماه‌های حرام در صورت تجاوز دشمنان در آن ماه‌ها :
۱. «الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمـت قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم...؛ماه حرام، در برابر ماه حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد). و تمام حرامها، (قابل) قصاص است. و (به طور كلي) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدي كنيد! ....»
۲. «ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله... منهآ اربعة حرم... و قاتلوا المشرکین کافة کما یقاتلوکم کافة...؛تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب (آفرينش) الهي دوازده ماه است ... كه از آن چهار ماه، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مي‌باشد)... و با مشركان (به هنگام نبرد) دسته جمعي پيكار كنيد همانگونه كه آنها دسته جمعي با شما پيكار مي‌كنند .... » جمله «و قاتلوا المشرکین» پس از ذکر «اربعة حرم» می‌تواند بدین جهت باشد که اگر دشمن، حرمت ماه‌های حرام را رعایت نکند،مسلمانان وظیفه دارند که با دشمن جنگیده و مقابله به مثل کنند.

← عملکرد از نقض آتش‌بس


در مواقعی که پیمان آتش بس، پیش از موعد مقرّر از سوی دشمنان نقض شود، شایسته است شروع جنگ و پایان یافتن پیمان آتش بس را به آنان اعلام کنند:
«براءةٌ مِنَ اللّهِ وَ رسُولِه إلَی الّذینَ عـهَدتّم مِنَ المُشرکینَ فَسیحُوا فِی الأرضِ أَربعة أشهُر واعلمُوا أنّکم غَیرُ معجِزِی اللّهِ وَ أنّ اللّهَ مُخزِی الکـفِرینَ؛(این اعلام) بی زاری از جانب خدا و پیامبر او به کسانی از مشرکان است که با آنان پیمان بسته اید (و آنان پیمان شکنی کردند)؛ پس (ای مشرکان!) چهار ماه در زمین (ایمن از تعرّض) بگردید و بدانید که شما ناتوان کننده خدا نیستید و بدانید که خدا خوارکننده کافران است.»
بااستناد به آیه: «فَانبِذ إلیهم عَلی سَواء» لازم است این اعلام، روشن و بی پیرایه و بدون هرگونه نیرنگ انجام گیرد.
برخی، با استناد به آیه ۲ سوره توبه گفته اند: پیش از جنگ با دشمنانِ پیمان شکن، لازم است برای توبه و بازگشت به دامن اسلام ، فرصت مناسب به آن ها داده شود.
[۹۳] تفسیر راهنما، ج ۷، ص ۱۳.


مدت آتش بس

[ویرایش]

شماری از مفسّران بر این نکته پای فشرده‌اند که بیش ‌ترین زمان آتش بس، هنگام ضعف مسلمانان ، ده سال، و کم ‌ترین آن هنگام قوّت مسلمانان، چهار ماه است.
استناد مدّعیان این دیدگاه، سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است؛ زیرا حضرت در دوران ضعف مسلمانان در حدیبیه ، با مشرکان به مدّت ده سال پیمان آتش بس امضا کرد و پس از نقض آن از سوی مشرکان که زمان قوّت مسلمانان بود، چهار ماه به آنان مهلت و پس از آن اعلان جنگ داد.
[۹۸] ابن قدامه، المغنی، ج ۱۰، ص ۵۱۷.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

حکم آتش‌بس (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۹۲.    
۲. ابن قدامه، المغنی، ج ۱۰، ص ۵۱۷.
۳. عاملی جبعی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، ج ۳، ص ۸۲.    
۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۲۹۲.    
۵. حمیری، عبدالمک بن هشام، السیرة النبویه، ج ۳، ص ۷۸۲.    
۶. ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۰۴.    
۷. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، ج ۸، ص ۲۰.    
۸. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج ۵، ص ۳۰۹.    
۹. انفال/سوره۸، آیه۶۱.    
۱۰. محمد/سوره۴۷، آیه۳۵.    
۱۱. نساء/سوره۴، آیه۹۰.    
۱۲. نساء/سوره۴، آیه۹۱.    
۱۳. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۲۳، «سلم».    
۱۴. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۵، ص ۱۸۸، «سلم».    
۱۵. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص ۲۸۷.    
۱۶. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص ۱۴۹.    
۱۷. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، ج۸، ص۲۳.    
۱۸. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج ۵، ص ۳۰۹.    
۱۹. توبه/سوره۹، آیه۴.    
۲۰. نساء/سوره۴، آیه۸۹.    
۲۱. نساء/سوره۴، آیه۹۰.    
۲۲. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، ج ۸، ص۲۰.    
۲۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۹.    
۲۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۱۰.    
۲۵. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۲۶. بقره/سوره۲، آیه۱۹۱.    
۲۷. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۲۸. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۱۰، ص ۱۲۶.    
۲۹. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۱۰، ص ۶۰.    
۳۰. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۱۱۸.    
۳۱. انفال/سوره۸، آیه۶۱.    
۳۲. انفال/سوره۸، آیه۶۲.    
۳۳. جبعی عاملی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج ۳، ص ۸۲.    
۳۴. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج ۸، ص ۴۰.    
۳۵. تفسیر راهنما، ج ۷، ص ۱۳.
۳۶. حمیری، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج ۳، ص ۷۸۶.    
۳۷. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۱۵۳ ۱۵۶.    
۳۸. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۳۹. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۴۰. بقره/سوره۲، آیه۱۹۳.    
۴۱. جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، مج ۴، ج ۵، ص ۲۷۲.
۴۲. ابن متوّج، الناسخ و المنسوخ، ص۹۶.
۴۳. الایضاح لناسخ القرآن، ص ۲۳۱-۲۳۲.
۴۴. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، ج ۲، ص ۳۱۶.    
۴۵. حج/سوره۲۲، آیه۳۹.    
۴۶. انفال/سوره۸، آیه۶۱.    
۴۷. توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.    
۴۸. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۴۹. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۸۰.    
۵۰. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۱۵۰.    
۵۱. عاملی جبعی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج ۳، ص ۸۲.    
۵۲. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۸۰.    
۵۳. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف، ج ۱، ص ۲۳۵.    
۵۴. محمد/سوره۴۷، آیه۳۵.    
۵۵. انفال/سوره۸، آیه۶۱.    
۵۶. نساء/سوره۴، آیه۹۰.    
۵۷. ابن قدامه، المغنی، ج ۱۰، ص ۵۱۷.
۵۸. عاملی جبعی، علی بن احمد، مسالک الافهام، ج ۳، ص ۸۲.    
۵۹. راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۵۴.    
۶۰. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۶۱. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۶۲. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۶۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۲.    
۶۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۶۵. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۶۶. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۶۷. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۶۸. توبه/سوره۹، آیه۷.    
۶۹. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۱۰، ص ۱۲۶.    
۷۰. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۱۸۴ ۱۹۰.    
۷۱. نساء/سوره۴، آیه۹۰.    
۷۲. تفسیر راهنما، ج ۳، ص ۵۱۱.
۷۳. توبه/سوره۹، آیه۴.    
۷۴. تفسیر راهنما، ج ۷، ص ۲۱.
۷۵. توبه/سوره۹، آیه۴.    
۷۶. توبه/سوره۹، آیه۷.    
۷۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵، ص۱۸.    
۷۸. توبه/سوره۹، آیه۷.    
۷۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۸.    
۸۰. توبه/سوره۹، آیه۷.    
۸۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۸.    
۸۲. فتح/سوره۴۸، آیه۲۴.    
۸۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۰۵.    
۸۴. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۸۵. توبه/سوره۹، آیه۹.    
۸۶. توبه/سوره۹، آیه۷.    
۸۷. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۸۸. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۸۹. توبه/سوره۹، آیه۱.    
۹۰. توبه/سوره۹، آیه۲.    
۹۱. انفال/سوره۸، آیه۵۸.    
۹۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۱۹.    
۹۳. تفسیر راهنما، ج ۷، ص ۱۳.
۹۴. توبه/سوره۹، آیه۲.    
۹۵. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۵۲۴.    
۹۶. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج ۸، ص ۶۴.    
۹۷. راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، ج۱، ص ۳۵۴.    
۹۸. ابن قدامه، المغنی، ج ۱۰، ص ۵۱۷.
۹۹. راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۵۴.    
۱۰۰. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۵۲۴.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۱۱۹، برگرفته از مقاله «آتش بس».    
دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «آتش بس».    


رده‌های این صفحه : آتش بس | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار